رژیم مادورو مصمم به سرکوب جنبش مردم است!

Share Button

رژیم مادورو که تا کنون علاوه بر ویرانسازی مملکت به کشتن حد اقل ۱۰۰ نفر تا دیروز متهم است، بسیار بعید است در برابر فشار جنبش مردم  عقب بنشیند زیرا در صورت عقب نشینی جای او  تا آخر عمر  پشت میله های زندان است و اگر هزار برابر این تعداد را هم بکشد و مملکت را بیشتر متلاشی سازد بازهم همان کیفر را خواهد دید. بنا بر این، عطف به مقدمه یادداشت در باره چپ پسا فروپاشی کمونیسم، باید نتیجه گرفت که رژیم مادورو بنام آن آئینی که او از آن برای مردم امامزاده ساخته و خود کمترین باوری بدان ندارد، تا لحظه ایی که بتواند بقیمت کشتار مردم و سرکوب آنان در قدرت خواهد ماند هرچند در سرنگونی قطعی او تردیدی نیست ولی آنچه مطرح است، میزان کشتار و و ویرانی ای است که او از پس خود باقی خواهد گذارد.

اگر برای حدود یک صده، تا مقطع فروپاشی اردوگاه کمونیستی، مفهوم، آرمان و ایدئولوژی چپ، سوسیالیسم و کمونیسم، بیانگر یک آرمانگرایی ضد سرمایه داری، ضدکالاپرستی و پول پرستی بود و  در عرصه سیاسی ،در کلام و گفتار، مدافع دموکراسی و در عرصه جهانی بیان سلطه ستیزی و استیلاجویی امپریالیستی بود، و بنا به این پیش فرضها برای  چندین نسل جوانان روشنفکر و پیکارجویان راه عدالت اجتماعی گفتمانی راهبردی،  پس از فروپاشی بلوک ورشو با محوریت مسکو و عریان شدن چهره ضد انسانی، سترون و ضد توسعه گرایی آن به یکباره تمام آن ویژیگیهای انسانی، آرمانی نسبت داده شده بدان از این گفتمان تاریخی رخت بر بست و به یک لعنت تاریخی تبدیل گردید ولی هنوز متولیان سمجی برای آن وجود دارد که دست از این امامزاده بی معجز و رسوا شده دست نمی کشند و میکوشند از آوازه قدیم آن برای خود وجهه اجتماعی و سیاسی بسازند.

در عرصه بین المللی امروز، وارثین به لحاظ اخلاقی، آرمانی و ایدئولوژیک فقیر و بی بضاعتِ آن چپ آرمانخواه گذشته؛ آن گفتمان تاریخی را از هر نظر به ابتذال کشانده و آنرا به آمریکا ستیزی کور تبدیل کرده اند. و پارادوکسال در زمانی هم، که آمریکا بدلیل تحولات جهانی نیم قرن اخیر چه در عرصه اقتصادی و چه مناسبات و موازنه قدرت، در موضع دفاع از دموکراسی قرار گرفته است.

به برکت این تغیر موضع و نقش آمریکا، بکمک مستقیم آن یا با چراغ سبز آن نه تنها بیشتر ممالک تحت سلطه استبدادی شوروی به دموکراسی های مدرن و توسعه گرا تغیر نظام دادند، بلکه در تعداد زیادی از خشن ترین دیکتاتوری اقماری خود آمریکا نیز دموکراسی مسقر گردیده که با رشد شتابان اقتصادی هم همراه می باشد. برزیل، شیلی، اندونزی، کره جنوبی، تایلند، سنگاپور، فیلیپین، مالزی، نمونه های از این کشورها هستند که تعدادی از آنها بدلیل رشد جهشی اشان به ببر اقتصادی موسوم شده اند.

نقش آمریکا در جهان طی این دوران دگرگون گشته و؛ گسترش دموکراسی و توسعه آفرینی اقتصادی و اجتماعی در جهان به استراتژی راهبردی آنکشور تبدیل گردیده است در حالیکه باز ماندگان چپ در دنیا همچنان در دنیای تنگ خود دست و پا میزنند و بعلت سرمایه گذاری خود روی این گفتمان تاریخ گذشته نمیتوانند از آن دست بردارند یا دل بکنند. برای این چپِ پسا کمونیسم، دیگر گفتمان چپ به یک دکه سیاسی تبدیل گردیده است که اثری از آن شادابی آرمانگرایانه، جوان و روشنفکر پسند دهه های پسا جنگ جهانی اول تا مقطع فروپاشی بلوک شرق در آن دیگر اثری نیست. چپ امروز همانند عفریته ایی است که با سرخاب و سفیدآب میخواهد خود را بعنوان یک باکره سیاسی به برخی گروهای اجتماعی قالب کند. و هستند پااندازانی هم که فکر میکنند این عفریته هنوز دارای بازار است و فروختنی!

در برخی ممالک جهان سوم که در آنها نوعی سوسیالیسم ملی و بومی شده حکومت میکرد مانند زیمبابو، ونزوئلای چاوز و مادورو، سوریه سلسله اسد، کره شمالی؛ این سوسیالیسم فقط پرده ساتری شد برای خشن ترین نوع حکومتگری فاشیستی که برجسته ترین شاخص آن ضد آمریکایی بودن آنهاست و با هیچ ذره بینی نمیتوان ذره ایی از تئوریهای مارکسیتستی ضد سرمایه داری در آن مشاهده کرد. تظاهر به گدا پرستی در عین فقر آفرینی و دفاع از فقیران خود ساخته جای آن تئوریهای حد اقل به ظاهر علمی مارکیسیستی را  در این دولتهاگرفته است*. این دولتها از آن جهت ضد آمریکائی نیستند که آمریکا، “چه درست و چه غلط”، امپریالیست است آنها با آمریکا از این جهت دشمن هستند که لیبرالیسم و دموکراسی مورد حمایت آمریکا بنیان حکومتهایشان را تهدید میکند. و دولت ایران ما هم دقیقاً از این زاویه است که با آمریکا ضدیت دارد و نه زاویه دیگری.[قریب دو سال پیش یک تحلیلگر یا سیاستمدار غربی راجع به دولت رابرت موگابه در زیمبابو(۹۳ ساله) گفت او سقوط نمیکند چون فقیران از او حمایت میکنند و او از آنها. او فقر را مدام بازتولید میکند و از اینرو تا فقر واقشار فقیر هستند و در برابر آن فقر، مشتی از طبقه متوسط که وضعشان قدری بهتر است، او خود را مدافع آن فقرا در برابر این “مشتی بهترها” نشان میدهد و این دور تسلسل همچنان ادامه خواهد یافت. و امروز که موگابه ۹۳ ساله از روی تخت بیمارستان هم قدرت را مدیریت میکند معلوم میشود که آن حرف چقدر حکیمانه بوده است. در رژیم اسلامی ایران؛ هم فقر هست و هم فساد. مقام معظم رهبری مخالف فقر و فساد میباشد و در عین بازتولید کننده این فقر و آن فساد. نتیجه معادله روشن است. .وارستگی ریائی رهبر نقابی است که بسیاری را به این فریب میکشاند که فکر نمیکنند خود این مقام عظما ریشه فقر و فساد است. 

در ممالک اروپایی بقایای آن چپ؛ در موضع آمریکا ستیزی در رابطه با سیاست خارجی و در موضع دفاع از پارازیتیسم و انگل وارگی در عرصه داخلی قرار دارد. رأی دهندگان این چپ در ممالک اروپا دیگر نه اقشار متوسط، جوان و روشنفکر، بلکه آویختگان به کمکهای دولتی و شهرداریها میباشند(سوسیال خوارها). چپگرای اروپایی امروز همانقدر چپ بمعنای مارکسیستی کلمه است که مداحان حکومتی ایران مسلمان! بمعنای قرآنی آن.

رژیم نیکلاس مادورو یکی از این نوع حکومتهای “چپ” است که دقیقاً از موضع پیش گفته فوق، ضد آمریکا است.

مردم ونزوئلا یکپارچه علیه رژیم فقر آفرین مادورو  برخاسته اند ولی او بنام سوسیالیسم و وطن سوسیالیستی و بنام مبارزه با امپریالیسم آمریکا ملت را سرکوب میکند تا از آن  ارزشهای سیاسی، اخلاقی و ایدئولوژیک فرا مردمی چپ دفاع کند. مادورو بیان و نماد نفرت کور و عقده های طبقاتی اقشار فرودست جامعه است که از آن نفرتها برای خود ایدئولوژی ساخته و بنام آن مردم را سرکوب میکند. او نماد فقر و گذشته است و نه آینده و برومندی ملی.

مردم کشور در انتخابات پارلمانی گذشته، که خود این رژیم برگزار کرد ۸۰% نمایندگان مخالف رژیم مادرو را برگزیدند ولی او، با آئینی کردن ایدئولوژی خود ساخته، مبنا قرار دادن موازین آن، میخواهد آن پارلمان انتخاب شده مردمی و منطبق با قانون اساسی را با ترتیب دادن یک انتخابات مهندسی شده و ایجاد یک مجمع مهندسی شده بازنویسی قانون اساسی از اختیار انداخته و با تأئیدیه آن مجمع خود ساخته، تمام قدرت را در دستان خود متمرکز سازد.

رژیم مادورو نسخه نیمه موفق بشار اسد در سوریه را میخواهد در ونزوئلا پیاده کند. او اپوزیسیون پارلمانی را سرکوب و خفه میکند و عملاً راه را برای قدرت گیری نیروهای خیابانی که چون واکنشی برخاسته از خشونت حکومتی هستند هموار میکند. تا بلکه با رادیکالیزه کردن جنبش علیه رژیم خود و راندن آن بسوی خشونت آفرینی، خودش را بعنوان تنها قدرتی که قادر است خشونت را مهار کند به مردم و جامعه جهانی تحمیل کند.

سرکوب رژیم هر روز ابعاد تازه ایی میگیرد. دیروز دو نفر جوان دیگر در درگیریهای خیابانی کشته و ۹ نفر بسختی مجروح شدند.

دولت ترامپ در واکنش به سرکوب مردم توسط رژیم و شبه نظامیان خیابانی اش، ۱۳ نفر از دولتمردان حلقه مرکزی قدرت را تحریم کرد و تهدید کرده است اگر رژیم  در روز یکشنبه، پروژه انتخابات مجمع تجدید نظر و بازنویسی قانون اساسی را به اجرا بگذارد؛ تحریمهای بسیار شدیدتر دیگری را علیه آن به اجراء بگذارد.

نشریه انگلیسی زبانِ “ تودی ونزوئلا” در گزارشی پیرامون نخستین روز اعتصاب عمومی اعلام شده  از سوی اپوزیسیون مینویسد: « اعتصاب سراسری علیه بازنویسی قانون اساسی بخشهای بزرگی از کشور و پایتخت را تعطیل کرد و موجی از خشونتهای پراکنده خیابانی را  موجب گردید. مادورو دیروز تآکید کرد که علیرغم اعتراضات و تهدیدات تحریمی آمریکا، او به برنامه خود برای تغیرات ساختاری در حکومت ادامه خواهد داد.».. « یک گروه اپوزیسیون برای روز شنبه دعوت به راهپیمایی کرده است و از  آن بعنوان “مارش بزرگ” نام برده است که بمعنای بازگشت به استراتژی رویارویی میباشد.» … « در همین حال یکی از دیپلماتهای رژیم در سازمان ملل، بعنوان اعتراض از شغل خود استعفاء داد. این دیپلمات در توضیح استعفای خود گفت: ـ او نمیتواند به دولتی خدمت کند که در سازمان ملل از حقوق بشر دفاع میکند ولی در داخل کشور، خودش این حقوق را  نقض میکند. او گفت مادورو باید در مجامع جهانی برای آنچه میکند پاسخگو باشد. او افزود که دولت مسئول خشونت در کشور است “و بعنوان قاتل باید نگریسته شود” او افزود که حاظر است به پای این حرف خود در هر جا بایستند چون حرفی درست است.»

تودی ونزوئلا  در ادامه مینویسد که  گروه کوچکی از بالاترین مقامات دولتی از زمان شروع بحران، پشتشان را به مادورو کرده اند که دادستان کل کشور، لوئیزا اورتگا دیاز از آن جمله است.»

بعنوان اخرین کامنتم بر این یادداشت باید تکرار کنم که همه نشانه های بحران و رفتار رژیم مادورو نشان از آن روند منحوسی دارد که در آغاز بحران سوریه در آن کشور طی شد؛ اعتراضات توده ایی مسالمت آمیز مردم سرکوب گردید و زمینه رشد گروههای خشونت گرا فراهم شد.

رژیم مادور که تا کنون علاوه بر ویرانسازی مملکت به کشتن حد اقل ۱۰۰ نفر تا دیروز متهم است، بسیار بعید است در برابر فشار جنبش مردم  عقب بنشیند زیرا در صورت عقب نشینی جای او  تا آخر عمر  پشت میله های زندان است و اگر هزار برابر این تعداد را هم بکشد و مملکت را بیشتر متلاشی سازد بازهم همان کیفر را خواهد دید. بنا بر این، عطف به مقدمه یادداشت در باره چپ پسا فروپاشی کمونیسم، باید نتیجه گرفت که رژیم مادورو بنام آن آئینی که او از آن برای مردم امامزاده ساخته و خود کمترین باوری بدان ندارد، تا لحظه ایی که بتواند بقیمت کشتار مردم و سرکوب آنان در قدرت خواهد ماند هرچند در سرنگونی قطعی او تردیدی نیست ولی آنچه مطرح است، میزان کشتار و و ویرانی ای است که او از پس خود باقی خواهد گذارد.

ویدئو کلیپ زیر  را ببینید!

TODAY VENEZUELA NEWS

Two killed, nine injured in Venezuela’s nationwide protests

 

No Comments