در زیر پوست اخبار منطقه!

Share Button

سوریه:
اوضاع در سوریه همچنان بسوی جنگ داخلی و احتمال مداخله خارجی پیش میرود. مأموریت هیئت اعزامی اتحادیه عرب با شکست روبرو شد زیرا اتحادیه در درون خود صرفنظر از اینکه چه تعداد از مردم سوریه هر روز کشته میشوند، چه تعداد خانه زیر شلیک توپخانه ارتش اسد روی سر ساکنینش ویران میشود از آغاز به دو جناح تقسیم شده بود که مشکل واقعی هیجکدام از آندو مردم سوریه و سرنوشت آنان نبود. یک جناح؛ همخط با ایران، روسیه، سودان، عراق و حزب الله لبنان در صدد نجات رژیم اسد و خریدن زمان برای آن هستند تا که مگر رشد بنیادگرایی اسلامی در مصر و لیبی و تونس چنان انقلابات این منطقه را رو در روی غرب و دول عربِ متمایل به غربِ قرار داده و روح اسرائیلی ستیزی را بر آن چنان چیره سازد که عملاً رژیم اسد درمرکز این جبهه ضد صهیونیستی و ضد استکباری قرار گیرد آنچنانکه شوریدن بر آن، با شمشیر کشی به روی خدا یکسان گرفته شود. این استراتژی هنوز هم برغم عدم موفقیتش همچنان از سوی روسیه، ایران ، حزب الله و جناح مالکی در عراق تعقیب میشود.
چیره کردن اسلامیسم، اسرائیل ستیزی و آمریکا ستیزی بر جنبش های منطقه یگانه امکانی است که اولاً راه را برای منزوی و معألاً سرکوب کردن نیروهای لیبرال و سکولار منطقه باز میکند و در ثانی محور ایران، سوریه و روسیه و حزب الله را از زیر ضربه خارج میکند. زیرا هرچه این جنبشها، ضد اسرائیلی ـ آمریکایی تر شوند بهمان نسبت ضد دموکراتیک تر شده و اتکایشان به ایران و روسیه بیشتر میشود.
امارت وعربستان بعنوان قوی ترین و فعلاً با ثبات ترین نیروی اتحادیه عرب در مقابل جریان پیش گفته قرار دارند و صرفنظر از اینکه چه نظامی در خود این کشورها مستقر است، اینها با تمام قوا از نیروهای بواقع دموکراتیک در سوریه و مصر و لیبی و تونس دفاع میکنند زیرا بعلت همسویی استراتژیکشان سرنوشت آنها بهم پیوند خورده است. لذا بدین علت است که قطر، عربستان و امارت تند ترین واکنشها را تاکنون نسبت به سر کوب مردم در سوریه از خود نشان داده اند. این کشورها مأمورین خود را از هیئت بازرسی اتحادیه فرا خواندند و در صدد هستند تا از مسیر شورای امنیت پای دول غرب و شورای امنیت را به بحران سوریه کشانده و پروژه تغیر رژیم را به انجام رسانند. یکی از رسانه های منطقه امروز نوشت که عربستان در اندیشه برسمیت شناختن« شورای ملی سوریه» بعنوان نماینده رسمی مردم سوریه است.
امتیاز گروه دوم برگروه اول در این است که دومی ها موافق جریان و اولیها مخالف آن، دست و پا میزنند.
همزمان با تلاشهای دیپلماتیک ریزش نیروهای اسد و نظامی شدن مقاومت در برابر رژیم دمشق نیزشتاب میگیرد.
در روزهای اخیر علاوه بر ۵ نفر ایرانیان قبلاً ربوده شده، ۱۱ ایرانی دیگر در نزدیکی حُمص به اسارت گرفته شدند که ارتش آزاد سوریه ۵ نفر از آنان را بعنوان افسران سپاه پاسداران تلویزیونی کرد و با کیفیتی بمراتب بهتر از شوهای تلویزیونی دستگاه های امنیتی ایران که آخرینش آن «جاسوس خوانده شده» ی ایرانی ـ آمریکایی بود.
نه آن ۵ نفر قبلی و نه این ۱۱ نفر اخیر که به اسارت گرفته شده اند آخرین ایرانیانی نخواهند بود که دستگیر و با اعتراف به عضویت در سپاه و شرکت در کشتار مردم سوریه تلویزیونی میشوند. ارتش آزاد سوریه پس از تلویزیونی کردن این ۵ نفر که کارت هویت های نظامی آنها را نیز نشان داد، به دولت جمهوری اسلامی ما ۲۴ ساعت فرصت داد که نیروهای سرکوبگرش را از سوریه فرا خواند. فکر کنم ما ایرانیان با اینگونه ادبیات در مکتب حکومت خودمان بخوبی آشنایی داریم. هزینه درگیری و آلودگی دولت ما برای ایرانیان مقیم سوریه روز بروز سنگین تر میشود و معلوم نیست که احساسات ضد ایرانی مردم آنجا تا آخر تحت کنترول بماند که در آن صورت دولت ما نه با پیام تلویزیونی بلکه از طریق سرهای بریده ممکن است پیام مردم سوریه را دریافت کند. جنبش اعتراضی و اپوزیسیون سوریه از همان تاکتیکی برای منفرد کردن اسد استفاده میکند که رژیم ایران طی سی سال علیه مخالفین خود استفاده کرده است. مخاطبین اپوزیسیون سوریه در این زمینه نه ما مردم ایران بلکه مردم سوریه، و ناسیونالیسم عربی هستند. اسد به آسانی از اتهامِ استفاده از ایرانیان بری سرکوب و کشتار مردم سوریه رهایی نخواهد یافت.
لبنان:
لبنان امروز به دو اردوی کاملاً متخاصم تقسیم شده است و حزب الله روز به روز بیشتر منفرد میشود. فشار سازمان ملل و شورای امنیت برای خلع سلاح حزب الله و تحویل ۴ نفر فرماندهان آن به اتهام ترور رفیق حریری روز به روز افزایش می یابد و تلاش سیاسی برای وادار کردن آن به تحویل سلاح هایش به ارتش لبنان و آن فراماندهان متهم به ترورش، به دادگاه بین المللی شدت میگیرد. ترافیک دیپلماتیک روی این دو مسئله در لبنان بی سابقه است. لحن حزب الله از عربده کشی به ناله افتاده است ولی هیچ برون رفتنی جز تسلیم وجود ندارد. در آخرین رخداد، دادستان دادگاه ویژه سازمان ملل درحال رایزنی با مقامات سیاسی و قضایی لبنان قرار گرفته است تا سه پرونده تروردیگر را علیه حزب الله باز کند؛ ترور رهبر حزب کمونیست لبنان، تلاش برای ترور یک نماینده پارلمان و وزیر دفاع سابق کشور. اگر به همه مصیبتها اینرا هم بیافزائیم که ایران بعلت بحران اقتصادی خود و سوریه بعلت جنگ داخلی خود دیگر نمیتوانند بیاری حزب الله بیایند تصویر روشنتری از اوضاع خواهیم یافت.
این تصویر زمانی شفافتر میشود که بیاد آوریم که اسماعیل هنیه؛ که پس از قریب سه سال ازغزه خارج شد، به دیدار همه سران به اصطلاح مرتجع عرب از بحرین تا کویت، قطر، لیبی و ترکیه رفت ولی حتی یک دیدار مختصر با هیچیک از نمایندگیهای ایران یا مقامات حزب الله نداشت. سایت نهارنت لبنان، امروز گزارشی از وضع خالد مشعل رهبری سیاسی حماس دارد که در آن میگوید که مشعل تقریباً بطور قاچاق از سوریه خارج شده و بیشتر ابوابجمعی خود را نیز از آنجا به خارج از سوریه انتقال داده است.
در دیداری که حدود دوماه پیش، خالد مشعل با محمود عباس داشت هردو برای تشکیل یک دولت وحدت ملی و فراگروهی با تکیه بر رویکردهای مبارزه دیپلماتیک و نه نظامی، بعنوان رویکرد ترجیحی مبارزه، تأکید کردند. با اینکه تفکر مبارزه نظامی مبتنی بر ناسیونالیسمِ اسلامی ـ فلسطینی هنوز در بین نیروهای حماس از بین نرفته است ولی میتوان گفت که پرونده آن تفکر و رویکرد را مختومه تلقی کرد.
بعنوان یک اپیزود بر این تحلیل کوتاه باید بیفزایم که در ماه محرم امسال نیروهای امنیتی حماس مراسم عزاداری شیعیان نوارغزه را با خشونت سرکوب کردند. من فکر نمی کنم پیامی گویا تر از این برای رویگردانی حماس از دولت ما، پس از ده سال دوشیدن و سرکیسه کردن آن، وجود داشته باشد.
مصر:
دو روز پیش ۲۵ ژانویه سالگرد انقلاب مصر علیه دیکتاتوری مبارک بود. دو هفته قبل از آن آخرین نتیجه انتخابات پارلمانی که کمتر کسی به سلامت آن اعتراض داشت و حاکی از پیروزی قاطع اسلامگریان بود بیرون آمد. با اینکه در واقع، دیگر اخوان المسلیمن و حزب سلفییستها «نور» فرمانروای واقعی مصرند، مع الذالک چپ ها و ناسیونالیستهای مصری همچنان میدان التحریر را قُرُق کرده و اعدام «ژنرال طنطاوی» را مطالبه و کنار رفتن شورای عالی نظامی مصر را از قدرت و سیاست مطالبه میکنند.
هرچند، نه سلفیستها و نه اخوان المسلمین در میدان التحریر بین معترضین حضور ندارند ولی ناگفته پیداست که تنها نیرویی که از تضعیف ارتش مصر و تنزل اتوریته آن سود میبرد همین اخوان المسلمین و سلفیستها یی هستند که میخواهند با دستِ نیروهای چپ و ناسیونالیستهای ناصری چنان ارتش را تضیعف کرده و در موضع دفاعی و انفعالی قرار دهند که مانعی برای اسلامیزه کردن فردای آن توسط اسلامیسهای حاکم دیگر وجود نداشته باشد. حال آنکه این ارتش، آخرین و قابل دوام ترین سنگر مقاومت نیروهای سکولار، در مقابل اسلامیزه کردن کل جامعه میباشد. باید گفت: یکی برسر شاخ بُن میبرید.. .
اصرارناسیونالیستها و چپهای مصری بر بیرون راندن ارتش از صحنه سیاسی و معادله قدرت، تازیانه زدن چپ های خودمان برجنازه رژیم سلطنتی می اندازد، حتی در آن هنگام که دسته دسته در بیدادگاه اوین بدست جلاد آنجا؛ لاجوردی و ریشهری به جوخه های اعدام سپرده میشدند، می اندازد.
ایران خودمان:
چنین بنظر میرسد که دو زاری آقای احمدی نژاد هم کم کم دارد می افتد و دیر نیست تا بداند شاخ گاو سخت است و انسان عاقل نمیتواند با ماتحت خود به جنگ آن برود و حتی اگر این ماتحت نه مال خود آدم بلکه مالِ ملت باشد. هنوز برای قضاوت قطعی قدری زود است ولی اظهارت کنایه آمیز او در یکی از سخنرانیهای اخیرش دایر بر اینکه؛ برخی درداخل مملکت نمیخواهند که مذاکرات هسته ایی پیش رود، نشان از این دارد که وی فهمیده است که آن قطعنامه های کذایی زیاد هم کاغذ پاره نبودند که بسادگی با شعار «اینقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دانتان پاره شود!» بتوان آنها را نادیده گرفت، مضافاً اینکه همه آن «به بی خیالی زدن ها» امروز بحساب احمدی نژاد نوشته میشود نه هوراکشانی که مردم آنها کاملاً از یاد برده اند یا اصلاً بخاطر نسپرده اند.
Balatarin

No Comments