ستون پنجم، جنگ روانی و دیس اینفرماسیون

Share Button

یادداشت زیر را ۸ سال پیش در آغاز خیزش مردم سوریه و بحبوحه قیام مردم لیبی علیه قذافی نوشته ام، استنتاجات آن علیرغم بروز پیچیدگیهایی در سرنوشت قیام علیه قذافی و رژیم اسد، همچنان تا امروز و برای فرداها هم معتبر است. در مبارزه سیاسی اگر کسی یا جریانی با مفهوم ستون پنجم، جنگ روانی و دیس اینفرماسیون تا حدودی آشنائی نداشته باشد، با این خطر روبروست که بنام مبارزه برای دموکراسی در خدمت رژیم گرفته شود.

چون یادداشت طولانی است، توضیح راجع اینکه  چرا در لیبی و سوریه چنان یا چینین شد،خواندن یادداشت را حوصله بر میکند. ولی به اختصار بگویم اگر در سوریه چنین شد دقیقاً بعلت این بود که دستگاههای استخبارات اسد، اطلاعات رژیم ایران، FSB (ک گ ب سابق) روسیه، توانستند اپوزیسیون غیر جنگی و غیر افراطی را سرکوب کنند و به رشد و پرورش داعش و القاعده دامن بزنند تا گزینه ایی در برابر مردم بجز آنها وجود نداشته باشد. اپوزسیون سیاسی اسد سرکوب شده تر، و پلیس زده تر از آن بود که بتواند جلوی این روند را بگیرد. درسهای انقلاب سوریه برای ما میتواند ارزشمند باشد اگر آنها را بدرستی درک کنیم.

ایران سوریه نیست و سوریه هم نخواهد شد. ایران شخصیتهای سیاسی دارد که فراتر گروههای سیاسی کنترل شده، مورد توجه مستقیم مردم هستند و اولین آنها شاهزاده رضا پهلوی و بعد در اردوی مسلمانان دموکرات هم موسوی، کروبی و دهها چهره شناخته شده تر دیگر هستند که مخاطبین مستقیم آنها مردم عادی هستند. دستگاه دیس اینفرماتیو رژیم نباید با خطر سوریه ایی شدن ایران ما را مرعوب سازد.

حبیب تبریزیان

………………………………………………………………..

در هر جنگی از جمله جنگ انقلابی، چه مسلحانه چه شورش خیابانی، به ازای هر گلوله واقعی که شلیک میشود ده ها گلوله مجازی مغر، اعصاب، روان و شعور طرف مقابل و نیروها و متحدینش را نشانه میگیرد.«سون تسو» ژنرال نامدار پنجم قبل از میلاد میگوید*: آن ژنرالی که نخست با شمشیر برهنه به جنگ حریف میرود ژنرال نیست. ژنرال واقعی آن ژنرالی است که از پیش با عملیات فریب دهی، روانفرسائی چنان مغز حریف را تسخیر کرده یا از کار انداخته باشد» که بدون از نیام کشیدن شمشیر جنگ را ببرد.


سون تسو، ژنرال نامدار چین ـ ۵۴۴ قبل از میلاد
ستون پنجم و جنگ روانی
در هر جنگی از جمله جنگ انقلابی، چه مسلحانه چه شورش خیابانی، به ازای هر گلوله واقعی که شلیک میشود ده ها گلوله مجازی مغر، اعصاب، روان و شعور طرف مقابل و نیروها و متحدینش را نشانه میگیرد.«سون تسو» ژنرال نامدار پنجم قبل از میلاد میگوید*: آن ژنرالی که نخست با شمشیر برهنه به جنگ حریف میرود ژنرال نیست. ژنرال واقعی آن ژنرالی است که از پیش با عملیات فریب دهی، روانفرسائی چنان مغز حریف را تسخیر کرده یا از کار انداخته باشد» که بدون از نیام کشیدن شمشیر جنگ را ببرد. سون تسو خود، در بیش ۵۰۰ جنگ کوچک و بزرگ، بدون درگیری جدی نظامی پیروز شده بوده است. او براستفاده از انواع جاسوس: جاسوس یک بار مصرف، جاسوس دوجانبه، جاسوس خودی و واقعی که جانش باید حفظ شود، جاسوس خریدنی (که از اردوی دشمن با استفاده از دلخوریهایش، نارضایتی هایش و یا احتیاج و درماندگی مالی اش، یار گیری شده است) تأکید دارد. بنظر اوداشتن این پنج نوع جاسوس و استفاده درست از آنها تا حدود زیادی پیروزی کم هزینه را در هر نبردی تأمین میکند.
سون تسو؛ بر«دیس اینفرماسیون» یعنی فریب دهی و گمراه سازی دشمن تأکید فراوان دارد. هرچه عملیات «دیس اینفرماتیو» بهتر و مانوپولاسیون دشمن بیشتر، هزینه پیروزی کمتر و شکست دشمن آسانتر خواهد بود. وی میگوید ۱ ـ آن ژنرالی که هم از نیروی خود برآوردی درست دارد و هم از نیروی دشمن خود، پیروزیش در جنگ قطعی است.( دقت! او نه بر کمیت نیرو بلکه بر ارزیابی درست از آن نیرویی که هست تکیه دارد). ۲ ـ آن ژنرالی که از نیروی خود ارزیابی درست دارد ولی از نیروی دشمن بی خبر است یا بلعکس، شانس پیروزیش ۵۰ در ۵۰ است.۳ ـ آن ژنرالی که نه از نیروی خود ارزیابی درست دارد و نه از نیروی دشمن هلاکتش حتمی است. ( جنبش های اعتراضی بدون لوژیستیک اطلاعاتی منطقه از این نوع هستند). بدون سازمان یافتگی تشکیلاتی و رهبری واحد سیاسی و ستادی چگونه میتوان از کم و کیف نیروی خود یا رژیم مورد چالش برآوردی درست که به پیروزی کمک کند داشت؟ و سئوال اساسی تر اینست که این کاستی را اگر نخواهیم از آنها که امکان تأمین آنرا دارند و بهر دلیلی امروز با ما در یک جبهه استرتژیک قرار دارند بگیریم، از کجا باید آنرا جبران کنیم بدون اینکه از جان مردم و جوانان خود مایه بگذاریم؟
اگر ما پیکار دیروز مردم لیبی و امروز مردم سوریه و فردای مردم خود را در متن پیش گفته راجع به نظرات «سون تسو» بگذاریم چنین نتیجه میگیریم که: جنبش مردم در لیبی از نیروی عظیم توده ایی برخوردار بود ولی در آغاز این نیرو، توسط هنر پیشه های گریم کرده و عوامل ماسکدار قذافی چنان به کنترول در آمده بودند که اگرمداخله نیروهای ناتو نبود نه تنها شانسی برای پیروزی نداشتند بلکه تا بحال دنیا شاهد یک «نسل کشی» جدید هم بود و باید بجای جشن شادی آفرین پیروزی، بر عاشورای قیام مردم لیبی زار زده و ماتم میگرفتیم. بمب باران هوایی نیروی ائتلاف: موقتاً حرکت نیروهای سنگین رژیم قذافی را بسوی بنغازی برای کشتار مخالفین متوقف یا کُند کرده بود ولی بهیچ وجه برای دفاع از مردم کافی نبود چون در میدان پیکار نیروهای امنیتی قذافی و ستون پنجم آن از جمله در پستهای فرماندهی نیروهای شورشی، بر آن بودند تا توده به پا خواسته و جوانان بی تجربه مسلح شده را در یک بلبشوی اغتشاش گونه جنگی، به بکُش بکُش همدیگر وادارند. در این مرحله، ابتکار عملیات دیس اینفرماتیو و جنگ روانی بطور کامل با رژیم قذافی بود. فقط و فقط وارد شدن نیروی اطلاعاتی و پنهانی انگلیس، فرانسه و سیا بود که نه تنها توانست ستون پنجم قذافی را آچمز، مهره های آنرا شناسائی کرده و سرگرم کند و سرکار بگذارد بلکه با یک برنامه ریزی دیس اینفرماتیو ماهرانه، موازنه را در عرصه عملیات پنهانی و جنگ روانی بنفع نیروهایی مردمی بهم زند. در آن هنگام که نیروهای قذافی با اطمینان از اغتشاش در صفوف واحدهای بی تجربه، پراکنده و بدون فرماندهی ستادی شورشیان در اطراف میسترا، برِگا و بنغازی سرگرم محاصره شهرها و به توپ بست مردم بودند، نیروی عملیات پنهانی انگلیس در هماهنگی با شورای دولتی موقت، نیروهای نخبه و آموزش دیده رزمی خود را از دریا با کشتی معمولی تجاری از ناحیه دریا،و کشاندن نیروهای پناه گرفته در کوهستانهای اطراف طرابلس با پوشش دادن کامل هوایی و پاک کردن جاده سر راهشان از طریق بمباران سنگین، و تعدادی را هم بصورت مردم و مسافران عادی با اتوموبیل و اتوبوس وارد تریپولی(طرابلس) کردند تا مقر فرماندهی قذافی را مستقیم تصرف کرده و سقوط دولت و حکومت اورا به جهانیان و مردم لیبی اعلام کنند. قذافی در جایی که هرگز فکرش را نمیکرد، مورد حمله قرارگرفت و مجبور شد بگریزد. پسر قدافی با لحنی شوکه شده به در یک پیام تلفنی گفت: بما با خیانت و نامردی حمله شد!!
جوکی هست که میگوید : ستاره شناسی در بام خانه اش افلاک را رصد میکرد در حالیکه دزدی در پائین مشغول جمع آوری وسائل خانه اش بود،و رسیدگی به زن و فرزندانش بود. عابری متوجه شد فریاد زد ای مرد! بیا پائین خانه خودت را اول رصد کن!… . غافلگیر شدن قذافی مصداق دقیق این جوک میتواند باشد. البته شعر کنیزک معروف مولوی نیز در اینجا مصداق دارد. قذافی کدو را ندیده بود!
نتیجه اینکه بدون این کمک عملیات پنهانی و اطلاعاتی ناتو، جنبش اعتراضی مردم لیبی هرچه هم نیرومند و گسترده بود قادر نبود حریف ماشین سرکوب سازمان یافته و برخوردار از شبکه پنهانی قذافی بشود. کمک غرب در این زمینه «تعین کننده» و سرنوشت ساز بود.
جا دارد دوگزاره از سخنرانی دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس را در لحظه اعزام نیروهای انگلیس به لیبی و سنخرانی اش در تریپولی را در اینجا بیاورم:
خطاب به نظامیان: ـ دراین لحظه شما به کمک مردم لیبی میروید. این، هم اقدامی درست است و هم بحق! شما به استقبال خطر میروید و جان خود را بخطر می اندازید! میروید تا جان انسانهای دیگر را ازخطر نجات دهید!«نقل از فایل صوتی گاردین هفته قبل»
خطاب به اجتماع مردم در تریپولی همراه سار کوزی:
ـ شما مردم لیبی قهرمانید! شما علیه استبداد انقلاب کردید ! این انقلاب مال شماست! شما کاری باور نکردی کردید!
زنی از وسط جمعیت فریاد میزند: من امروز خوشحالم. از خوشحالی دارم میمرم! بخاطر بچه هایم، بخاطر نوه هایم و بخاطر میهنم. تشکر از انگلیس! تشکر از فر انسه، تشکر از ناتو! تشکر از همه آنها که به آزادی ما کمک کردند.


.اتحادیه اروپا از تشکیل «شورای ملی سوریه» استقبال کرده و آنرا گامی بجلو دانست

قریب سه هفته پیش خبری صفحه رسانه های معتبر دنیا را پوشاند. خبری که همه خبر گزاریهای معتبر دنیا آنرا با آب و تاب پوشش دادند، از شرق الاوسط و النهار عربی لبنان گرفته تا وال استریت ژورنال و فاینانشال تایمز و سایت تابناک! و حتی کلمه. این خبر، همایش ۷۰ نفری یا دویست نفری (دقیقاً یادم نیست) اپوزیسون ضد بشاراسد در یکی از باغهای اطراف دمشق بود. .
این خبر آنچنان پارادُکسال و با واقعیات روز، تصّور و تصویرِ موجود از رژیم سوریه متفاوت بود که هضم آن بهیچ وجه برای من امکان نداشت. آنچه بیشتر برایم گیج کننده بود، درج خبر بصورت تائید آمیز، در آن رسانه های منطقه ای بود که مستقیم یا غیر مستقیم، موضعی ضد رژیم  را دمشق داشتند مثل: هاآرتص و جروزالم پست اسرائیل، حریت ترکیه، الشرقالوسط، دیلی استار و النهار لبنان،    الاهرام مصر و.. . من همانموقع این همایش را بعنوان یک پروژه کاملاً مشکوک مورد نقد قرار دادم. برای من دشوار بود بپذیرم که رژیمی که چاقو کشانش گلوی جوان خواننده ایی را بخاطر اینکه ترانه ایی را علیه اسد خوانده بود را پاره کردند و سرش را از تن جدا، چگونه ممکن است به اپوزیسیونی که رسماً ادعای سرنگونی رژیم را دارد اجازه دهد تا جلسه برنامه ریزی سرنگون طلبانه بگذارند؟
این نشست در بیانیه پایانی خود صراحتاً خواهان سرنگونی رژیم شده بود ولی با سه «نه!» شرطی: ۱ ـ «نه!» به مداخله خارجی، ۲ـ «نه!» به خشونت. ۳ ـ «نه!» به سکتاریانیسم(فرقه گرایی). توضیح اینکه به قضاوت من؛ این سه «نه!» در شرایط مشخص کنونی بخصوص سوریه یعنی خلع سلاح کردن کامل اپوزیسون بشار اسد. چرا؟ چونکه در شرایط کنونی منطقه ، همانند مورد لیبی، جنبش مردمی سوریها بدون کمک خارجیِ و برخورداری از حمایت سازمان ملل قادر نیست حریف ماشین جنگی و دستگاه امنیتی و «شبیحه» های رژیم سوریه و ماشین مهیب اطلاعاتی و امنیتی آن بشود. رژیم اسد نشان داده است که فقط با زور میرود و راهی برای گذار مسالمت آمیز باقی نگذاشته است و اینرا دیروز «کلنل الاسعد» فرمانده ارتش آزاد سوریه نیز برای چندمین بار تکرار کرد. رژیم اسد با امتیاز دهی در تمام عرصه ها به شیعیان  وعلویها و تا حدودی اقلیت مسیحیی عملاً نظام آپارتائید فرقه ایی خود را بر اکثریت سنی کشور تحمیل کرده است. لذا، این؛ اکثریت سنی مذهبان هستند که با احساسِ ستم دو گانه سیاسی و فرقه ای، انگیزه بیشتری برای مبارزه با رژیم دارند تا بقیه. لذا تآکید آن اپوزیسیوین قانونی و مجاز بر این  ۳ «نه!»، عملاً درموضع انفعالی قرار دادن مردم است و نه موضعگیری واقعی ضد سکتاریانیستی. بگذریم از اینکه جنبش ضد اسد با اینکه بیشتر سنی مذهبان را در بر میگیرد بهیچ وجه سکتارین نیست و رهبری «شورای ملی سوریه» را هم، یک اکادمسین لیبرال تحصیل کرده در فرانسه بعهده دارد.
با قضاوت از روی بیانیه پایانی این اپوزیسیون مجاز، بدون اینکه همه تردیدم برطرف شده باشد به این نتیجه رسیدم که این فقط یک مانور جنگ روانی است تا این ۳ «نه!» فلج کننده ولی بظاهر«حرمت آفرین و معصومانه» را به جنبش ضد اسد تحمیل کنند.
در «پروژه سرکار گذاری» بودن قضیه شک نداشتم ولی پوشش خبری وسیع یافتن آن مرا گیج کرده بود. چطور میشود این همه رسانه در دنیا توی تله دیس اینفرماسیون اسد افتاده باشند؟ تا بالاخره دیروز معما حل شد. ولید معلم، وزیر خارجه حکومت اسد طی یک سخنرانی، ضمن تهدید به تلافی جویی علیه آن دولت هایی که «شورای ملی سوریه» را برسمت بشناسند گفت؛ ما در داخل کشورهم اپوزیسیون داریم که  هم فعالیت خود را دارد و هم خواهان تغیر رژیم هم هست، اگر کسی میخواهد مبارزه هم بکند میتوان در چهار چوب آن فعالیت کند! معما دیگر برایم کاملاً حل شد. هدف از سرهم کردن اپوزیسیون قانونی دو چیز است: ۱ـ: تحمیل آن سه «نه!»ی راهبردی فلج کننده به اپوزیسیون رژیم اسد. ۲ ـ میدان دادن به اپوزیسیونی که هم تحت کنترول باشد و هم بتواند بدیل و رقیبی برای اپوزیسیون شکل گرفته دراستانبول شود. این توضیح را لازم میدانم که، در اپوزیسون اخیر استانبول که به شکل گیریی « شورای ملی سوریه» منجر شد؛ لیبرالها، کردها، اخوان المسلمین، شورای هماهنگ کننده مبازات داخل کشور(بیشتر فیس بوکی)، نماینده ایلات و چهره های منفرد از داخل و خارج از جمله برخی از همان اپوزیسون مجاز داخلی شرکت دارند. یعنی وسیعترین شکل ممکن از طیف های مختلف سیاسی و اجتماعی سوریه.
ولی این بازی اپوزیسیون سازی رژیم اسد، بر عکس «شورا سازی» طرف مقابل، شکست خورده طراحی گردیده و سقط شده، زاده شد.

فقط آنچه را میتوان از  این ماجراها نتیجه گرفت اینست که در شرایط فقدان یک تشکیلات منسجم شبه بلشویکی ( که تازه بلشویکها هم ازآلمانها کمک گرفتند و بدون کمک آلمانها پیروزی اکتبر برای آنان غیر ممکن میبود)، هیچ مبارز اپویسیونی مدعی احساس مسئولیتی، حق ندارد با پایبندی تعصب آمیز به «توهمات و تابوهای سیاسی» بجای رئالیسم سیاسی با سرنوشت مردم خود بازی کند. خوشبختانه شورای ملی سوریه مثل شورای دولتی موقت لیبی در مسیری درست و مسئولانه قراردارد. لذا با اطمینانِ متکی بر آموزه پیش گفته سون تسو: نیروی خود را بشناس! نیروی حریفت را نیز! پیروز میشوی؛ با قطعیت میتوان گفت که انقلاب سوریه پیروز و رژیم اسد سرنگون میشود!
*
کتاب «هنر جنگ» سون تسو اشتهار جهانی دارد و امرزه نه تنها در آکادمی های نظامی بلکه در آکادمی های مدیریت مالی و صنعتی دنیا نیز وسیعاً تدریس میشود.

……………………..

هدف ما اطلاع رسانی است. در این هدف با پخش مطالب سایت ما را یاری کنید. به کانال تلگرامی (سیمرغ ایران)  بپیوندید و آنرا بدوستان و آشنایان خود معرفی کنید! 

cimorghiran@gmail.com

@CimorghIran

ضمایم و افزوده ها:

خبر تکمیلی , مهم:

کلنل ریاض اسعد، فرمانده ارتش آزاد سوریه که سه ماه قبل ارتش اسد را ترک و به مخالفین پیوسته است و فرماندهی ارتش آزاد سوریه را دارد، یکساعت قبل در یک مصاحبه مطبوعاتی که در روزنامه انگلیسی زبان حریت ترکیه منعکس شد، درخواست کرد به ارتش او برای سرنگونی رژیم اسد کمک شود. ولی او دخالت مستقیم خارجی را منتفی دانست.
او گفت:
« اگر جامعه بین المللی بما کمک کند ما قادریم این کار را به انجام رسانیم ولی میدانیم که این مبارزه بدون اسلحه دشوار است.» وی اضافه کرد که در ارتباط با «شورای ملی سوریه » قرار گرفته است.
انتظار میرود در روزهای آینده ترکیه تحریمهای جدیدی را علیه سوریه بکار بندد.

Syrian Defector Urges Aid for Armed Opposition

A Syrian army defector has called for military aid to help his armed opposition group topple the Damascus regime, in an interview published in Turkey on Monday.
Colonel Riad al-Asaad, who defected in July, appealed for weapons for an armed opposition group he set up called the “Syrian Free Army”.
But he rejected any direct foreign military intervention in Syria in the interview published by the English-language Hurriyet Daily News on Monday.
“If the international community helps us, then we can do it, but we are sure the struggle will be more difficult without arms,” he was quoted as saying.
But he added that “nobody is in favor of any foreign country’s intervention into Syria”.
Assad defected from the Syrian Air Force in July and is currently staying at a refugee camp in Turkey’s Hatay province, home to around 7,500 Syrians who fled the violence.
He said he was in touch with the Syrian National Council, an opposition bloc set up during talks in Istanbul last month to unite opponents of President Bashar al-Assad’s regime.
Turkish Prime Minister Recep Tayyip Erdogan is shortly expected to announce sanctions against Damascus in protest at the five-month crackdown, which according to the UN has claimed the lives of around 3,000 people.
The SNC groups the Local Coordination Committees (LCC), an activist network spurring protests in Syria, and the long-banned Muslim Brotherhood as well as Kurdish and Assyrian groups

No Comments