قتل رفسنجانی، سرآغازی بر قتلهای سریال دیگر؟

Share Button

با قطعی گرفتن مسئله قتل هاشمی، اول باید این پرسش را مطرح کنیم که: هاشمیِ که به انزوا و  حاشیه رانده شده و دستش از همه جا کوتاه شده بود چه خطری؟ برای چه کسانی داشت تا آن در خطر قرار گرفتگان، اورا سر به نیست کنند؟

طی یادداشتی در سحام نیوز: [غلامعلی رجایی، مشاور اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ارتباط با مرگ آقای رفسنجانی گفت: “می‌دانم اتفاقی افتاده است، و آن اتفاق مرگ طبیعی و سکته نیست.”]

همین آقای رجایی در یادداشت دیگری؛ پس از مرگ رفسنجانی مینویسد که عکسهای منتشره از پیکر آن مرحوم، روتوش شده بوده و علائم خون و کبودی از صورت ایشان پاک شده بوده است.

آنچه که آقای رجایی در این رابطه فراموش کرده یادآوری کند، سرقت تمام اسناد موجود در گاوصندوق مرحوم رفسنجانی همزمان با مرگ وی بوده است. در همان زمان برخی از نزدیکان وی نیز اعلام کردند که تیم پزشکی ناظر بر سلامت ایشان ۵ یا ۶ ساعت دیر به بالین او رسیده و زمانی که بسیار دیر بوده است. سرقت بسیار مرموز محتویات گاوصندوق و تأخیر غیرقابل توجیه تیم پزشکی در همان زمان، این گمانه زنی را ایجاد کرد که او سکته نکرده، بلکه به قتل رسیده است.

البته عدم طرح چنین مسئله ایی در آن زمان از سوی بازماندگان مقتول، حد اقل امروزه باید قابل درک باشد. زیرا ایستادگی حقوقی، قضائی و سیاسی روی این ادعا، در این کشور بی قانون، نه تنها نتیجه ای نداشت بلکه چون انتظاری از واکنش اجتماعی هم نمیبود، فقط نتیجه منفی و دلسرد کننده میتوانست داشته باشد.

حال آقای غلامعلی رجایی که سالها مشاور شادروان رفسنجانی بوده است، پرده را بالا زده و به احتمال  کشته شدن وی اشاره میکند.

اگر آن سه اپیزود حاشیه این مرگ ناگهانی را کنار هم بگذاریم و وضعیت خاص رفسنجانی را چه در رابطه با رهبری و چه با جنبش سبز و مردم در نظر بگیریم، غیر منطقی نیست که با احتمال قرین با یقین بگوئیم که: رفسنجانی کشته شده است. ولی با رسیدن به این نتیجه منطقی، تازه سرِ رشته ی کلاف دیگری از این جنایت که ادامه خواهد داشت باز میشود که تصور آن ترساننده است.

با قطعی گرفتن مسئله قتل هاشمی، اول باید این پرسش را مطرح کنیم که: هاشمیِ که به انزوا و  حاشیه رانده شده و دستش از همه جا کوتاه شده بود چه خطری؟ برای چه کسانی داشت تا آن در خطر قرار گرفتگان، اورا سر به نیست کنند؟

هاشمی حتی پس از اینکه عملاً  از ساختار قدرت حذف شدبود، جز با زبان احترام و نرم نسبت به رهبر و تأکید بر وفاداری خود نسبت به وی، با زبان دیگری سخن نگفت. او هرگز نظام را زیر سئوال نبرد. و این را نمیتوان به ترس وی نسبت داد زیرا او آدم ترسوئی نبود.

این را نمیتوان ناشی از شانتاژ پرونده روکنی علیه او دانست زیرا اگر او نقطه ضعفی در چهار چوب این نظام نداشت، مخالفین او او را تهدید به افضشاگری کنند. پسرش مهدی داوطلبانه از انگلیس برای محاکمه به ایران برگشت و با پرونده ایی ساختگی به ده سال زندان محکوم شد. آنها که دخترش را در خیابان تعقیب و او را جنده خطاب کردن اگر مدرکی دال بر فساد او در دست داستند رو میکرند.

مسئله بنظر من بسی فراتر از اینهاست.

شادروان هاشمی رفسنجانی، پس از جنبش سبز و نماز جمعه تاریخی خود، پس آن اعتراضات میلیونی مردمی، که قریب ۲ میلیون در آن شرکت کردند، دیگر بخشی از این حاکمیت نبود. او یک رهبر بالقوه برای مردم بود که در صورت مردن خامنه ایی میتوانست مردم را پشت سر خود جمع کند و مانع ربودن قدرت توسط چکمه پوشان مافیای پادگانی سپاه شود. نه شیخ مهدی کروبی و نه میر حسین موسوی، علیرغم همه محبوبیت خودشان قادر نبودند آن نقشی را که رفسنجانی در صورت مردن رهبر میتوانست بازی کند، بعهده بگیرند. این بود و میتوانست علت کشتن هاشمی شده باشد.

اگر این سناریو را که با منطق خوانایی دارد را جدی بگیریم باید بگوئیم، کشتن رفسنجانی آخرین قتل سیاسی از این طراز و در این جهت نبوده و نخواهد بود بلکه به احتمال زیاد، نخستین قتل از قتلهای سریالی خواهد بود که هدف آنها پاک کردن صحنه سیاسی ایران از همه کسانی است که میتوانند، حتی در سطوح  پائینتر، رهبری بخشی از مردم را در فردای مردن رهبر بعهده گرفته و مانع ربودن قدرت سیاسی توسط سپاه و حواشی آن شوند و در برابر احزاب پادگانی بایستند

باید نگران بود، نگران جان رهبران جنبش سبز و نگران آن چهره هایی که داری حدی از کاریسمای رهبری هستند.

بادی نگران بود مبادا مواد پلوتونیومی روسی اهدائی پوتین جان عزیزان مردم را بگیرد.

حبیب تبریزیان

………………………………………………..

مشاور هاشمی رفسنجانی: می‌دانم اتفاقی افتاده، مرگ طبیعی نبود

منتشر شده در: .

غلامعلی رجایی، مشاور اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ارتباط با مرگ آقای رفسنجانی گفت: “می‌دانم اتفاقی افتاده است، و آن اتفاق مرگ طبیعی و سکته نیست.”

به گزارش بی بی سی آقای رجایی در مصاحبه با سایت انصاف نیوز افزود: “نه من آدم امنیتی هستم که بتوانم جزییات واقعه را تجزیه و تحلیل کنم و نه اطلاعات لازم را دارم، تنها می‌دانم که اتفاقی افتاده است.”

یاسر هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، پیشتر از تحقیقات شورای عالی امنیت ملی در مورد علت مرگ پدرش خبر داده بود. وی در دی ماه گذشته اعلام کرد این پرونده که در شورای عالی امنیت ملی بسته شده بوده، از سوی حسن روحانی رئیس جمهور برای بررسی مجدد به این شورا ارجاع شده است.

غلامعلی رجایی در مصاحبه اخیر خود، بدون توضیح بیشتر گفته: “از زبان خانم آقای هاشمی شایعه شده بود که هاشمی ۱۰ روز پیش از مرگش، با نام بردن از کسانی، گفته است که روزی آن‌ها مرا خواهند کشت.”

آقای رجایی همچنین از فاطمه هاشمی دختر بزرگ رئیس سابق مجمع تشخیص نقل کرده که پیش از مرگ پدرش “کسی با موتور نزدیک شده و گفته است که به پدرتان بگوید که می‌خواهند بزنندش و بعد هم رفته است”.

از زمان درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی در دی ماه ۱۳۹۵، اعضای خانواده او به بیان تردیدهایی در مورد دلیل واقعی مرگ او پرداخته‌اند.

در آذر ماه ۱۳۹۶ فائزه هاشمی دختر کوچک اکبر هاشمی رفسنجانی اعلام کرد که مطابق گزارش شورای عالی امنیت ملی، در بدن آقای رفسنجانی ۱۰ برابر حد مجاز تشعشعات رادیواکتیو وجود داشته است.

محمد هاشمی، برادر اکبر هاشمی رفسنجانی هم، در سالمرگ این سیاستمدار ایرانی گفت که “پزشکان اعلام کردند علت مرگ ایست قلبی است” اما “ایست قلبی علل و عواملی دارد که هیچ‌کس آن را اعلام نکرد و کمیته‌ای که در شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد برای بررسی همین موضوع بود”.

وی با تایید روایت فائزه هاشمی در مورد اینکه در بدن اکبر هاشمی رفسنجانی اشعه رادیواکتیو ۱۰ برابر حد مجاز بوده افزود: “اینکه چگونه این میزان از حد مجاز فراتر رفته را کسی نمی‌داند.”

No Comments