بسوی تحول و دگرگونی!

Share Button

 چکیده: … بنا براین باید میدان را برای نبرد رقابت آمیز ایده ها فراهم کنیم و از مدعیان رهبری، چه فردی و چه گروهی و سازمانی بخواهیم که به این میدان نبرد ایده ها و اندیشه ها قدم بگذارند و وارد بحثی سازنده در این زمینه شوند.

Bildresultat för ‫کاوه آهنگر‬‎

فرخی یزدی میگوید :

طپیدن های دلها ناله شد آهسته آهسته

رسا تر گر شود، این ناله ها فریاد میگردد

ز بیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش

عَلَم دار و، عَلَم چون کاوه حداد میگردد

این دو بیت از فرخی را میتوان این چنین بازنویسی کرد: ـ ناله های منفرد به همنوائی و همنوائی به فریاد مشترک و فریاد مشترک منجر به ظهور  پرچمداری می شود که سمبل و بیانگر اراده همه فریاد کنندگان باشد. چنین حرکتی در مجموع خود جنبشی را تشکیل میدهد که خواستهای آن، در آن پرچمی که برافراشته است و در آن رهبریتی که پرچمداری را برعهده گرفته است ، تَجَسُم و تَبَیُن میبابد.

با قرار دادن بازنویسی آن دو بیت فوق در چهار چوبی تئوریک میتوان گفت که ایده های درستی که از نیاز زمان برخاسته باشند، بیان نیاز واقعی توده مردمی باشند و برخوردار از زمینه های واقعی اجتماعی باشند؛ چنانچه در جامعه انتشار یابند، و از راهکارهای عملی، عملیاتی و سازمانی درستی هم برخوردار شوند، به یک نیروی جنبشی تبدیل میگردند که اوضاع اجتماعی را برابر با خواست جنبش کنندگان تغییر میدهند.

یادآوری شعار” نترسید! نترسید! ما همه باهم هستیم” در جنبش اعتراضی سبز نمونه ای از این رعد آسا شدن ناله هاست. ولی افسوس که آن جنبش، علیرغم اینکه رهبری داشت، چون ناگهانی بود فرصت سازماندهی نداشت و اگر سازمان و برنامه داشت این رژیم ساقط شده بود.

مخالفین رژیم با اینکه همگی در حرف و ادعا، خواهان دموکراسی هستند و با اینکه همگی ناله میکنند ولی می بینیم که از همنوا شدن با یکدیگر با سماجتی غیر قابل باور، سر باز میزنند و بزرگترین علت اینکه آنها تا کنون نتوانسته اند اعتماد مردم ناراضی و به ستوه آمده را بخود جلب کنند در همین ناهمسازی درونی اپوزیسیون می باشد.

برخی از مخالفین در پی همنوا شدن نیستند و یا به آن کم توجهی می کنند و برخی نیز در پی شخصیت کُشی هستند تا مبادا فرد یا جریان رقیب مانع جلو دار شدن آنها شود.

اشتباه دیگر برخی از مخالفین رژیم این است که به جای آنکه  به سوی همنوا شدن و تبدیل ناله ها به فریاد مشترک و جمعی، و تبدیل آن به نیروی جنبش یکپارچه و همسو بروند، در جهت معکوس حرکت میکنند. آنها در دسته جات محفلی  و کوچک خود ابتدا رهبر جنبش را از بین خود انتخاب کرده و پرچم خود را علم میکنند و برنامه ای برابر ایده های خویش می چینند و سپس با بانگ بلندِ دموکراسی خواهانه، از دیگران دعوت میکنند که بیایید و به ما بپیوندید!

مشکل اصلی در این است که ایده های برخی از مخالفین نظام فقط در داخل همان گروه های محفلی پذیرفته شده است و این ایده ها به سطح جامعه برده نشده تا محک زده شود و در تلاقی با یکدیگر صیقل بخورند و اصلاح گردند.

ایده های درست چنانچه به درون جامعه برده شوند و به مخاطبین طبیعی خود برسند، به نیروی تحول آفرین و حنبشی تبدیل میگردند.

این ایده ها نباید فقط بیان خواست و هدف مشابه و مشترک و استراتژیک باشند بلکه باید به بیان راهکار های عملیاتی، تاکتیکهای مبارزاتی و اسلوب سازماندهی نیز بپردازند. ایده هایی که، میدان را برای صالحترین و توانمندترین عناصر باز کنند و راه را برای  طرح درست ترین راهبُردهای تاکتیکی و استراتژیک مبارزه بگشایند و مانع فرصت طلبی و همچنین رخنه گری نفوذیهای رژیم به درون جنبش گردند.

بنا براین باید میدان را برای نبرد رقابت آمیز ایده ها فراهم کنیم و از مدعیان رهبری، چه فردی و چه گروهی و سازمانی بخواهیم که به این میدان نبرد ایده ها و اندیشه ها قدم بگذارند و وارد بحثی سازنده در این زمینه شوند. فقط از درون نقد و نقد متقابل است که راه درست یافته میشود.

و از اینروست که از امکانات دنیای مجازی که ساده ترین و درسترین راه ارتباطی است باید هرچه وسیعتر برای گفتمان تحول، گفتمان* جامع و مانع راهبردی و چشم اندازی استفاده نمائیم.

*

واژه گفتمان در برخی نوشتارها یا اظهارات سیاسی در میهن ما درست و دقیق بکار برده نمیشود. معادل فرنگی آن دیسکورس است که به معنی مجموعه ای از ایده های هماهنگ می باشد. مانند گفتمان انقلاب، گفتمان اصلاحات، گفتمان فمینستی گفتمان محیط زیستی و.. . هر گفتمان، افزون بر اینکه هدف را روشن میکند، ابزارها و ساز و کارها و راهکارهای رسیدن به آن را نیز تعیین می کند.

 

No Comments