چه خواهد شد؟ تحلیلی راهبردی

Share Button

این ناموازنه استراتژیک اجتماعی _ سیاسی ایجاد شده، با گذشت هر روز بیشتر و بیشتر بزیان رهبری نظام و دیگر ارگاهای فراقانونی بهم خواهد خورد و نهاد دولت در نقش یک جبهه سیاسی واحد و نه در مقام دولت بعنوان یک نهاد حکومتی مرسوم و متعارف از درون این تقابل برخواهد خاست تا مردم را برای تغیر بنیادی نظام رهبری کند.. اینکه چه کسی در آینده، رهبری این دولت- جبهه را برعهده خواهد داشت مسئله دیگری است که به نحوه و میزان فعالیت آن نیروهایی بستگی دارد که از دیروز و امروز، روی این نیرو  و نبرد سرنوشت ساز آن سرمایه گذاری کرده، در درون این جبهه فعال بوده  و تبعاً در انتخاباتهای دردناکِ آن با درکِ عمقی یا نسبی از فواید مشارکت در آنها شرکت کرده اند.

نبرد برای دولت سازی واقعی از ارگان لوژیستیک (تدارکچی گری) کنونی حاکمیت ولایی، ادامه خواهد یافت!

درمسافرت هستم و از نظر وقت، تنگدست. ولی این تحلیل کوتاه را مینگارم و تحلیل جامعتر را به روزهای آینده، روزهای آینده ایی که معلوم نیست چه در دامان خود برای ما و میهنمان دارد  وا میگذارم.

بجرئت میتوان گفت انتخابات فردا یکی از سرنوشت سازترین انتخاباتها در دوران عمر ۳۸ ساله جمهوری اسلامی است، نه بجهت اینکه در صورت برنده شدن در آن؛ آقای روحانی شاخ غول استبداد ولایی را خواهد شکست و نه اینکه در صورت برنده شدن ابراهیم رئیسی، او و گروه نظامی ـ امنیتی هم پیمانش، مانند کشتار بزرگ ۶۷، چوبه های دار را بر سرِ هر کوی برزن از نو بپا خواهند ساخت بلکه بدلیل دینامیسم، تحرک آفرین و  قطب بندی ای(پولارازیسیون) که این انتخابات در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور ایجاد کرده است.

در یادداشتی که با عنوان «ساختار شناسی نظام سیاسی جمهوری اسلامی …»، بر پایه ارزیابی گرایشهای دینامیکال(نیروی خود جوششی و بُرداری) درون نظام نتیجه گرفتم که سرنوشت نظام در اثر رشد تضادِ بین نهاد دولت، بعنوان نهادی انتخابی و نهاد اصلی ساختار قدرت و نهاد فراقانونی ولایت فقیه با تمام زیرمجموعه هایش رقم خواهد خورد، صرفنظر از اینکه در رأس دولت چه شخصی باشد و در رأس نظام ولایی چه کسی.

نتیجه گیریهای راهبُردی آن یاداشت بعنوان یک نتیجه گیریهایی فرا استراتژیک همچنان پایه داوری و تحلیل سیاسی مرا بشمول تحلیلم از انتخابات جاری تشکیل میدهد و نشکیل خواهد  داد.

انتخابات جاری زلزله ایی دگرگون کننده در کُل ژئومتری عرصه سیاسی کشور ایجاد کرده است که سخن از دو  قطبی شدن  انتخابات، آنچنانکه بسیاری میگویند و برخی هم  نسبت بدان هشدار میدهند دیگر درمیان نیست بلکه سخن از دو قطبی شدن کلیت جامعه ، بین آن بخش (۹۰%ی بالفعل+بالقوه) از مردم که مُصرند قدرت واقعی در مملکت به دولت انتخابی منتقل گردد و آن بخش روبه ریزش (۱۰%ی که اهرمهای قدرت را دردست گرفته) که میخواهد قدرت فراقانونی ولائی همچنان سر رشته امور مملکت را در دست داشته باشد تا  حق رانتبری آنان از حکومت و چپاول ثروت ملی برایشان همچنان محفوظ بماند .

در اینجا بهیچوجه سخن از دموکرات بودن دولت و رعایت مندی حقوقی بشری آن در میان نیست بلکه فقط سخن از نبرد برای گرفتن حق تصمیم گریهای کلان از ولی فقیه و قدرت فرا قانونی آن و سپردن آن به نهاد دولت انتخابی است که مردم میتوانند هر ۴ سال یکبار آنرا انتخاب کنند و با این گردش ادواری قدرت، حد اقل مانع تثبیت و تمرکز قدرت در یک کانون شوند و در این رابطه دموکرات، مردمی کردن دولت مطرح میشود که نبرد پسا حاکمیت ولایی است. نبرد احزاب و جریاناتی که برنامه های خاص خود را دارند مثل همه دولتهای عرفی.

بنظر من دستاورد ستُرگ انتخابات فردا همین دوقطبی شدن برگشت ناپذیر حکومت ولائی از آنسو و نهاد انتخابی دولت از این سو میباشد. نهاد دولت در آینده میرود تا عملاً بعنوان یک جبهه مردمی فراگیر در برابر جبهه استبداد ولایی ژئومتری پسا انتخاباتی میهنمان را شکل دهد.

نکته بسیار مهمی که درفضای گرد و خاک بحث های انتخاباتی مغفول ماند این بود و هست که در انتخابات جاری، بلحاظ پیامهای نامزدهای انتخاباتی و برنامه های اظهار شده اشان، این انتخابات یک انتخابات نسبتاً سکولار شده در این حاکمیت ولایی بود. برخلاف انتخاباتهای گذشته از آغاز انقلاب اسلامی، بحث دین و مذهب دیگر و  احتمالاً برای همیشه، از بحثهای انتخاباتی رخت بربسته و جای خود را به مسئله بیکاری، رونق اقتصادی، مسکن سازی، تسهیلات ازدواج جوانان،برابر حقوقی جنسیتی، یارانه،  و  … داده بود و این یعنی خالی شدن زیر پای آن نهادی که با مدعی شدنش برای نمایندگی عَرش در بخش  کوچکی از فَرش زمین، که ایران دین گزیده ماست و بخاطر حرمت و تقدس سنتی ریش، عمامه و عبا، در جریان انقلاب اسلامی به قدرت رسید.

در تحلیلی پیرامون انتخابات ۸۸ نوشتم احمدی نژادِ جمکرانی، پارادوکسال، با تقسیم گونیهای سیب زمینی و  پخش چک ـ پول بین فقیر شدگان و صدقه بگیر شدگان مملکت برای جلب آراء، نظام را در مسیر سکولاریزاسیون قرار داد و اینکه در ادامه آن نتیجه گیری میگویم انتخابات جاری نقطه پایان عملی بر گفتمان، قداست و احکام مذهبی  و حرمت عمامه در تقسیم و توزیع قدرت سیاسی است و اینها بودند و هستند آن عوامل ایجاد شده در فرایند این انتخاباتها که دینامیسم شکل گرفته مورد اشاره و تأکید فوق را ایجاد  کرده اند و در آینده هم، فروکش کردنی نیستند.

نکته آخر اینکه در عرصه اجتماعی/سیاسی، بخش عمده مردم انتخاب استراتژیک خود را کرده اند و این انتخاب به باور من میرود که کشور را به دو اردوی نسبتاً ثابت متحارب سیاسی ـ اجتماعی، یک قطب طرفدار حاکمیت فراقانونی ولائی و دیگری خواهان اقتدار دولت انتخابی است تقسیم کند که این قطبندی فقط با تغیر بنیادی رژیم؛ چه از راه انتخابات، چه از راه اعتراضات خیابانی و یا چه از راه قیام ملی از بین خواهد رفت.

این ناموازنه استراتژیک اجتماعی _ سیاسی ایجاد شده، با گذشت هر روز، بیشتر و بیشتر بزیان رهبری نظام و دیگر ارگاهای فراقانونی بهم خواهد خورد و نهاد دولت در نقش یک جبهه سیاسی واحد و نه در مقام دولت بعنوان یک نهاد حکومتی مرسوم و متعارف از درون این تقابل برخواهد خاست تا مردم را برای تغیر بنیادی نظام رهبری کند.. اینکه چه کسی در آینده، رهبری این دولت- جبهه را برعهده خواهد داشت مسئله دیگری است که به نحوه و میزان فعالیت آن نیروهایی بستگی دارد که از دیروز و امروز، روی این نیرو  و نبرد سرنوشت ساز آن سرمایه گذاری کرده، در درون این جبهه فعال بوده  و تبعاً در انتخاباتهای دردناکِ آن با درکِ عمقی یا نسبی از فواید مشارکت در آنها شرکت کرده اند. اضافه کنم که نیروهای خارج از این نبرد جبهه ایی، به حاشیه رانده شده و بتدریج از نظر موجویت سیاسی محو خواهند شد.

بنظر من اگر رهبری نظام آن چنانکه گفته است تن به نتیجه انتخابات بدهد، با کمترین تردید، حسن روحانی روی شانهِ نیروهای منتقد یا مخالف نظام  برنده این انتخابات خواهد بود و اگر رژیم سناریوی کودتای انتخاباتی ۸۸ را به صحنه بیاورد که چندان هم منتفی نیست، در ژئومتری سیاسی اجتماعی ایجاد شدهِ ناشی از جنب و جوش فرایند مبارزات انتخاباتی کنونی، بسیج و آرایش سیاسی اجتماعی بوجود آمده در اثر آن، تغیر اساسی ایجاد بوجود نخواهد آمد .

نبرد برای دولت سازی واقعی از ارگان لوژیستیک (تدارکچی گری) کنونی حاکمیت ولایی، ادامه خواهد یافت!

No Comments