دینامیکِ انتخابات اخیر عراق را بشناسم

Share Button

اینرا هم ناگفته نگذرام که اگر بفرض محال گروهبان گارسیای سپاه قدس بکمک کارتنهای مملو از دلار و شانتاژ و تهدید بتواند بازهم نتیجه رأی گیری پارلمان آینده را، مانند دور پیش بنفع پروکسی ایران تغیر دهد، جنبش صدریست با قدرتی بمراتب نیرومندتر از  امروز از سطح میادین و خیابانهای شهرهای عراق سربرخواهد کشید و اجازه نخواهد داد تا چنین مهندسی پارلمانی، به نخست وزیری، نامشروع مشروعیت بدهد.

کلید هر تحلیل سیاسی، شناخت دینامیک ماهوی آن فرایند سیاسی ای است که موضوع آن تحلیل میباشدکه جریان دارد. یعنی شناخت آن دینامیکی که تحت شرایطی ویژه، در اثر رخدادی حتی کوچک، پتانسیلهای پنهان جامعه را آزاد کرده و  زنجیره ایی از کنش واکنشهای سیاسی را ایجاد میکند که گاه چون غرش رعد در یک آسمان صاف نامنتظره و شگفتی آفرین است.

وقتی در رابطه با تحولات اجتماعی و سیاسی از مفهوم دینامیک بعنوان صفت و دینامیسم بعنوان اسم، در رابطه با پدیده های سیاسی و اجتماعی سخن در میان است منظور؛ اتفاق یا رشته اتفاقاتی است که نیروهای جنینی و جنبشی پنهان، نامشهود، خوابیده در جامعه را بیدار میکنند و موجب تحّول کیفی یا زایش حوادثی میگردند که قبلاً با قضاوت از روی سطح آرام جامعه و سکون تخدیر آمیزش پیش بینی آنها میسیر نمی بود.

شناخت این پتانسیلها فقط در پرتوی یک ارزیابی و تحلیل خلاق از شَوندگی پدیده و احتراز از نگاه قالبی و زمینگیر شدن در چهار چوب صرف تجارب(ایمپیریک) گذشته امکانپذیر است و چنین شناختی امکان میدهد تا انسان افق گسترش یا تکامل بعدی آن پدیده را توضیح دهد.

خودسوزی یک طحاف در تونس (محمد ال بوعزیزی) ظرف یکی دو روز به جنبشی تبدیل گردید که بساط استبداد زین العابدین بن علی را درهم روفت و همین حادثه تا مصر و لیبی و.. گسترش یافت و بصورت اصلاحات بنبادین در ممالک عربی حوزه خلیج فارس ادامه یافت.

پس ازخود سوزی قیام آفرین آن طحاف تونسی، موارد دیگری از آنچنان خود سوزیهایی و تقریباً با همان انگیزه ها و شرایط  در برخی ممالک دیگر اتفاق افتاد ولی هیچیک از آنها به یک اعتراض جمعی منجر نگردیدند تا چه رسید به قیامی مردمی.

مقتدا صدر از زمان انتخابات ۲۰۱۲ عراق علیه نوری الملکی، مهره نشاندار ایران موضعگیری کرد که موجب ایجاد دینامکی گردید که در این انتخابات تاحدودی  قدرت خود را نشان داد. سرچشمه قدرت این دینامیک در گفتمانی است که صدر پایه گذاری کرده و توده هوادار او با شَمِ طبقاتی و اجتماعی خود، طبقه متوسط با درک عقلانی خود و روشنفکران لیبرال یا ناسیونال سکولار با قدرت تحلیل خود آنرا گرفته اند. در مرکز گفتمان تحول آفرین صدر، محکومیت مداخله ایران در عراق نقطه مرکزی است مداخلاتی نا پذیرفتنی که درست در مقابل اراده آگاه ملت عراق قرار دارد.

مسئله ی دخالت های قَیم مآبانه ایران در عراق امری نیست که با گذشت زمان اهمیت خود را برای مردم عراق از دست بدهد و عادی شود، از اینرو مقتدا صدر با شعار ایستادگی در مقابل مداخلات خارجی در کشور، به شعاری چنگ انداخته است که با گذشت هر روز، بیشتر و بیشتر به خواست عامه مردم تبدیل شده و آنها را در برابر مهره های مداخله گر ایران قرار میدهد.

دومین شعار استراتژیک مقتدا صدر، مبارزه با فساد است. طبق گزارش سازمان شفافیت جهانی، عراق یکی از فاسد ترین ممالک در دنیاست. و نکته مهم اینست که فساد در عراق همزاد و زوجِ مترادف با جریانهای شیعیِ سرسپردهِ ایران است. هرجا بحث فساد  در میان است جای پای مهره های رژیم ایران نیز  درمیان میباشد، هرجا قانون شکنی هست پای همینها در میان است. و این شعار استراتژیک و توده ایی شونده جنبش صدریست، نیز فرو کش کردنی نیست مگر با فروکشیدن باندهای فاسد قدرت از سریر قدرت.  و نیروی مهیب دینامیک این شعار نیز آن خشم انرژیک و خروشنده مردم نسبت به فساد و باند بازی است که از حد تحمل مردم گذشته است.

سومین شعار استراتژیک مقتدا صدر تفکیک قوا و سکولاریزه کردن ساختار قدرت و کُل حاکمیت است که اینهم خود دینامیکی علیه نیروهای فرقه گراست که عمده ترین آنها، همه عامل ایران هستند که از فردای سرنگونی صدام؛ در عراق بکمک ایادی خود، دسته بندی شیعه/سُنی گری راه انداختند، چون فکر میکردند شیعیان در عراق اکثریت دارند و فرقه ای کردن آنجا، سبب میشود تا اکثریت شیعه آنکشور تحت تآثیر ذهنیت و علقه های مذهبی و تاریخی خود، بسوی ایران گرایش یابند و عملاً هم تا امروز این چنین شده است.

ولی کوته نظری رژیم ایران مانع از آن بود که درک کند روی کوه یخ نمیتوان آپارتمان ساخت ولو اینکه جامد و سخت بنظر آید و این علقه مذهبی با بیداری ملی اجتماعی مردم و هزینه های سنگینی که فرقه گرائی بدانها تحمیل کرده بوده، با پوست و خون خود درمی یابند که ساختار قدرت سیاسی، اولاً باید از ساختار متولی گری دینی و مذهبی کاملاً جدا باشد ودر ثانی در خود ساختار قدرت سیاسی هم باید تفکیک قوا صورت گیرد تا دستگاه قضائیه و مقننه به زیر مجموعه قدرت اجرائی و در مرکز آن تشکیلات نظامی و امنیتی تبدیل نگردد. پرچم این شعار توده ایی شونده استراتژیک را هم مقتدا صدر برافراشته است.

چهارمین شعار استراتژیک صدر ناسیونالیسم عراقی و پان عربیسم اوست که عملاً در نقطه مقابل اهداف اُمت سازانه رژیم ایران  قرار داشته و پیش میرود.

خلاصه کنم:

سردار سپاه قدس یا گروهبان گارسیای وطنی ما، که درس سیاسی نظامی و درجه سرداری خود را در مکتب نظامیگری فرقه گرایانه و حوزه ایی با رنگ و لعاب مذهبی شیعی و عاشورائی گرفته است، از همان روز رأی گیری یعنی ۱۲می، (همین ماه) در منطقه سبز بغداد رحل اقامت افکنده و در تلاش است تا سناریوی دولت سازی پسا انتخاباتی ۲۰۱۴ را دوباره را تکرار کند.

در آن انتخابات رژیم ایران، با هزینه کردن دهها میلیون دلار، و در آنجا که دلار کارگر نبود، با شانتاژ و تهدید، پرونده سازی و پرونده روکنی، توانست پس از ماهها تلاش برای نوری المالکی در برابر ایاد علاوی که دو رأی پارلمانی هم از او بیشتر داشت، رأی کافی جمع کرده  و او را با آن سرنوشت افتضاح آمیزش به پست نخست وزیری برساند.

آنچه این سرجوخه خود ژنرال بین سپاه قُدس درک نمیکند اینست که اولاً مردم عراق از فساد، فرقه گرائی و روابط تحّکُم آمیز و قیم مآبی شبه استعماری عوامل رژیم ایران جانشان به لب رسیده است و مقتدا صدر پرچم آزادی این جان بلب رسیدگان از فساد، آمریت شبه استعماری و فرقه گرائی مذهبی را برافراشته است.

مقتدا صدر پرچم آینده را در دست دارد و گروهبان گارسیای سپاه قُدس ایران عَلمِدار گذشته ایست که با گذشت هر روز رنگ باخته تر میشود.

بیشتر تحلیلگران انتخاباتی عراق، برحسب رسم متعارف تحلیلگری، برای محاسبه کمیت آرای این یا آن گروه و تعدات کرسیها چرتکه می اندازند تا موازنه یا عدم موازنه نهایی، در این بلوک بندیهای خاص صحنه سیاسی عراق را دریابند. بدون اینکه اهمیت  این زور آزمائی انتخاباتی را نادیده بگیریم، باید توجه کنیم در که جامعه امروز عراق دستخوش یک تحول گفتمانی یا پارادایمیک فراتر از رقابتهای متعارف انتخاباتی است. در پارادایم جدیدی که میرود تا بر جامعه عراق چیره  شود، جائی برای حضور ایران در عراق نیست و اهمیت چندانی هم ندارد که هادی ال میری و ائتلاف فتح او چند میلیون رآی آورده و چند کرسی را کسب کرده است. زیرا گفتمان چیره شونده بر فضای سیاسی و روانشناختی سیاسی جامعه عراق امروز، گفتمان عبور از وضع گذشته بسوی آینده است. و ایران روی گفتمان کهنه و نیروهای کهنه  در عراق سرمایه گذاری کرده است در حالیکه مقتدا صدر برعکس روی نیروهای دموکراتیک عراق و گفتمان فردا و نیروهایی که آینده سازند سرمایه گذارده است.

معنی حکم منطقی فوق اینست که نیروها سیاسی و اجتماعی  عراق وارد یک فاز تجزیه و ترکیب  گردیده که ویژگی آن ریزش شتاب یابنده آن نیروهائیست که تا کنون پایگاه سیاسی و اجتماعی مهره های عراقی رژیم ایران بوده اند. و کارتن های دلارهای سپاه قدس هم مانع ریزیش نیروهای تا دیروز هوادار ایران نخواهند گردید و نمیتوانند آنها را اغوا کنند تا خطر باقیماندن یا نزدیکی به طرف بازنده را بپذیرند.

حتی باید منتظر روزی بود که همین هادی الامیری ها و عَمار حکیم ها نیز خرقه سیاسی خود را پشت و رو کرده و همان شعار هایی را طرح کنند که قبلاً از سوی صدریستها و صدر طرح شده اند و بر برائت از رژیم ایران بر یکدیگر سبقت بگیرند.

اینرا هم ناگفته نگذرام که اگر بفرض محال گروهبان گارسیای سپاه قدس بکمک کارتن های مملو از دلار و شانتاژ و تهدید بتواند بازهم نتیجه رأی گیری پارلمان آینده را، مانند دور پیش بنفع پروکسی ایران تغیر دهد، هرچند بسیار بعید است، جنبش صدریست با قدرتی بمراتب نیرومندتر از  امروز از سطح میادین و خیابانهای شهرهای عراق سربرخواهد کشید و اجازه نخواهد داد تا چنین مهندسی پارلمانی، به نخست وزیری نامشروع، مشروعیت بدهد.

شکست رژیم ایران در انتخابات اخیر عراق، شکستی فرا استراتژیک و خُرد کننده بود و قدری زمان لازمست تا اثر مرگبار آن ظاهر گردد.

تحلیلی بود با نگاه به قدرت دینامیک انتخابات عراق.

 

 

No Comments