به دولت امید روحانی امید مبندیم!

Share Button

چکیده … مردم ایران با تبدیل کردن انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری به رفراندمی علیه رژیم و شخص رهبر آن، هم به اکثریتِ کمّی و خُرد کننده خود و هم به قدرتِ نقش آفرینِ سیاسی خویش پی بردند. پیروزی مردم در این رفراندم بزرگ که بمعنی شکست رژیم بود و هست دیر یا زود در خود ساختار قدرت هم زلزله خواهد افکند. رژیم سعی خواهد کرد روند مطالبه گری مردم را به روند گدایی مطالبات از رژیم با واسطه گری شیخ حسن روحانی تبدیل کند. از هم اکنون هم میتوان گفت که بخشی از اصلاحطلبانِ  متکدی مشارکت در حاشیه ساختار قدرت هم ترجیح خواهند داد تا با گدایی وارد سرسرای قدرت سیاسی شوند زیرا آنها ترسشان از رشد اعتماد بنفس و جسارت سیاسی مردم صدها بار بیشتر از نا همخوانیهایشان با امثال رئیسی میباشد.

در انتخابات ۹۲ از انرژیک ترین طرفداران صاحب قلمِ شرکت در انتخابات و رأی دادن به روحانی بودم و در این انتخابات نیز. پس از پیروزی او در انتخابات ۹۲ نیز از اولین و انرژیک ترین منتقدان عقب نشینیها و عهد شکنیهای او نسبت به وعده های انتخاباتی اش بودم و این بار نیز هستم و نه به جهت اینکه میخواهم در یک مسابقه رقابتی از اولین منتقد و معترضان باشم بلکه نمیخواهم با سکوت خودم  بعنوان یکی از مشوق رأی دادن به او، دربرابر نشانه های کوتاه آمدن و عهد شکنیهایش، بسهم خود به توهم توده های انتخاب کنند اش دامن زده باشم و برایشان لالائی خواب کننده بخوانم.

انتقاد من از روحانی در دور اول پس از پیروزی او، از مبادله پیامهای عاشقانه سیاسی اش با حماس و حزب الله لبنان در همان فردای اعلام پیروزیش شروع شد و این بار نیز. ولی قبلاً بگویم هیچیک از این انتقادات ابداً بدین معنا نیست که من از حمایت خود از روحانی در این دو دور انتخاباتی کمترین احساسی از پشیمانی دارم زیرا که انتخاب او در شرایط کنونی بهترین گزینه ایی بود که در برابر مردم میهنمان بود. اگر بجای او حداد عادل یا قالیباف در آن دوره و رئیسی یا قالیباف در این دوره برنده میشدند، مطمعناً وضعیت مملکت از هر نظر بسی خرابتر و فاصله ملت با آزادیش از هر نظر طولانی تر میشد و با گذشت هر دور ویرانسازترِ چنین چرخشهای انتخاباتی؛ انتظارات ملت هم بیشتر و بیشتر تقلیل میافتند، همان سرانجامی که با استقرار این جمهوری ولایی امروزه نصیبمان شده و مارا به فقر انتظار و مطالبه کشانده است بدون اینکه خود بدانیم.

نخست، تحلیلی خیلی خلاصه از دموگرافی و تیپولوژی اجتماعی رأی دهندگان و نتیجه سیاسی از آن.

tabnak-adv

اولین نتیجه از این ترکیب رأی دهنده گان اینست که؛ چون اکثریت قاطع رأی دهندنگان به روحانی از: جوانان، زنان، دارندگان تحصیلات بالاتر از دیپلم، اقلیت های مذهبی و ایرانیان خارج کشوری بوده اند، یعنی آن گروههای اجتماعی پویاتری که بیشترین دسترسی را به شبکه های اطلاع رسانی داشته و دارای حساسیت سیاسی بیشتری میباشند، بوده اند، و با توجه به رکورد زنی۷۳٫۱%ی میزان مشارکت انتخاباتی مردم  و ..؛ جریانهای تحریمگر  با تحریم این انتخابات، در واقع نه علیه رژیم بلکه علیه این آگاهترین بخش جامعه ایستادند و با اعلام و اصرار بر تحریم شرکت در انتخابات، بجای رژیم حاکم، خود را تحریم و از خود سلب مشروعیت کردند و شوربختانه بسهم خود به رژیم مشروعیت هم دادند تا امروز ادعا کند که مردم با شرکت وسیع خود در انتخابات به نظام رأی دادند در حالیکه اینطور نبوده است. رژیم با استناد و بر مبنای دلیل تحریم کنندگان، حق دارد برعکس آنها ادعا کند که اگر تحریم سالب مشروعیت نظام است و نا موفق بود، پس معنای شرکت وسیع مردم، اثبات مشروعیت آن میباشد.

دومین نتیجه گیری بما میگوید از ۱۵ میلیون دارنده حق رأی که رأی نداده اند، بتقریب میتوان گفت؛ حدود ۵ میلیون نفرشانرا افرادی تشکیل میدهند که در هر صورت در هیچ انتخاباتی شرکت نمیکنند و اینهم فقط از روی بی قیدی و مسئولیت ناشناسی مدنی است نه به علت اعتراض سیاسی با قصد تحریم که نمونه آن در همه دنیا وجود دارد.

با فرض قریب به یقین میتوان گفت که حدود ۹۰% آنهائی که به روحانی رأی داده اند یا کلاً مخالف نظام بوده و هستند یا منتقدین جّدی آن و تحول طلبانی هستند که خواهان تغیر اساسی در نظام سیاسی کشور میباشند. اگر آن بقیه ده میلیون تحریمگر را هم بعنوان مخالفین رژیم به ۲۳٫۵۰۰٫۰۰۰ هزار راِی روحانی بیافزائیم میتوان نتیجه گرفت که حد اقل قریب ۳۳میلیون، یعنی ۶۷% از نخبه ترین اقشار اجتماعی میهنمان یا مخالف رژیم و رهبر آن خامنه ایی هستند یا حد اقل خواهان تغیرات اساسی در نظام. تازه اگر بفرض محال بپذیریم که همه آن ۱۵ میلیونی هم که به رئیسی رأی داده اند دربست رژیم و رهبرش را قبول دارند که عملاً اینطور نیست بلکه یک بخش حدقل ۵ ـ ۶ میلونی از آنها هم کسانی هستند که بدون موضع ثابت سیاسی بخاطر وعده های گشاد بازانه رئیسی به او رأی دادند و نه از روی وفاداری به نظام. و حتی آن ده میلیون هم بیشترشان به انگیزه های رانت بَرانه تا اعتقادی به رژیم به رئیسی رأی داده اند.

نتیجه نهایی این مقدمات این است که با این انتخابات، برای بخش عمده ایی از عقب مانده ترین هواداران نظام هم معلوم شد که رژیم فاقد مشروعیت ملی بوده و زیر پایش بلحاظ اتکاء اجتماعی در بین مردم خالی است و آن تعداد آرایی هم که به آن رأی داده اند بیشتر به انگیزه های رانتی، فتوائی یا دنباله روانه و طایفه گرایانه این کار را کرده اند. چنین معادله ایی در حکم شکلگیری دینامسیم تغیر در جامعه است که در آینده نشانه های خود را کاملاً آشکار خواهد ساخت.

برخلاف آنچه خامنه ایی پس از برگزاری انتخابات گفت؛ مردم به نظام رأی ندادند بلکه با این انتخابات و شرکت در آن با تشویق رهبران جنبش سبز، خاتمی، خانواده مرحوم هاشمی بسیاری روشنفکران سکولار و.. ، از این رژیم، نظام  و رهبرش مشروعیت زدایی کردند و برای درک این نکته، معلومات زیاد سیاسی هم لازم نیست و این آن عاملی است که دیر یا زود، در درون خود ساختار قدرت هم زلزله خواهد آفرید و یادداشت قبلی من با عنوان: «اپورتونیسم؛ انقلابی ترین نیروی انقلابی» معطوف به همین موضوع است.

و اما برگردم به آقای روحانی و اولین حرکتش پس از برنده شدن:

اظهارات آقای روحانی در اولین نشست خبری خود پس از دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری:

« … رییس شورای عالی امنیت ملی با تاکید بر اینکه تنها ملت‌های سوریه و عراق باعث شدند تروریست‌ها در دمشق و بغداد مستقر نشوند، ادامه داد: چه کسی می‌تواند در این منطقه ادعا کند که بدون ایران ثبات منطقه حفظ خواهد شد؟ چه کسی می‌تواند ادعا کند که بدون ایران امنیت مستقر خواهد شد؟ ایرانی‌ها و روسیه‌ای‌ها در کنار سوری‌ها و عراقی‌ها با تروریسم جنگیدند. چه کسانی به تروریست‌ها پول داده و می‌دهند؟ کسانی که به تروریست‌ها پول داده‌اند نمی‌توانند ادعای مبارزه با تروریست‌ها را کنند. دولت آمریکا هیچ وقت با تروریسم مبارزه نکرده اما مردم آمریکا مخالف تروریست‌ها هستند.

رییس‌جمهور تاکید کرد: حزب الله یک گروه قابل قبول و مورد اعتماد مردم لبنان است که در دولت و مجلس لبنان با رای مردم حضور دارد و مورد قبول همه آنها حتی مسیحی‌ها است و با اتهام زنی مشکلی حل نمی‌شود.».

۱ ـ جناب روحانی! دونالد ترامپ هرکه هست از معدود نامزدهای از فیلتر گذشته پست رئیس جمهور نبود که بزور آن فیلترها به ملت آمریکا که شما از آنها تعریف میکنید تحمیل شده باشد، او برگزیده همان مردم آمریکا است. ملت آمریکا بخاطر نشان دادن ضدیتشان با نظام حاکم برمملکتشان نیست که به این نامزد از فیلتر جنتی( اشان) گذشته از روی ناچاری رأی داده باشند آنها در کمال آزادی به آن نامزدی رأی داده اند که از فیلتر مردمی و مکانیسم انتخاباتی دموکراتیک گذشته است نه فیلتر نعدادی آخوند تاریخ گذشته شورای نگهبان.

جناب روحانی باید این رندبازیهای آخوند منشانه را در اظهار نظرهایش پیرامون روابط خارجی مملکت ترک کند و با زیان صداقت با مردمی که به او با امید رأی داده اند صحبت کند. او نمیتواند آرای گرفته شده از مردم را هزینه امیال و خواستهای هئیت حاکمه و شاکله قدرت بکند.

روحانی اگر خود را با روسیه و رهبر آن در یک جبهه استراتژیک در دنیا و منطقه میداند و چنین صمیمانه از آن نام میبرد باید بداند از نظر این ۷۳% مردمی که به او رأی داده اند رژیم پوتین و پوتینیسم ادامه سیاست لیاخوفی عصر تزاریسم علیه میهن ماست. روسیه هرگز رابطه سالمی با میهن ما نداشته و حالا که با غرب سرشاخ شده است میخواهد از میهن ما بعنوان یک وسیله معامله و مصرف شدنی برای وارد شدن به جامعه دموکراسیهای دنیا استفاده کند! جناب شیخ حسن نباید آرای مردم را هزینه مغازله سیاسی خود، آنهم یکطرفه، با رژیم روسیه بکند!

۲ ـ آقای روحانی بازهم مانند دور قبل، آرای مردم را هزینه  توجیه و تطهیر شبکه های تروریستی فرامرزی رژیم کرده  و انگار نه انگار این ۷۳%ی که به او رأی داده اند همانهایی هستند که پس از انتخابات سرقت شده ۸۸ هرگاه فرصتی یافتند فریاد زدند:«نه غزه ـ نه لبنان جانم فدای ایران». باید گفت جناب شیخ حسن! بس است! نزدیک به ۴ دهه است که رژیم برای تبدیل شدن به ابرقدرت منطقه، با ابزاری کردن دین و مذهب و کسوت روحانیت و فریب مردم، صدهها میلیارد دلار از سرمایه مملکت را خرجِ جریانهای تروریستیِ حماس، جهاد اسلامی و حزب الله لبنان کرده است. کم نیستند آنهائی که میدانند، رژیم  از حزب الله لبنان برای ترور مخالفان خود در خارج مانند نمونه انیس نقاش در ترور شادروان بختیار استفاده کرده است!

جناب شیخ حسن! شما میتوانید از خود، تعریف خود ساخته آخوندی برای تروریسم بدهید و با چنان تعریف خود ساخته ای، جهاد اسلامی، حزب الله لبنان و سپاه بدر عراق، عصایب اهل الحق، حوثیهای یمنی  و..  را هم قبای دموکراتیک بپوشانید و آنها را ضد تروریست جا بزنید و بجای آنها دونالد ترامپ، اسحاق رابین و شیمون پرز و نتانیاهو را سردسته و سرمهندس تروریسم در جهان معرفی کنید ولی دنیا میبیند و میداند که این، ایران ولایی شما و حاکم بر ایران ماست که از بحرین تا یمن، لبنان،  غزه، عراق، کنیا، قبرس و بلغارستان هر ساله میلیارد ها دلار خرج صدور تروریسم میکند تا نه از راه تعامل سیاسی و دیپلماتیک، بلکه  از راه توسل به باجگیری تروریستی و موشکی راه خود  را بسوی جامعه جهانی باز و خود را بدان تحمیل کند!

جناب شیخ حسن! در کدام یک از آن کشورهایی که شما تروریست یا حامی تروریسم میدانید بشمول آمریکا و اسرائیل یا عربستان، کشتاری مانند کشتار زندانیان سیاسی در ۶۷، فتوای قتل نویسنده ایی مانند سلمان رشدی، قتلهای زنجیره ایی در تهران اصفهان و کرمان، اسید پاشی و سنگسار  و دست قطع کردن و انگشت بریدن مانند میهنِ اسلامی شده ما  اتفاق افتاده یا انجام شده است!؟ جناب رئیس جمهور اعتدال و امید! کشوری که شما رئیس دولتش هستید به نسبت جمعیت خود بزرگترین آمار تعداد اعدامی و بیشترین تعداد جان باختگان در زیر شکنجه را در دنیا دارد و اکثراً هم جوان، چرا؟

جناب شیخ حسن روحانی! این کدام کشور است که موشک و تکنیک موشکی خریداری یا کپی شده از روسیه و کره شمای را به حوثی های شورشی یمن، میدهد و تروریستهای بحرینی را آموزش و تجهیز میکند، و بیشتر بودجه جاری حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی در غزه را داده و آنها را مسلح میکند؟ دفاع شما از حمایت مستشاری و نظامی از حزب الله و حماس که بسی بیش از آنچه شما گفته ائید میباشند، نه تنها ماهیت تروریستی آن سازمانها را در نگاه جهانیان تغیر نمیدهد  بلکه رژیم ولایی ایران را مرکز تروریسم در دنیا معرفی میکند که بحق هم کرده است . مردم ایران نباید اجازه بدهند و نخواهند داد که آرای ۷۳%ی آنان به شیخ حسن روحانی توجیه تروریسم پروری رژیم ولایی ایران شود.

۳ ـ شیخ حسن روحانی در رابطه با عربستان میگوید: « مردم عربستان دوست ما هستند و همیشه آنها را دوست داشته و  داریم. امیدواریم دولت عربستان راه صحیح را انتخاب کند.» جل الخالق! شیخ حسن روحانی در جایگاه رئیس جمهور دو دوره ایی نمیداند که روابط بین المللی، روابط بین دولتها است و تأکید رابطه بین یک دولت با مردم کشور دیگری، بی احترامی به دولت مربوطه  و انکار رسمیت رهبریت قانونی سیاسی آن کشور است مخصوصاً اگر با نخوتِ خودمرجع بینی سیاسی بخود حق داده شود تا برای همه دنیا تعین تکلیف تعین شود که چه رفتاری داشته باشند یا نداشته باشند.

این گونه رابطه سازی و رابطه گیری در ساده ترین تعریف خود یعنی مداخله در امور داخلی آن دولت و در تعریف بالاتر یعنی صدور تروریسم، همانکاری که رژیم ایران ولایی در حق عربستان، بحرین، عراق و یمن تا کنون انجام داده است. تبدیل کردن مراسم حج به مراسم سیاسی ضد دولت عربستان با عنوان برائت از مشرکین، عملیات انفجاری در مکه و منا توسط تروریستهای شیعی تربیت شده در ایران، تحویل موشکهای کوتاه و میان بُرد به تروریستهای حوثی برای موشک باران عربستان و تحریک دائمی اقلیتهای شیعی در تمام  ممالک حوزه خلیج فارس علیه دولتهایشان و تربیت تروریست های شیعی برای عملیات تروریستی، اینها را جز تروریسم عریان چیز دیگری نمیتوان نامید.

۴ ـ شیخ حسن در رابطه با ونزوئلا میگوید:«.. اینکه در ونزوئلا برخی مخالف دولت و برخی موافق هستند همه جا همین است. تصمیم گیرنده مردم هستند ما در مورد سوریه و عراق هم می‌گوییم بگذارید ملت‌ها برای خودشان تصمیم بگیرند. مردم ونزوئلا هم همین جور هستند. هرچه خواست اکثریت باشد باید اجرایی شود. اساس مردم‌سالاری بر این مبنا است. دولت ونزوئلا هم استثنا نخواهد بود».

باید گفت جناب شیخ حسن! از احمق تصور کردن مردم دست بردارید! کیست که نداند در سوریه، عراق و ونزوئلا هم مانند ایران ولایت زده ما، مکانیسم و فیلترینگ آهنین انتخاباتی در اختیار رژیمهای ضد مردمی حاکم در آن کشورها میباشد و انکار این از سوی کسی که خودش از چنین فیلترینگ و مکانیسمی گذشته توهین به شعور مردم است. آری! مردم  آنکشورها هم مثل  مردم ما مختارند در چهار چوب نیروهای دست چین شده خود رژیم قدرت پرست حاکم، از روی ناچاری کسی مانند خود شما شیخ حسن!  را بعنون یکی از ۶ گزینه رژیم انتخاب کرده، یکی را انتخاب یا زهر مار کنند. آیا این دموکراسی یا به تعبیر شما مردسالاری میباشد؟.

آیا اگر جلوی یک آدم تشنه، ادار خر یا سگ و خوک را بگذارند و بگویند؛ آزادی! هر کدام را میخواهی بنوش تا از تشنگی نمیری، این حق انتخاب آزاد دادن به مردم است که هرچه را میخواهند بنوشند؟ این نوع حق انتخاب دادن، یعنی با مردم با زبان رندانه اخوندی حرف زدن و آنها را ابله تصور کردن است نه آزای و حق انتخاب کردن دادن بدانها! و اینرا بچه های دبستانی هم میدانند. و فقط شیادان خود فریبخورده نمیدانند.

در ونزوئلا ۷۳% مردم رأی به پارلمانی دادند که خواهان استعفاء و عزل دولت ضد مردمی مادورو است. ۶ سال پیش در سوریه؛ دهها میلیون از مردم کشور به خیابانهای حُمص و حما و درعا و دیگر شهرهای سوریه آمدند و علیه جلاد حاکم بر سوریه اعتراض کردند ولی رژیم  اسد پاسخ آنان را با بمباران و به توپ بستن داد.

در جریان کودتای  انتخاباتی ۸۸ در میهن خودمان، دهها میلیون ایرانی به خیابانها آمدند و گفتند رأی مارا پس بدهید ولی با چاقو کشان انصار حزب الله، چماقداران بیت رهبری، نیروهای سرکوب سپاه و بسیج روبرو شدند و بسیاری از جوانان مملکت سر از کهریزک مشهور در آوردند، یا از پل سید خندان به زیر افکنده شده و یا علناً توسط ماشینهای سپاه زیر گرفته شده جان دادند.

آقای شیخ حسن روحانی باید بداند این خاطرات تلخ تر از زهر برای اقشار تحصیلکرده و متوسط میهنمان فراموش شدنی نیستند و ندیده گرفتن آنها و توصیف اعتراض مردم در آن ممالک مورد اشاره با عبارت: “در همه جا موافق و مخالف وجود دارد”، نمیتواند رفع و روجوعِ کننده آخوند منشنانه برای ماست مالی کردن آن خاطرت تلخ تاریخی که رنگ خون دارند باشد.

آری در اسرائیل و سوئد و اردن و مراکش  و بحرین هم مخالف و موافق دولت و حکومت وجود دارد ولی در این کشورها نه از قتلهای زنجیره ایی، نه از فتاوی قتل مخالفان، نه از اسید پاشی و گشتهای خیابانی و نه از کهریزک و تجاوزات جنسی به گرفتار شدگان و اسیران  دربند خبری هست و نه از اعدام های ضربتی تا چه رسد به نوع رایج فله ایی آن که در مملکت شیخ و سید زده ما امری عادیست! شیخ حسن باید قدری خجالت بکشد که اینقدر شعور مخاطبین خود را دست کم میگیرد.

کوتاه کنم!

شیخ حسن در اولین نشست خبری خود پس از دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری  سخنان بی ربط زیادتری گفت که تحلیل و تفسیر آنها حجم یادداشت را چند برابر میکند ولی فقط در خاتمه اضافه کنم که در این نشست؛ روحانی از سیاست تقویت موشکی، ادامه کمک به حزب الله لبنان و حماس چنان حرف زد که گویا در این زمینه ها؛ این دولت او ست که تصمیمم میگیرد. اِشکال این خودبزرگ نشان دادن و مسئول نمایی کردن در اینست که با خاتمه دوره دولتها فاجعه ناشی از این سیاستهای ماجراجویانه و تروریستی از گردن تصمیم گیرندگان اصلی یعنی رهبری نظام، شخص سید علی خامنه ایی و باندهای نظامی سپاه در اینگونه موارد برداشته شده و به گردن دولتی میافتد که بطور صوری «منتخب» مردم است و ذره ایی هم در این گونه مسائل صاحب تصمیم نیست.

یک چنین جا خالی دادن و سلب مسئولیت از رهبر تام الاختیار و مطلق العنان، کلاه برداری انتخاباتی و سیاسی است. اگر شیخ حسن بعنوان رئیس جمهور ۷۳%ی مردم  در این زمینه ها تصمیم گیرنده است باید بداندکه این ۷۳% که به او رأی داده اند، مطلقاً با چنین کمکها و چنان موشک سازیها و و صدور تروریسم و چنان روابطی موافق نیستند. و اگر  شیخ حسن روحانی از جانب رهبر و محافل نظامی امنیتی سپاه چنین ادعاهایی میکند، حق ندارد بنمایندگی از طرف مردم، آرای آنها را هزینه سیاستهایی بکند که خلاف میل و اراده آنهاست.

سخنی هم در رابطه عهد شکنی های آقای روحانی بعنوان نتیجه گیری نهایی:

مردم ایران با تبدیل کردن انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری به رفراندمی علیه خود رژیم و شخص رهبر آن، هم با اکثریت کمّی و خُرد کننده خود و هم به قدرت نقش آفرین سیاسی خویش پی بردند. پیروزی مردم در این رفراندم بزرگ که بمعنی شکست رژیم بود و هست دیر یا زود در خود ساختار قدرت هم زلزله خواهد افکند. رژیم سعی خواهد کرد روند مطالبه گری مردم را به روند گدایی مطالبات از رژیم با واسطه گری شیخ حسن روحانی تبدیل کند. از هم اکنون هم میتوان گفت که بخشی از اصلاحطلبانِ  متکدی مشارکت در حاشیه ساختار قدرت هم ترجیح خواهند داد تا با گدایی وارد سرسرای قدرت سیاسی شوند زیرا آنها ترسشان از رشد اعتماد بنفس و جسارت سیاسی مردم صدها بار بیشتر از نا همخوانیهایشان با امثال رئیسی و رهبر او میباشد.

با انرژی و جوششی که این انتخابات در مردم ایجاد کرده است، با توده های شادی کنننده میلیونی که با پیروزیشان بر اقتدارگرایان بوجد آمده به خیابانها آمدند و با شعار یا حسین میر حسین و حصر باید بشکنه! کف زنان و پایکوبان به سخنرانی های شیخ حسن روحانی عکس العمل نشان دادند، شرایط تقویت جنبش مدنی و فشار از پائین، از سوی بدنه اجتماعی بعنوان یگانه تضمین کننده ثمر بخشی فرایندی که آغاز گردیده است فراهم آمده است. باید مطالبات انتخاباتی را با جدیت تعقیب کرد راه دیگری نیست! اگر در پشت سر مصوبات قانونی و قانون اساسی هم نیروی اجتماعی قرار نداشته باشد آن قوانین مانندِ شیر مورد توصیف مولوی است که به شیر علم اشاره دارد در مقابل شیر واقعی  که حمله و اقتدارشان در حد وزش بادیست که آنرا تکان میدهد.

این یاداشت ادامه خواهد داشت.

ح تبریزیان

 

 

 

No Comments