زبان هنر هم ابزار بزم و هم سلاح رزم است

Share Button

در این شرایط هر هنرمندی باید فریاد خشم همه ملت باشد! باید بخشی از غرش ۸۰ میلیونی ملت بزرگ ایران باشد غرشی که نه فقط در سراسر میهن ما بلکه در همه منطقه و دنیا طنین افکن شود که دنیا بداند این فریاد ملتی است که از صعب العبور ترین گذرگاه های تاریخ گذشته و هویت آریایی و ایرانی خود را حفظ کرده است و این ملت محال است که هویت مشتی آخوندهای فاسد و روضه خوانان بی سواد را بپذیرد. ملتی است که از بنیانگذارن تمدن بشریت امروز است و بیش از این تسلیم این دین فروشان دنیا پرست نمیشود و چون ققنوس از خاکستر پیکر خود برخاسته و از استخونهای خود خدنگ نبرد ساخته تا دشمن مردم ستیز حاکم را نشانه رود.

زبان هنر، زبان ذوق، و احساسات مردم است

هنر زبان احساسات انسانها است. زبان هنر، تاثیر گذار تر از زبان منطق و استدلال است. آنچه را که نمیتوان با استدلال و منطق بیان کرد می توان با زبان هنر به دیگران انتقال داد. هرگز نمیتوان خوشمزگی مثلاً یک پیاله بستی را آنچنان که چشایی انسان آنرا درک میکند توضیح داد و هرگز نمیتوان، مرگ عزیزی را آنچنان که احساس میشود را تفهیم منطقی کرد و یا تولد کودکی را که شادی آفرین است را به کمال توصیف کرد.
شعر، موسیقی، تئاتر، نقاشی و کاریکاتور، هجو و طنز و.. ، همه ابزار هنری هستند که با زبان خود، یعنی زبان حسی با مردم سخن میگویند و این زبانی است که می تواند مردم را تحت تاثیر قرار دهد و به سواد زیاد، استدالال زیاد، مطالعه زیاد، خردمندی و تعقل زیاد نیاز ندارد
هنر گاهی در خدمت ارتجاع و گاهی در خدمت ترقی و پیشرفت قرار می گیرد. نیروهای واپسگرا در طول تاریخ همیشه در تلاش بوده اند که حداکثر سوء استفاده را از هنر به کار برند تا مردم را تحمیق کنند و نیروهای آزدیخواه از سوی دیگر همواره کوشیده اند تا هنر را در خدمت بیداری مردم وبر افروختن عِرق ملی و حق طلبی اجتماعی و مبارزه با ستم سیاسی قرار دهند.
مضامین هنری دردوران آرامش سیاسی و اجتماعی نیز بیشتر به مسائل سرگرم کننده و مفرح و تلطیف کننده زندگی می پردازند و بر زوایای ناپیدای زندگی نور می افکند و به مردم آگاهی عاطفی میدهند.
در طول تاریخ زمانهایی وجود داردکه یک جامعه در برابر تندبادهای مهیب سیاسی قرار میگیرد که در آن مرگ و زندگی یک ملت در معرض مخاطره قرار دارد. در چنین شرایطی هنرمند و هنر به نهیب احساس و وجدانیات اجتماعی تبدیل شده و به جامعه هشدار میدهد که زمان اعتراض، زمان برخاستن و زمان پیکار است. زیرا که نه من و نه تو بلکه موجودیت ما و همه خانواده تاریخی امان و ناموس و شرف انسانی امان در معرض هجوم ملت ستیزان و خائنین و یا دشمنان خارجی قرار گرفته است.
در چنین شرایطی هیچ هنرمندی فقط به خود یا یک گروه ویژه مخاطب خویش تعلق ندارد. در این شرایط تمام استعدادهای هنری از شعر و موسقی گرفته تا همه اشکال هنری دیگر درخدمت آگاهی و تهیج مردم قرار میگیرند تا حداکثر شور و عرق ملی و جمعی را در ملت بیدار کنند. زیرا کرختی در چنین شرایطی مساوی با نابودی خانواده بزرگ است خانواده ای که خودرا در واژه «ملت» و «میهن» نمادینه میکند.
میهن ما مدت ۴۰ سال حکومت حاکمان ضد ملی و ضد مردمی را تحمل کرده است حاکمانی که از فاسد ترین بستر اجتماعی یعنی از بستر صنف وجوهات بگیران و صدقه خواران و خمس و ذکات بگیران و فروشندگان جهنم و بهشت برخاسته اند ایران را به ورطه نابودی کشانده اند و امروز میهن ما ، در معرض بزرگترین آزمون تاریخی خود قرار گرفته است. آزمون بودن و یا نابودشدن!
در چنین شرایطی محدوده تعهد هر هنرمندی فقط به حوزه سلیقه خود و مخاطبین معین خویش محدود و منحصر نمیشود. در این شرایط هر هنرمندی باید فریاد خشم همه ملت باشد! باید بخشی از غرش ۸۰ میلیونی ملت بزرگ ایران باشد غرشی که نه فقط در سراسر میهن ما بلکه در همه منطقه و دنیا طنین افکن شود که دنیا بداند این فریاد ملتی است که از صعب العبور ترین گذرگاه های تاریخ گذشته و هویت آریایی و ایرانی خود را حفظ کرده است و این ملت محال است که هویت مشتی آخوندهای فاسد و روضه خوانان بی سواد را بپذیرد. ملتی است که از بنیانگذارن تمدن بشریت امروز است و بیش از این تسلیم این دین فروشان دنیا پرست نمیشود و چون ققنوس از خاکستر پیکر خود برخاسته و از استخونهای خود خدنگ نبرد ساخته تا دشمن مردم ستیز حاکم را نشانه رود.
حبیب تبریزیان

کانال تگرامی
@CimorghIran
و این چنین زبان هنر به سلاح رزم تبدیل میشود

حبیب تبریزیان    

 

No Comments