بمناسبت چهلمین زادروز ستاره در خاک خفته، ستار بهشتی

Share Button

توضیح: این یادنامه ۳ سال پیش در دومین سالگرد شکنجه کُش شدن ستار نگاشته و تنظیم شده است که بمناسبت پنجمین سالگرد قتلِ آن زنده یاد به روز میگردد!

**********************

Sattar beheshti salgard.jpg

پنج سال از قتل ناجوانمردانه ستار بهشتی در یکی شکنجه گاههای رژیم میگذزد. امروز، او در گور سرد خویش خوابیده است و قاتلین او همچنان آزادند و میکوشند با چنین قتلهای دیگری، با اسید پاشی بروی زنان میهنمان، با اعدام و بگیر و ببنند از مردم  میهنمان، از فرزندان این سرزمین اهورایی زهر چشم بگیرند تا امکان طغیان آنها را از بین ببرند. اما چه ابلهانه، آنها در این باور خوش خیالانه خویش کبک وار مانده اند.

کلیپ ویدئویی زیر، سخنرانی نرگس محمدی را که در مراسم  دومین سالگرد کشتنش توسط دوستانش بر مزارش برگزار گردیده را نشان میدهد، این سخنرانی شجاعانه خانم نسرین محمدی بازتابی از آن خشم فروخورده سراسری  است که در زیر سطح آرامش قبرستانی میهنمان نیرو میگیرد و دیر یا زود  چون آتش فشانی میهیب خرمن  بیداد این رژیم  را خاکستر خواهد کرد .

********************************************************

سخنرانی افشاگرانه و شجاعانه نوریزاد در این مراسم نیز بسیار دیدنی و شنیدنی است

*****************************************

من نیز قطعه شعری را که بیاد ستار سروده ام در زیر درج میکنم. ستار، آنکه چون شهابی درخشید و سریع از آسمان میهن ما گذشت ومحو شد، آن چنان سریع که نتوانستیم آنرا بخوبی ببینیم و از فروغ صداقت و عشقش به میهنمان تجدید انرژی کنیم ولی خاطره او، چون اخگر همیشه تابنده ایی وجدان انسانی جامعه ما را بیدار نگاه خواهد داشت.

هردم ستاره ایی به زمین میشکند و باز

این آسمانِ غمزده غرق از ستاره هاست

سیاوش کسرایی

**************************

به ستار و ستاره های میهنم!

ستار! ای ستاره میهن من!

تو آن پر فروغ ستاره، بر آسمان زاد گاه منی

تو آن بیشمار آه برنکشیده، فرو خورده،

بغض  در گلو شکسته ی خلقهای سرزمین منی

تو پتک کاوه به سندان ظلم و نهیب خشم  اهورا به اهرمنی

تو بودی  آن شراره ز کوره خورشید

که فتادست به خرمن بیداد شیخ اهرمنی

تو ازتبار ایزد  و انسانخدای سرزمین منی

اگر که برنتافت، ترا خدای ستم

غمین مباش  چونکه فتادست شررت، به کاخ ظلم چنین اهرمنی

غریوِ زدردِ تو در زیر تازیانه های ستم

درهم شکست سکوت مرگ  را

چو تندری زخشم

به سرسرای قصرِ چنین اهرمنی.

آتش فشان خشم خلق، چو خون سیاوش به تشت میجوشد

تا که برکند ازبن، بساطِ بیدادِ چنین اهرمنی

اگر که مادر تو تا ابد سیه پوش است

تف به این سرنوشت تلخ،

که سپرد سرزمین اهورا به اهرمنی

ستار!

ای شهاب زود گذشته در آسمان این روزگار تیره و تلخ

غمگین مباش که حتی در آن گور تارک و سرد

توچون بیشمار هزاران هزارستارهِ برزمین کشیده دیگر،

چراغ پر فروغ  و  جاودانه، برفراز المپِ* سرزمین منی

حبیب تبریزیان

۲ نوامبر ۲۰۱۴

* کوه افسانه ایی مانند قاف ما در یونان باستان که انسانخدایانی چون پرومته در آنجا بوده اند. پرومته آتش و نور را از زئوس می رباید تا به انسانها در زمین رسانده زندگی تاریک آنها را روشن و گرم کند. زئوس او را بخاطر این خدمت به انسان، به کیفری ابدی محکوم میکند. او را در قله های قفقاز به صخره ای میبندد و به عقابی فرمان میدهد که هر روزه جگر اورا در آن صخره تفتان، نوک زده بخورد. 

شعر سروده شده با صدای خودم. تقدیم به مادر ستار!


…..

No Comments