عجب مدار ز این قومِ لواط بازِِ لواطگر، ای دوست!

Share Button

خلاصه کلام اینکه اگر مردم بدانند در مدارس و حوزه های علوم دینی، که در آنجا  طلاب جوانِ از روستا آمده، در مدارس طلبگی شبانه روز را در حجره های دو یا ۳ نفره باهم  سرمیکنند چه میگذرد، هرگز نه تنها بچه های ساده و معصوم خود را به این جماعت شهوت پرست نمی سپردند بلکه حتی گربه ماده خود را هم با آنها تنها نمیگذارند! 

 

 

عجب از این نیست که این قوم لواطگر و لواط ده، به بچه های کم سن و سال بند کرده و تجاوز کرده اند و هم چنان میکنند. در درجه نخست، عجب این است که مردم، تبعیت امیز از دستگاه تبلیغاتی رژیم در تقلیل دهی بارِ ارزشی و اخلاقی این تبهکاری ضد بشری پیروی کرده و تسلیم مفهوم سازی تقلیل دهنده آن گشته اند.

تجاوز به تعداد زیادی کودک کم سن و سال، که عنوان واقعیش؛ بچه بازی، لواط گری یا تجاوز به کودکان است، به کودک آزاری تقلیل داده شده تا اهمیت جنایی مسئله کاسته شود تو گوئی کسی گوش پیر بچه ایی را کشیده و یا پیچ داده است.

چند سال قبل که قاری قرآن بیت رهبری، به دانش آموزان قرائت قرآن که همگی هم پسر بچه های کم سن و سال بودند تجاوز کرد، نام آن نیز کودک آزاری شد.

وقتی ۶ ـ۷  سال دیپلمات مکتبی رژیم در مکزیک یا برزیل، در استخری که آب آن مانند همه استخرهای دیگر شفاف است و دهها بیننده مستقیم و غیر مستقیم حرکت هر کس را می یینند، چنان حشری شده بوده که این مسئله را فراموش کرده، احتیاط نکرده دست در بین پاهای دختر ۱۰ ساله ایی میکند که جیغ آن دختر بچه از ترس در میآید، در رسانه های رژیم از این جرم جنائی نیز بعنوان اتهام  واهی کودک آزاری نام برده شده بود البته بعنوان یک اتهام واهی و از آن دیپلمات اخراج شده با تاج گل هم در تهران استقبال شد.

وقتی گزمه های رژیم در تیر ۷۸ به خوابگاه دانشجویان، دختر و پسر نیم شبانه حمله کردند، دریدند، کشتند، زدند و بردند، سید محمد خاتمی از آن عمل بعنوان بد اخلاقی نام برد.. او در بسیاری موارد مشابه دیگر نیز از این مفهوم تقلیل داده شده استفاده کرده و آنرا باب کرد که دیگران هم بعدها آنرا بکار بردند.

و اما از مفهوم سازی تقیل دهنده این جرم جنائی بگذریم، باید در وحله نخست از مقام معظم رهبری پرسید: ـ آیا پای خود ایشان درآن کودک آزاریهای سعید طوسی قاری قرآن بیت خویش در میان بوده است که ترتیب برائت ایشان را داده است؟ یا سَر و سّر دیگری درمیان بوده است که مردم نمیدانند؟

و در وحله دوم این پرسش اساسی را باید در برابر رهبرعظم الشأن و همه سران نظام بشمول شیخ حسن گذارد که اگر عمل سعید طوسی و نوه آیت الله حائری، عضو سابق شورای خبرگان رهبری را فرضاً یک مجاهد، یک سلطنت طلب، یک فرد از دراویش یا طرفداران عرفان حلقه، یا یک فرد کمونیست یا نه! از طرفداران جنبش سبز، یا اصلاحطلبان و ملی مذهبی ها مرتکب میشد، آیا قضیه به این آسانی گرفته میشد؟ و بازهم عنوان آن میشد کودک آزاری؟

رژیم دهها و شاید صدها مورد اعدام بخاطر لواط دارد که بدون استثناء در حکم اعدام شدگان اتهام لواط بکار برده شده است. حال چه حکمتی درمیان است که اتهام سعید طوسی قاری قرآن و نوه آیت الله العظمی حائری باید بشود کودک آزاری؟ تو گوئی گوش پسر بچه ها را گرفته و کشیده، تاب داده اند یا با تشری آنها را ترسانده اند؟

در این رابطه بگویم، آنها که در دوران شده زندان سیاسی بوده اند همگی میوانند که برخلاف زندام مجرمین عادی که جوانان از بزرگاها جدا شده و در اندرزگاه دارالتأدیب زندانی میشدند، زندان سیاسی این چنین جدائی در کار نبود که در درجه اول نشان از نمره اخلاقی بالایی بود که رژیم ناخواسته برای زندانیان سیاسی قائل میشد. ولی این نمره اخلاقی حد اقل تا انجا که من و صدهها تن زندانی بند ۴ زندان شماره یک قصر  بیاد دارند، این خط قرمز اخلاقی در دو مورد زیر پا نهاده شد و در هر دو مورد هم چه فاعل چه مفعول طلبه و آخوند بودند. که در یک مورد آن پای پلیس زندان به مسئله باز شد و مورد دیگر به بایکوت شخص لو اطگر که یک مجتهد بود، انجامید.

خلاصه کلام اینکه اگر مردم بدانند در مدارس و حوزه های علوم دینی، که در آنجا  طلاب جوانِ از روستا آمده، در مدارس طلبگی شبانه روز را در حجره های دو یا ۳ نفره باهم  سرمیکنند چه میگذرد، هرگز نه تنها بچه های ساده و معصوم خود را به این جماعت شهوت پرست نمی سپردند بلکه حتی گربه ماده خود را هم با آنها تنها نمیگذارند!  

 

 

No Comments