رئیسی بازی را هم اکنون باخته است اما!

Share Button

ابراهیم رئیسی و سردار گاز انبری در حق جامعه فقط  خشونت سادیستیک جسمی روا نکرده اند آنها به  ملت تجاوز و زنای بعنف کرده اند و این مسئله است که در افشای این دو نفر باید گفته شود و نه فقط به دزدیهای این یک در شهرداری و آن یک در آستان قدس رضوی و کاستیهای برنامه ای اشان اشاره شود. 

بنظر من اگر امداد های غیبی ولایی مانند انتخابات ۸۸ بداد نرسد، هم قالیباف و هم رئیسی قطعاً بازی انتخابات را با تفاوت بسیار آراء نسبت به روحانی، باخته اند اما، قانع شدن به باختن این دو چهره نمادین خشونتگری نظام، کمتر از حدِ کمترین انتظارات، از این مسابقه انتخاباتی است.

من قبلاً طی دو یادداشت نوشتم حضور این دو چهره نظام بویژه ابراهیم رئیسی در انتخابات، حتی در حد همین رسیدن به فینال رقابتی، یعنی توهین به مردم یعنی امضاء گرفتن غیر مستقم رهبری نظام از مردم برای بی گناهی این دو جانی ضد مردمی است. یعنی اینکه اینها تا آن حد شایستگی و مقبولیت عمومی داشته و دارند تا بعنوان نمایندگان بخشی میلیونی از مردم وارد رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری شوند و چند ملیون آرای جمعیت فتوایی، بیسواد و بیخبر از همه جا یا چند میلیون رانتبر و رانتخوار حکومتی را بحساب حکم تأئیدیه آن رأی دهندگان به گذشته خونین این دو نامزد به جامعه و جهان جا بزنند .

دکارت از «آ پریوری» بعنوان پیشفرض هر حکم یا گزاره ایی صحبت میکند و معنای آن اینست که وقتی کسی میگوید«من رفتم» در این جمله ساده، گوینده بدون اینکه اظهار کند به مقوله زمان( چه موقع رفتم) مکان(کجا رفتم) حرکت(چگونه رفتم) بطور ضمنیی و تلویجی اعتراف میکند یعنی طرف، زمان و مکان و حرکت را در هر حال مفروض و بدیهی میداند. فعل «من رفتم» در زمان و در مکان و با حرکت اتفاق می افتد و لاغیر. دکارت به این میگوند « آ پریوری» در مقابل «پُست پریوری».

چه به اجبار و چه با رضا؛ وقتی مردم، بی اعتنا به پیشینه جنایی این دو نامزد انتخاباتی، رقابت انتخاباتی آنها را میپذیرند یعنی اینکه آنها موفق شده اند برای خود بطور آپریوریک از مردم سجل اخلاقی بگیرند، انها موفق شده اند آثار جرم سوابق جنائی خود را تا آن حد به حاشیه برانند و تقلیل دهند که صلاحیت یافته اند تا یکی از گزینه های مردم برای پست ریاست جمهوری کشورشان باشند. اگر چنین توهین بزرگی در یکی از دموکراسیهای مدرن رخ میداد فاتحه آن رژیم خوانده بود. ملتی مانند انگلیس یا فرانسه هرگز اجازه نمیدهند تا یک آدمکش بمرحله نامزدی پست شورای یک دهکده بشود تا چه رسد به شهر و غیره.*  

اگر این دو نفر، حتی با فاصله زیادی در آراء کسب شده، مبارزه انتخاباتی را به حریف(روحانی) ببازند، باز هم در این ماجرا آنها برده اند و ملت ایران بازنده است.

قبلاً نوشته ام اگر بفرض دزدی؛ نامزد پاسداری و نگهبانی از امنیت شهر شود و بخشی از مردم به او رأی دهند و بخشی بیشتری رأی منفی، نتیجه اخلاقی چنین انتخابات یا گزینشی در حکم پا نهادن روی مذموم بودن فعل جنابت و تبه کاری است که در گذشته آن شخص ثبت شده است.

کاندیتاتوری این دو آدم کُش و تأئید صلاحیت آنان از سوی شورای نگهبان، قرار دادن مردم در لبه دو تیغه تیز یک قیچی است که یک طرف  آن مشروعیت دادن به این جانیان است و طرف دیگر آن دست کشیدن از شرکت در مبارزه انتخاباتی و واگذار کردن بی دردِ سر پست ریاست جمهوری به یکی از آندو است که مورد تأئید رهبر، سپاه و احراب پادگانی است.

اما فقط مشاهده دو تیغه تیز این قیچی و  ندیدن راه سوم، که طی آن میتوان و باید تهدید را به فرصت تبدیل کرد، نشانه عدم خلاقیت سیاسی مخالفین و منتقدین نظام است.

مردم ایران بویژه جامعه روشنفکری و سیاسی میهنمان میتواند و باید این بازی زشت رژیم را که محض مرعوب کردن مردم، تحقیر منتقدان و مخالفان نظام و گرفتن تأئید صلاحیت دو فاکتو از مردم برای این دو جنایتکار انجام شده است را به فرصتی برای افشای سوابق آنان و زنده کردن خاطره کشتار تابستان ۶۷  زندانیان سیاسی و حمله و هجوم گازانبری پیاده نظام  قداره کش سردار پاسدار قالیباف به دانشگاه تهران و خوابگاه آن در ۱۸ تیرماه سال ۷۸ تیر تبدیل کنند، سوابقی که بدون چنین کارزار رقابت امیزی میرفت تا به حاشیه ذهنیت جامعه سپرده شود.

طرحِ هرچه بیشتر سوابق آدم کشی این دو نامزد  پست راست جمهوری در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی میتواند نخستین گام برای تشکیل پرونده جنائی آنان با هدف دورتر طرح شکوائیه رسمی علیه آنان در درجه اول در محاکم بین المللی و در آینده های کمی دور تر در دادگاههای صالحه میهن خودمان باشد.

هرچه پرونده جنایی این دو نامزد ریاست جمهوری بیشتر  در جریان این مبارزات انتخاباتی بیشترفاش شده و روی دایره ریخته شود به بیداری بیشتر مردم نسبت به گذشته تاریخ خونین جمهوری اسلامی منجر شده و علاوه بر آن امکان کشاندن آنان به دادگاه صالحه و یا حداقل دادگاه وجدان جامعه آسانتر خواهد شد.

باید توجه داشت که میزان آرای این دو نفر در این انتخابات در حرکتی بُرداری در جهت خلاف محکومیت آنان در وجدان جامعه است. حتی یک میلیون رأی هم برای هریک از آنها  در این انتخابات در حکم لکه چرکینی روی وجدان جامعه ماست. آنها و هوادارشان در جریان این انتخابات باید بدانند جامعه ما جنایت آنان را هرگز فراموش نمیکند و آنها را هرگز نخواهد بخشید!

صرفنظر از همه اینها، نامزد کنندگان این دو و خود آنها، با نامزد کردن خود برای پست ریاست جمهوری عملاً؛ مستقیم و غیر مستقیم پاکیزگی وجدانی ذهیت جامعه را بنحوی خفت بار هدف گرفته و بچالش گشیده اند.

فرض کنید متجاوزی به خانه ایی وارد میشود و به زن و دختر و پسر خانواده، هم تجاوز میکند و هم سادیستیک به آنها آزار جنسی و جسمی وارد میکند. حالا اگر مرد خانواده بیاید و فریاد برآورد که آی مردم! ببینید اینجای زنم زخمی شده، آنجای دخترم کبود شده فلانجای پسرم پاره شده است، این هوار و حسین کردن عملاً تبرئه متجاوز از جرم بزرگتر او یعنی تجاوز به عنف به کسل یک خانواده است و تقلیل دادن جرم او در حد آزار جسمی! کاری که بنحوی هم اکنون در رابطه با این دو نامزد پست ریاست جمهوری جریان دارد.

ابراهیم رئیسی و سردار گاز انبری در حق جامعه فقط  خشونت سادیستیک جسمی روا نکرده اند آنها با جنایات خود علیه فرزندان در بند این ملت در زندانها و یا یورش مسلحانه به خوابگاههای دانشگاهی دختر و پسر آنان  به  ملت تجاوز و زنای بعنف کرده اند و این مسئله است که در افشای این دو نفر باید گفته شود و نه فقط به دزدیهای این یک در شهرداری و آن یک در آستان قدس رضوی و کاستیهای برنامه ای اشان اشاره شود.

No Comments