سرفه ترامپ در واشنگتن و زلزله ارزی در تهران

Share Button

سخن کوتاه؛ چالش ارزی جاری نه در شرایط ذخیره ارزی بالای یکصد و بیست میلیارد دلاریِ صندوق ارزی و بانک مرکزی و نفت بشکه ای ۱۴۰ دلار  دوره احمدی نژاد بلکه در شرایط ذخیره ارزی حدود ۲۰ میلیارد دلار(آنهم نه تماماً به دلار و یورو) و در شرایط نفت(ایران) بشکه ایی زیر ۵۰ دلار در برابر دولت و بانک مرکزی قد علم کرده است. دولت و بانک مرکزی بهتر است بجای مانورهای مذبوحانهِ بی نتیجه، به شناور سازی نرخ ارز بپردازند، توصیه ایی که بسیاری از صاحبنظران پولی و اقتصادی کشور هم کرده اند. زورکی نگاه داشتن  مصنوعی  نرخ ارز فقط کام کلان سفته بازان را شیرین و کام مردمی را که از این سفته بازیها فقط ضرر می بینند را تلخ میکند.

تا کی دولت میتواند نرخ مصنوعی دلار و سایر ارزها را پائین نگاه دارد؟

 

در آغاز این هفته، رسانه های معتبر دنیا خبر سخنرانی امروز ترامپ را انتشار دادند که طبق پیش بینیهای این رسانه ها، او در این سخرانی توافقنامه برجام را کلاً یا بخشاً مورد تجدید نظر قرار خوهد داد. برخی هم پیش بینی کرده اند که احتمال دارد او سپاه پاسداران را تروریست اعلام کند که تصمیم نهائی و قانونی کردن همه این مواضع احتمالی، به مدتی ۶۰ روزه نیاز دارد تا پس از تصویب کنگره به قانون تبدیل و اجرایی شوند.

اخبار انتشار یافته پیرامون این سخنرانی را میتوان به سینه صاف کردن یک سخنران تشبیه کرد که میخواهد سخنان مهم خود را شروع کند. با هر سرفه سخران، مستمعین از فرط انتظار و اشتیاق در جای خود جابجا میشوند تا برای شنیدن پیام گوینده آماده تر و تیز گوش تر شوند.

ولی همین سرفه های نا محسوس دونالد ترامپ، در آغاز هفته، بلافاصله در بازار ارز ایران تلاطم آفرید و نرخ تبدیل دلار و سایر ارزها را از این کانال به آن کانال فرستاد. دلار از روی کانال ۳ هزاری به کانال ۴ هزار تومانی وارد شد و بانک مرکزی شتابزده با تزریق مقداری دلار و دیگر ارزها سوپاپ تنش ارزی را باز کرد تا از التهاب بازار بکاهد.

ولی مسئله مهم اینست که بانک مرکزی ذخیره لازم را برای حمایت از نرخ مصنوعی دلار و دیگر ارزها ندارد و دیر یا زود مجبور است لُنگ انداخته و اجازه دهد تا بازار کاملاً آزاد و غیر مهندسی شده روی این برگ قیمتی سبز تصمیم بگیرد. اینکه در آینده افزایش قیمت دلار و دیگر ارزها، جهشی و پانیک زده باشد یا تدریجی و مدیریت شده، تنها به تصمیم بانک مرکزی و دولت بستگی ندارد. طرف دیگر، تقاضای رو به افزایش بازار است که در آن هزاران میلیارد تومان سرمایه سرگردان، مانند امواج ملخ که ناگهان به کشتزارها حمله میکنند،  تحت شرایطی به بازارهای محقر و فقیر ارزی کشور حمله میبرند و تأثیر تزریق های قطره چکانی ارزی بانک مرکزی را با یک یورش، نظیر یورشهای ارزی دوره احمدی نژاد که به ظهور جمشید بسم الله معروف منجر شد از بین میبرند.

بهمنی رئیس بانک مرکزی وقت دولت احمدی نژاد، چند روز قبل در یک مصاحبه برای برائت جوئی از کلاهبرداری بابک زنجانی، گفت: ” در آن شرایط، خود من گاهی مجبور میشدم با لنج از امارات دلار به داخل کشور بیاورم”.

حالا مسئله اینست که در آنسوی آبهای خلیج، دیگر دلاری باقی نمانده است تا با لنج یا هواپیما وارد کشور شود زیرا آن دلارها، دلار نفتی(نفت بشکه ایی ۱۴۰ دلار بود) و بزبان ادبیاتی خودِ احمدی نژاد “آن ممه را لولو برد!” و بهای هر بشکه نفت برنت هم امرور در بازار جهانی حدود ۵۶ دلار و نرخ سبد نفتی اوپک معمولاً چنددلار کمتر از نرخ برنت است و از همین نرخ هم باید تخفیفهای ویژه (۲ـ ۳ دلاری) ایران را کم کنیم مضافاً اینکه از صادرات ۲٫۳ میلیون بشکه ای ایران هم بیش از نیم از آن به چین و هند صادر میشود که بهای آن به یوان چینی و روپیه هندی پرداخت میشود و نه دلار و درهم و یورو.

همزمان با انتشار خبر سخنرانی ترامپ، دولت آمریکا در یک اقدام متقابل بخاطر بازداشت یک کارمند تُرک تبارِ سفارت آمریکا در استانبول، مقرارات لغو روادید را با ترکیه بحالت تعلیق درآورد که منجر به سقوط بیش از ۶%ی ناگهانی نرخ لیره ترکیه شد. بانک مرکزی ترکیه هم برای نجات لیره به دست  و پا افتاد و دولت اردوغان که از این واکنش بازار سراسیمه شده بود دولت آمریکا را به سیاسی کردن مسئله متهم کرد.

البته سقوط نرخ لیره ترک ربط مستقیمی به مسئله مضیقه ارزی ایران ندارد ولی نشان میدهد که حتی دولتی مانند ترکیه هم که ذخیره ارزی آن ده ها برابر ایران است و صادرات جنسی و خدماتی آنهم چندین برابر کل صادرات نفتی ماست، در برابر سرفه های سیاسی مقامات کاخ سفید ضعیف و بی دفاع هستند.

هنگامیکه فقط با انتشار خبر یک سخنرانی رئیس جمهور آمریکا در بازار ارزی میهن ما زلزله میافتد، مضحک است که سخنگوی وزارت خارجه ما، قاسمی، از اقدامات تلافی جویانه شداد و غلاظِ آمریکا شِکَنانه سخن بگوید و آگاهانه خاک در چشم مردم خودمان بپاشد.

سخن کوتاه؛ چالش ارزی جاری نه در شرایط ذخیره ارزی بالای یکصد و بیست میلیارد دلاریِ صندوق ارزی و بانک مرکزی و نفت بشکه ای ۱۴۰ دلار  دوره احمدی نژاد بلکه در شرایط ذخیره ارزی حدود ۲۰ میلیارد دلار(آنهم نه تماماً به دلار و یورو) و در شرایط نفت(ایران) بشکه ایی زیر ۵۰ دلار در برابر دولت و بانک مرکزی قد علم کرده است. دولت و بانک مرکزی بهتر است بجای مانورهای مذبوحانهِ بی نتیجه، به شناور سازی نرخ ارز بپردازند، توصیه ایی که بسیاری از صاحبنظران پولی و اقتصادی کشور هم کرده اند. زورکی نگاه داشتن  مصنوعی  نرخ ارز فقط کام کلان سفته بازان را شیرین و کام مردمی را که از این سفته بازیها فقط ضرر می بینند را تلخ میکند.

 

No Comments