استفتاء؟

Share Button


پیشگاه مقام قُدسی مرتبت، مقام معظم و مُکرم رهبری امام خامنه ایی!
در اجرای توصیه جناب آقای نوریزاد از مردم که برای حضرتعالی نامه بنویسند این بنده هم بخود اجازه دادم که دومین عرضحال خود را خدمت آن مقام عظمای رهبری مرقوم دارم.
امروز صحبتهای آقای مطهری نماینده مجلس محترم رهبری را ملاحظه کردم که گفته اند هیچ اشکالی در نوشتن نامه برای مقام معظم وجود ندارد بشرطی که ادبیاتی مناسب شئونات ذات اقدس مبارک ولایی در ان بکار برده شود بنحوی که به جایگاه مقام الوهی آن جناب اسائه ادب نشد.ه و قداست رهبریت شکسته نشود از اینرو من توصیه ایشان را بجان گرفته و آنچه ازقدرت کلام در چنته حقیر و فقیرم دارم بکار میبرم تا به چاپلوسانه ترین زبانی که موجب رضایت خاطر مبارک مقام عظمای ولایت باشد ضمن ابراز مراتب جانثاری خویش برای میهنم، مطالبی را که به ذهنم رسیده است بعرض مبارک مقام ولایی برسانم.
مقام معظم رهبری ! همچنان که مستحضر میباشید اخیراً بانک مرکزیِ حکومت اسلامی ما نرخ بهره را به ۲۰ % افزایش دادند. این حقیر چون مدتی در بازار میزا بنویس بوده ام بر اساس تجربه خود، حساب کردم و دیدم این نرخ اگر درهمین حد بماند و اگر این تورم فتنه آفرین هم، سر به ۴۰ یا ۵۰ % یا بیشتر نزند بمعنای اینست که حد اقل میزان ۲۰% از ارزش سپرده سپرده گذاران در سیستم بانکی، از مستمری و دستمزد بخور و نمیرِهمان مستضعفین و کوخ نشینانی که به فرموده امام، انقلاب مال آنها بود، بجیب آن«اَبَر وامخواران»ی میرود که هزازان هزار میلیارد تومان، که فقط خدا میدند و جنابعالی و رئیس جمهور منتخب حضرتعالی و شاید هم آقای بهمنی، از سیستم بانکی با شرایط آسان و بهره هایی تخفیفی حدود ۱۰% وام گرفته اند. همچنانکه مستظهر میباشید، بحول و قوه الهی والطاف بی دریغ جنابعالی این وامخواران تا همین ۹ ماه پیش، قریب ۵۰ هزار میلیارد تومان از این وامها را[با احتساب دلار ۹۰۰ تومنی و نه ۱۷۰۰ تومانی] بالا کشیده اند که در ادبیات بانکی به مطالبات معوقه بانکی معروف گشته است.
با یک حساب سرانگشتی اگر فرض کنیم: فرضاً میزان این وامهایی ترجیحی و تخفیفی ۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ میلیارد تومان باشد، معنای ساده آن اینست که حدوداً مبلغ ناچیز۵٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان یا ۵ میلیارد دلار، در ظرف کمتر از چند روز از جیب کوخ نشینانم به جیب کاخ نشینان رفته است.
مقام منیع و معظم رهبری! کم اتفاق نیافتاده است که در این مملکت اسلامی ما دست دزدان و یا دله دزدان بخاطر دزدی های کوچک قطع شده است. خواستم جسارتاً از حضرتعالی که بیشک مقام اجتهادی دارید و من در آن تردید ندارم، استفتاء کنم که آیا اگر رقم دزدی از یک میزان معینی تجاوز کند با تغیر «عنوان فعل» از دزدی به اختلاس یا عملیات بانکی و تغیرات بهره ایی، ماهیت، معنا و محتوای عمل هم تغیر یافته ودر مکتب ولایی مقام عظمای حضرت عالی شامل تخفیف جرم و مجازات مترتبه میشود؟ یا نه، دزدی و کلاهبرداری در نگاه حضرتعالی بستگی به ماهیت فعل نداشته بلکه شکل آن مبنای تعین مجازات است واگر این وامخواران یا رانتبران یا دزدان، منسوب به بیت مقام معظم شما باشند بازهم عمل آنها مشمول فعل وعمل دزدی و کاهبرداری است یانه برعکس عملی مباح است و نه فعلی مستلزم مجازات؟ آیا در چنین حالتی وچوه بالاکشیده شده اختلاس یا رانتخواری محسوب میشود که مستوجب عقوبت و مجازات دنیوی نیست بلکه جزای عمل مرتکب شونده به آن دنیا حوالت داده میشود که عقوبتی سهمگینتر است؟
بنظر این بنده حقیر و دربدر خوب است که حضرت عالی تفاوت بین اختلاس و دزدی و این دو را با شامورتی بازی ارزی و یا ارزبازی و بهره بازی حساب شده بانکی به لحاظ شرعی برای مردم توضیح فرمائید که مبادا کسی جرئت کند و به آقایان مختلصین و وامخواران و رانتخوران اتهام دزدی بزند! و یا خدایی ناکرده مثل این بنده از روی نادانی دولت و بیت حصرتعالی را کلاهبردار بنامد؟
این نامه محقرانه را سعی کردم با ادبیات مورد پسند حضرت عالی که توصیه آقای مطهری هم بود بنویسم که شرط احترام را رعایت کرده باشم
با خالصانه ترین مراتب ارادتمندی
حبیب تبریزیان

No Comments