ترکش برگشتی حجاب اجباری به قلب حجاب اجباری رژیم

Share Button

از این مهمتر بخش قابل ملاحظه ای از محجبه های دینی هم مخالف تحمیل حجاب اجباری هستند ولی اوج دراماتیک این پژوهش آنجاست که میگوید، محجبه های دینی در محیط اجتماعی با منزوی شدن، مورد بی اعتنائی قرار گرفتن و نگاههای  سرد و تحقیرآمیز مردم در شرایط بسیار سختی قرار دارند.

 

زهرا خانم از پیشکسوتان جنبش حجاب اسلامی

رژیم از همان فردای انقلاب مسئله حجاب را به درستی، چشم اسفندیار مخالفین خود ارزیابی کرد و سعی نمود تا در پس سنگر حجاب که از طرف بخش عمده ترین بخش جامعه یعنی بخش سنتی با روحیه شهرستانی و بخشهای متوسطی که جوگیر و حجاب زده شده بودند، مخالفین سیاسی  عمدتاً سکولار خود را زیر ضربه برده و آنها را به حاشیه براند و در این استراتژی تا حد بسیار زیادی هم موفق بود.

من میگویم سیاست ابزاری حجاب، به این دلیل که در همان حالی که رژیم سختگیرانه ترین سیاست ها را، با راه اندازی گشت های خیابانی در شهرهای ایران تعقیب میکرد، در دهها هزار روستای ایران، مسئله حجاب همچنان به صورت یک نیمه روسری سنتی روستایی بدون ارتباط آن با دین و مذهب رعایت میشد. کمتر زن روستایی بود که تماما چهره یا موهای خود را کاملاً بپوشاند یا حتی چادر بپوشد چون برای زنان روستایی که اغلب کار می کردند چادر و حجاب دست و پا گیر بود و اغلب حتی در کنار خیابان یا کنار مزرعه سینه های خود را بیرون انداخته بدون خجالت از عابرین بچه هایشان را شیر می دادند و این نیم حجابی زنان روستائی هرگز برادران غیرتی سپاه، رژیم غیرت مدار، رهبران مذهبی  و آیت الله های حکومتی را وادار نساخت تا گشتهای خیابانی را روانه روستاها کرده به جان زنان و دختران روستایی ما بی اندازند.

دلیل واضح بود چون آن نیم حجابی زنان روستایی فقط یک فرهنگ پوششی روستایی سنتی بود و علیرغم اینکه اسلامی نبود ولی معنای سیاسی یا به چالش گرفتن نظام جدید را نداشت. و آسان گیری رژیم هم در این زمینه نشان می داد که حجاب برای آن نه مسئله دینی بلکه ابزاری برای سرکوب سیاسی اقشار میانه جامعه بود که آمریت آخوند منشانه رژیم جدید را بر زندگی خصوصی خود بر نمی تافتند.

نبرد بین رژیم و طبقه متوسط اجتماعی و فرهنگی در آوردگاه حجاب ۴۰ سال است ادامه دارد و اینک نشانه های شکست رژیم در این میدان و اعتراف آن به شکست خود نمایان میشود.

رژیم دریافته است که جنگ حجاب را باخته است ولی چون پیروزی خود را در این جبهه همواره قطعی فرض کرده بوده است حال که با شکست مواجه شده، هیچ گونه آلترناتیو راهبردی برای خروج از بن بست شکست حقارت بار خود ندارد.

سایت پادگانی امنیتی «تابناک» گزارش کمیسیون مجلس در این زمینه را منتشر کرده است که آنقدر شکست رژیم را بوضوح نشان میدهد که نیازی به تفسیر و تحلیل ندارد. با این وجود به  تیتر آن بنگرید تا در زیر آن به تحلیل خود ادامه دهم.

[آمار مرکز پژوهش‌های مجلس، گزارشی که دیر منتشر شد و دیگر تکان‌دهنده نیست؛

مراقب شکل گیری دو قطبی فرهنگی باشیم / ممکن است آن روی سکه باحجابی بی‌حجابی نباشد / در دوران شکست نهادهای مسئول، در پی ساختارهای جایگزین منطقی برویم

رویکردهایی که برخی عناصر خارج‌نشین پی گرفته‌اند، دقیقاً در راستای افزایش این شکاف اجتماعی و فرهنگی، تقابل کلامی و فیزیکی قشر مذهبی با اقشار کمتر مذهبی و غیرمذهبی، ایجاد حس کینه‌جویی نسبت به قشر مذهبی و به منزوی سازی این قشر است. باید مراقب بود که سیاست‌های برخورد با بدحجابی برای مجموعه‌ها، تکمیل‌کننده‌ی پازل دشمنان ملت که با کمپین‌هایی به دنبال چنین اهداف پلیدی هستند، نباشد.]

اولاً همینکه مجلس رژیم به صرافت افتاده است تا در این زمینه دست به پژوهشی میدانی بزند، ناشی از این است که در میدان جنگِ فرهنگی/مذهبی حجاب، رژیم با بن بست روبرو شده است ولی جالب تر از آن نتیجه گیری این پژوهش است.

این پژوهش به این نتیجه رسیده است که اولاً بیش از ۶۰% زنان جامعه اعم از با حجاب محجبه عرفی  و بی حجاب مخالف حجاب اجباری هستند. و نتیجه دوم اینکه بخشی از جامعه که حجاب عرفی غیر دینی دارند بیشتر متمایل به مخالفت با حجاب اجباری و رفع حجاب هستند تا محجبه شدن دینی و به رفع حجاب گرایش بیشتری دارند.

از این مهمتر بخش قابل ملاحظه ای از محجبه های دینی هم مخالف تحمیل حجاب اجباری هستند ولی اوج دراماتیک این پژوهش آنجاست که میگوید، محجبه های دینی در محیط اجتماعی با منزوی شدن، مورد بی اعتنائی قرار گرفتن و نگاههای  سرد و تحقیرآمیز مردم در شرایط بسیار سختی قرار دارند.

گشتها و گزمه های رژیم میتوانند در خیابانها بجان شکارهای تک نفره دختران بی حجاب مملکت بیافتند آنها را اذیت و آزار کنند ولی این گشتها قادر به جلوگیری از رفتار تحقیرآمیز مردم که به غایت می تواند آزاردهنده و خفت آور باشد در جامعه نیستند.

جامعه حتی فقط با نگاه سرد خود، این توده بی دفاع محجبه را به کیفر رفتار رژیم با مخالفان حجاب چنان تنبیه، میکند که هرگز به اندازه آزار و اذیتی که گشتهای رژیم نسبت به زنان و دختران مخالف حجاب میکنند برابر نیست.

در آینده، احتمالاً خودِ این محجبه ها که اغلب مجبور به رعایت تظاهر آمیز حجاب سخت مذهبی هستند بر رژیم شورش خواهند کرد که آنها را در مقابل مخالفین حجاب اجباری و اقشار مدرن جامعه قرار داده است.

این پژوهش، ضمناً ناخواسته یک پیام  مهم هم برای مخالفین حجاب اجباری دارد و آن اینست که: «با نگاه و رفتار خود به محجبه های دینی بفهمانید که با جامعه غیر حکومتی میهن ما سر ستیز دارند و این ستیزه گری آنها با تحقیر مردم، بی اعتنایی آنان و به انزوا رانده شدن محجبه ها پاسخ داده میشود.»

مطالعه گزارش کمیسیون مجلس را توصیه میکنم.   

 

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

CimorghIran@

 

No Comments