حمله به روحانی، حمله به جمهوریت

Share Button

حامیان اصلاح – اعتدال باید این احتمال را در ذهن داشته باشند که شکست روحانی می تواند شرایطی به شدت دهشت بارتر از حدفاصل سال های ۸۴ تا ۹۲ را برای کشور به وجود آورد و برای همین باید از تمام امکانات بالقوه برای حمایت از امتداد دولت اعتدال استفاده کنند.

نکته دیگر اینکه جریان خردگرا از کمبود شخصیتی تاثیرگذار مانند «هاشمی رفسنجانی» در این انتخابات بی بهره است و حضور پررنگ تر «سیدمحمد خاتمی» و «سیدحسن خمینی» می تواند کفهء ترازو را به سمت جریان مردمسالار، سنگین تر کند.
دور از ذهن نیست اگر بگوییم حضور همه جانبهء حامیان مردمسالاری و جمهوریت در این انتخابات از هر انتخابات دیگری حساس تر و تعیین کننده تر است..+ کامنت من در پایان

 

منتشر شده در: .

» هرمز شریفیان
نزدیک به سه هفته تا انتخابات ریاست جمهوری باقیست و صف بندی جناح ها تا این لحظه مشخص شده است.
تا اینجای کار معلوم است که رقبای اصلی رئیس جمهور فعلی، قالیباف – رئیسی هستند که برای رفتن به دور دوم تلاش می کنند تا در آنجا، یکی به نفع دیگری کنار بروند تا بلکه بتوانند روند اعتدال – اصلاح را متوقف و جمهوریت نظام را نشانه بروند.
از شروع برنامه های رسانه ای معلوم است که نامزدهای جریان اقتدار که خود بهتر می دانند حریف قَدَری برای روحانی نیستند، بر شدت حملات خود خواهند افزود و با روشی تخریبی سعی دارند تا کارکردهای دولت فعلی را زیر سوال برده و برجام و حقوق های نجومی را چنان پررنگ کنند تا دسته گل های به آب دادهء خودشان مخفی شود.
با نگاه به جریان های حامی رقبای روحانی می توان دریافت که هدف آنان زدن جمهوریت نظام است یعنی همان چیزی که از شروع دورهء اصلاحات آنان را به شدت آزار داده و زمین زدن آن از رویاهایشان محسوب می شود.
در این میان مناظره های انتخاباتی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و مباحثهء چهره به چهرهء کاندیداها می تواند اهمیت به سزایی در «رای آوری» آنان داشته باشد.
نباید فراموش کنیم که مناظره ها برای روحانی حکم «بازی در زمین رقیب» را دارد چرا که صدا و سیما نشان داده که در انتخابات مشابه هم پایگاه رایی برای اقتدارگرایان محسوب می شود و هیچ خوش ندارد که روند اعتدال- اصلاح، ادامه پیدا کند.
تیم رسانه ای روحانی باید هشیار باشد چرا که رقبا با روش تخریب به میدان می آیند و می دانند که روحانی مرد میدان جدل است و در مناظره های سال۹۲ ضربهء بدی به اندیشه های پادگانی وارد کرده است.
با توجه به فراگیری تلویزیون در مناطق دور افتاده و محروم یعنی همان جاهایی که کمک های مادی در زمان انتخابات ناگهان شروع می شوند؛ پایگاه رایی به حساب می آیند که مخالفان جمهوریت برای آن مناطق برنامه های خاص دارند.
ستادهای روحانی بهتر است توجه بیشتری به این مناطق داشته باشند و علاوه بر روشنگری، باید مراقب رخدادهای غیر مترقبه هم باشند.
از طرفی در زمان مناظره ها می بایست تمهیداتی اندیشیده شود تا شرایط روحانی با رقبایش برابر باشد و از «تروک های» تلویزیونی مانند سال ۸۸ به نفع نامزد مورد عنایت صدا و سیما، بهره برداری نشود.
جریان اقتدار طی انتخابات قبلی نیز نشان داده از تمام امکاناتش برای حمله به جمهوریت استفاده می کند و امروز و در میان کاندیداهای موجود، روحانی از همه بیشتر به نمادهای جمهوریت نزدیک است.
خوشبختانه روحانی نیز نشان داده که «تسلیم صحنه آرایی های خطرناک» نمی شود اما خوش خیالی است اگر گمان کنیم که او به تنهایی می تواند از تمام موانعی که برای راهیابی دوباره اش به پاستور در نظر گرفته شده، عبور کند‌.
دولت، تیم رسانه ای و حامیانش باید مترصد حملات جریان ضد جمهوریت باشند تا بتوانند «تک های» آنان را به فوریت و با «پاتکی» هشیارانه، پاسخ دهند.
حامیان اصلاح – اعتدال باید این احتمال را در ذهن داشته باشند که شکست روحانی می تواند شرایطی به شدت دهشت بارتر از حدفاصل سال های ۸۴ تا ۹۲ را برای کشور به وجود آورد و برای همین باید از تمام امکانات بالقوه برای حمایت از امتداد دولت اعتدال استفاده کنند.
نکته دیگر اینکه جریان خردگرا از کمبود شخصیتی تاثیرگذار مانند «هاشمی رفسنجانی» در این انتخابات بی بهره است و حضور پررنگ تر «سیدمحمد خاتمی» و «سیدحسن خمینی» می تواند کفهء ترازو را به سمت جریان مردمسالار، سنگین تر کند.
دور از ذهن نیست اگر بگوییم حضور همه جانبهء حامیان مردمسالاری و جمهوریت در این انتخابات از هر انتخابات دیگری حساس تر و تعیین کننده تر است و ابتر ماند روند اصلاح – اعتدال و رویارویی بی خردی در این سو و آن سوی اقیانوس می تواند وضعیت بسیار خطرناکی برای کشور ترسیم کند.
بدون شک ادامهء روند خردگرایی و منافع ملی می تواند هجوم پوپولیسم غربی را که این روزها بر مرکب قدرت سوار است و چموشی می کند، مهار کرده و در عین حال ویرانی های آن ۸ سال کذایی را آرام آرام ترمیم کند.
حضور گستردهء حامیان مردمسالاری در این انتخابات فرصتی است که اگر از کف برود به بزرگترین تهدید برای کشور تبدیل خواهد شد.

پایان یادداشت

………………………

کامنت من

بر حسب همه نشانه ها مقام رهبری طی دوره آینده ریاست جمهوری رفتنی هستند. ایشان از هم اکنون نشان داده اند که سردار قالیباف و ابراهیم رئیسی اولویت اوست اینکه کدامیک برود و کدامیک بماند به موفقیت آنها در جلب آرای مردم بستگی دارد.

بدلیل فوق و بسیاری دلایل دیگر، این دوره انتخابات ریاست جمهوری از تمام دوره های پیشین برای مملکت سرنوشت سازتر خواهد بود و آنها که حساسیت اوضاع را درک نکرده از تحریم دفاع میکنند، خواسته و یا ناخواسته سوخت رسان جریانات پادگانی و بیت مقام رهبری هستند و ادبیات . ژست براندازنده نمایانه و سوپر انقلابی تحریم آنها هم این رابطه را بهم نمیزند. فقط پیروزی روحانی در این انتخابات است که فاشیستی شدن فضای سیاسی جلوگیری میکند و بس!

روجانی در حالی به پشت میز مناظره میرود که بعلت ملاحظات سیاسی و حقوقی حاکم، برای بیان بسیاری حقایق، ضعفها و سوء پیشینه های جنائی، اقتصادی و اداری طرفهای مقابل آزاد نیست.

روحانی بعنوان رئیس جمهور مملکت که قانون اساسی را قبول دارد، قادر به بیان نکاتی نیست که مغایرت صریح با فرمانهای آیت الله خمینی یا خامنه ایی داشته باشند، او رسماً نمیتواند رئیسی را به قتل عام زندانیان سیاسی و قالیباف را به کشتن دانشجویان و پرتاب تعدادی از پنجره خوابگاه متهم کند. لذا قالیباف و رئیسی برای کوبیدن تخریبی روحانی چراغ سبز دارند و امتحان پس نداده به میدان میآیند در حالیکه روحانی اصلاً چراغی ندارد که سبز یا زرد باشد.

صرفنظر از اینکه روحانی که بوده و که هست؟ سیر فرایندی این دو انتخابات و جبهه بندی مردم در پشت سر او، او را به نمادِ حد اقل مطالبات مردم تبدیل کرده است و دینامیسم حاصله از این معادله است که او را بجلو خواهد راند و تعین میکند باید رأی داد یا نداد!

تمام رسانه های جمعی کشور در اختیار جریانات پادگانی و در رأس هم مقام معظم رهبری است.

No Comments