تا سرنگونی رژیم زمانی باقی نمانده است

Share Button

اگر میخواهیم کار مملکت به فروپاشی کشیده نشود! اگر میخواهیم نَم کرده های سپاه و باندهای مافیایی آن، اعتراضات مردمی و جنبش ملی مارا مصادره به مطلوب نکنند! اگر میخواهیم مملکتمان را از گزند کرکسهایی که در این گونه شرایط بوی مردار شنیده  به قربانی خود حمله میکنند مصون داریم، کمک به حصول یک اجماع ملی روی شاهزاده رضا پهلوی بعنوان یگانه آلترناتیو موجود برا رهبری جنبش ملی ضد رژیم، یک ضرورت و یک وظیفه میهنی و تاریخی است!

 طپیدنهای دلها ناله شد آهسته آهسته              رسا تر گر شود این ناله ها فریاد میگردد

خرداد. ۰۶ سیاسی – تحلیلی
غیبگو نیستم ولی بر اساس ۲ اصلِ صرفاً منطقی، سرنگونی بسیاری از دیکتاتور ها را، از هایلاسلاسی در اتیوپی، ویکتور یانوکویچ در اوکرائین و اخیراً هم حکومت سرژ سر کیسیان در ارمنستان را پیش بینی کردم.
از آن میان فقط بشار اسد تا کنون جان سختی نشان داده و باقی مانده است. و او نیز قطعاً سرنگون خواهد شد یا بزور کنار خواهد رفت.
اینها دو اصل مورد نظر مورد اشاره من اینها هستند:
۱ ـ همه دیکتاتوریهای بر پایه ترساندن مردم حکومت میکنند و آنهنگام که ترس مردم فرو بریزد، عمر آن دیکتاتوری را پایان یافته باید تلقی کرد.
۲ ـ هرچه یک رژیم دیکتاتوری سرکوبگرتر باشد، انباشت مطالبات و نارضایتی ها در جامعه بیشتر، و هرچه مطالبات پاسخ نگرفته و نارضایتی های سرکوب شده بیشتر باشد، قدرت انفجاری اعتراضی مردم بر علیه دیکتاتوری بیشتر و نیرومند تر شده و خفه کردن آنها غیر ممکن تر میگردد.
حوادث چند ماهه اخیر در کشور نشان میدهد که ترس مردم، بسیار سریعتر از آنچه تصور میشد فروریخته است و رژیم از بزرگترین، عمده ترین ابزار سرکوب یعنی ترس و هراس آفرینی در جامعه محروم گردیده است.
رژیم مستقیماً به میدانِ تهمتن خلقی آمده است که شکست ناپذیر و دهها میلیونی است. تهمتنی که به حرکت درآورنده چرخ اقتصاد و نظم روزانه مملکت است و حالا اراده کرده است که؛ تا سرنگونی رژیم این چرخ را که برای او نمی چرخد را متوقف کند. خلقی که کارد فساد و استبداد دینی به استخوانش رسیده است و حمایت جامعه جهانی را برای آزادی خود نیز در پشت سر خود دارد.
سخن کوتاه، این بار پیش بینی من اینست که رژیم قطعاً رفتنی است. ولی این خبر میمون و سرور آفرین روی سکه دیگری هم دارد و آن این است، که در برابر این ورشکستگی سریع رژیم و فلج شدگی آن، جای اپوزیسیونی که توان اجتماعی، سیاسی و سازمانی لازم را برای هدایت هوشمندانه و کم هزینه این جنبش ملی را داشته و از مشروعیت فرا گیر ملی برخوردار باشد، متأسفانه خالی است.
شاهزاده رضا پهلوی، بنظر من تنها کسی است که هم نسبت به دیگر مدعیان رژیم از مقبولیت مردمی بیشتری برخوردار است و از این مهمتر، مطرح شدن او بعنوان رهبر جنبش ملی مردم، بعنوان پادشاه کشور کاریزمای تاریخی و خانودگی او را بعنوان پادشاه یا رهبر جنبش دموکراسی خواهانه مردم، موجب میشود که او بعنوان وارث، نه تنها خاندان پهلوی بلکه بعنوان ادامه دهنده راه پادشاهی کهن سال ایران و پاسدار تمدن تاریخی میهنمان دیوار و عایق عظیمی در برابر ترکتازیهای احتمالی فرقه های تروریستی شده و  از آن مهمتر مانع تجزیه مملکت گردد زیرا که هیچ گروه و فرقه ی سیاسی، مذهبی یا قومی دیگری نیست  که در برابر نوه رضا شاه کبیرمقاومت سرسختانه کند و  در نگاه توده مردم ایران و نه صرفاً نخبگان، با او از در رقابت در اید. مردم ایران تازه چهل سال پس از انقلاب شوم اسلامی توانسته اند شاهزاده رضا پهلوی و نقش ایران ساز او را باز شناسند و پس از استقرار این رژیم ضد ایرانی به ارزش هویت تاریخی خود پی برند.
مطرح کردن هرچه بیشتر شاهزاده رضا پهلوی در بین مردم و توضیح نقش متحد کننده ملی او امروز یک ضرورت سیاسی مبرم  و یک وظیفه ملی است.
اگر میخواهیم نَم کرده های سپاه و باندهای مافیایی آن اعتراضات مردمی و جنبش ملی ما را مصادره به مطلوب نکنند! اگر میخواهیم مملکتمان را از گزند کرکسهایی که در این گونه شرایط بوی مردار شنیده اند و به قربانی خود حمله میکنند مصون داریم، کمک به حصول یک اجماع ملی روی شاهزاده رضا پهلوی بعنوان یگانه آلترناتیو موجود برای رهبری جنبش ملی ضد رژیم، یک ضرورت و یک وظیفه میهنی و تاریخی است!
حبیب تبریزیان
تذکر و توجه:
ضمناً کاربران عزیزی که مایلندبا نوشته ها یا نقد و تذکرات خود به تعمیق و گسترش این بحث کنند، میتوانند  به اِ ـ میل آدرس سایت * نظرات خود را ارسال فرمایند. در صورتی که نوشته ها برای درج مناسب و آگاهی  دهنده باشند، پس از ویرایش درج خواهد شد.
*
omdn@iranesabz.se
………………………………………..
ضمایم و افزوده ها

No Comments