تحلیل روز: سه شنبه ۱۶ امرداد  ماه

Share Button

سید محمد خاتمی بعنوان رئیس جمهور ۲۲ میلیونی طرد شده از سوی رهبری و کل حاکمیت، فقط بر طرد شدگی حقارت بار خود بی اعتنایی نکرد بلکه او با این کار و تعریف از مقام معظم رهبری، و تکرار بیعت با نظام و قسم و آیه خوردن که این نظام مردمی است و مردم در پشت سر آن  ایستاده اند، عملاً اصلاح طلبی را نه در جایگاه نقد رهبری و نظام که می بایستی باشد، بلکه در موضع تأکید بر بیعت نسبت به نظام و همسنگر آن قرار داد.

تحلیل امروز دو موضوع را در بر میگیرد. نخستین آن اظهارات دیروز ترامپ است که اعلام کرد از امروز، سری اول تحریمها برمیگردد و وعده داد که ایالات متحده به دقت بر اجرای کامل آنها نظارت خواهد کرد و به ممالک دیگر هشدار داد که چنانچه تحریمها علیه ایران را رعایت نکنند و سطح روابط اقتصادی خود را با آن تقلیل ندهند، با پیامدهای های سختی مواجه خواهند شد. مشاور امنیتی او جان بولتن هم در گفتار دیگری، اظهار داشت که ایران باید به دقت گوش میکرد و پیشنهاد ترامپ برای مذاکره را می پذیرفت، دست از فعالیتهای موشکی خود برمی داشت و به فعالیت های هسته ای خود کاملاً پایان می داد و راه را برای راستی آزمایی باز میکرد.

رویترز که اظهارت ترامپ و جان بولتن را گزارش کرده بود در ادامه، از یک مقام عالی رتبه وزارت اقتصادی ایران نقل کرده بود که گفته بود:« من فکر نمیکنم، تاثیرات این تحریمها سنگین باشند چون بسیاری ممالک اروپایی از آن پیروی نخواهند کرد چون مخالف تحریمهای آمریکا هستند.

در تحلیل این اظهار نظر مقام وزارت اقتصاد ایران باید گفت؛ این، سران ممالک اروپایی نیستند که در صورت تخلف از تحریمها جریمه های چند میلیارد دلاری خزانه داری آمریکا برایشان صادر میشود و می توان آنها را  از بودجه دولتی پرداخت، بلکه این موسسات مالی، خدماتی و صنعتی ممالک نقض کننده تحریمها هستند که باید هزینه بسیار سنگین نقض این تحریمها را بپردازند.

اظهارنظر این مقام و دیگر مقامات ایران نشان میدهند که وقتی فشار تحریمها روی خود آنها و سفره خانوادگی اشان نیست، اهمیتی به اینکه بر مملکت و ملت چه خواهد رفت نمی دهند.

آنچه محرز می باشد این است که از امروز سری اول تحریمها به اجرا گذاشته خواهد شد و از دو ماه دیگر هم تحریمهای نفتی به اجرا گذاشته می شوند که بگمان من بسیار سخت تر از تحریمهای نفتی دور قبل خواهند بود زیرا ترامپ رسماً گفته است که صادرات نفت ایران باید به صفر برسد و برخلاف دور قبل استثنایی هم برای هیچ کشور خریداری قائل نخواهد شد.

آنچه که نه مقامات مملکتی و نه تحلیلگران تا کنون بدان اشاره ای نکرده اند امکان همکاری وسیع امارت، عربستان و بحرین و حتی کویت و عراق در تحریمهای نفتی آینده است. ارزیابی من اینست که عربستان ولو با تخفیف های بسیار زیاد هم که شده، تتمه مشتریان قاچاقی ایران را هم از آن خواهد گرفت کما اینکه هم اکنون با هند قرارداد های بزرگ نفتی بلند مدت بسته است در حالی که خرید خود از ایران را از مدتها قبل به نصف رسانده است.

موضوع تحلیل دوم؛ سخنرانی یکشنبه گذشته سید محمد خاتمی در دیدار نمایندگان ادوار گذشته مجلس است.

نمیخواهم به نقل و نقد تفصیلی این سخنرانی بپردازم چون بسیار طولانی میشود و اصل را بر این میگذارم که خواننده این سطور آن سخنرانی را نیز خوانده است.

خاتمی در این سخنرانی، به نحوی بسیار ناپسند و نامناسب، خود را در جایگاه یک مقام مسئول که سمت اجرایی سطح بالا در مملکت دارد قرارداد و از آن جایگاه از ملت ایران بخاطر کمبودها معذرت خواهی کرد. زننده این بود که این معذرت خواهی را به عنوان یک شهروند که به اسلام و ایران احترام می گذارد ابراز کرد. اگر انسان بی سواد ولی قدری شعور داشته باشد می تواند بپرسد جناب خاتمی: بعنوان یک شهروند چرا تو باید از مردم معذرت بخواهی مگر این رژیم نیست که همه این بدبختیها، دزدیها، اختلاسها، کلاهبرداریها، نابود سازی منابع آبی و.. ، را زمینه سازی و آفریده است؟ تو بعنوان یک شهروند چه کاره ایی که از ملت معذرت بخواهی؟ چرا باید بجای رهبر و رئیس جمهور تو که هیچ کاره هستی معذرت خواهی کنی؟

این گونه “خود کوچک کردنهای فروتنانه” را نمیتوان به هیچ معنا نمره اخلاقی یا سیاسی داد. این یک منش کاذبی ست که در همه آخوند های فاقد قدرت وجود دارد که در سریر قدرت به گونه دیگری است. او اگر ریاکار نبود باید به خاطر قصور خودش در هنگام ریاست جمهوری دو دوره ای اش از مردم معذرت میخواست. زیرا کوتاه آمدنهای او بود که تا حد زیادی زمینه یکه تازیهای تندروهای بعد از او را فراهم ساخت و برای احمدی نژاد نردبان سازی کرد تا به پست ریاست جمهوری برسد.  

و اما قصد این نیست که به ارتباط سخنرانی او با مردم بپردازم. هدف از این سطو این است که بگویم بدون این سخنرانی هم اصلاح طلبی به عنوان یک جنبش و یک گفتمان در مملکت به احتضار افتاده بود ولی این سخنرانی، از طرف کسی که تحقیر شده و طرد شده حاکمیت است، بیش از آن بود که دیگر تتمه آبروی سیاسی برای اصلاح طلبان بگذارد.

سید محمد خاتمی بعنوان رئیس جمهور ۲۲ میلیونی طرد شده از سوی رهبری و کل حاکمیت، فقط بر طرد شدگی حقارت بار خود بی اعتنایی نکرد بلکه او با این کار و تعریف از مقام معظم رهبری، و تکرار بیعت با نظام و قسم و آیه خوردن که این نظام مردمی است و مردم در پشت سر آن  ایستاده اند، عملاً اصلاح طلبی را نه در جایگاه نقد رهبری و نظام که می بایستی باشد، بلکه در موضع تأکید بر بیعت نسبت به نظام و همسنگر آن قرار داد.

او زمانی بر بیعت اصلاح طلبان با رهبری و نظام تاکید میکند که بنا به نوشته سحام نیوز این رهبر رسماً مانع تصمیم شورای امنیت ملی دایر برای رفع حصر ایستاده بوده است، او زمانی بر  بیعت خود با رهبر تاکید میکند که رهبر و نظام از نظر مشروعیت به نقطه صفر رسیده است و فریاد جان به لب رسیدگان در خیابانها که فریاد میزنند مرگ بر دیکتاتور در حال سراسری شدن در مملکت است.

خاتمی در این گفتار، برای نجات رژیم و رهبر، به تکرار، نسبت به از هم پاشیده شدن مملکت هشدار داد. ولی او نگفت اگر این نظام خوب و مردمی است چرا با تظاهرات به قول او یک مشت اجنبی پرست و آشوبگر باید سرنگون شود و سرنگونی آن چنان خواهد بود که به تجزیه کشور منجر شود؟

خاتمی نگفت که چرا باید یک رژیم اگر خوب و مردمی است، نظامی ایجاد نکند که اگر مردم آن را نخواستند بتوانند تغییرش دهند بدون اینکه مملکت از هم بپاشد و جنگ داخلی شود؟

در کدام کشوری با حکومت مردمی است که تغیر دولت یا حتی حکومت به از هم پاشیدگی مملکت منجر میشود؟

آیا همین یک گناه برای این رژیم و محکومیت بیعت گر خفت زده آن کافی نیست که مملکت را بجایی کشانده اند که اگر خود بروند مملکت هم با آنها برود؟ آیا با ماندن آنها وضع بهتر میشود؟ آیا با ماندن این رژیم، مردم ما مانند مردم دیگر ممالک پیشرفته این حق را خواهند یافت تا اگر رژیم را نمی خواهند و یا در آینده نخواستند، بتوانند مسالمت آمیز آن را کنار بگذارند بدون این که  قتل عام شوند؟ اگر این رژیم در کنار بشار اسد ایستاد و نیم میلیون از مردم سوریه از کودک شیر خوار تا زنان حامله سوریه را کشت، تضمینی هست که اگر فرصت یابد، اگر مردم ایران و دنیا و همین ترامپ و آمریکا بدان فرصت دهند چند برابر آن جنایات را در مملکت خودمان مرتکب نشود؟

سید محمد خاتمی با این سخنرانی آخرین و محکمترین میخ را بر  تابوت اصلاح طلبی کوبید. او با این سخنرانی آن اصلاح طلبان شرافتمندی را هم که از موضعی میانه روانه نقد جدی به رژیم دارند در موقعیتی قرار داد که یا باید بیعت گربا رژیم علیه مردم باشند یا بعنوان برانداز در مقابل رژیم.

در حالت اول در برابر مردم قرار می گیرند و در حالت دوم در برابر رژیم، موضعی که با طبیعت میانه روانه آنها سازگار نیست.

پایان یادداشت

 

     توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

 

No Comments