ادامه: ممکن است ایران سوریه ایی شود…۳

Share Button

بدترین و اشتباه آمیزترین نتیجه گیری از این دورنمای تاریک اینست که فکر کنیم بهتر است این رژیم بماند تا مملکت از هم نباشد. مسئله درست عکس این است. باید این رژیم از هم بپاشد تا مملکت از هم نپاشد. ادامه عمر این رژیم فقط بحران فروپاشی را عمیق تر و نیروی مخرب انفجاری آنرا در آینده بیشتر میکند.

تاریخ بخود ندیده است که جنبشی بدون رهبری پیروز گردد

یافتن و ساختن یک رهبری سیاسی مورد اعتماد بر رأس جنبش دموکراتیک مردم تنها راه اجتناب از فروپاشی مملکت است

 

در یک هوای بسیار بارانی نیازی به تخصص هواشناسی نیست تا هر کسی بگوید هوا ابری و بارانی است . و هرکس که بیشتر تجربه داشته باشد با نگاهی به افق، به نوع و میزان تراکم ابرها حتی می تواند حدس بزند که باران متوقف می شود یا ادامه خواهد یافت.

نشریه جهان صنعت در گزارشی یک لیست طولانی از کارخانجات بزرگ و قدیمی میهنمان را  که ورشکست و تعطیل شده اند و یا در شُرُف ورشکستگی هستند را بدست میدهد. در بین این کارخانجات نام هایی چون: داروگر، ارج، روغن نباتی قو، قند ورامین، پارس الکتریک، ماشین سازی تبریز، چیت ری و ایران چوب و صدها کارخانه و بنگاه دیگر بچشم میخورد.

به لیست فوق باید صنایع خود رو سازی را نیزافزود و تنها صنعتی که هنوز روی پایش است صنعت نفت و پتروشمی است که آنهم مدیون رانت نفتی و گازی میباشد.

گزارشگر جهان صنعت فراموش کرده بگوید این صنایع همه وامداران بانکی هستند و موج ورشکستگی آنها به معنی ورشکستگی پنهان نگاه داشته شده بانکها نیز هست

برای اینکه کسی بگوید سیستم پولی مملکت آشفته است و پول ملی ما در سراشیب سقوط است نیز، نیازی به تخصص امور پولی نیست. سقوط پول ملی ما مانند ریزش همان باران در مثال فوق احساس کردنی است. فقط کافیست تا آدم به خیابان منوچهری برود و بخواهد قدری روپیه پاکستانی بخرد تا بفهمد که ریال ایران ارزشش را نسبت به همه پولهای دنیا به استثنای «بلیوار» ونزوئلا روز به روز از دست میدهد.

اگر ورشکستگی بنگاههای صنعتی فوق فقط به یک شاخه از صنایع مربوط بود، شاید میشد گفت که فقط بخشی از اقتصاد مملکت دُچار بحران است. ولی دامنه و تنوع ورشکستگی ها چنان است که جز فروپاشی کل اقتصاد چیز دیگری نمی توان به آن گفت.

ولی کدام بازاری  هست تا با مراجعه به آن بتوان ابعاد آسیب های ویرانگر اجتماعی را اندازه گرفت؟ سقوط اخلاقی جامعه، بالا رفتن میزان افسردگی، بالا رفتن میزان بیکاری، طلاق، از هم پاشیدن خانواده ها و سست شدن بنیاد خانواده، بالارفتن میزان اعتیاد و کم شدن سن معتادین، آلوده شدن فضای تنفسی مردم، فرسایش پوشش خاکی و کاهش فضای سبز، خشک شدن تالاب ها و رودخانه ها و بحران آب در کشور، گسترش رشوه خواری، بالارفتن کارتن خواب ها، افزایش تعداد تن فروشان، فرار دختران از خانه و کاهش سن فحشا، افزایش میزان مهاجرت و مخصوصاً نخبگان  علمی و غیره از جمله مواردی است که هیچ بازار و ابزاری برای اندازه گیری ابعاد آسیب های فاجعه بارش وجود ندارد

 

همه این سقوط ها یعنی جامعه ما نه فقط در عرصه اقتصادی بلکه همه جانبه بسوی فروپاشی تمام عیار میرود و حتی برای نمونه یک ارگان یا بافت آن نیست که بیمار و علیل نباشد.

گزارشگر جهان صنعت به عنوان یک گزارشگر اقتصادی بخود اجازه نداده از ورشکستگی های واحدهای صنعتی نتیجه گیری اجتماعی و سیاسی کند. ولی من بطور کوتاه پیامد اجتماعی و سیاسی این ورشکستگی عمومی اقتصادی را توضیح می دهم.

تا هنگامی که میلیونها کارگر در واحدهای تولیدی و خدماتی کار میکنند، اگر قیام هم بکنند و رژیم را هم سرنگون کنند، روی یک سکو یا پلاتفرم شغلی و در ارتباط اقتصادی ایستاده اند، که آنها را بخشی از بدنه جامعه و ساختار اقتصادی آن میکند. کارگر قیام نمی کند تا غارت کند قیام میکند تا بی عدالتی و فساد را از بین ببرد.

ولی میلیونها توده کارگر بیکار که کارفرمای آنها ورشکسته شده و مؤسسه خود را هم تعطیل کرده اند دیگر فاقد آن هویت شغلی است و آن چشم انداز آرمانی را که به عنوان کارگر داشت دیگر ندارد. این توده بیکار اگر برخیزد دیگر توده کارگر نیست بلکه توده بی کار و نامنظمی است که بهر سو که نفع لحظه ای اش اقتضاء کند میرود. این توده بی شکل و اتمیزه شده، توده کارگری نیست که با نظم، انظباط و ارتباط محیط کاری به خیابان می آید یا قیام میکند. بلکه توده گرسنه ای است که دیگر آن تعلق خاص اجتماعی قبلی را ندارد یا حداقل به شکل قبلی را ندارد، این توده گرسنه انقلاب نمیکند تا مملکت را درست کند بلکه شورش میکند تا شکم زن و بچه خود را موقتا سیر کند.

تنها توده میلیونی کارگران بیکاران کشور نیست که ممکن است به سونامی شورش گرسنگان به پیوندد بلکه جامعه ما تحت نظام فعلی قشر بسیار بزرگی از بزه کاران، قاچاقچیان، هیئت چی ها، باج بگیران و.. ، را پرورش داده است که اغلب از ترکیب ولگردهای خیابانی با کمیته های انقلاب اسلامی در آغاز انقلاب و بعدها بسیج و سپاه تشکیل شده اند و خطر بسیار بزرگتری از آن اقشار بیکاران هستند. اگر آن توده گرسنه بیکار به یک فروشگاه حمله میکند تا کیسه برنجی ببرد این کاته گوری دوم به خانه های مردم میریزد تا هم ببرد و هم تجاوز کند.

بدترین و اشتباه آمیزترین نتیجه گیری از این دورنمای تاریک اینست که فکر کنیم بهتر است این رژیم بماند تا مملکت از هم نباشد. مسئله درست عکس این است. باید این رژیم از هم بپاشد تا مملکت از هم نپاشد. ادامه عمر این رژیم فقط بحران فروپاشی را عمیق تر و نیروی مخرب انفجاری آنرا در آینده بیشتر میکند.

تنها راه اینست که جنبش اعتراضی مردم از نابسامانی و حرکت گله وار خود خارج شود. و این ممکن نیست مگر با پیدا شدن یک رهبری سیاسی که آنقدر مورد اعتماد باشد که اگر مردم بیشتر از این هم تمیزه و بی سازمان شوند از برنامه ها و رهنمودهای متحد کننده آن پیروی کنند و بدانند خارج از کادر آن رهنمودها، هر حرکت دیگری اغتشاش گری، خرابکاری و آشوب آفرینی است که در پشت سر آن آشوب ها، همین رژیم و عوامل آن قرار دارند.

توضیخ:

هم یادداشتهای پیرامون مسئله بحران اقتصادی و ارزی و هم بحران گزینه رهبری سیاسی جنبش اعتراضی ادامه خواهد داشت.

 

حبیب تبریزیان

 

هدف ما  اطلاع رسانی است. در این امر بما کمک کنید تا پیام ما به تعداد بیشتری از هم میهنمان برسد.

ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران) دنبال کنید و بما بپیوندید!

@CimorghIran

cimorghiran@gmail.com

 

No Comments