اپورتونیسم: انقلابی ترین نیروی انقلابی

Share Button

چکیده … از همان لحظه درک پیروزی شکننده روحانی در این انتخابات؛  هم لحن سیاسی خود او تغیر بیشتری کرده است و با شجاعت بیشتری نام خاتمی و مرحوم رفسنجانی را میبرد و هم سایتها و رسانه های شبه نظامی و جریانهای پادگانی لحنشان تغیر کرده است و لحن مقام معظم رهبری هم در پیامش بمناسبت پیروزی شکننده روحانی بر شخص مورد نظر رهبر تغیر محسوسی یافته است و بوضوح نشان میدهد که مشارالله «پیام  انتخابات انقلابی مردم را گرفته است». در پیام وی از عربده کشی های ضد فتنه یا دشمن طلبی های ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی خبری نبود. نسیم تغیر در سرسرای شبستان قدرت دمیده است و در جامعه میرود تا به طوفان بدل شود و این فرصت طلبان هستند که با شامه تیز خود، خود را برای مراسم تدفین وضعیتی که بوده و هست آماده ساخته تا بلافاصله بر سر سفره وضعتی که در راه است بنشینند.

یکی ازانقلابیون پس از انقلاب، حاج سعید حدادیان مداح معروفی که احمدی نزاد را تهدید به بریدن آلتش کرد

اگر فکر میکنید که تیتر فوق متناقض و پارادوکسال است در اشتباهید! البته قابل درک است که فهم عمومی از یک نیرو یا فرد انقلابی اینست که آن فرد یا نیرو با از جان گذشتگی برای آرمانی که بدان باور دارد پیکار میکند و در این راه،  همه سختیها را به جان میخرد تا آرمانش نحقق یابد و بین این تعریف با معنای اپورتونیسم در عنوان فوق تقابلی دیامترال (۱۸۰ درجه)وجود دارد.

ولی اگر تصور شود که اینگونه انقلابیون آرامانگرا بوده اند و هستند که در طول تاریخ، انقلابات را به صحنه آورده و پیروز کرده و میکنند باید گفت در چنین صورتی میبایستی همه نقشه ها، طرحها و آرمانهای انقلابی را فقط در دفترِ گردو خاک گرفته آرزوهای ثبت شده ولی برباد رفته  بایگانی تاریخی جستجو کرد.

مارکس در باره تالیران، دولتمرد و وزیر خارجه معروف ۵ حکومت* آمده، سرنگون شده و رفته ی دوران انقلاب فرانسه میگوید، تالیران بوربونها را به کنوانسیون(دولت انقلابی)، کنوانسیون را به ناپلئون، ناپلئون را به اورلئانها و.. ، فروخت و خود بر سریر قدرت وزارتی خویش باقی ماند و آنکس را که نفروخت مادر خودش بود که آنهم خریدار نداشت. او اضافه میکند؛ ولی همین شخص فرصت طلب، از این جهت که با شامه تیز سیاسی خود در جهت شط و جریان تاریخ حرکت میکرد نقشش در تاریخ تحولات فرانسه مترقی بود.*(دولت را با حکومت که بمعنای کلیت یک رژیم است را نباید با دولت  و کابینه اشتباه کرد)

طی  ۳۷ سال، نیروهای چپ، ملیون، اسلامگرایان واقعی، هزینه دادند با رژیم شاه مبارزه کردند و رژیمش را در دنیا بعنوان یک دیکتاتوری خشن معرفی کردند، در خیابانهای  تهران و شهرهای بزرگ در مقابل تانکها و نیروهای نظامی ایستادند به پادگانها حمله کرده و اقتدار ارتش را در هم شکستند ولی آنچه سرانجام با سرنگونی رزیم شاه، سرنوشت سیاسی کشور را تغیر داد و مردم را در توده های میلیونی بخیابانها آورده و از رژیم شاه اعتبار و اقتدار زدایی کرد، آن نیروهای فرصت طلبی بودند که بقول فرنگی ها قبای خود را متناسب با وزش باد پشت و رو کردند و بسرعت خود را با تغیرات جوی سیاسی همراه ساختند بدون اینکه کمترین ریسکی کرده باشند.

به خیابان کشاندن آن توده میلیونی کار نیروهای انقلابی نبود بلکه تا حدود بسیار زیادی کار روضه خوانانی بود که تا چند روز قبل از آن قیام عمومی یا کاری به سیاست نداشتند(مکارم شیرازی، جنتی و مصباح، بسیاری بازاریان و… ) یا ثنا گویان و مقرری بگیران  دربار بودند، و یا زورخانه داران، هیئت چی های مذهبی و چاله میدانی هایی بودند که تعداد مخاطبین و نوچه های هر کدامشان از بسیاری سازمانهای انقلابی بیشتر بودند.

در روزهای نزدیک به انقلاب اسلامی، اقتدار شاه فروکش کرده بود و هزینه انقلابی بودن  نه تنها دیگر به صفر رسیده بود بلکه  برعکس، انقلابی شدن عایدی هم داشت و اینها عواملی بودند که بسیاری فرصت طلبان حرفه ایی و ذاتی را به عرصه بی هزینه انقلابی که آغاز گشته بود کشاند.

در هفته ها و ماههای منتهی به انقلاب اسلامی؛ حد اکثر هزینه انقلابی شدن برای مردان گذاشتن یک ریش توپی، بدست گرفتن یک تسبیح شاه مقصودی و برای زنان یک چارک (حدود ۳۰ سانت) روسری و یا چادر بود. این هزینه ای بود که یک مرد و یک زن را از نظر انقلابی گری، در همان سطح ارزشی سیاسی و شاید هم بالاتر از آن کسانی قرار میداد که از جان و زندگی خود گذشته و هزینه های سنگین شخصی و خانوادگی داده بودند.

این موج اپورتونیسم انقلاب آفرین را نباید محکوم کرد زیرا پدیده عام در همه انقلابت دنیا و تاریخ است. با یاداوری نظر مارکس در باره تالیران، باید گفت این موج اپورتونیسم اگر درجهت تاریخ باشد مبارک و میمون است و البته اگر مانند انقلاب منحوس اسلامی ایران سمت ضد تاریخی بخود بگیرد، نکبت آفرین و فاجعه بار است.

امروز این جنتی، مصباح و الله کرم، حدادیان، رئیسی، اژه ای و خیل وسیع لومپنهای در خدمت رژیم ایستاده اند که انقلابی شده و هستند و بنام انقلاب همه انقلابیون محرکه انقلاب را با ساطور احکام دینی خود ساخته  و  احکام  و تعاریف خود آفریده انقلابی درو کرده اند و اگر بمانند هر گونه شرف و اصالت انقلابی گری را بدار میشکند تا اپورتونیسم شبه انقلابی خود را بجای آن مستقر کنند.

از نقش ارتحاعی گرفتن اپورتونیسم انقلابی میگذرم به انتخابات روز جمعه برمیگردم. این انتخابات؛ انتخابات نبود بلکه انتخقلابات بود زیرا در فرایند خود زمینه برخاستن یک موج تحول اساسی و انقلابی را فراهم ساخته است، هرچند نه الزاماً بمعنای قیامی از نوع قیام ۵۷٫

از همان لحظه پیدا شدن آثار پیروزی شکننده روحانی در این انتخابات؛  هم لحن سیاسی خود او تغیر بیشتری کرده است و با شجاعت بیشتری نام خاتمی و مرحوم رفسنجانی را میبرد و هم سایتها و رسانه های شبه نظامی و جریانهای پادگانی لحنشان تغیر کرده است و لحن مقام معظم رهبری هم در پیامش بمناسبت پیروزی شکننده روحانی بر شخص مورد نظر رهبر تغیر محسوسی یافته است و بوضوح نشان میدهد که مشارالله «پیام  انتخابات انقلابی مردم را گرفته است». در پیام وی از عربده کشی های ضد فتنه یا دشمن طلبی های ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی خبری نبود. نسیم تغیر در سرسرای شبستان قدرت دمیده است و در جامعه میرود تا به طوفان بدل شود و این فرصت طلبان هستند که با شامه تیز خود، خود را برای مراسم تدفین وضعیتی که بوده و هست آماده ساخته تا بلافاصله بر سر سفره وضعتی که در راه است بنشینند و این نیز میمون و مبارک است زیرا موج آفرین میباشد.

البته باید اضافه کنم که تفاوت است بین آن اپورتونیسمی که به جهت جسارت نسبی و شامه تیز سیاسی قبل از وقوع پیروزی یک جریان بدان میپیوندد و آن اپورتونیسمی که بعد از پیروزی با شارلات بازی صرف میآید و بر سر سفره حاضر  آماده مینشیند و حتی در صدر مجلس هم جا میگیرد. اپورتونیسم امروز درون حاکمیت تماماً از نوع دوم هستند چون بیشتر آن اپورتونیسم موج اول هم تصفیه شدده اند. نیروهای هشیار سیاسی اپورتونیسم نوع اول را باید تا میتوانند تقویت کرده پرو بال دهند و با اپورتونیسم نوع دوم قاطعیت حذفی و افشاگرانه باید داشته باشند.

با قطعیت میتوان گفت پس از این انتخقلابات، اقتدار مقام معظم و نیروهای پادگانی بسرعت ریزش خواهد کرد و موج گرایش به روحانی و تمام مجموعه سیاسی حامی او افزایش خواهد یافت و آقای دکتر حسن روحانی هم نشان داده است با اینکه هواشناس نیست ولی در تشخیص جهت باد سیاسی در مملکت شامه تیزی دارد.

این شامه غریزی دکتر روحانی در درک ضرورت های سیاسی را؛ هم باید ستود و هم جدی گرفت و در آن جهت حرکت و انرا تقویت کرد!

تحلیلهای پسا انتخابات ادامه خواهد یافت.

ح تبریزیان

……………………………………………………………

بخش کپی شده زیر از گاردین است و راجع به ونزوئلا و ریزش داخلی ساختار قدرت در آنجا که با گسترش اعتراضات مردمی رو به افزایش است. این بخش از گزارش گاردین توصیف مناسبی برای انچه است که من سعی کرده ام در بالا توضیح دهم.  های لایت های زیر از منست.

 The Gaurdian

Tuesday 9 May 2017

..

Hundreds of thousands have joined near-daily demonstrations, but many ordinary Venezuelans – and the country’s political and military elites – remain loyal to Chavismo, ideology following in the footsteps of Chávez. And according to Luís Vicente Leon, a leading pollster, the collapse of authoritarian regimes is more often caused by internal splits than outside pressure.

“Fractures [in the government] always exist, but we can’t talk about reaching critical mass,” he said.

“In these processes, what you see are internal fissures that are so deep that they lead to an implosion. They don’t come from the opposition, or from a crisis. They generally come from inside,” he said

The move was soon put on hold, but Ortega has since become more outspoken. In an interview with the Wall Street Journal, she condemned the government’s mismanagement of the economy and expressed support for the protesters.

“We cannot demand that the citizens behave peacefully and legally in front of a state that is taking decisions that do not obey the law,” Ortega said.

In recent weeks, Maduro has come under criticism from a number of unexpected sources. The 20-year-old son of the country’s ombudsman, Tarek William Saab, read a letter to his own father on YouTube, in which he pleaded with him to “put an end to the injustices afflicting his country”. Yibram Saab published his message after he had joined a protest in which a 20-year-old student was killed.

“It could have been me,” Saab told his father.

 

No Comments