نگاهی به ۲۵ بهمن در راه!

Share Button

مذهب کاتولیک و دین ما اسلام و بسیاری ادیان دیگر سقط جنین را گناهی در حد آدم کشی دانسته اند. بگذریم از اینکه در جمهوری اسلامی خودمان که درکلام، سقط یک جنین ۲ روزه را قتل نفس تلقی میکند مثل آب خوردن فتوای اعدام داده میشود. من اصل را براین میگیرم که سقط جنین براستی عملی بسیار شنیع در حد جنایت است. ولی فرض کنیم بنا به برخی دلایل پزشکی بارداری برای یک زن، خطر جانی ایجاد کرده باشد، آیا باز در چنین موردی هم سقط جنین مجاز نیست؟ آیا چسبیدن به یک حکم شرعی باید تا پای مرگ یک زن باردار رعایت شود؟
در دین ما اسلام، خوردن گوشت سگ و گربه حرام است. ولی همین دین در شرایط گرسنگی شدید و خطر مرگ از گرسنگی به انسان مسلمان اجازه میدهد تا سگ و گربه و موش مرده را هم تناول کند.
قریب تقریباً دو دهه است که واژه ساختار شکنی، براندازی، انقلاب و بویژه در نوع قیام مسلحانه اش از یک واژه قُدسی و انسان ـ آرمانی به یک تابو در حد استفاده از کهنه حیض سیاسی تبدیل شده است. از اینها بدتر بر وزنِ بارِ ارزشی واژه های: بیگانه، دشمن، خارجی و.. ، چنان ملاط سنگین اخلاقی و حیثیتی و دینی ـ سیاسی ـ ملی افزوده شده است که ملت را؛ از تصور بهره جستن از هر امکانی و دست زدن به هر اقدامی که: ساختار شکنانه، انقلابی، غیراصلاح طلبانه تلقی شده، یا بنوعی بمعنای جایز شمردن استفاده از امکانات فشارهای بین المللی باشد منع میکند.
امروز دعوت از ناظرین بین المللی برای نظارت بر انتخابات در بسیاری کشورها که کمترین احتمالی از سوء تفاهم در سلامتی برگزاری انتخابات آنها برود، به یک هنجار بین المللی تبدیل شده است. ولی در کشور ما حتی نماینده سازمان ملل برای رسیدگی به نحوه رعایت حقوق بشر، از طرف ارگانی که مملکت ما هم عضو رسمی آنست، حق ورود به کشور را نیافته و با توهین هم از وی یاد میشود.
رویکرد رژیم در اینکه کمترین حق شهروندی برای مردم و منتقیدن خود قایل نباشد قابل فهم است ولی اتخاذ این رویکرد از سوی اپوزیسیون یا منتقدین حکومت بزبان ساده؛ یعنی علامت دادن به رژیم که در پامال کردن حقوق مردم، غارت ثروت ملی اشان، منهدم کردن بافت و نسوج اجتماعی اشان، بهم ریختن هنجار های طبیعی فرهنگیشان و تنقیه کردن الگوهای فرهنگی حکومتی خود به آنها، آزاد است و میتواند با دست باز عمل کند.
تجربه پس از جنگ دوم و روی کار آمدن رژیمهای اقتدارگرای ایدئولوژیک، قبیله ای، مافیا گونه [یا مافیا کراتیک]، طالبانیستی و نوع ولایت فقیهی [یا لومپنکراتیک] که بدترین نوع همه آنهاست، در گوشه و کنار جهان بوضوح نشان داده است که این رژیمها تحت شرایطی تا آنجا در برابر تغیرات سیاسی مقاومت نشاند میدهند که پیش از آنکه خود از نظر سیاسی ساقط شده فرو بپاشند جامعه را از هم می پاشانند و آنچنان هم که هیچ معلوم نیست پس از آنها دیگر جنبده سیاسی سالمی باقی مانده باشد تا ویرانگری آنها را جبران کند.
این تصور که در هر شرایطی، فقط با تکیه محض بر نیروهای ملی میتوان بر رژیمهایی مثل رژیم ضد ملی خودمان، قذافی، بشار اسد.. ، غلبه کرد تصوری خام است که در مورد کشور خودمان، خود رژیم هم به انحای مختلف میکوشد این تصور را در ذهنیت مردم و جامعه سیاسی میهنمان نهادینه کند. این ذهنیت بزرگترین کارت بیمه رژیم است. برای تقویت این ذهنیت رژیم نه تنها از عوامل کارکشته خود و شبکه تبلیغاتی و ذهنیت سازی عمومی خود استفاده میکند بلکه از تعصبات و تابوها و تقدسات بی محتوا شده سیاسی نیز سود میبرد!
در وضعیت کنونی جنبش دموکراسی خواهی مردم ما، نه هنوز بحثی از تقاضای کمک انسان دوستانه بین المللی میتواند در میان باشد و نه رد چنین رهیافتی، نه بحث دفاع از حمله ناتو به تآسیسات هسته ایی ایران میتواند در میان باشد نه جبهه گرفتن قاطع دربرابر چنین حمله ایی زیرا آن پیش فرضها و پیش شرطهایی که پذیرش و رد چنین رویکردهایی را محتمل میکنند هنوز وجود ندارند.
لذا آنهایی که پیشاپیش به این احتمالات و گزینه ها از زاویه طرد یا پذیرش قطعی آنها مینگرند و چنیین رهیافتهایی را تبلیغ میکنند، پیشاپیش میخواهند برای رژیم در جایگاه منتقد یا اپوزیسیوین رژیم کارت بیمه معتبر و مردمی بگیرند یا برای نیروهای خارجی کارت سبز مداخله و حمله نظامی صادر کنند.
تا همین ۵ ماه پیش در سوریه طرح در خواست کمک از شورای امنیت و بین المللی کردن بحران سوریه یک قضیه ناموسی سیاسی، در درجه اول بین خود سوریها بود و در درجه دوم مسئله ایی فقط عربی، حالا اپوزیسیون مردمی سوریه، از جامعه جهانی گله مند است که چرا منفعلانه، نظاره گر کُشت و کُشتار مردم توسط رژیم اسد است و برای جلو گیری از سرکوبگری دولت دمشق مداخله نمیکند. در این نباید تردید داشت که اگر رژیم اسد این قدرت را داشته باشد که دست به سرکوب بیشتر مردم بزند، اپوزیسیون مردمی و ملی سوریه درنگ نخواهد کرد تا رسماً از ناتو و فرانسه بخواهند تا با درهم کوبیدن تأسیسات نظامی رژیم اسد و از کار انداختن ماشین کشتار آن امنیت مردم و معترضین را حفظ کنند واین رویکرد؛ از حق مشروع این اپوزیسیون گذشته، وظیفه ملی وسیاسی آنست.
رژیم ایران و شخص خامنه ایی از روز اول که جنبشهای منطقه شروع شدند، باستثنای سوریه، از همه این اعتراضات حمایت کرده و اعتراض و خواست تغیرات سیاسی را حق مردم دانسته اند.
اینک هنگام آزمون خود رژیم و شخص خامنه ایی بعنوان مسئول ترین شخصیت نظام و رهبر آن فرا رسیده است تا به مردم ایران و جهانیان نشان دهند که تا چه پایه به آن حقی که برای مردم بحرین و تونس و اردن مصر.. ، در اعتراض سیاسی نسبت به حکومتهایشان قائل هستند برای مردم ایران نیز قائل می باشند.
«شورای هماهنگی راه سبز امید» بعنوان ارگان رهبری جنبش سبز، از مردم خواسته است تا در ۲۵ بهمن بعنوان اعتراض به حکومت، نه به قصد انقلاب و نه بقصد براندازی؛ به راهپیمایی ساده و ساکت در خیابانهای اصلی شهر ها بپردازند. وظیفه رژیمی که از حق همه گونه تظاهرات مردمی در دنیا، از تظاهرات وال استریت درنیویورک گرفته تا میدان تحریر مصر و منامه در بحرین دفاع میکند نه تنها حق سرکوب این راهپیمایی مسالمت آمیز مردمی ندارد بلکه وظیفه دارد آنرا پوشش دهد، هم بلحاظ امنیتی وهم خبری !
و اما این تنها وظیفه رژیم نیست تا مزاحم و مانع این حرکت بسیار مسالمت آمیز مردم نشود بلکه این وظیفه شورای هماهنگی نیز هست تا درصورت هرگونه اقدام خشونت آمیزی از طرف رژیم، چه مستقیم از سوی نیروهای انتظامی آن و چه از طرف نیروهای «خودجوش» آن، بدون ترس از شانتاژ و انگ و رنگ، خواهان مداخله سازمان ملل برای جلو گیری از سرکوب مردم شود!
من بعنوان یک شهروند ایرانی بسهم خود از هم اکنون با قاطعیت و احساس مسئولیت وجدانی اعلام میکنم که بسسهم خود: با مداخله ناموجه خارجی در امور داخلی میهنم مخالفم، با حمله نظامی برای تغیر نظام سیاسی کشورم مخالفم، اما اگر در این ۲۵ پنجم بهمن دستگاه سرکوب رژیم مانع حرکت اعتراضی مردم شود و بدتر از آن، اگر به سرکوب چنین اعتراضی دست زند، آنچنانکه تا بحال کرده است، بسهم خود بعنوان یک شهروند از همه مجامع بین المللی از همه قدرتهای بزرگی که در دنیا برای خود مسئولیتی قائلند می خواهم با هر امکانی که در اختیار دارند و مفید به فایده است به کمک بیایند تا مردم ما نیز بتوانند بدور از ترس گلوله باران شدن، اعتراض خود را به نظام حاکمشان نشان دهند.
آخرین سئوال اینست: آیا باید مثل لیبی و سوریه هزاران نفر در کشور ما کشته شوند؟ هزاران هزار آواره شوند تا جامعه جهانی بفکر بیفتند و مانع چنین کشت و کشتارهایی در میهن ما بشود؟
آیا باید جنگ داخلی، لرزش منطقه ایی و آوارگی میلیونی رخ دهد تا دنیا بفکر فشار روی رژیم ایران بیفتند؟
خود مردم میهنمان نیز باید بدانند! خواست ملت ایران، خواست نیروهای آزادیخواه میهنمان برای دموکراسی و حقوق کامل مدنی تعطیل شدنی نیست! و مردم ایران از این خواسته های خود دست نخواهند کشید.
مردم ایران سعی خواهند کرد تا با مسالمت آمیزترین وجهی به این خواستها برسند ولی اگر کسی فکر کند پیکار برای رسیدن به این اهداف ملی و انسانی به صرف سرکوب رژیم تعطیل می شود تصوری باطل کرده است. تلاش رژیم برای سرکوب مردم جز با واکنشی شدیدتر و پیکار جویانه تر از سوی مردم روبرو نخواهد شد. یگانه راه کم هزینه ترکردن تحولات مورد مطالبه، متحد شدن بیشتر و نشان دادن قاطعیت بیشتر در مطالبه این خواستها است. با پیکارمتحد؛ به رژیم کمک کنیم تا از این توهم بیرون بیاید که میتواند برای مدتی طولانی از تسلیم شدن به اراده مردم شانه خالی کند.

No Comments