بحران ارزی یا بحران عمومی نظام؟

Share Button

مردم از ترس وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی نگران هستند و این نگرانی توده ایی به فلج تمام عیار سیستم اقتصادی مملکت منجر خواهد شد. راهی برای پیشگیری از این فلج شدگی نیست چون ویروسهای این فلج شدگی به تمام ساختار حکومتی سرایت کرده است.    

مسئله نرخ دلار نیست  بلکه نرخ مشروعیت رژیم در میان است

 

رئیس بانک مرکزی عوض شد، رئیس اقتصاد و دارایی هم عوض شد. رژیم بجای تن دادن به تغییرات ساختاری ماشین حکومتی که زوارش از هر سوی در رفته است، مهره های آن را تعویض میکند بدون اینکه آن مدیران حتی آدمهایی جدیدی خارج از منظومه ثابت حکومتی باشند.

من از بحرانهای عدیده و مزمنی که گریبان نظام را گرفته است فقط به بحران ارزی و پولی آن میپردازم.

واقعیتی که درک آن دیگر برای هر آدم روزنامه خوانی از روز روشنتر است این می باشد که حتی اگر تحریم نفتی پیش روی را هم نادیده بگیریم، میزان خروج ارز و سرمایه از کشور بمراتب از میزان ورود آن بیشتر است. و این روند نقطه توقفی ندارد چون بحران عمومی مملکت نشانه ایی از پایان خود نشان نمی دهد.

چند روز پیش یکی از سایتهای خبری گزارشی داشت که چندان هیجان انگیز نبود که توجه کسی را جلب کند و آن کشف یک محموله بزرگ فرش از مرز غربی یا شمال غربی کشور بود که در کانتینر به ظاهر حامل آجر مخفی شده بود.

همین دیروز یکی دیگر از سایت ها نوشته بود که به دلیل قاچاق دام زنده از کشور بویژه از مرزهای غربی، گوسفند کافی برای عید قربان نیست.

اینها فقط دو نمونه بودند از این که چگونه سیستم و مکانیسم بازار خود را به سیاستهای ارزی و انقباضی مدیریت پولی مملکت تحمیل کرده و در برابر آن واکنش خنثی کننده و مخرب هم نشان میدهد.

از هنگام بحران ارزی دوران احمدی نژاد، به تکرار نوشتم که با سیاست های آمرانه و دستوری ارزی و روش بگیر و ببند، تجارت خارجی پوششی برای صرافی گری خواهد گردید. و امروز دیگر وقوع این فرایند نه موضوعی تحلیلی بلکه موضوع اخبار روزانه نشریات مملکت است که همه آنرا می خوانند و درک میکنند.

در آغاز شتاب گیری بحران ارزی کنونی، گزارشهایی در روزنامه های اقتصادی کشور درج شد حاکی از دو برابر شدن یک باره صادرات در عرض دوماه. ولی کسی نپرسید و نگفت که آیا ارز حاصله از آن صادرات هم به مملکت برمیگردد؟

امروز دیگر صادرات کالا از کشور، شتابناک افزایش میابد بدون اینکه مابه ازای ارزی آن وارد مملکت شود. واردات هم افزایش می یابد* اما بیشتر روی کاغذ و به مراتب کمتر از آنکه گزارش میشود چون ارز گرفته شده برای آن واردات، در همان خارج فروخته می شود و سودش بمراتب بیشتر از وارد کردن همان کالاهای گشایش اعتبار ارزی شده میباشد. در یک کلام تجارت خارجی مملکت، چه وارداتی  و چه صادراتی به بازار صرافی تبدیل شده است.

و تازه در این گونه تحلیل ها و داده های آماری دیگر، گزارشی از فعالیت صادراتی وسیع و دهها میلیارد دلاری سپاه و نهاد های زیر نظر رهبری** و خارج کردن ارز و سرمایه از کانال عراق، سوریه و لبنان توسط آنها که هیچگونه نظارتی بر آنها نیست نیامده است چون هم سپاه و هم نهادهای زیر نظر رهبری مستقیماً از طریق زمینی یا شرکت هواپیمایی ماهان این عملیات را که هیچ جا ثبت نمیشوند انجام میدهند. 

این تجارت به سبب سودآوری عظیمش چنان فسادی در سیستم اداری و ارگانهای مرتبط با خود ایجاد کرده و میکند که حتی یک ارگان یا بافت سالم در آن باقی نمی گذارد تا با اتکاء بدان بتوان بقیه پیکر اقتصادی را سالم سازی اداری کرد.

در کنار این تجارت خارجیِ در پوشش قانونی صرافی شده، حالا تمام مرزهای کشور هم به معابر قاچاق کالا تبدیل  شده و خواهند شد زیرا اگر قاچاق کننده علاوه بر اجناس قاچاقی یابوی خود را هم در آن سوی مرز بفروشد کلی سود می برد.

هنوز فرایند قاچاق جنسی به آن سوی مرزها در آغاز خویش است، با ادامه بحران ارزی و تشنگی ارزی بازار، شاهد شکوفایی سریع این قاچاق خواهیم بود که پایان دادن به آن یا کنترلش کار آسانی نخواهد بود. و این قاچاق میتواند مزید بر دیگر عوامل به کمبود شدید کالا و تورم عنان گسیخته در کشور منجر شود. 

قاچاق کالا و صرافی گری همزاد آن به یک حرفه میلیونی در مرزها تبدیل میگردد که تمام تشکیلات نظامی مملکت هم نه تنها حریف  آن نخواهد گردید بلکه خود در آن قاچاقچی گیری غرق خواهد شد.

اگر تصور کنیم که کمبود ارز بانک مرکزی علت اصلی گرانی دلار است، اگر فکر کنیم حتی تحریمهای نفتی و اقتصادی علت اصلی است در اشتباهیم.

واقعیت اینست  که مردم اطمینان خود را به این نظام و مدیریت خُرد و کلان آن از دست داده اند و هر بخشی از آنان سعی میکند در برابر فروپاشی اقتصادی قابل پیش بینی گارد دفاعی اقتصادی به خود بگیرد. بخشی از این مردم که امکانی برای خارج کردن ارز از مملکت دارند این ارز را هر جور شده تهیه می کنند و غیر مستقیم به رونق قاچاق جنسی کمک میکنند. بخش دیگری که نفوذی در سیستم بانکی و یا وزارتخانه های مرتبط با تجارت خارجی دارند، ارقام بزرگتری را از مجرای تجارت خارجی از مملکت خارج میکنند. عده ای هم دلار و سکه میخرند و لابلای متکاهای خود مخفی می کنند. مردم حق دارند با پولی که دارند هرجور که می خواهند رفتار کنند. این، وظیفه حکومت است که زمینه ای ایجاد نکند تا گاو و گوسفند، برنج و شکر و سوخت و فرش و زعفران و پسته و.. از مملکت به خارج قاچاق بشود.

مردم از ترس وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی نگران هستند و این نگرانی توده ایی به فلج تمام عیار سیستم اقتصادی مملکت منجر خواهد شد. راهی برای پیشگیری از این فلج شدگی نیست چون ویروسهای این فلج شدگی به تمام ساختار حکومتی سرایت کرده است.    

در مملکت همه شیرازه ها از هم گسیخته شده  و این فرایند از بانک مرکزی و مدیریت پولی آن آغاز گردیده است.  

*جهان صنعت

امیر خجسته روز گذشته در مجلس در تذکری شفاهی به رییس‌جمهور و وزرای اقتصاد و صنعت و معدن مجلس گفت: ال‌سی‌هایی که در این مدت کوتاه باز شده ۴۴ میلیارد دلار به منظور واردات کالا بوده است، ولی کالا وارد کشور نشده است. به گفته وی، در شرایط تحریم که ما باید واردات داشته باشیم و خود را برای این وضعیت آماده کنیم، شاهد این هستیم که پول‌ها به خارج از کشور فرستاده می‌شود اما کالا داخل کشور نمی‌شود.

    **

در تمام افشاگریهاى نیم بند اخیر در رابطه با سوء استفاده های ارزی، نامى از فعالیت نهادهاى زیر نظر رهبرى مانند سپاه، آستان قدس رضوى و قرارگاه خاتم الانبیاء نیست. دلیل آن هم این است که این نهادها و ارگانها شبکه مستقل بانکی، مالی و تجارتی خود را دارند و در آنسوی مرزها هم، طرف های معامله و شرکتهای زیر مجموعه ای خود را در عراق، لبنان، سوریه، عمان دارند.
گزارشهای اقتصادی در این چند روز اخیر حاکی از چند برابر شدن حجم صادرات به عمان تا بالای ۵ میلیارد دلار است. این در حالی است که کل تولید ناخالص ملی این کشور ۴ میلیون نفری طبق گزارش بانک جهانی۸۰ میلیارد دلار می باشد. علاوه بر عراق، لبنان و سوریه این کشور به سر پل عمده عملیات خارج سازی سرمایه و ارز برای رهبری ایران و سپاه و فرماندهان آن می باشد.

در کانال تلکرامى زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صداى ما به تعداد بیشترى از هم میهنانمان برسد.
CimorghIran@

 

No Comments