درسهایی از شکستِ رفراندم اقلیم کردستان

Share Button

برای یک لحظه فکر کنیم در جغرافیای منطقه کردستان عراق، اقلیم کُرد نه با دولتهای فاشیستی استبدادی سوریه و ایران و نو اتومان اردوغان، حتی فقط در یکی از مرزهای خود، با یک دولت دموکراتیک مبتنی بر حقوق شهروندی همسایگی و هم مرزی داشت، آیا در چنان صورتی هم حشد الشعبی و ارتش عراق میتوانستند به این آسانی وارد اقلیم شوند؟ آیا اقلیم در چنین محاصره طبیعی جغرافیایی قرار میگرفت که آمریکا، اروپا و اسرائیل؛ اگر هم بخواهند،نتوانند بدان کمک رسانی کنند؟

دولت اقلیم کردستان، سرانجام  رفراندم مورد نظر خود را ۲۵ سپتامبر، قریب ۳ هفته پیش با موفقیت به اجرا گذارد. بیش از ۹۲% شرکت کنندگان رأی به استقلال کردستان دادند. ولی این موفقیت کردهای عراق آنها را حتی یک میلیمتر هم به استقلالی که میخواستند نزدیکتر نساخت. این آراء برای اقلیم محاصره شده از هر سوی مرزهای خود، با کشورهایی با نظامهای استبدادی، جز همان اوراق بی وزن همه پرسی پشتوانه ایی نداشت.

هرسه کشور ایران، ترکیه و سوریه که از ۳ سوی اقلیم، در ائتلافی نا نوشته، آنرا محاط کرده اند شدیداً با این رفراندم و با استقلال کردستان مخالفت کردند.

اگر کُردها در جریان بلبشوی سیاسی در عراق پس از سقوط صدام و سپس بعد از ظهور داعش به همین حد از خودمختاری در چهار چوب عراق فدرالیزه شده دست نیافته بودند بیشک در شرایط کنونی همین اندازه حقوق فدرالی را هم که مدیون حمله ائتلاف ضد صدام به عراق بود را کسب نمی کردند. و اگر روزی آمریکا، پایش را از عراق و منطقه کاملاً بیرون بکشد، بیشک رژیم حاکم بر بغداد بکمک ایران، ترکیه و احتمالاً روسیه تا آخرین ذرهِ این حقوق فدرالی را هم ازحکومت بارزانی گرفته و سران آنرا به کوهستانها متواری خواهند کرد.

طی چند روز گذشته دولت مرکزی عراق با پشتگرمی و حمایت ایران و شبه نظامیان شیعی حشدالشعبی عراق؛ با سرعتی غیر قابل انتظار، شهر کرکوک را که یکی از مهمترین مناطق نفتی در عراق است را بسرعت تصرف کرد و نیروهای کُرد، برخلاف موضعگیریهای قبلی دایر بر اینکه بهیچوجه مناطق تحت کنترل و تصرف خود را به دولت مرکزی واگذار نخواهند کرد، این شهر و برخی مناطق و شهر های مجاور را بی دفاع ترک و در برابر نیروهای حشد الشعبی و ارتش عراق عقب نشستند. پیروزی حشد الشعبی و ارتش عراق در واقع یک پیروزی جنگی نبود و بیشتر یک حرکتِ زمینه سازی شده، پشت پرده ای و ساخت و پاخت گرانه و طراحی شده بود ولی نمیتوان آثار روحیه ساز و روحیه سوز آنرا به ترتیب برای طرفین این جنگ بدون نبرد را دست کم گرفت.

برخی مقامات دولتی اقلیم به صراحت و شخص بارزانی به تلویح در سخنان دیروز خود، جریان طالبانی(PUK) حزب اتحاد میهنی کردستان عراق را مسئول این پیروزی دولت دولت مرکزی دانسته و آنرا متهم به خیانت نمودند.

Bildresultat för kurdistan map

در آموزه های سون تسو روی جنگ، اهمیت تعین کننده و زیادی برای وضعیت ارضی و جغرافیائی میدان جنگ در نتیجه یک نبرد نهاده شده است و میتوان گفت که دولت بارزانی بهنگام اتخاذ سیاست جدائی طلبانه خود به این آموزه های کلاسیک شده (الف ـ با های جنگ) توجه نداشته است.

اما طرف برنده این جنگ، یعنی دولت مرکزی، حشد الشعبی، نظامیان عراقی و دولتهای ترکیه و ایران و سوریه هم نباید از برنده شدن خود چندان خوشحال باشند زیرا، درس این شکست، اگر از سوی کُردها درست آموخته شود میتواند مادر پیروزیهای آینده برای آنها و نیروهای دموکراسی خواه منطقه علیه رژیمهای استبدادی حاکم، هم برای کردها و هم دیگر نیروهای آزادیخواه منطقه باشد.

قریب ۳ سال پیش، دولت محلی جدائی طلب اسکاتلند رفراندمی را برای جدائی از بریتانیای کبیر(انگلیس، ویلز، اسکاتلند، ایرلند شمالی) برگزار کرد. نخست وزیر وقت، دیوید کامرون، بسیاری از سیاستمداران بریتانیا و سرانجام   شخص ملکه به خواهش و تمنا از مردم اسکاتلند افتادند که به جدایی اسکاتلند رای منفی بدهند. اگر ارتش عراق ظرف ۴ روز بدون برخورد با مقاومت کردها، کرکوک و زنجار را گرفت، ارتش بریتانیا در خود اسکاتلند حضور داشت و میتوانست ظرف نیم ساعت همه اعضای دولت محلی را بازداشت و در آنجا حکومت نظامی برقرار کند. ولی بریتانیای کبیر؛ عراق ، ایران و ترکیه یا سوریه ی بشار اسد نیست.

۵۵٫۳% مردم اسکاتلند به جدائی طلبان و استقلال اسکاتلند رأی منفی و ۴۴٫۷% رای مثبت دادند. با قاطعیت میتوان گفت که اگر نتیجه رفراندم برعکس بود، اسکاتلند از بریتانیا جدا میشد بدون اینکه تهدیدی بکار آید یا قطره خونی از دماغ کسی بیاید. چرا؟ زیرا که بریتانیا یک دولت مدرن، با دموکراسی لیبرال است و حقوق شهروندی و نه قوموندی یا دینوندی در آن محور نظام سیاسی میباشد.

هفته پیش رفراندم مشابهی هم در ایالت کاتالونی، واقع در جنوب شرقی اسپانیا برگزارشد. با اینکه برعکش اسکاتلندیها مردم کاتولونی به جدائی از اسپانیا رأی دادند، این امر نه به لشکر کشی دولت مرکزی به کاتولونی منجر شد و نه به تهدید استفاده از زور علیه مردم و حکومت محلی آن ایالت.

برای یک لحظه فکر کنیم در جغرافیای منطقه کردستان عراق، اقلیم کُردستان نه با دولتهای فاشیستی استبدادی سوریه و ایران و نواتومان اردوغان، حتی فقط در یکی از مرزهایش با یک دولت دموکراتیک مبتنی بر حقوق شهروندی همسایگی و هم مرزی داشت، آیا در چنان صورتی هم حشد الشعبی و ارتش عراق میتوانستند به این آسانی وارد اقلیم شوند؟ آیا اقلیم در چنین محاصره طبیعی جغرافیایی قرار میگرفت که آمریکا، اروپا و اسرائیل؛ اگر هم بخواهند،نتوانند بدان کمک رسانی کنند؟

صرفنظر از اینکه جدائی اقلیم کُرد از عراق امری عافیت بخش یا نکبت آفرین باشد، دولت اقلیم کردستان عراق، همه کردهای منطقه بشمول کُردهای ایران، سوریه و ترکیه باید بدانند، استقرار دموکراسی در این ممالک استبداد زده شرط رسیدن آنان به حقوق قومی یا ملی خویش است.

کردها باید بطور قاطع مبارزه برای دموکراسی و استقرار نظامی مدرن و مبتنی بر حقوق شهروندی در این ممالک را مقدم بر هر مطالبه دیگری قرار دهند زیرا یک دموکراسی تمام عیار در این کشورها تنها کانال رهیافتی از هرگونه ستم بشمول ستم قومی یا ملی است.

ماجرای عراق نشان داد که در شرایط سلطه حکومتهای استبدادی دور تا دورِ کُل کردستان، کُردهای منطقه هیچ شانسی برای استیفای حقوق خود ندارند.

مشارکت در و تقویت جریان سکولاردموکرات در عراق، با رهبریت ایاد علاوی و مقتدا صدر، درسی است که کردهای عراق از این شکست باید بگیرند. همین درس در پیشِ روی کُردهای ترکیه و ایران و سوریه نیز هست.

تا آنجا که به کُردهای سوریه مربوط میشود،آنها در صورت پیروزی بشار اسد بر مخالفین، هیچگونه شانسی برای کسب حقوق خود ندارند هرچند در جنگ با داعش قهرمانی شگفت انگیزی نشان داده اند و دولت آمریکا هم اگر بخواهد بسودِ کُردهای سوریه قدمی بردارد و کمک کند هرگز قادر به شکستن موانع طبیعی جغرافیای کردستان نخواهد بود تا کمکی بدانها برساند.

پیکار برای دموکراسی مبتنیِ بر حقوق شهروندی، در تمام منطقه یگانه راه در برابر تمام مردم این منطقه استبداد زده برای رسیدن به آزادی و کرامت انسانی است!

 

 

No Comments