این سردار انقلاب‌ندیده و بی‌خبر از تسخیر سفارت آمریکا چه می‌گوید!

Share Button
چکیده … این سردار به خوبی می‌داند یا باید بداند که ملت ایران سال‌هاست راه خود را از این رژیم جنایت‌پیشه جدا کرده است؛ چنانکه در انتخابات سال ۸۸ مشت محکم خود را به دهان این‌گونه چکمه‌پوشان ذلیل و رهبر حقیر این نظام پوسیده زد و همچنین در دو انتخابات پس از آن، چه آنان که انتخابات را تحریم کردند و چه آنان که در انتخابات حضور یافتند با رای‌ندادن به سعید جلیلی و رئیسی – که به جلاد کشتار سال ۶۷ شناخته شده است – نشان دادند که راه و حساب ملت از راه و حساب این نظام پوشالی جدا است و خواسته ملت با خواسته این یاوه‌سرایان فاسد – که فرصت‌طلبانه بر سر سفره انقلاب نشسته‌اند – یکی نیست و تفاوت‌های فاحش دارند.

این سردار انقلاب‌ندیده و بی‌خبر از تسخیر سفارت آمریکا چه می‌گوید!

از زمانی که جمهوری اسلامی در ایران مستقر شد تا کنون همیشه یک رسم و سنت رندمنشانه غلط و ناپسند در بین سران رژیم و جیره‌خواران و گماشتگان آن برقرار بوده است؛ به گونه‌ای که این افراد، چه معمم باشند و چه یونیفورم‌پوش‌های شبه معمم، همگی وقتی که در تنگنا قرار می‌گیرند بی‌آن‌که ملت به آن‌ها اجازه داده باشد از زبان ملت سخن می‌گویند و شعارهای غیرمنطقی و غیرمعقول خود را به خواسته مردم گره می‌زنند و به مردم منتسب می‌کنند و برای آن‌که تصمیمات غیرانسانی و ایران‌ستیزانه خود را به اجرا در آورند، می‌گویند که مردم این‌چنین یا آنچنان خواسته‌اند و همیشه از کیسه ملت خرج می‌کنند.

این بار نوبت به سردار اسماعیل کوثری، فرمانده قرارگاه ثارالله، رسیده که در برابر سخنان وزیر امور خارجه آمریکا واکنش نشان داده و در مصاحبه‌ با سایت چپ‌نما و امنیتی و پادگانی ایلنا گفته است که ملت ایران مشت محکمی به دهان وزیر امور خارجه آمریکا و حامیان سخنان او خواهد زد.
این سردار یاوه‌گو به خوبی می‌داند که وزیر امور خارجه آمریکا در سخنان خود حساب رژیم ایران را از حساب ملت ایران جدا کرده است و بر حسب رفتار معمول دولت آمریکا، تنها رژیم ایران را هدف قرار داده و در سخنرانی خود به ماجراجویی‌های هزینه‌آفرین جمهوری اسلامی برای ملت ایران و نقض حقوق بشر از سوی این رژیم سفاک و تهدیدات تروریستی این رژیم در منطقه و جهان اشاره کرده است.
این سردار انقلاب‌ندیده، که نه در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشته و نه در زمان تسخیر سفارت آمریکا حضور داشته، نمی‌داند در اموری که به او مربوط نیست نباید دخالت کند و این‌گونه اظهار نظرها از وظایف یک سردار نیست و این پاسخگویی‌ها باید از سوی وزارت امور خارجه انجام شود. اما این سردار به خوبی می‌داند یا باید بداند که ملت ایران سال‌هاست راه خود را از این رژیم جنایت‌پیشه جدا کرده است؛ چنانکه در انتخابات سال ۸۸ مشت محکم خود را به دهان این‌گونه چکمه‌پوشان ذلیل و رهبر حقیر این نظام پوسیده زد و همچنین در دو انتخابات پس از آن، چه آنان که انتخابات را تحریم کردند و چه آنان که در انتخابات حضور یافتند با رای‌ندادن به سعید جلیلی و رئیسی – که به جلاد کشتار سال ۶۷ شناخته شده است – نشان دادند که راه و حساب ملت از راه و حساب این نظام پوشالی جدا است و خواسته ملت با خواسته این یاوه‌سرایان فاسد – که فرصت‌طلبانه بر سر سفره انقلاب نشسته‌اند – یکی نیست و تفاوت‌های فاحش دارند.
چنانچه این نظام جنایتکار و همچنین مجیزگویان دون‌مقدار او به راستی می‌خواهند بدانند که دیدگاه واقعی مردم ایران چیست حداقل برای مدتی از بگیر و ببند مردم و روزنامه‌نگاران و آزادی‌خواهان دست بردارند و جنایت و اختناق و دیکتاتوری را برای مدتی کنار بگذارند تا بدانند که نظر واقعی این ملت چیست.
درد اینجانب، به عنوان نگارنده این نوشتار، از آن‌جا ناشی می‌شود که من و هزاران نفر دیگر همچون من با امید و آرزوهای نیک برای پیروزی و به‌ثمررسیدن این انقلاب، تلاش‌ها و جانفشانی‌ها کردیم تا ملت ایران به استقلال و آزادی و رفاه و سربلندی و عزت و احترام برسد، اما حکومت به دست این‌گونه افراد فرصت‌طلب، نابخرد و جنایتکار و فاسدی افتاد که هیچ نقشی در پیروزی آن نداشتند و افرادی که در پیروزی آن نقش داشتند یا به زندان افتادند یا به جوخه‌های اعدام سپرده شدند یا با تحمل هزاران سختی و ناملایمات گوناگون به ناچار مجبور به ترک میهن شدند.
اینجانب در ۲۲ بهمن ۵۷ ابتکار سازماندهی برای حمله به یکی از پادگان‌های تهران را بر عهده گرفتم و شخصا با دست خالی از دیوار پادگان بالا رفتم و از سیم خاردار گذشتم و خود را به اسلحه‌خانه پادگان رساندم و به کمک همراهان دیگر، درب اسلحه خانه را گشودیم.
همچنین در زمان تسخیر سفارت آمریکا جزء اولین نفراتی بودم که خود را به آن‌جا رساندم و در سرمای آبان‌ماه با آتش‌زدن زباله‌هایی که از اطراف جمع می‌کردیم شب آن روز را مقابل سفارت به صبح رساندم. در نیمه‌های آن شب، جمعیت به تعداد انگشتان دست رسیده بود. در آغاز شب جمعیت زیاد بود و آن‌ها شعار «سفارت آمریکا تعطیل باید گردد» می‌دادند که شعار اصلی جمعیت بود و دم به دم سر داده می‌شد. اینجانب به مجرد رسیدن و شنیدن آن شعار، فریادکنان پیشنهاد دادم که به جای «سفارت آمریکا تعطیل باید گردد»، فریاد زنند «این لانه جاسوسی تعطیل باید گردد!» که جمعیت سریعا از آن استقبال کرد ولی سال‌های زیادی نگذشت که آن شعار بی‌زمینه و عاری از پشتوانه تاریخی، از سوی مردم کاملا رها گشت تا امروز که به شعار تظاهرات موسمی راهپیمایی‌های دستوری و حکومتی تبدیل گردید.
در آن زمان که ده‌ها نفر همچون اینجانب برای حفظ روحیه و گداخته‌کردن تنور ضد آمریکایی تلاش می‌کردند، این‌گونه سرداران فرصت‌طلب – که میراث‌خوار این انقلاب شده‌اند – کجا بودند که اینک به جای مردم سخن می‌گویند. آن‌ها در حالی که در رفاه و آسایش و فساد به سر می‌برند و از سختی و مشقت و رنج مردم – که روزگار را به سختی سپری می‌کنند – خبر ندارند، همیشه به جای آنان سخن می‌گویند.
البته جمله «کجا بودند این‌گونه سرداران؟» را باید اصلاح کنم؛ زیرا این سرداران واقعا بودند، منتها نه در داخل سفارت به عنوان دانشجویان خط امام – که سفارت را تسخیر کرده بودند – حضور داشتند و نه در میان ما روشنفکران همیشه حاضر در برابر آن سفارتخانه به عنوان تظاهرات‌کنندگان شبانه‌روزی ضدآمریکا؛ بلکه به عنوان گشت‌های ثارالله در خیابان‌های تهران به تعقیب و دستگیری و هراس‌آفرینی بین جوانانی می‌پرداختند که در گوشه و کنار شهر یا بحث جمعی داشتند یا روزنامه می‌فروختند یا اعلامیه پخش می‌کردند.
آری این سردار، که باید از همان کمیته‌چی‌های قرارگاه تازه تأسیس ثارالله آن دوران باشد، باید به یاد بیاورد که قهرمانی‌های او و هم‌رتبه‌هایش فقط در عرصهِ تعقیب و آزار دخترانی بود که هنوز جرئت داشتند بی‌حجاب یا نیم‌حجاب بیرون بیایند.
این‌گونه کمیته‌چیان اکابرنرفته ولی آسان سردارشده، شاید بتوانند با اراجیفی از قماش مورد اشاره و موضوع این یادداشت، بچه روستاییان تازه به سپاه یا بسیج آمده را تحمیق کنند، اما نه می‌توانند برای نسل شرکت‌کرده در انقلاب دروغ بگویند و نه می‌توانند به حساب آنان و ملت ایران علیه آمریکا – که دوست ملت ایران است – شاخ و شانه بکشند.
به امید آن‌که روزی فرا برسد که این نظام پوسیده فرو بریزد و سرنگون شود و سرداران فاسد آن به زیر کشید شوند و آن روز بفهمند که آنچه مردم می‌خواهند با آنچه این سرگزمگان نظام می‌گویند و شعار می‌دهند، تفاوت دارد و آن روز خیلی دیر نیست.»

این مطلب را یکی از همراهان توانا برای ما فرستاده است.

به نظر شما دغدغه این سرداران چیست که خلاف رفتار دیپلماتیک واکنش نشان می‌دهند و از جانب مردم سخن می‌گویند؟

مطالب مرتبط

شریعت، حکومت اسلامی و حقوق بشر
bit.ly/2h5DS5B
«فرهنگ سیاسی و سیاست خارجی؛ اصلاح یا انقلاب؟»
bit.ly/1IJbVZC

تلگرام توانا: https://t.me/Tavaana_TavaanaTech

#اسماعیل_کوثری
#آمریکا #جمهوری_اسلامی
#مایک_پومپئو

No Comments