کارگران، انتخابات و غیبت مطالبات کارگری در وعده های انتخاباتی

Share Button

آن دیگری که سابقه اش فقط در برپا کردن جرثقیل های دار در زندانهای سراسر ایران بوده است و کمترین تجربه ایی در اداره یک مؤسسه اقتصادی چند نفره را هم نداشته و ندارد، و تمام معلومات او هم، معلومات حوزوی و درس دادن آداب غسلِ حیض، نفاس، جنابت و آداب جماع  و.. ، بوده است وعده میدهد که مملکت را برای فقرا بهشت میکند و یارانه ۳ دهک اول را سه برابر میکند. ولی این معجره گر رمال منش نمیگوید اگر این کار شدنی بوده است بدون اینکه خزانه دولت را خالی تر از این هست بکند، چرا این راه حل را تا بحال به همین دولت نداده و منتظر مانده است و میماند تا نوبت ریاست جمهوری خود او برسد و این شق القمر را به نمایش بگذارد و آس خود را برای فقرای مملکت زمین بزند.

‎Tavaana: E-Learning Institute for Iranian Civil Society <a href=
توانا (آموزشکده جامعه مدنی ایران)

۷ اردیبهشت ۹۶

فصل انتخابات، فصل وعده و عیدهای انتخاباتی است که در جریان آنها هر نامزدی سعی میکند برای کسب بیشترین آرایِ رأی دهندگان، بیشترین وعده های ممکن را بدهد، و در اغلب اوقات هم، بدون اینکه ذره ایی به فکر انجام آنها باشد و بدون اینکه کمترین توضیحی اقتصادی بدهد که هزینه انجام این وعده ها از محل کدام درامدیا صرفه جویی باید تأمین شود درحالیکه بودجه دولتی با همین وضع فعلی هم همیشه مجبور به استقراض از بانکها یا بازار پولی خصوصی است.

مسئله، مسئله گذشتنِ خرِمراد از پل پیروزی انتخابات است نه بیش و تعهدی جدی در این زمینه هم درکار نیست. دلیل این امر اینست که رقابت انتخاباتی و سیاسی در مملکت ما برای پست رئیس جمهوری، مجلس یا شورای شهر، نه رقابت احزاب سیاسی سابقه دار کارنامه دار است که برنامه داشته و پاسخگوی وعده های انجام نشده خود باشند و پای مسئولیت معرفی نامزدهای خود بایستند، مانند دیگر کشورها، بلکه  رقابت موسمیِ افرادی است عملاً مستقل از هرگونه تعهد حزبی که در هر دوره ظاهر میشوند و بد عهدیهای آنان با اتمام دوره خود آنان به فراموشی سپرده میشود و آزمونی دیگر برای ملت تکرار میشود بدون اینکه پیشینه آنرا بخوبی بداند. شخصیهای گیرنده پستهای انتخابی در مملکت ما مانند فروشندگان دوره گردی هستند که کالای خود را چند برای قیمت بالاتر و بی کیفیت به مشتری میفروشند و بعد ناپدید میشوند تا سرو کله دوره گرد دیگری از نو پیدا شود و بازهم بازبان بازی کلاه مردم را بردارد و برود.

خریدار کالای انتخاباتی در میهن ما، با یک سوپر مارکت معروف و سابقه دار روبرو نیست تا اگر سرش کلاه رفت و متوجه شد که کیفیت جنس نامرغوب، و بجای ساخت ژاپونی یا کره ایی، ساخت چین است، بتواند برود و یخه فروشگاه را گرفته پول خود را پس بگیرد و جنس قلابی را پس بدهد.

ولی مسئله وعده وعیدهای توخالی نامزدهای انتخاباتی از لحاظی بسیار غم انگیز تر از اینست که ذکر شد و بچشم می آید. کافیست که به شعار های نامزدهای انتخاباتی فعلی نگاه کنیم. آنها همه گونه شعار میدهند و ملت را مخاطب قرار میدهند بدون اینکه بگویند جایگاه طبقه کارگر در این وعده های آنها کجاست؟

یکی از آنها وعده میدهد در ظرف یکسال ۵ میلیون شغل ایجاد میکند بدون اینکه بگوید چطور؟ و کسی هم نیست که  از او بپرسد آدم حسابی! اگر تو نسخه ایی به این خوبی برای ایجاد این همه شغل داشتی، در مقام شهردارِ چند دوره ای تهران، چرا در شهرداری نسخه اعجاز آمیزت را  اجرا نکردی، و چرا  این نسخه معجزه گر خودت را به همین دولت روحانی بیچاره ندادی تا مملکت را ظرف چند ماه از فلاکت درآورد؟

آن دیگری که سابقه اش فقط در برپا کردن جرثقیل های دار در زندانهای سراسر ایران بوده است و کمترین تجربه ایی در اداره یک مؤسسه اقتصادی چند نفره را هم نداشته و ندارد، و تمام معلومات او هم، معلومات حوزوی و درس دادن آداب غسلِ حیض، نفاس، جنابت و آداب جماع  و.. ، بوده است وعده میدهد که مملکت را برای فقرا بهشت کرده و یارانه ۳ دهک اول را سه برابر میکند. ولی این معجره گر رمال منش نمیگوید اگر این کار شدنی بوده است بدون اینکه خزانه دولت را خالی تر از این هست بکند، چرا این راه حل را تا بحال به همین دولت نداده و منتظر مانده است و میماند تا نوبت ریاست جمهوری خود او برسد و این شق القمر را به نمایش بگذارد و آس خود را برای فقرای مملکت زمین بزند.

غم انگیر ترین جنبه این وعده وعیدهای انتخاباتی اینست که هیچیک از این معجره گران انتخاباتی که داعیه ریاست جمهوری بر همه ملت را دارند؛ طبقه ۲۰ میلیونی کارگر ایران را ابداً بحساب نیاورده اند تا زحمت اینرا بخود دهند که حد اقل در یک مورد، بنام کارگر و با اشاره مشخص به مسائل این طبقه حتی محض ظاهر بگویند برای این جمعیت نعمت آفرین، که خود از بیشتر نعمتها محروم است و حد اقل نیمی از معشیت و رفاه ملت و طبقه مرفه جامعه را فراهم میکند چه وعده ای دارند ولو اینکه وعده ای تو خالی باشد و محض احترامِ ظاهری! کارگران ایران اینقدر در محاسبات این مدعیان ریاست جمهوری ناچیز و قابل چشم پوشی بوده و هستند که نامشان از صورت مسئله انتخابات و رقابت های آن کاملاً پاک شده است.

این بیخیالی و بی اعتنائی به طبقه ۲۰ میلونی کارگر میهنمان امری تصادفی در این نظام نیست بلکه زائیده طبیعت زالو صفتانه و ضد کارگری آنست. ولی ای کاش دردناکی سوزنده مسئله به همینجا ختم میشد.

درد بسیار بزرگتر اینستکه؛ آنها که بنام نماینده کارگران از روی شانه کارگران بالا رفته و درخانه باصطلاح کارگر نشسته اند کمترین حرمتی برای صاحبخانه قائل نیستند و اینقدر به کرنشگری و آستانبوسی صاحبان و ساختارِ قدرت خو گرفته و عادت کرده اند که یادشان رفته است بنام کارگران و از روی شانه آنها به آنجا رسیده و عافیت یافته اند. آنها میتوانستند اقلاً فهرستی از مطالبات مُبرم کارگری را در این فصل رقابت انتخاباتی در مقابل نامزدهای انتخاباتی بگذارند و از آنها بخواهند تا بگویندبا این مشکلات کارگران مملکت چه میخواهند بکنند؟ و برای آنها چه وعده ایی دارند ولو توخالی؟

سران خانه کارگر میتوانستند از نامزدهای پست ریاست جمهوری بخواهند تا در صورت پیروز شدن، دولت را مسئول پرداخت دستمزدهای سوخته شده و معوقه کارگران کند مانند صندوقهای ضمانتی که در اکثر ممالک دنیا برای چنین مواردی وجود دارد. آنها باید میخواستند تا برنده انتخابات ریاست جمهوری، بدهی دولت را به سازمان تأمین اجتماعی بی درنگ پرداخت کند و هئیتی را با شرکت نمایندگان خود کارگران مسئول پیگری فروش کارخانجات ورشکستهِ نهادها و سرمایه داران متنفذ به سازمان تأمین( شستا سازمان سرمایه گذاری تأمین اجتماعی) اجتماعی کند.*

آنها میتوانستند از نامزدهای انتخاباتی بخواهند تا موضعشان را نسبت به فرار مالیاتی واحد های صنعتی،خدماتی و تجاری تحت پوشش سپاه، بسیج، نهادهای مختلف مذهبی مانند آستان قدس رضوی، بنیاد (امام) تحت نظرخود مقام معظم رهبری و  دهها بنیاد کوچک و بزرگ دیگر و  قرارگاه خاتم الانبیاء ( سپاه)روشن کنند.

فرارهای مالیاتی این نهادها یعنی افزایش بار مالیاتی روی گرده کارگران بخش خصوصی( کارگران درجه ۲) که در ساختار اقتصادی کشور موقعیتی ضعیف دارد و علت عمده ورشکست شدن واحدهای کوچک و متوسط و سوخت رفتن دستمزدهای کارگران شاغل این بخش است.

اهمیت انتخاباتی کردن مطالبات کارگران در اینست که نامزدها مجبور میشوند حد اقل وعده هایی بدهند که آن وعده ها برای بعدها و همیشه بصورت موضوعات انتخاباتی در می آیند و روأسای چمهور برگزیده شده براحتی زیر همه وعده هایشان بزنند. از سوی دیگر تکرار این مطالبات در فضای سیاسی و اجتماعی کشور به بیداری و اتحاد طبقه کارگرهم کمک میکند.

حبیب تبریزیان

*

بسیاری تحلیلگران و گزارشگران اقتصادی از ورشکستگی سازمان تأمین اجتماعی سخن میگویند بدون اینکه اشاره کنند که یکی از علل عمده این ورشگستگی فروش بسیاری واحدی صنعتی، خدماتی و تجاری ورشکسته با اعمال نفوذ و در دوره احمدی نژاد به این سازمان است. البته عدم پرداختهای موسسات بزرگ وابسته به کلان سرمایه داران و نهادها به این سازمان هم جای خود دارد.

………………………………

افزوده ها و ضمایم

دیدن این ویدئو کلیپ از دکتر زیبا کلام را اکیداً توصیه میکنم

No Comments