حمله به منزل کروبی چه پیامی درخود دارد؟

Share Button

حمله به منزل کروبی چه پیامی درخود دارد؟
چندین روز است که خانه آقای کروبی هدف حملات دستجات غیر رسمی چاقو کشان حکومتی قرارگرفته است. در این که این حملات از بالا هدایت شده است، برای هیچ انسانی، بر خوردار از شعور و شم سیاسی متعارف، تردیدی وجود ندارد و این امر چنان بدیهی است که ظاهراً حتی رهبری نظام هم اصراری بر فاصله گیری و یا نفی این گونه اوباش گریها ندارد. لذا اولین سئوالی که در این رابطه مطرح میشود اینست که اگر رژیم میخواهد کروبی را بکوبد، چرا بجای استفاده از اوباش، از نیروهای رسمی و علنی خود، یعنی نیروهای انتظامی استفاده نمی کند؟ سئوالی که شاید بدیهی بنظر رسد. ولی آنقدر ها هم بدیهی نیست.
رژیم هیتلری وقتی در آلمان به قدرت رسید برای مرعوب سازی و حذف رقبای سیاسی خود، مشابه چنین نیروها و متدهایی را بکار گرفته بود. نیرو هائی که به «پیراهن قهواه ای»ها اشتهار یافته بودند. رژیم هیتلری پس از استقرار، بعلت اعتماد بنفس سیاسی، دیگر لزومی برای حفظ این نیروهای موازی و قانون گریز یا فراقانونی نمیدید. قوانین نازیست پسندِ برازنده دستگاه فاشیسم هیتلری، رسماً در «رایشتاک» پارلمان هیتلری تصویب و اس اس و گشتاپو مجری آن قوانین و نظم هیتلری میبودند لذا رژیم هیتلری پس از استقرار، دیگر به موازی سازیهای فراقانونی نیازی نداشت .
بر خلاف رژیم هیتلری، حکومت شبه فاشیستی حاکم بر ما، نه هرگز آن اعتماد به نفس و نه، آن کامیابی های اقتصادی و سیاسی نظامی منجر به مقبولیت نسبی و پوپولیستی رژیم هیتلری را در خویش میتواند بیابد تا بر تکیه بر آنها خود را ازکمک گرفتن از دسته جات چاقو کشان حرفه ائی بی نیاز بداند. اتکا به اوباش حرفه ایی از طرف حکومت، گواه بر اینست که رژیم نه تنها به رقبای سیاسی خود اعتماد ندارد بلکه قادر نیست از نیروهای رسمی حکومتی هم در چهار چوب قانونی موجود خودش استفاده کند.
بنا براین، رژیم محتاج آنست تا چنان نیروی حاضر یراقی داشته باشد که بتواند خارج از هرگونه ضابطه حقوقی و قانونی؛ خارج از هرگونه ملاحظات سیاسی، ملی، مذهبی و انسانی برای حذف رقیبان و منتقدان سیاسی خود، و خاموش کردن آنها از آن استفاده کند. توسل به این قبیل نیروهای فاقد حیثیت آنهم بکرار و سیستماتیک ، فقط نشان از ته کشیدن بضاعتِ حکومت (بزعم من کل نظام) دارد.
رژیمی که مدعی هماوردی با قدرت های بزرگ دنیاست و به نیروی چند میلیونی و روحیه و تکنولوژی جنگی خود میبالد و مینازد، برای خاموش کردن حریف سیاسی خود که پیری روحانی و مورد احترام مردم است به چنین روشهای هیستریکی متوصل میشود، نشان میدهد که به فردای خود مطمئن نیست.
حمله به منزل یک روحانی سالمند و بی حرمتی به او و خانواده اش، نه در تاریخ شرع و نه درتاریخ عرف ما سابقه داشته است و این بدعت گذاری خود بنفسه نشان از خوردن کفکیر حیثیتی نظام به ته دیگ مشروعیت دینی و سیاسی دارد.
این اوباش گرایی ر ا از زوایای مختلف میتوان به تحلیل کشید. به لحاظ سیاسی میتوان گفت و استدلال کرد که، رویکردی بغایت اشتباه آمیز و مرگبار بوده است. به لحاظ شرعی و مذهبی میتوان گفت حکومت اسلامی حاکم بر ما با این کار خود، هم اسلام و هم روحانیتی را که بنام آن حکم میراند به سکه یک پول تبدیل کرد.
به لحاظ انسانی میتوان گفت: بعید است آدم کشان مافیائی سیسیل هم حاضرباشند تا آنجا پیش بروند که با قربانی سالمندی که جامه دین و مذهب بر تن دارد چنین رفتاری داشته باشند. این کار رژیم، قبل از هر چیز، از دین و مذهب و روحانیت معصومیت و قداست زدایی کرد و بی آبرویی آفرید.
از هر زوایه ایی که بنگریم و به هر منطقی که توسل جوئیم قادر نخواهیم بود منطق این خود زنی رژیم را بیابیم.
تنها یک توضیح برای ارتکاب این بی آبرویی میتوان یافت و آنهم درک و تحلیل از روانشناختی شکست خوردگیِ رژیمی است که از فرط درماندگی و استیصال مشاعر خود را از دست داده است و بسیار لحظه ایی و نسنجیده عمل می کند. این حالت روانشانختی مختص همه ان رژیم هایی است که به احتصار و نفس نفس افتاده اند. صدام، چائو شسکو و گروهبان موبوتو ( دیکتاتور پیشین کنگو)، در واپسین روزهای اقتدار بی افتخار شان، نمونه بارز چنین شکست خوردگانی هستند که در پس خویش جز ننگ و بد نامی چیزی باقی نگذاشتند.
بسیار بعید و دور از انتظار هم هست که یک رژیمِ به دست و پا افتاده و مشاعر باخته وضع و حسب حال خود را درک کند لذا انتظار بیدار شدن و بخود آمدن از این حکومت، خود نوعی غافل شدگی است ولی فعالین سیاسی و دلسوزان جنبش باید این حرکت های جنون آمیز رژیم را جدی بگیرند هر چند این احتمال هم کم نیست که رژیم در جریانِ یکی از این گونه حادثه سازیها و حمله های عصبی و هیستریک خود کله پا شود.

No Comments