فروپاشی رژیم نزدیک است و اپوزیسیون در توهم و خواب

Share Button

سون تسو استراژ نامدار چین باستان:

آن ژنرالی که نیروهایش روی اهدافی که دارند متحد هستند و متحد عمل میکنند برنده نبرد است.

آن ژنرالی که زودتر از حریفش به میدان نبرد میرسد و مواضع خوب را اشغال و نیروی خود را آرایش داده منتظر حریف میشود. برنده جنگ است.

واژه (Front Organisation)  یک واژه شناخته شده است که در عرصه جاسوسی و ضد جاسوسی، سیاسی و اقتصادی کاربرد دارد و معنای خاص و شناخته شده دارد اما در فارسی نمی توان یک واژه  معادل و مناسب برای آن یافت تا معنی دقیق و فراگیر این واژه را تداعی کند. دولت ها یا سازمانهایی که بعللی از جمله بد نامی یا مشکلات حقوقی یا برنامه های گسترده اقتصادی  نمی توانند خود روی صحنه ظاهر شوند خود را در پشت سر این گونه فرونت ارگان ها پنهان میکنند.

نمونه برجسته و شناخته شده این فرونت ارگانها در ایران ما، شبکه مجالس قرائت قرآن و هیئت های عزاداری است که به طور وسیع از سوی رژیم و به ویژه از سوی سازمان اطلاعات سپاه برای پیشبرد اهداف نامشروه نظام مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین حزب الله لبنان نیز یکی از اینگونه ارگانها است که از آن برای پولشوئی و قاچاق مواد مخدر و دور زدن تحریم ها استفاده میکند.

رژیم اسلامی افزون بر شبکه های شناخته شده که در پیش گفته شد ، در خارج از کشو نیزدهها کانال رادیویی و تلویزیونی و سایت های اینترنتی اپوزیسیون نما دارد  و این کانالها برای آنکه به دروغ وانمود کنند که مخالف رژیم اسلامی ایران هستند  بنا بر دستوری که از اطلاعات سپاه دریافت کرده اند به فحاشی های بلا اثر و تکراری به رژیم می پردازند تا ماهیت واقعی خودرا در پشت این رفتارهای فریبنده پنهان کنند و مجالی به دست آورند که بتوانند زهر تفرقه را به درون مجموعه مخالفین رژیم تزریق کنند. مخاطبین این رسانه ها، آن بخش از مردم نیستند که باید آگاه شوند بلکه آن بخش از ناراضیان سیاسی و اجتماعی میباشند که برنامه های این رسانه  ها به آنها رضایت خاطر می دهد بدون آنکه تحرکی  در آنها ایجاد نماید.

رژیم از این شبکه ها برای انحراف آفرینی در همه زمینه ها، در بسته بندی های اپوزیسیونی استفاده میکند تا بتواند همیشه میدان مانور خود را در درون ناراضیان حفظ کند. وظیفه دیگر این رسانه ها این است که به نیروهای میدانی کمک کنند تا آنها در حد امکان حرکت های اعتراضی مردم را مصادره کرده و شعار های انحرافی ولی ظاهر پسند خود را بدان القاء کنند.

دستگاه های اطلاعاتی رژیم و در رأس همه آنها ، سازمان اطلاعات سپاه، از همه ابزارها برای ایجاد اختلاف و اختلال و افتراق و شخصیت سوزی و شخصیت سازی و آبرو زدایی و آبرو آفرینی و نشان دادن چاه یا  چاه ـ نمود دهی بجای رهنمود دهی استفاده میکند.

دلیل عمده اینکه سرویس های اطلاعاتی رژیم این چنین با دست باز عمل میکنند این است که رژیم برای تشکیل شبکه اطلاعاتی خود فقط به جذب باورمندان مذهبی و جاه طلبان حرفه ای بسنده نکرده بلکه در این چهل سال موفق گردیده که برخی از مخالفین دستگیره شده را با ارعاب و تهدید  و تطمیع در خدمت خود بگیرد واز آنها به عنوان عوامل نفوذی در درون اپوزیسیون استفاده کرده است و درست مانند لابراتوارهای واکسن سازی که از ویروسها، آنتی ویروس و از باکتریها آنتی باکتری می سازند به این روش ها ادامه داده است

اپوزیسیون خارج از کشوربا خوش خیالی گمان دارد  که در امنیت کامل فعالیت می کند لذا  ضابطه های امنیتی را در فعالیت ها و ارتباطات سازمانی خود، رعایت نمیکند و در اثر این بی احتیاطی ها راه نفوذ را برای عوامل رزیم باز می گذارد و کافیست که یک عامل نفوذی  فقط ژست همساز بخود بگیرد تا آغوش این سازمان های اپوزیسیونی به رویش باز شود. بسیاری از افراد اپوزیسیون گمان می کنند که نفوذی ها که ستون پنجم رژیم هستند فقط در زمینه جمع آوری اطلاعات فعالیت می کنند وچون این باور اشتباه را دارند همیشه با یک احساس امنیت کاذب به فعالیت می پردازند. ستون  پنجم رژیم گرچه به دنبال جمع آوری اطلاعت از داخل اپوزیسیون است اما کار اصلی  او این است که از این اطلاعات  استفاده کند و برنامه های گمراه کننده را پیاده کند.

بسیاری از فعالین سیاسی نمی دانند که سرویسهای اطلاعاتی رژیم به همان اندازه که به دنبال گرفتن و جمع آوری اطلاعات است چندین برابر آن، در پی استفاده از آن اطلاعات جمع آوری شده برای تخریب اپوزیسیون از داخل خودش می باشد.

هدف ستون پنجم، گمراه سازی فعالین سیاسی، تبدیل سازمانهای اپوزیسیونی به پخش کننده دیس اینفرماسیون رژیم، بحث آفرینی های چالش برانگیز پایان نیافتنی، تشدید رقابت تا حد خصومت بین نیروهای مخالف رژیم، تزریق نخوت سیاسی و خود بزرگ بینی در فعالین اپوزیسیون به نحوی که هر گروه چند نفره خود را بدیل رژیم و رهبر مردم بداند.

اگر امروز این اپوزیسیون با خود به جنگ مسلحانه برنمی خیزد دلیلش آن نیست که زمینه، استعداد و آمادگی آنرا ندارد بلکه بدان دلیل است که شرایطش فراهم نیست و میدانش وجود ندارد.

امروزه؛ هم خوشبختانه و هم شوربختانه، جنبش خود به خودی توده ای اعتراضی مردم بر همه سازمان های سیاسی سبقت گرفته است. این جنبش می تواند تا از هم پاشاندن رژیم پیش رود که جای خوشوقتی است. اما سرانجام  چون  این جنبش فاقد رهبری سیاسی ملی و مورد اجماع است ، حتی اگر دیهیم قدرت را به دست آورد آنرا به یکی از جناحهای درونی رژیم واگذار خواهد کرد زیرا گزینه میدانی دیگری به جز آن وجود ندارد.

در زبان و در فضای انتزاعی، سخن از رهبری این یا آن سازمان و این یا آن شخصیت به آسانی رانده میشود. ولی آنان که چنین راحت از رهبری این یا آن یا خودشان حرف میزنند، نمی دانند که پتانسیل خصومت و رقابت بین اپوزیسیون سیاسی چنان است که به مجرد پیدا شدن مدعی رهبری  در میدان مبارزه واقعی و غیر محفلی، بلا فاصله اقدامات تخریبی آنان علیه او  و علیه یکدیگر آغاز خواهد شد و ستون پنجم رژیم  نیز با تمام قوا به این تخریب دامن خواهد زد.

ا فرضاَ اگر کسی از جنبش سبز یا اصلاح طلبان واقعی جلو بیافتد، سلطنت طلبان، مجاهدین و دیگر اپوزیسیون رنگارنگ که سقوط رژیم را تمام شده می دانند، تمام انرژی خود را برعلیه او به کار خواهند انداخت و ستون پنجم رژیم با تمام امکانات از آنها پشتیبانی خواهد کرد. اگر فرضا رضا پهلوی مطرح شود و جلو بیافتد، تمام نیروهای دیگرنیز ، هم به لحاظ انگیزه رقابتی و هم به لحاظ تحریک مضاعف از سوی همان ستون پنجم به تخریبش خواهند پرداخت.

امروزه همه حواس ها چنان مجذوب رشد جنبش اعتراضی گردیده است که کسی تضادهای بالقوه انفجاری در درون این اپوزیسیون را که می خواهد جای این رژیم را بگیرد نمی بیند.

پارادوکس این است که سپاه و دولت پنهان، نه از امروز بلکه از سالها پیش و احتمالاً  از پس از جنبش سبزدر ایران  و بهار عربی در خاورمیانه، خود را برای روزی که مردم علیه رژیم برخیزند آماده کرده اند. آنها میدانند که ادامه وضع گذشته تا به امروز، دیگر از این به بعد ممکن نیست. آنها میدانند که استراتژی آمریکا ستیزی از عمق  و پشتوانه استراتژیک برخوردار  نیست و نمیتواند ادامه یابد، آنها میدانند که برای مدت زیاد نمی توانند زنان این مملکت را به زور محجبه کنند و درهای  استادیوم های ورزشی را به روی آنها ببندند و.. .

آنها در عین حال نمی خواهند و بنا ندارند که اجازه دهند گره این خواستها و مشکلات با دست یک جریان غیر خودی، چه اصلاح طلب، چه سبز و چه رضا پهلوی و یا سایرغیر خودیها گشوده شود.

آنها میخواهند نیروی جنبش سرنگون ساز رژیم همچنان بدون جلودار و رهبری بماند تا آنها سرداران نم کرده و دست ساز خودشان را تهمتن و حلّال این مشکلات نشان دهند و برای این رهیافت، امکاناتی دارند که اپوزیسیون رژیم از یک هزارم آنهم برخوردار نیست و اولین آن صفوف متحد خودشان است که در برابر نیروی  متفرق وپراکنده  مستعد جنگ داخلی مخالفینشان می باشد که ما باشیم.

نتیجه:

اپوزیسیونی که داعیه دموکراسی و ملی گرائی دارد، باید برای ایجاد یک اتحاد عمل و وحدت راهبُردی برای  همه گردانهای سیاسی گوناگون جنبش، چنان بکوشد تا جبران عقب ماندگی بسیار خطرناک فعلی را بکند. وحدت گردانهایی که فقط در مجموع ائتلافی خودمیتوانند رهبری جنبش را به دست گرفته و آنرا از دهان اژدهای دولت پنهان و اژدهای سپاه بیرون بکشند.

فقط یک ائتلاف وسیع سیاسی با برنامه حد اقلی میتواند حریف احزاب پادگانی و دولت پنهان شود و نه هزاران دسته بندی ناسخ و منسوخ و مختلف الجهت  اپوزیسیونی.

فاجعه زمانی رخ خواهد داد که شیخ حسن روحانی زیر فشار کنونی تاب نیاورد و مجبور به کناره گیری شود و خامنه ای نیز یا بمیرد و یا پلوتونیومی شود و قبل از آنکه یک رهبری سیاسی ملی و دموکراتیک ظهور کند، دولت پنهان با پرچم دمکراسی خواهی به میدان بیاید و خودرا  اجرا کننده  برنامه ناتمام انقلاب ۵۷ و مجری وعده های انجام نیافته آن انقلاب معرفی کند.

حبیب تبریزیان

 

 

No Comments