تحلیل روز: چهار شنبه دهم اِمرداد ماه

Share Button

چکیده … انتقال میدان مبارزه از سطح جمعیت خودجوش شهری و خیابانی با شعارهای عمومی و گاه سیاسی، به واحد های کاری مانند موسسات تولیدی و خدماتی که درآنجا افراد زیادی در ارتباط شغلی با هم هستند، همدیگر را میشناسند و داری مطالبات مشخصی میباشند، از مبرم ترین وظایفی است که در برابر کنشگران سیاسی قرار دارد. اعتصابی کردن اعتراضات بجای تکیه صرف به تظاهرات خیابانی از اهمیت بسیار برخوردار است.

مبارزه علیه رژیم از سطح گروههای پنهان و نیمه پنهان سیاسی به عرصه خیابانها کشیده شده و هر روز بیشتر توده ای تر میشود.

معنای این چرخش اوضاع این است که آن سازمانهای اطلاعاتی که ۴۰ سال آموزش دیده و سازماندهی شده اند تا با گروههای مخفی و نیمه مخفی مبارزه کنند در این کار کرد، تا حدود بسیار زیادی کارآیی خویش را  بعلت وسعت مبارزه مردم از دست میدهند. زیرا امری که مبارزان ضد استبداد قبلاً پنهانی برای آن تلاش می کردند، امروزه فراگیر شده و علنی و به مسئله روز مردم عادی مبدل شده است

دزدیها، اختلاسها و فسادهای افشاء شده اخیر، همراه با وخیم تر شدن وضعیت معیشتی مردم، حالت انفعالی را از آنان گرفته و بحران اقتصادی و دشواری معیشتی را به درب خانه همه ایرانیان کشانده است.

این شرایط، البته اگر همچنان ادامه یابد، به تدریج مرز بین فعالیت مخفی و مبارزه علنی زایل می شود و مخفی کاری گروهی به تدریج جایش را به کار علنی بین مردم خواهد داد. این گذار از کار مخفی به کار علنی فضای بسیار مساعدی برای فعالین سیاسی ایجاد میکند تا جسورانه تر در بین مردم کار تبلیغی و ترویجی کنند بدون اینکه شناسایی شوند. زیرا جنبش وسیع اعتراضی به آنها پوشش می دهد و آنها به راحتی در صورت گرفتار شدن میتوانند خود را در زمره افراد عادی و غیر سازمانی معترض جا بزنند. وسعت مبارزه به نیروهای امنیتی اجازه نمیدهد که هر تظاهر کننده ایی را به داغ درفش ببندند تا از آن بتوانند ارتباط سازمانی و پنهانی بیابند.

در این مرحله است که ایجاد سلولهای سیاسی بسیار ضرورت  پیدا میکند. سلولهایی که باید به مبارزه نگاهی دوربُرد تر، استراتژیک و دارای چشم اندازی وسیع، داشته باشند و نه صرفاً روزمره و تاکتیکی.

انتقال میدان مبارزه از سطح جمعیت خودجوش شهری و خیابانی با شعارهای عمومی و گاه سیاسی، به واحد های کاری مانند موسسات تولیدی و خدماتی که درآنجا افراد زیادی در ارتباط شغلی با هم هستند، همدیگر را میشناسند و داری مطالبات مشخصی میباشند، از مبرم ترین وظایفی است که در برابر کنشگران سیاسی قرار دارد. اعتصابی کردن اعتراضات بجای تکیه صرف به تظاهرات خیابانی از اهمیت بسیار برخوردار است.

باید دقت کرد که توده ایی که به خیابان می آید و شعار رادیکال «اصلاح طلب، اصولگرا! دیگه  تمومه ماجرا!» یا «مرگ بر دیکتاتور» میدهد، در صورت مواجهه با سرکوب سنگین و خشن، انگیزه مشخص و کافی برای ادامه مبارزه که متناسب با هزینه آن باشد را ندارد و این چنین رادیکالیزه کردن اعتراضات خیابانی می تواند رژیم را به سوی پاسخ سخت براند.

کلا در هر مبارزه ای ، اهداف تاکتیکی باید آنچنان انتخاب شوند، که نیروی عملیاتی برای رسیدن به اهداف آن، چند برابر نیروی لازم باشند. (در درسهای بعد به مسئله استراتژی، تاکتیک و رابطه آندو خواهم پرداخت)  

در مرحله کنونی مبارزه، باید ضعیف ترین حلقه های دستگاه و سلطه استبداد را یافت و تمام فشار را روی آن متمرکز کرد تا از هم گسیخته شود. بطور مثال یکی از ضعیف ترین حلقه های قدرت رژیم در شرایط کنونی از نظر اقتصادی مسئله ارزی و سیستم بانکی آن است که مناسب ترین راهکار مبارزه در این زمینه، تشویق مردم به  بیرون کشیدن سپرده های خود از بانکها و تبدیل آن به ارز، طلا و دارایی فیزیکی است. این شعار را میتوان به یک شعار توده ایی و ملی تبدیل کرد. فلج شدن سیستم بانکی رژیم به معنی فلج شدن ماشین سرکوب آن نیز،می باشد.

بدون اینکه به تظاهرات خودجوش مردمی روزهای اخیر مانند راهپیمایی اعتراضی مردم  در کرج و منطقه شاهور اصفهان کم بها داده شود، باید گفت که اولویت فعالین سیاسی باید روی اعتراضاتی تمرکز یابد که خواست مشخصی را مطالبه می کنند و جمع مشخصی را با انگیزه پایدار میتوانند به میدان اعتراضات بکشانند. جمعی که ارتباطاتشان نه ارتباطات تصادفی خیابانی بلکه ارتباط پایدار منافع کاری وحرفه ایی مشترک است. مجتمع های کارگری و کارمندی و مال باختگان و.. .و مثالی از این دست می باشند.

طوفان بحران ارزی و فرار سرمایه از کشور در ماههای آینده به تورم دو و احتمالاً ۳ رقمی منجر خواهد گردید، و بی شک سوخت تازه ای به مبارزات کارگران و کارمندان مملکت خواهد رساند. از هم اکنون باید کوشید تا مبارزه را هرچه وسیع تر و سریعتر به اماکن کاری کشاند و زمانی که این امر محقق شود میتوان با اطمینان گفت که جنبش مردم ما در آستانه پیروزی قرار گرفته است و سرکوب آن ناممکن میباشد.

 

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

@CimorghIran

 

No Comments