سابژکتیوتی و ابژکتیوتی در رفتار سیاسی و اجتماعی مردم

Share Button

برای تحقق بخشیدن به استقرار یک نظام دموکراتیک، کافی نیست که اجزاء یک نظام سابزکیتو ناهمپوش با نظام آبژکتیو مورد انتقاد قرار گیرد بلکه لازمست که بُنمایه و اساس آن سنت و نظم وهم آلود تفکر سابژکتیو در جامعه ازهم پاشانده شود. و این یک مسئله اکید راهبردی در مسیر مبارزه برای تخقق دموکراسی است. تا انجا که به میهن خودمان مربوط است، نمیتوان از کنار اسرائیل ستیزی، آمریکا ستیزی، پهلوی ستیزی رژیم گذشت و در میدان تفکر دائی جان ناپلئونی فقط برخی سیاستهای آنرا مورد انتقاد قرار دارد. 

سابژکتیوتی و ابژکتیوتی در رفتار سیاسی و اجتماعی مردم

 

انتخابات اخیر ریاست جمهوری روسیه مانند انتخاباتها در ایران ما، از مصادیق «آش کشک خاله است بخوری پاته! نخوری پاته!» میباشد.

در این انتخاباتها فیلترینگ گزینشی نامزدها، رأی دهندگان را در برابرِ “از پیش گزیده شده ها”یی قرار میدهند که از فیلترحاکمیت عبور کرده اند. از آن پس دیگر رأی دهندگان آزادند تا از میان آن “از پیش گزیده شده ها” یکی را برگزینند. مردم به آش فروشی ای میروند که همان آشِ کشک را در ظروف متفاوت، با بیش و کم کردن ادویه یا نمک آن، بعنوان آشهای مختلف سرو میکند.

البته در چهار چوب همین سازو کار مهندسی هم، تفاوتهایی بین انتخاباتهای ایران با روسیه وجود دارد. در انتخاباتهای ایران، صاحب قدرت اصلی(رهبر)، اساساً به رأی گذارده نمیشود تا مبادا برای مردم، در این زمینه احساسی از یک حقوق سیاسی و شهروندی حتی صوری و نمایشی ایجاد گردد.  این فقط پست قدرت صوری و نمایشی رئیس جمهور است که آنهم پس از فیلترینگ به انتخاب گذارده میشود.

ولی در انتخابات ریاست جمهوری روسیه، قدرت واقعی ریاست جمهوری شکل میگیرد که عملاً پوتین آنرا برای خود دائمی کرده است و فقط محض نمایش دموکراسی هر ۶ سال یکبار انتخاباتی برگزار میکند تا به دنیا بگوید، مردم مرا و نظام را قبول دارند.

در ایران چون صاحب قدرت اصلی(رهبری) از مدار هر انتخاباتی بیرون بوده و خود را فراتر از همه اینگونه ساز و کارها قرار داده است، میزان مشارکت مردم مهم ولی اینکه به کی رأی بدهند یا ندهند اهمیت درجه دوم دارد زیرا میزان مشارکت وسیع یعنی مردم نظام را قرار دارند هرچند ممکنست نامزدها را کاملاً یا نسبتاً قبول نداشته باشند.  و اما  در روسیه  بعلت اینکه این، پست واقعی قدرت، یعنی رئیس جمهوری است که به رأی گذارده میشود، هم میزان مشارکت مهم است و هم اینکه چند درصد به شخص برگزیده رأی بدهند. میزان اول یعنی قبولی نظام و دومی قبولی نامزد.

در انتخابات اخیر روسیه، اگر مردم بپای صندوقهای رأی نمیرفتند یا کمتر از رکورد انتخابات قبلی میرفتند، هم بمعنای رویگردانی واقعی آنان از رژیم تلقی میگردید و هم از شخص پوتین به اینجهت، سیستم فیلترینک پوتین در این انتخابات حتی حاضر نشد به تنها شخصیت واقعاً منتقد رژیم(ولادیمیر ناوالنی)  اجازه مشارکت بدهد با اینکه نظر سنجی ها نشان داده بود که او حد اکثر میتواند ۲۰% آرای مردم را بخود اختصاص دهد از این جهت بود که، پوتین علیرغم اینکه میدانست حتماً موفق به کسب اکثریت آرأ میشود مانع حضور تنها نامزدی شد که او و سیاست های پوپولیستی را به چالش میکشید.

نظر سنجی ها در روسیه نشان داده و میدهد که، علیرغم رکود اقتصادی و پس رفت مملکت، پوتین از حمایت نزدیک به ۸۰% مردم برخوردار است.

هدف از عنوان فوق، سابژکتیویتی و ابژکتیویتی، اینست تا نشانده داده شود برای این حمایت ۸۰%ی پوتین و حمایت کم یا بیش مشابه مردم ایران از نظام ولائی و خامنه ایی، مردم ونزوئلا از مادرو و دیگر دیکتاتورهای پوپولیست چه  توضیح جامعه شناختی میتوان یافت و این درصد ها چقدر اعتبار واقعی دارند.

در انتخاباتهای دموکراسی های غربی، بین نگاه سابژکتیو و ابژکتیو مردم تفاوت ریشه ایی وجود ندارد و هرچه یک دموکراسی ریشه دار ترست این دو وجه همپوشی بیشتری تا مرز ۱۰۰%ی دارند.

در توضیح نگاه سابژکتیو مردم به یک انتخابات، میتوان به نگاه توهم آمیزانه آنان، که میتواند اشکال مختلف، سیاسی، مذهبی، قومی، فرقه ایی و کیش پرستی شخصی  داشته باشد اشاره کرد. و در توضیح نگاه ابژکتیو مردم به امر انتخابات و سیاست در کُل؛ میتوان به موضعگیری و مشارکت آنان بر حسب اینکه با انتخاب یک حزب یا شخص، چقدر سفره خانواده آنها رنگیتر خواهد شد، امکانات تحصلیی فرزندانشان چقدر بیشتر فراهم گشته، وضع مسکن یا کمک هزینه های مسکن چقدر بهتر خواهد شد، اوقات فراغت و فرصت استفاده از آن چقدر بهتر شده، میزان مزد و مزایا چقدر افزایش یافته و.. اشاره کرد.

هیچگونه نگاه سابژکتیوِ مغایر این مطالبات ابژکتیوی، نمیتواند یک انسان متعارف، در یک دموکراسی نوع غربی را وادارد تا آرمانی رای دهد  و بر اساس دید سابژکیتو خود بپای صندوق آراء برود. هرچند درصد معینی از مردم در همین ممالک هم؛ فرهنگی، مذهبی، آرمانی  و ایدئو لوژیک در انتخاباتها شرکت میکنند ولی این بخش از جامعه اکثریت ندارد.

مثالی از تجربه خودم میزنم: قریب ۷ـ۸ سال بود که به سوئد آمده بودم و روزی با یکی از همکاران سوئدی ام که ضد مذهبی(آته ایست) بود بحث انتخاباتی داشتم. از او پرسیدم، به چه حزبی رأی میدهی؟ گفت به حزب دموکرات مسیحی. انتظار نداشتم که اینرا بشنوم. گفتم توکه غیر مذهبی هستی؟ گفت؛ باشه! ولی دموکرات مسیحی ها اگر روی کار بیایند ۳۰ یا ۴۰% کمک هزینه کودک را اضافه میکنند. و این پول کمی نیست. او ۳ تا بچه خرد سال داشت.

من این پاسخ او را در آنموقع نتوانستم هضم کنم چون خودم ایدئولوزیک رأی میدادم. ولی سالها بعد که رفتار انتخاباتی مردم را دیدم، دانستم اکثریت مردم، بر حسب منافع مادی خود، برحسب اینکه در شغل و جایگاه اقتصادی/ اجتماعی که دارند نمایندگان خود یا رؤسای جمهور را انتخاب میکنند نه چه ایدئو لوژی. بگذریم  از اینکه اکثر مردم سیاسی و حتی ایدئولوزیک هستند ولی ایدئولوژی آنها بازتارب جایگاه اجتماعیشان میباشد  نه مستقل از آن و از روی شیفتگی یا بیعتگری و حتی مغایر منافع اشان.

چنین مردمی دوچار تناقض رفتار اجتماعی نمیشوند. اگر فرد ضد آمریکا یا آمریکا پرست است، اگر مذهبی یا ضد مذهبی است، برحسب اینکه آنتن منافع مادی و قابل تشخیص او، چه جهتی را نشان دهد به پای صندوق انتخاباتی میرود. و از اینرو، تبلیغات ضد آمریکایی، یا آمریکا دوستی، ناسیونالیستی یا گلوبالیستی، مذهبی و یا ضد مذهبی قومی یا ضد قومی، یهودی دوستی یا یهودی ستیزی، نژاد پرستانه یا ضد نژاد پرستی برای اکثریت مردم تعین کننده رفتار عملی اجتماعی و سیاسی اشان نیست.(که البته اخیراً جریانات پوپولیتسی خارجی ستیزی که مغایر ساز و کارهای دموکراسی غربی است در برخی ممالک غربی رشد یافته است که آنرا میتوان گذرا دانست).

حال ببینیم در ممالک ضد دموکراتیک وضع چگونه است. پوتین با دمیدن در کوره احساسات ضد آمریکایی و ضد غربی، ناسیونالیسم روسی و حتی با میدان دادن به کلیسای فوق ارتجاعی اُرتدوکس روسیه، ناسیونالیسم عوامانه خود را به مسئله محوری انتخاباتی و حتی ایدئولوژی سیاسی جامعه تبدیل کرده است. بنا بر این وقتی از یک روسی، در یک نظر خواهی پرسیده میشود که نظرت نسبت به پوتین چیست؟ او بر اساس توهمات ناسیونالیسم مبتذلی که ماشین تبلیغات حکومتی در ذهن او  ایجاد کرده است پاسخ میدهد بدون اینکه فکر کند که پَسرَفت زندگی او نتیجه همان سیاسیت پوپولییستی است و حتی همین باورِ “روس پرست” او ابداً بازتاب یک ناسیونالیسم واقعی نیست. در زیر پوست این ناسیونالیسم کیش پرستانه، یک روحیه جامعه ستیزانه ی خشن قرار دارد که در همه عرصه ها خود را نشان میدهد مگر در عرصه ادعا و حرف.

این انسانی که چنین “پوتین پرست” است در عمل روزمره خود، همه این پوتین پرستی خویش را به بایگانی ذهن خود سپرده و بر اساس غریزه منافع شخصی در تنگترین چهار چوب ممکن رفتار میکند. از زیرِ کار در میرود، اگر دستش برسد دزدی میکند، رشوه میگیرد، در کار تقلب میکند، سرمایه و ارز خارج میکند، سفته بازی ارزی میکند، قاچاق جنسی میکند، نظم شکنی و قانون شکنی میکند و.. . چنین فردی در حرف و باور به روسیه و پوتین رای میدهد ولی وقتی پای عمل که میرسد، که موتور آن منافع ابژکتیو اوست، مانند یک حیوان، کاملاً غریزی رفتار میکند او فقط میخواهد منافع خود و اطرافیانش را بهر قیمتی حفظ کند ولو بقیمت زیر پا نهادن علنی و خشن منافع عام اجتماعی.

رژیم پوتین با کمک شتشوی مغزی مردم و تزریق احساسات بسیار سطحی ناسونالیستی که در اروپا و آمریکا ستیزی تبلور یافته است، میتواند؛ نه ۸۰% بلکه ۹۹% آرای مردم را هم داشته باشد ولی آن ۹۹% یا ۸۰% همانهایی هستند که در عمل روزمره خود، تیشه به ریشه همان نظام پوتین و جامعه روس میزنند.

روسیه امروز بیشترین فرار سرمایه، و کمترین بازدهی کاری را در بین ممالک صنعتی دارد. روسیه که در زمان تزار یکی از ممالک بزرگ صنتعی و رو به توسعه دنیا بود و با انگلیس آنروز بعنوان عمده ترین قدرت صنعتی دنیا رقابت میکرد، امروز بعد از اسپانیا یا در ردیف آن قرار دارد. اتحاد شوروی، به چین در صنعتی شدنش کمک کرد و امروز میرود تا به مستعمره آنکشور تبدیل گردد.

عامل سابژکتیو، اگر در همپوشی با عامل ابژکتیو قرار داشته باشد میتواند برای یک کشور و مردم آن، هارمونی، توازن و توسعه همه جانبه را فراهم کند. ولی اگر بین عامل سابژکتیو و ابژکتیو تناقض و ناهمپوشی بوجود آید، مانند روسیه و ایران امروز، مملکت را به سراشیبی سقوط کشانده و روزی هم که پرده آن توهمات پاره شود چنین مردمی به آسانی از چنگ توهم اندیشی فرقه ایی، سیاسی و کیش پرستانه خود آزاد نمیشوند.

تراژدی جوامع توهم زده در اینست که آنتن مردم آن جوامع که برای مدت طولانی با سیگنالهای(سابژکتیو) سیاسی؛ بشمولِ غرب ستیزی، شرق باوری، نگاه اعتقادیِ مذهبی به مسائل اجتماعی و سیاسی، فرقه گرائی، نگاه فئودال ـ ناسیونالیستی یا کیش پرستی و..، تنظیم شده است، پس از رهائی از یک نوع توهم زدگی بدامان توهم زدگی دیگری می افتند مانند یک بندباز ناشی که تعادلش را از دست داده انقدر به این و آنسو تاب میخورد تا چند بار سرنگون شود.

برای اینکه یک جامعه به هارمونی و توازن برسد، لازمه اش اینست که مردم از سیاست زدگی دائی جان ناپلئونی آزاد شده و بر حسب منافع صنفی، حرفه ایی خود وارد عرصه سیاسی شده، به انتخاب سیاسی دست زنند. شرط چنین پوزیسیون یابی ای سازمان یافتگی حرفه ایی و اجتماعی است. سازمان یافتگی ای که به عقل و خرد جمعی تبدیل میشود و جهتگیریهای درست فرد را را نظم میدهد و با توهمات آن مقابله میکند.  انتخاب بر این پایه یعنی رأی دادن به مصالح ملی هر چند، این هدف موضوع و مسئله محوری برنامه انتخاباتی نباشد.

رژیمهائی مانند پوتین زمانی درخواهند یافت که این مانیپولاسیونهای پوپولیستی بی سرانجام بوده است که مردم در عمل اجتماعی خود تضاد بین منافع عملی خود و آن تبلیغات پوپولیتسی را دریابند. و تجربه نشان داده است که از چنین نقطه ای تا محو شدن و رفع توهمات سیاسیِ کیش پرستانه و فرقه گرائی  و سقوط یک رژیم پو پولیست فاصله زمانی زیادی نخواهد بود. آن ۸۰%، نه در یک شیب ملایم چند چند ساله چند ماهه بلکه یک یا چند شبه فرو خواهد ریخت.

کمتر حکومتی در دنیا آمده است که مانند حکومت ولایی حاکم بر میهن ما اینقدر مدعی معنویت باشد و پارادوکسال، کمتر حکومتی در دنیا آمده است که اینهمه معنویت سوز  و فساد آفرین بوده باشد. از بچه بازی قاری قرآن بیت رهبر گرفته تا آن دیپلماتی که در استخر برزیل دست توی پای دختر بچه ده ساله کرد که با افتضاح اخراج شد. اینها هم خود نمونه ایی از نا همپوشی نگاه سابژکتیو، بدون پشتوانه و انگیزه عملی و مغایرت آن به غرایز نفسانی با موتوریکهای تحرک آفرین است که امری آبژکتیو میباشد.

انسان غربی هم داری همین نفسانیات هست اما، بعلت توسعه دموکراتیک جامعه و آزادی  معقول مراودات و روابط جنسیتی در حدود طبیعی آن، آن انسان پرورش یافته در چنان جامعه بازی، از یک مکانیسم بازدارنده و کنترل مدنی بر نفسانیات خویش برخوردار است که بطور بنیادی و کیفی از آن مکانیسم موعظه آفریده دینی ما و امریت های الوهی متفاوت است و درست بدلیل همین تفاوت روانشناختی، این مکانیسم بازدارنده مدنی کارکردی است و آن مکانییسم مواعظ دینی علیل و ناکارکردی. چنین مکانمیسی در موقع حشری شدن جنسی یا مالی دینداران ما، نا کارا و به فلج و ایست کامل دوچار میشود.

سخن کوتاه، روی  حمایت ۸۰% مردم روسیه از رژیم پوتین همان قدر باید حساب کرد که روی حمایت ۹۰%ی مردم ایران در رفراندم جمهوری اسلامی در ۴۰ سال پیش.

برای یک شهروند سوئدی؛ اینکه آمریکا خوب است یا بد؛ در درجه اول، در آنجا تعین میشود که آمریکا چه تأئیری روی سبد معیشتی و فرصت های شغلی او و امنیت ملی او دارد و بعداز آن روی جنایات کرده یا ناکرده آمریکا در انسوی دنیا فکر و قضاوت میکند. چنین شهروندانی، هرگز در تمام عمر خود هوس زندگی در آمریکا را هم نمیکنند با اینکه تحقیق آن برایشان دشوار نیست.

انسان ایرانی، روسی، عربِ غزه ایی، شیعه لبنانی؛ آمریکا را به گناهانی ناکرده محکوم میکند و با رگ گردن متورم شده از غیرت سیاسی مرگ بر آمریکا میگوید ولی در همانحال؛ خود را به آب و آتش میزند تا به آمریکا برود، گرین کارت بگیرد و در آنجا مقیم شود.

برای تحقق بخشیدن به استقرار یک نظام دموکراتیک، کافی نیست که اجزاء یک نظام سابزکیتو ناهمپوش با نظام آبژکتیو مورد انتقاد قرار گیرد بلکه لازمست که بُنمایه و اساس آن سنت و نظم وهم آلود تفکر سابژکتیو  در جامعه ازهم پاشانده شود. و این یک مسئله اکید راهبردی در مسیر مبارزه برای تخقق دموکراسی است.

تا انجا که به میهن خودمان مربوط است، نمیتوان از کنار اسرائیل ستیزی، آمریکا ستیزی، پهلوی ستیزی رژیم گذشت و در میدان تفکر دائی جان ناپلئونی فقط برخی سیاستهای آنرا مورد انتقاد قرار دارد.

……………………………………………………………………………………………..

افزوده ها و ضمایم

نمونه های زنده و تصویری از ابژکتیویتی

موگابه در دیدار با روحانی: مراسم تحلیف دور دوم ریاست جمهوری جنابعالی، بسیار خوب و موفق برگزار شد.
لالائی موگابه بهنگام تحلیف

سلفی با موگرینی

و اما سلفی پر حاشیه نمایندگان با موگرینی

سلفی با موگرینی

البته خود آقای کواکبیان هم بعد از دیدن عکس علیرضا رحیمی فهمید که کنجکاوی‌های پیش از این سوء‌تفاهمی بیش نبود. کنجکاوی فقط این. بقیه‌اش سوسول بازیه.
سلفی با موگرینی
ای بابا! آقا کریم! سرتو از تو گوشی سلطان بیار بیرون.

سلفی با موگرینی
به نظرم مثل مدرسه که بردن گوشی توش واسه دانش‌آموزا ممنوعه باید دم در صحن علنی هم موبایلا رو از نماینده‌های مجلس بگیرن. شما یه نگاهی به کش و قوسی که نماینده شیراز به خودش داده بندازید.

کواکبیان: من مخالف سلفی گرفتن با موگرینی بودم و فقط از سر کنجکاوی نگاه کردم.
سلفی با موگرینی
البته واقعا تو این تصویر کنجکاوی موج می زنه. 
سلفی با موگرینی
البته خود آقای کواکبیان هم بعد از دیدن عکس علیرضا رحیمی فهمید که کنجکاوی‌های پیش از این سوء‌تفاهمی بیش نبود. کنجکاوی فقط این. بقیه‌اش سوسول بازیه.
یعنی با ما سلفی نمی‌گیره؟
سلفی با موگرینی
واقعا این هم یکی از مواهب قطع رابطه با آمریکاست. وگرنه اگه ایوانکا ترامپ جای موگرینی تو مجلس بود دیگه چی می‌شد؟
سلفی با موگرینی
انقدر آبرو واسم نذاشتین
بیا! قهر کرد. حالا دیگه می‌ره تحریم‌مون می‌کنه

سلفی با موگرینی

همه عکسها و تکستها از سایت تابناک بود

و

اینهم سابژکتیویتی

مخاطب شعار سال۹۷ رهبر انقلاب کیست؟+ فیلم

مقام معظم رهبری با تأکید دوباره بر حمایت از تولید و کالاهای داخلی در بیانات امسال خود مطرح کرده‌اند که شعار امسال، هم خطاب به مسئولین است، هم خطاب به مردم است.

“ما نسبت به اقتصاد ملّیِ خودمان باید تعصّب داشته باشیم؛ مصرف جنس خارجی یکی از عیوب مهمّ ما است؛ ما بایستی تعصّب داشته باشیم نسبت به مصرف داخلی و جنس داخلی و اقتصاد ملّی‌مان. جوانهای ما تعصّب دارند نسبت به فلان تیم فوتبال؛ یکی طرف‌دار تیم قرمز است، یکی طرف‌دار تیم آبی است، [آن هم] با تعصّب؛ و حتّی [تعصّب به] تیم‌های خارجی؛ یکی طرف‌دار تیم رئال است، یکی طرف‌دار تیم [دیگر]؛ اینها تعصّب نسبت به این تیم‌ها دارند؛ اگر همین مقدار و همین اندازه تعصّب را نسبت به اقتصاد ملّی و تولید داخلی داشته باشیم، بسیاری از کارهای ما اصلاح خواهد شد؛ این هم یکی دیگر از موانع”.

“الزاماتی هم این حمایت دارد که این الزامات اگر رعایت نشود، این حمایت انجام نمی‌گیرد. یکی از الزامات، مدیریّت جدّی واردات از سوی دولت است. دولتی‌ها باید به‌طورجدّی واردات را مدیریّت کنند. اجناسی که در داخل تولید می‌شود یا قابل تولید شدن است، باید حتماً [از] خارج [وارد] نشود. به بنده مراجعه می‌کنند، موارد زیادی شکایت می‌کنند می‌گویند «ما این کارخانه را ایجاد کرده‌ایم، این محصول را تولید کرده‌ایم، به‌مجرّد اینکه این محصول خواست بیاید بازار، یک‌وقت دیدیم درِ گمرک باز شد، از خارج، مشابه این جنس وارد شد»! موجب می‌شود که بسیاری‌ از کارخانجات ما از این‌جهت ناکام بمانند؛ بعضی ورشکسته بشوند و مشکلات برایشان به‌وجود بیاید. بایستی حتماً این واردات مورد توجّه قرار بگیرد و مدیریّت بشود از سوی دولت”.

 

No Comments