تاج‌زاده: شرکت نکردن در انتخابات به معنی رای دادن به آقای رییسی است

Share Button

چکیده : باید افرادی را انتخاب کنیم که حتما تخصص لازم را داشته باشند بی توجهی به این موضوع مشکل ساز است اما صرف تخصص در این زمینه کافی نیست. ما متخصص هایی داریم که چون سیاسی نیستند در برابر دستگاههای امنیتی و دولت پنهان آسیب پذیرند … + کامنت من در پایان

پنج شنبه, ۳۱ فروردین, ۱۳۹۶

مصطفی تاجزاده در گفتگو با آینه نشریه داخلی دانشگاه پلی تکنیک گفت:

*در شرایط فعلی تحریم انتخابات عملا هیچ یک از خواسته های تحریم کنندگان را برآورده نخواهد کرد.

*با دوستانی که حرف از تحریم می زنند باید صحبت کرد که هدف از رای ندادن رسیدن به چه سیاستی است؟ اگر شرکت نمی کنید تا جمهوری اسلامی زمین بخورد در تمام این سالها مشخص شده است که این نظام در بدترین شرایط، پنجاه درصد مردم را برای شرکت در انتخابات مجاب می کند. این آمار در تمام دنیا قابل قبول است پس تحریم با مشارکت پنجاه درصدی به جایی نخواهد رسید.

*اگر در انتخابات شرکت نمی کنید تا خارجیها به حکومت فشار بیاورند، اتفاقا در تمام این سالها دیده ایم که هرچه فشار خارجی بیشتر باشد حکومت بهتر و راحت تر می تواند مردم را بسیج کند. اصلا یکی از اهداف و راهبردهای حزب پادگانی امنیتی کردن فضا است چرا که در چنین فضایی راحتتر می تواند مخالفان خود را سرکوب کند.

*اگر منظورشان این است که رای ندهند تا مسولان عاقلتر شوند در جواب باید گفت رای ندادن امتیاز به اقتدارگرایان است و آن ها را جری تر خواهد کرد.پس از هرجهت که بنگریم تحریم عملا هیچیک از خواسته های تحریم کنندگان را براورده نخواهد کرد.

*البته با آمدن اقای رییسی احتمال تحریم انتخابات خیلی کم شده است چراکه همگان می دانند شرکت نکردن در انتخابات به معنی رای دادن به آقای رییسی است.

*وقتی خانواده های شهدای ۸۸ می گویند رای می دهیم شرکت زندانیان سیاسی در انتخابات نسبتا ازاد تعجب ندارد.

*در این دوره انتخابات، نهاد نظارتی و نهاد مجری از دو جریان متفاوت هستند پس سلامت نسبی انتخابات تضمین شده است.

*معیار ما برای شرکت در انتخابات، تفاوت معنادار در نامزدهاست. فرض کنیم ما را بین گزینه های ضرغامی و جلیلی محدود کنند. در این شرایط قطعا رای نخواهم داد. در سال ۹۰ که تمام گزینه های ما رد می شدند ورود در انتخابات یک اشتباه بود.

*به طور مطلق قایل به تحریم یا شرکت در انتخابات نیستم و بستگی به شرایط دارد. اما در این انتخابات نظر به حضور اقای روحانی و تایید نامزدها در انتخابات شورا، مشارکت خواهیم کرد.

*با نگاه تک بعدی به مسایل از جمله انتخاب نامزدهای شورای شهر موافق نیستم. تجربه و دانش به من اموخته که نگاه جامع پاسخگو است.

*باید افرادی را انتخاب کنیم که حتما تخصص لازم را داشته باشند بی توجهی به این موضوع مشکل ساز است اما صرف تخصص در این زمینه کافی نیست. ما متخصص هایی داریم که چون سیاسی نیستند در برابر دستگاههای امنیتی و دولت پنهان آسیب پذیرند.

*شخص بدون سابقه سیاسی نمی تواند در مقابل زیاده خواهیهای حزب پادگانی بایستد. ضمنا تخصص در یک زمینه خاص با مدیریت از یکسو و توان نظارت از سوی دیگر یکسان نیست.

*ما متخصصان زیادی داریم که اصلا مدیران خوبی نیستند اما پژوهشگران بسیار خوبی هستند. همچنان که سیاسیونی داریم که بسیار دوراندیشند اما مدیران اجرایی برجسته ای نیستند.

*باید کسانی در شوراها انتخاب شوند که هم تخحصص داشته باشند هم پشتوانه و تجربه سیاسی و حتی الامکان دستی بر اتش داشته باشند تا مسایل و مشکلات اجرایی را درک کنند و توان اعمال نظارت را نه به صورت شعاری بلکه به صورت عملی و همه جانبه داشته باشند.ما متخصص سیاسی و البته متعهد و اهل عمل می خواهیم که به شوراها راه یابند و به اوضاع شهرها سر و سامان بدهند.

…………………………………………………………………..

کامن من:

با یک نکته از نظرات تاجزاده بطور ۱۰۰% موافقم و آنهم اینست که شرکت نکردن و به روحانی ندادن، یعنی رأی دادن به جلاد کشتار ۶۷ ابراهیم رئیسی. «تحریم» معنائی جز رأی دادن ضمنی و غیرمستقیم به رئیسی و قالیباف سردار حمله گاز انبری به دانشجویان و خوابگاه آنان در ۶۸ نیست.

و با این دو نظر تاجزاده که میگوید « *وقتی خانواده های شهدای ۸۸ می گویند رای می دهیم شرکت زندانیان سیاسی در انتخابات نسبتا ازاد تعجب ندارد.

*در این دوره انتخابات، نهاد نظارتی و نهاد مجری از دو جریان متفاوت هستند پس سلامت نسبی انتخابات تضمین شده است.»

جناب تاجزاده! این صفت نسبی و نسبتاً در آزادی انتخابات و سلامت آن که بکار برده ائید آنقدر بی مایه و ناچیز است که این دوجمله را  نمی نوشتید بهتر بود. در یک کلام مردم در این انتخابات هم مانند دوره قبل رأی سلبی میدهند تا شاه مهره های نظام برنده نشوند و رایشان در مقابل به روحانی کمتر باشد. مردم با رأی سلبی خود به فاصله دارترین نامزد از این ۶ کاندیداها، به نظام رأی منفی میدهند. همین!  ح تبریزیان

…………………………………………………..

افزوده ها و ضمایم

ابراهیم رئیسی ٢٧ ساله و اعدام‌های ۶٧

چکیده : مشکل امروزِ ابراهیم رئیسی، ماندن در فاجعه‌ی ۶۷ و دفاع از آن است نه فقط ارتکابِ آن. هستند کسانی که با همراهی یا سکوت‌شان، در آن فاجعه سهیم بودند اما به تدریج و با رفتار یا گفتارشان، از آن شیوه‌ی نظر و عمل، فاصله گرفتند ...

کلمه

محمدجواد اکبرین:

ابراهیم رئیسی دیروز در جمع هوادارانش گفت جوان ۱۹ساله‌ای بوده که وارد کار قضایی شده و همه جا به وظیفه‌اش عمل کرده. وظیفه‌ی او اما در ۲۷ سالگی، عضویت در هیئتی بود که حکم اعدام هزاران زندانی را بدون محاکمه صادر کرد. وقتی رئیسی ۲۷ساله بود «محمود علیزاده» ۴۳ ساله بود و از فعالان سازمان فدائیان/چپ ایران. او دانش‌آموخته‌ی حقوق از دانشگاه تهران بود. بعد از عید سال ۶۳ بازداشت شد. در ۱۵بهمن‌ماهِ همان سال این نامه را خطاب به همسرش ایران و دخترش سولماز می‌نویسد: «حکم دادگاه را به من ابلاغ کردند به دو سال زندان محکوم شده‌ام… از عوارض این حکم اخراج از بانک است که در این رابطه برای بدهی که بابت خانه به بانک دارم فکر کرده‌ام که چکار باید بکنم…».

شهریورماه ۶۷ ناگهان خبر اعدامش را به ایران و سولماز می‌دهند و پیکرش را بدون اطلاع خانواده، مثل سایر اعدامی‌های آن تابستان، به گورستان خاوران می‌سپارند بی‌نام و نشان.

محمود علیزاده تنها یک نمونه از هزاران اعدام بی‌محاکمه‌ی ۶۷ با هدف تصفیه‌ی مخالفان است. این روزها با برخی جوانان هوادار آقای رئیسی گفتگوی مکتوب کرده‌ام؛ آنها نه می‌دانستند که قربانیان آن فاجعه، تنها از «مجاهدین خلق» نبودند و نه می‌دانستند مجاهدینِ اعدام شده در آن سال قبلا حکم‌شان صادر شده بود که یا در حال اتمام حکم بودند و یا در حال گذراندن آن. آیت‌الله احمد عابدینی از اساتید حوزه علمیه قم در جایی از خاطراتش می‌گوید «بنا شد که نزد آیت‌الله منتظری برویم و از او بخواهیم موقتاً سکوت کند و مصلحت نظام نوپای اسلامی را در نظر بگیرد. نزد ایشان رفتیم و گفتیم/جواب داد: من از همان اول هم نمی‌خواستم که رهبر شوم، امروز می‌‏گویم که مرجعیت را هم نمی‌خواهم، ولی دین‌ام را از دست نمی‌دهم. آخر این چه وضعی است/اصلاً افرادی که محاکمه شده‌‏اند و در زندانند و دوران محکومیت خود را به سر می‌برند و جرم جدیدی مرتکب نشدند، به چه دلیل باید دوباره سوال و جواب کرد و سپس اعدام؟ گروهی از منافقان به ایران حمله کرده‌‏اند، این چه ربطی به زندانیان دارد؟ آیا شما می‌‏گویید در مقابل این امور من سکوت کنم؟!».

مشکل امروزِ ابراهیم رئیسی، ماندن در فاجعه‌ی ۶۷ و دفاع از آن است نه فقط ارتکابِ آن. هستند کسانی که با همراهی یا سکوت‌شان، در آن فاجعه سهیم بودند اما به تدریج و با رفتار یا گفتارشان، از آن شیوه‌ی نظر و عمل، فاصله گرفتند. چنین کسانی متفاوتند با کسی که هنوز هم به ارتکاب آن فاجعه افتخار می‌کند و ابایی ندارد که آن نقشه را در نقشی به بزرگیِ ریاست‌جمهوری هم ایفا کند.

No Comments