تحلیل روز: یکشنبه ۱۴ امرداد

Share Button

دیروز مردم شعار میدادند: ایرانی میمیرد ذلت نمی پذیرد! این شعار فقط شعاری آزادی خواهانه نیست بلکه در در بردارنده تلاش ناخودآگاه ملتی است که می خواهد غرور سرقت شده خود را بازیابد و گرد و غبار ذلت این ۴۰ ساله را از سرو روی خویش بزداید! این شعار بیان مردمی و میدانیِ ناسیونالیسم ایرانی است که هم در خود مداراگری سیاسی، فرهنگی و تاریخی خویش را دارد و هم آزادی خواهی مدرن امروز را میخواهد، چون هرگونه ذلتی را نفی میکند.

 

دیروز هم راهپیمائی های اعتراضی در گوشه و کنار کشور ادامه داشت. آنچه در تحلیل آن تظاهرات اعتراضی میخواهم بگویم؛ جهت گیری سیاسی ونتیجه برآیندی آنست که در نگاه نخست یا دیده نمیشود و یا نیاز به تحلیل دقیق سیاسی اجتماعی دارد.

ولی در مقدمه باید گفت که هیچ جنبشی نیست که بدون یک گفتمان راهبردی و همزاد با آن، یک رهبریت راهبردی، بتواند پیروز شود.

جنبش مردم ایران از آن چنان قدرت دینامیک انفجاری عظیمی برخوردار است که میتواند جهان را به لرزه درآورد ولی شوربختانه یک چنین جنبش مهمی فاقد این دو عنصر ضروری مورد اشاره فوق به عنوان شرط پیروزی میباشد(گفتمان راهبردی و رهبری راهبردی).

در اینجا  لازم به گفتن است که وقتی از اراده اجتماعی و تاریخی مردم سخن میگویم منظور تجمیع آماری خواست های مردم نیست بلکه نتیجه برآیندی و سنتز خواست آنانست.

و برای اینکه اراده مردم میهن ما  بر حسب تعریف فوق، بتواند در آن جهتی که میخواهند برود، لازم است که نخبگان سیاسی جامعه مشعل روشنگری را نسبت به این تحولات، در پیشاپیش آن بر افروزند تا عنصر آگاهی در مقایسه با حرکت کورمال آن، افزایش یابد و به خود آگاهی بیشتر برسد تا بتواند در برابر موانع از خود پایداری نشان دهد .

ولی آنچه امروز مشاهده می شود، اینست که کنشگران سیاسی و بیشتر شبکه های اجتماعی مخالف رژیم که بخشی از این جنبش هستند  نه مشعلی در دست دارند و نه اساساً در پیشاپیش این جنبش هستند. آنها بجای نورافکندن پیش پای جنبش در پس آن هورا کشان در حرکتند و در بهترین حالت بازتاب دهنده منفعل حرکتهای اعتراضی آنان می باشند و نه پرچمدار و آوانگارد آن.

ادامه این وضع به رژیم این آرامش خاطر را میدهد که هرگاه اراده کند میتواند این جنبش پراکنده بدون «سر» را چنان  سرکوب کند که جز خاطره دردناکی برای ملت باقی نماند.

جنبش کنونی مردم میهن ما در مسیر حرکت خود آنقدر پیش نرفته است که بر فرض سرکوب شدن، از خود میراث تجربی و سازمانی بر جای بگذارد تا نسلهای آینده بدانند «چه می خواهند» و نه اینکه فقط بدانند و بگویند «چه نمی خواهند

مردم شعار میدهند مرگ بر دیکتاتور! و مشخص است که منظور آنها استبداد ولایی همین رژیم است. روشنفکران جامعه و کنشگران سیاسی که خود را به این جنبش اعتراضی متعهد می دانند، تا چه حد توانسته اند، به این مرگ بر دیکتاتوری، یک وجه مشخص اثباتی بدهند تا فردا هر گروهی گزینه دموکراسی مورد قرائت خود و من درآوردی خویش را پیش نکشد و بذر تفرقه را در این جنبش و بین مردم نپاشد؟

مردم با تکرار شعار مرگ بر دیکتاتور میگویند که این رژیم استبداد ولایی را نمیخواهند. برای اینکه این شعار مردمی و میدانی به یک گفتمان مدرن دموکراتیک تبدیل شود، تنها نمی توان به این «مرگ» گفتن ها اکتفاء کرد.

گفتمان تحول،  می بایست توسط نخبگان و پیشتازان یک جنبش به صورت یک مجموعه «جامع و مانع» و عاری از تناقض راهبردی، تدوین و تنظیم شود. چنین گفتمانی در میدان مبارزه، بصورت شعارهای راهبردی و با استفاده از نمادها، نشانه ها و با ترانه ها و سروده ها به مشعل روشن کننده راه مردم، در میدان پیکار تبدیل میشود.

دیروز مردم شعار میدادند: ایرانی میمیرد ذلت نمی پذیرد! این شعار فقط شعاری آزادی خواهانه نیست بلکه در در بردارنده تلاش ناخودآگاه ملتی است که می خواهد غرور سرقت شده خود را بازیابد و گرد و غبار ذلت این ۴۰ ساله را از سرو روی خویش بزداید! این شعار بیان مردمی و میدانیِ ناسیونالیسم ایرانی است که هم در خود مداراگری سیاسی، فرهنگی و تاریخی خویش را دارد و هم آزادی خواهی مدرن امروز را میخواهد، چون هرگونه ذلتی را نفی میکند.

نتیجه:

نه غزه! نه لبنان!  جانم فدای ایران! ایرانی میمیرد ذلت نمی پذیرد!

معنای شعار نخست روشن تر آنست که نیازی به ترجمه داشته باشد ولی شعار دوم ذلتی را نشانه میرود که رژیم صدقه خواران و وجوهات بگیران، با گفتمان، آئین و کردار دولتمداری خود، بر مردم و میهن ما تحمیل کرده اند.

این شعارها برداشت توده ایی از گفتمان ناسیونال لیبرالیسم ایرانی است که چهار چوب گفتمان آن تحولی است که جنبش کنونی مردم میهن ما، در پی پایه ریزی آنست.

تمامی نیروهای سیاسی که برای خود جایگاهی در جنبش ملی و دموکراتیک کنونی قائل هستند، از جمله اصلاح طلبان و هواداران جنبش سبز و دیگر نیروهای تحول طلب، با تعین جایگاه خود نسبت به این چهارچوب تاریخی، میتوانند همگان را از موضع خود آگاه سازند تا مردم و جامعه با چشم باز و دور از توهم، همپوشی ها و نا همپوشی های تاکتیکی و استراتژیک آنها را بشناسند و بتوانند از حداکثر ظرفیت جنبشی جامعه برای تحقق یک تحول دموکراتیک ملی بهره برداری کنند.

تاکید اکید روی «ایرانیت» به شکل ممکن، هم ایران ستیز بودن این رژیم نشانه میرود و هم قهراً استبداد آنرا.

جنبش روشنگری ناسیونال لیبرالیسم ایرانی باید از همه آن نماد ها و نشانه های تاریخی که میتوانند به غبار زدایی از هویت ملی مردم و میهن ما کمک کنند بهره جویند.

ما در صدد تقویت غرور ملی منطقی هستیم که می تواند مانند یک سیستم دفاع طبیعی، نسبت به التیام آسیب های اجتماعی و در صدر همه آنها تنزل اخلاق مدنی جامعه کمک کند.

پاینده ایران

     توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

 

No Comments