فراتر از ورشکستگی مالی و اقتصادی

Share Button

 

در این مملکت این دستگاه انگلی و متورم شده مذهبی و نظامی و هزینه ماجراجوئی های فرا مرزی است که دست در دست فساد فراگیر، کمر اقتصاد کشور را شکسته است.


 

هفته گذشته نشریه جهان صنعت گزارشی داشت با عنوان«سقوط برندهای صنعتی…» گزارش فهرستی طولانی از موسسات صنعتی ورشکست و تعطیل شده عمده ترین صنایع میهنمان را که روزی ستون فقرات بخش صنعتی کشور بوده اند را ارائه داده بود.

در این فهرست نام هایی مانند: ارج، داروگر، آزمایش، پارس‌الکتریک، پلی‌اکریل اصفهان، کاشی ایرانا، ماشین‌سازی تبریز، دوچرخه‌سازی ایساک، قند ورامین، روغن‌نباتی ‌قو، چیت‌سازی ری و ۱۷ کارخانه کاشی و سرامیک، کارخانه سیمان ایلام … دو کارخانه قند مهم کرج و کردستان و کارخانه قدیمی قند ورامین و.. ، به چشم میخورند.

به هر دلیلی گزارشگر نخواسته بود از موضوع ورشکستگی و تعطیلی این مؤسسات و تبعات مستقیم اقتصادی آن فراتر رود که من سعی میکنم این کاستی را در حد بضاعت خویش در این یادداشت جبران کنم.

نخست باید اضافه کنم که اولا؛ این صنایع در حالی از کار باز ایستادند که اکثر آنها دولتی بودند و تحت مدیریت های ناکارآمد  که با پارتی بازانه منصوب شده بودند و در ثانی آنها از رانتها و سوبسید های دولتی هم برخوردار بودند. این مؤسسات برای نیروی کاری حدود نصف هزینه نیروی کار در ترکیه پرداخت می کردند که این خود نوعی رانت دولتی است که در زیر توضیح میدهم.

وقتی دولت به کالاهای اساسی سوبسید میدهد و وقتی حتی آن سوبسید ها را با یارانه جبران می کند، در حقیقت امتیازی به مزد بگیران نمیدهد بلکه فقط شرایطی ایجاد میکند که فروشنده نیروی کار، نیروی کارش را به ارزانترین نرخ به بازاری که رقابتی نیست میفروشد و این یعنی رانت غیر مستقیم دولتی به صنایع و اگر این سوبسید یا یارانه نباشد تنها اتفاقی که میافتد گرانتر شدن دستمزد است.

حال اگر این صنایع باز با این وضعیت ورشکست می شوند علت  آن را باید در هزینه های سربار و هزینه های عمومی جامعه جستجو کرد. هزینه های متورم شده نهادهای نظامی و شبه نظامی، روحانیت و دیگر نهادهای مذهبی که هزینه فزاینده آنها  همگی به بودجه دولت تحمیل و از طریق بودجه دولتی به بدنه اقتصاد مانند موسسات صنعتی تحمیل می شود. این گونه هزینه ها تا قبل از انقلاب از طرف صدقات و وجوهات داوطلبانه مردم تامین می شد. افتادن چنین هزینه سربار کمر شکنی روی دوش بخش تولید مملکت کمر اقتصادی هر کشوری را میشکند تا چه رسد به اقتصاد مملکت فساد زده ما.

بر این همه هزینه نامتناسب با قاعده هرم تولیدی که فوقاً گفته شد باید، باج گیری و رشوه خواری برای ارائه  ضروری ترین خدمات دولتی را نیز افزود.

کارگر و کارمند در این مملکت تا آخرین ذره انرژی اش استثمار میشود بدون اینکه حاصل این استثمار به جیب سرمایه دار برود تا از آنجا سود حاصله به مجرای باز تولید مضاعف یا گسترده بیفتد. باز تولیدی که کار آفرین است و توده کارگر هم بصورت افزایش فرصتهای شغلی بیشتر از آن استفاده میکند..

در این مملکت این دستگاه انگلی و متورم شده مذهبی و نظامی و هزینه ماجراجوئی های فرا مرزی است که دست در دست فساد فراگیر، کمر اقتصاد کشور را شکسته است.

اگر صدها واحد صنعتی در پرداخت منظم دستمزد و حقوق کارگران و کارمندان خود وامانده و وا می مانند، این را در درجه اول در بزرگ و حجیم شدن دم و دستگاه مذهبی و نظامی و انتظامی مملکت باید دید.

این، آدرس غلط دادن به زحمتکشان مملکت است اگر خشم آنها در اثر تعطیلی محل کارشان و نپرداختن دستمزد هایشان متوجه کارفرمایانی شود که آنها خود هم استثمار میشوند و از ویژه خواران نظام نیستند.

این بحث ادامه خواهد داشت.

توجه!

نظر به اینکه ورشکستگی موسسات صنعتی و خدماتی کشور، تعویق و یا عدم پرداخت دستمزد کارگران امروزه به مسئله حادی فراتر از اقتصادی تبدیل شده و به بدنه اجتماعی آسیب های جدی رسانده است، از خوانندگان یادداشت فوق درخواست میشود، برای تکمیل و گسترده تر کردن این بحث مهم، با ارسال نظرات خود به آدرس زیر بما کنند. نظرات ارسالی در صورتی که در چارچوب بحث فوق باشند، به تواتر با رفرنس به یادداشت فوق در در کانال سیمرغ درج می شوند. نام نظر دهندگان با حروف اول نام و فامیل درج خواهد گردید ویا برابر خواست نویسنده رفتار خواهد شد.

cimorghiran@gmail.com

حبیب تبریزیان

هدف ما  اطلاع رسانی است. در این امر بما کمک کنید تا پیام ما به تعداد بیشتری از هم میهنمان برسد.

ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران) دنبال کنید و بما بپیوندید!

@CimorghIran

cimorghiran@gmail.com

 

No Comments