آزادی یواشکی یا پذیرش بی حقوقی زنانگی؟

Share Button

قدری دور تر به گذشته تاریخی برگردیم. در تاریخ جوامع اسلامی بسیار زنان مؤمنه ای بوده اند که با استفاده از هرفرصتی برای دادن استفاده میکردند ولی این دادنهای یواشکی هرگز باعث برقراری آزادیهای فمینیستی، برابر حقوقی جنسیتی برای زنان در جوامع اسلامی بشمول مملکت ما نشد و از این راه قاچاقی هرگز هیچگونه حقوقی برای زن ایرانی چه در مورد حجاب، چه حقوق خانوادگی، حقوق جنسیتی، حق مسافرت آزاد و.. ، برقرار  نشد و نخواهد شد بلکه این آزادیهای یواشکی فقط یک دلخوشکنی است که روی دیگر سکه آن پذیرفتن حجاب در فرم رسمی و قانونی آن و امتناء از آن بشکل غیر رسمی و خصوصی است.

Bildresultat för ‫آزادیهای یواشکی زنان‬‎

به یمُن دیکتاتوری(توسعه گرای)شاه، پیش از انقلاب و استبداد (گذشته گرای) این رژیم، طی ۴ دهه اخیر، صحنه دانشگاه های ما به میدان کلوپهای سیاسی و جنبش تحول طلبانه تبدیل گردیده است. بر این زمینه تاریخی، جنبش دانشجویی و نام خوش آوازه دانشجو؛ با ترقیخواهی، آزادیخواهی و روشنفکری مترادف گردیده است که تداعی کننده ارزشهای قابل ستایشی هستند که آرمان هر انسان شرافتمندی است.

اما این نام خوش آوازه مانند بسیاری عناوین دیگری که واجد یک بار ارزشی یا علمی هستند، در بسیاری موارد چنان برخی آدمها را اغفال میکند که که آنها درک نمیکنند که دانشجویانی وجود دارند که نه تنها حامل این صفتهای ارزشی نیستند بلکه درست عکس آن میباشند. و همین تداخل معانی سبب شده است تا عده ایی از عنوان دانشجو برای تابلوی غلط اندازِ مؤسسه سیاسی فاشیستی و استبداد پرست خود استفاده کنند. بسیج دانشجویی یکی از این موارد و  سایت ایسنا نیز در عرصه رسانه ایی نمونهِ دیگری از این موارد میباشد. این توضیح بماند تا در زیر به آن برسم.

با ایراد و انتقادات به لیست پیشنهادی کابینه روحانی از سوی بسیاری کنشگران و تحلیلگران سیاسی که چرا از زنها، جوانان و اقلیتها در کابینه خود استفاده نکرده است، این موضوع به مشغله فکری ام تبدیل شد که دو یادداشت در این زمینه نوشتم ولی مسئله برایم باز حل نشد و کلاً بصورت مسئله زن در جامعه خودمان برایم مطرح گردید.

این مسئله مرا بیاد حرکتی انداخت که از سوی یکی از زنان ژورنالیست خارج کشوری بنام (آزادی های یواشکی) راه افتاد و شهرت زیادی یافت. زیرا انتقادات به روحانی را در مورد عدم استفاده از زنان در کابینه از جنس همان آزادیهای یواشکی یافتم که رویکردی گمراه کننده در نحوه و نوعِ طرح مسئله میباشد و شوربختانه بسیاری از منتقدین روحانی را به میدان خود کشانده است.

در مورد حضور زنان در ساختار قدرت دیوانی(بوروکراتیک)*، باید به یک نکته بسیار مهم توجه داشت و آنهم اینست که با فرض حضور زنان در ساختار دولت، این حضور نه تنها ابداً بازتاب رابطه واقعی درون جامعه نیست بلکه برعکس اغفال کننده هم میباشد.

اما برگردم به آزادیهای یواشکی:

پس از انقلاب با شعارِ “یا روسری یا تو سری“، روسری به حجاب کامل زنان تبدیل شد و زنان مملکت که تا آنروز حساسیتی به مسئله نداشتند و بسیاری بی حجابان هم بنا به اقتضاء، روسری یا چادر میپوشیدند، مجبور شدند از استاندارد حکومتی حجاب پیروی کنند. ولی تنها بی حجابی نبود که با انقلاب اسلامی در کشور ممنوع گردید، نوشیدن مشروبات الکلی هم از همان آغاز حتی با شدتی بیشتر از بی حجابی ممنوع گردید. ولی اهل شُرب از همان نخست به نوشیدن مشروبات الکلی ادامه دادند تا امروز که مردم کشور ما از نظر  مصرف مشروبات الکلی در صدر فهرست دنیا، در کنار روسیه قرار دارند و رسانه های دولتی هم دیگر از این مسئله بعنوان یک آسیب اجتماعی و نه زیر پا نهادن یک حکم قرآنی بطور باز حرف میزنند.

پس “نوشیدن یواشکی” مشروب الکلی بدون اینکه کسی پرچم آنرا بلند کند توسط خود نوشندگان، وسیعاً در پیش گرفته شد بدون اینکه کسی از آن برای خود دکه سیاسی راه اندازی کند. ولی هرگز این نوشیدن یواشکی بمعنی آزاد شدن شُرب نشد که یک حق شخصی در جوامع امروزی است. واکنش رژیم در برابر این مشروبخواری وسیع غیر علنی این بود که غیر علنیت را بدان تحمیل کند چون در برابر دامنه آن نمیتوانست بایستد. در غیر این صورت مشروب خواری از خفا خارج شده و به یک چالش اقتدار شکن علنی اجتماعی و حتی سیاسی برای او تبدیل میگردید که کنترل پذیر نبود. در صورت شدت عمل و سختگیری در این زمینه، رژیم مجبور میگردید یا روزی هزاران نفر را بجرم تکرار شُرب، بحکم قرآن اعدام کند و صدهها هزار نفر را به زندان بیاندازد یا به تخته شلاق ببندد و یا تسلیم شده مشروب خوری و مشروب فروشی را قانونی کند.

این یواشکی شدن نوشیدن مسکرات برای رژیم سوپاپ  اطمینانی شد که از علنی و انفجاری شدن مسئله جلوگیری میکرد. امروزه بین مشروب خواران و رژیم نوعی قرارداد نانوشته ترک مخاصمه منعقد شده است که مشروب خواران در بدترین حالت مستی، مشروبخواری خودرا انکار میکنند و مأمورین رژیم هم این انکار را میپذیرند و شتر دیدی ندیدی میگذرند. همین مسئله در مورد تن فروشی یواشکی وسیع هم صادق است.

این روش برخورد با گناه و خطا، در فقه شیعه و روحانیت متولی آن قدمتی باندازه خود روحانیت شیعی دارد.

قدری دور تر به گذشته تاریخی برگردیم. در تاریخ جوامع اسلامی بسیار زنان مؤمنه ای بوده اند که با استفاده از هرفرصتی برای دادن استفاده میکردند ولی این دادنهای یواشکی هرگز باعث برقراری آزادیهای فمینیستی، برابر حقوقی جنسیتی برای زنان در جوامع اسلامی، بشمول مملکت ما نشد و از این راه عشق بازی قاچاقی هرگز هیچگونه حقوقی برای زن ایرانی چه در مورد حجاب، چه حقوق خانوادگی، حقوق جنسیتی، حق مسافرت آزاد و.. ، برقرار  نشد و نخواهد شد بلکه این آزادیهای یواشکی فقط یک دلخوش کنکی است که روی دیگر سکه آن پذیرفتن حجاب در فرم رسمی و قانونی آن میباشد و درعوض امتناء از آن بشکل غیر رسمی و خصوصی.

رژیم از خدا میخواهد که این آزادی یواشکی به یک سوپاپ اطمینان اجتماعی مانند نوشیدنِ یواشکی و دادنِ یواشکی تبدیل گردد تا از رودر روئی زنان با رژیم بطور علنی و فزاینده جلوگیری شود.

در این رابطه مسئله گرهی بسیار مهمتر اینست که زنان و موجودیت اجتماعی آنها را مانند دیگر گروهها و کاته گوریهای اجتماعی میتوان به دو گونه در عرصه سیاست، حقوق مدنی، ادبیات و هنر و.. ، مطرح کرد. شکلِ نخست شکل ایستا و در حالت “بودگی و بودن” آنهاست و در حالت دوم در حالت “شدگی و شدن” آنها. مانند بذر یک گیاه در حالت خشکی و بی تَحَوّلی آن(اینرتیا) و یا در حال شکفته شدن، برونزائی و برون گشت آن و آنچه که در ذاتیت آنست.

مارکس در توصیف طبقه کارگر، از طبقه درخود و طبقه برای خود حرف میزند. منظور مارکس از این حرف طبقه کارگریست که بعنوان یک طبقه مولد در فرایند تولید و ارزش آفرینی شرکت دارد ولی فاقد حضور در پهنه اجتماعی است. طبقه ایی که به خود آگاهی طبقاتی نرسیده است از خود تشکیلات سیاسی ندارد و نقش او عمدتاً به تولید محدود میشود. طبق کارگر درخود مانند طبق برده باستان،  نقشی در عرصه مدیریت و مشارکت د ر امور اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بازی نمیکند. در مقایسه باید گفت طبقه سرمایه دار یک طبقه برای خود است زیرا که به منافع طبقاتی خود واقف است، از خود نهادها و تشکیلات سیاسی، فرهنگی و مدنی دارد و دولت سازی میکند و در همه عرصه ها حضور دارد.

بر مبنای توضیح فوق باید گفت تمام آن زنانی که در درون نظام حاکم بر میهنمان مدعی دفاع از حقوق زنان هستند و  آنهایی که از همین جایگاه بنام کارگر مدعی دفاع از حقوق کارگران مبیاشند، در بهترین و شرافتمندانه ترین حالت، مانند آینه هایی هستند که این دو گروه یا کاته گوری اجتماعی را، در بودن و بودگی و جایگاه ایستایشان مطرح و بازتاب میکنند نه در شوندگی و آنچه باید بشوند تا به آن خود آگاهی تمام عیار اجتماعی و طبقاتی که باید برسند.

یک جنبش واقعی کارگری یا فمینیستی افق نمائی میکند و راه رسیدن به چشم انداز تاریخی این کاته گوریهای اجتماعی را طرح کرده توضیح رهیافتی برای رها شدن میدهد و نه در چهار چوب بسته سنتها و وضع و نظام موجود دنبال مُسکن و تطبیق و انطباق این گروه اجتماعی با محیط میگردد.

در ستایش زنان، کارگران، روستائیان زحمتکش شریف و ایثار گر و.. ، در حکومت و جامعه ما قصیده های زیاد سروده میشود و آنها گاهی نوازش مادی و مالی هم میشوند ولی نه از حق داشتن اتحادیه، سندیکا و حزب کارگری، برای کارگران و مشارکت سازمانیافته سیاسی و طبقاتی آنان در سرنوشت مملکت خبری هست و نه  از برابرحقوقی جنسیتی زنان بمعنای کامل کلمه و فمینیستی آن بشمول نوع پوشش و نه از پایان دادن به بهره کشی شهر از روستا درکلیتش خبری.

زنان به پست و مقام رسیده در این نظام اسلامی نماد و  بیانگر سُنت زدگی و مطابعت زن از مرد در خانواده و بی حقوقی در سطح کلان اجتماعی و سیاسی آنها هستند. این زنان حکومتی بیان بیداری و خود اگاهی زنانه در جامعه ما نیستند بلکه در بهترین حالت بیانگر حق و حقوق زن مطبخی از نگاه جامعه  سنتی زنان میهن ما  هستند. آنها گذشته زنان و نه اینده آنان را نمایندگی میکنند.

و تا آنجا که که به آزادیهای یواشکی مربوط میشود اگر این گونه آزادی نباشد بهتر است زیرا خاکی است که بر سر و چشم زنان مملکت پاشیده میشود و آنهارا از حقوق فمینیستی اشان  دور میکند. آزادی قاچاقی و پنهانی را نمیتوان آزادی نامید.

در کارخانجات به کارگران فرصت زیاد اضافه کاری و شیفتهای شبانه میدهند تا آنها کسر درآمد خود را با کار اضافی یا شبانه و کار در تعطیلات جبران کرده و بفکر این نیافتند که خواهان بالارفتن پایه دستمزد رسمی خود شوند دستمزدی که مبنای محاسبه دیگر مزایا  است.

آن نماینده کارگری که خواهان پرداختهای یواشکی اضافی کاری و.. ، میشود نه نماینده کارگر بلکه نماینده کافرماست.

در حاشیه و اشاره به مقدمه مطلب باید گفته شود؛ برای آزادیهای موسوم به یواشکی در اینترنت گشتم و سایت زیر؛”دانشجو** را یافتم که عنوان دانشجو دارد ولی با مطالعه مطالب آن بزودی خواننده در میابد که با یک سایت پادگانی سرو کار دارد و غرض از مقدمه یادداشت هم اشاره به همین امر بود.

و در این سایت کلاهبرداری رسانه ایی زیر را هم دیدم. لباسهای این ضعیفه ها لباس ورزشی حزب الله لبنان است و صحنه که بهیچ وجه ورزشی هم به نظر نمیرسد توپی را نشان میدهد که روی آن آرم پرچم لبنان است در حالیکه در توضیح عکس، از سوی نویسنده سایت دانشجو، از خانم محجبه استرالیایی در استرالیا نام برده شده است و کفشهایی هم که به پاهای این ۴ زن هست ابداً شباهتی به کفش فوتبال ندارد.

حزب الله لبنان با عبرت گیری از بن بستی که سیاستهای زن ستیزانه در ایران اسلامی ایجاد کرده است بطور کلی از احکام و تقیدات دینی در بسیاری زمینه ها فاصله گرفته است و در راهپیمایی های خیابانی خود هم حتی المکان سعی میکند چند تا زن بزک کرده نیمه لخت را جلو دار و پرچم دار راهپیمائیهای خود کند. این روش سهلگیرانه پوشش و رفتار مذهبی، از حزب الله لبنان نوعی سازمان یا قبیله شیعیِ سیاسی ساخته است که بار مذهبی آن بسیار ضعیف و بار همبستگی دموگرافیک شیعی و فرقه ایی آن بسیار زیاد است و این رویکرد به حزب الله کمک کرده است تا نه تنها با نسل جوان و نیروهای لیبرال رو در روی نشود بلکه برای این سازمان تروریستی یک جاذبه هم بین شیعیان ایجاد کرده است.

…………………………………………….

*

در نظام فعلی حاکم بر میهنمان دستگاه رسمی دیوانی” دولت” قدرت بسیار کمی دارد و قدرت اصلی نزد دولت پنهان است که حکومت را در مجموعش تحت کنترل دارد. رئیس این دولت پنهان خود خامنه ایی است. علاوه بر اینها اصولاً مفاهیم دولت و حکومت متفاوت هستند. حکومت به کل مجموعه نظام بشمول ارتش ف پلیس، دستگاه قضاییف و مجلس میگوند در حالیکه دولت در بهترین حالت فقط یکی از سه قوه یعنی اجرائی را در دست دارد.

**

دانشحو

تصویر زیر توسط یک سایت استرالیایی منتشر شده و از خانم محجبه استرالیایی می‌گوید که با وجود مشکلاتی که در آن کشور در مورد حجاب وجود دارد توانسته با پوشش اسلامی در فوتبال بازی کند.

و اینهم چند عکس از راهپیمایی هواداران حزب الله لبنان در بیروت از آرشیو همین سایت

No Comments