تحلیل روز: شنبه ۲۰ ا مرداد ماه

Share Button

بنابراین اقتصاد ایران طی چهل سال بعد از انقلاب یک مسیر ارتجاعی تاریخی را طی کرده است و از خود یک ماشین مهیب و عظیم بوروکراسی دلال را ایجاد کرده است که هر گوشه آن از سوی نوعی منابع رانت آفرین و رانتخوار حمایت میشوند.

ماشین بورکراتیک دلالی حاکم قادر به برافکندن سلطه دلالان نیست

 

در حوزه ادبیات سیاسی؛  دو واژه مترقی و ارتجاعی قدمتی چند صد ساله دارند ولی کسی تا کنون در عرصه اقتصادی آنها را یا استفاده نکرده و یا به معنای واقعی کلمه بکار نبرده است. من می خواهم، در اینجا، واژه اقتصاد ارتجاعی را بکار ببرم و توضیح دهم.

قریب ۲۵۰ سال پیش با کشف نیرو و ماشین بخار توسط جیمز وات انگلیسی، پایه صنایع مدرن امروزی ریخته شد. نیروی بخار در مقیاس صنعتی بکار گرفته شد و تولید صنعتی را جایگزین تولید کارگاهی کرد. و موجب شد تا بخش عظیمی از سرمایه تجاری، غارت مستعمراتی، سرمایه مالی و کشاورزی به بخش صنعتی سرازیر شود. به تدریج با کشفیات دیگر از برق گرفته تا موتورهای احتراقی، صنایع بزرگ ماشینی به استخوان بندی اقتصادی سرمایه و نظام آن تبدیل گردید. حتی تکنولوژی مدرن دیجیتال هم در خدمت تولید صنعتی و امتداد آن است. کامپیوتریزه شدن تمام سیستم بانکی هم بخشی از این فرایند است.

فرایند تمرکز سرمایه در بخش صنعتی موجب و مادر پیشرفت هایی است که در دنیای پیشرفته سرمایه داری ما شاهد آن هستیم.

من این فرایند تحول اقتصاد را اقتصاد مترقی، به معنای پیشرفت داشتن، مینامم که همه کشورهای دنیا با آهنگ کم یا بیش تندی به این سو حرکت کرده اند یا در حال حرکت هستند.

در این میان فقط یک کشور استثنایی وجود دارد که برخلاف این مسیر عام توسعه اقتصادی در جهان پیش می رود و آنهم مملکت ما ایران است.

به اختصار بگویم جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی، علومی هستند که به جامعه و اقتصاد، نه از منظرخُرد بلکه از بعد کلان و تاریخی مینگرند. اولی ساختار قدرت و رابطه طبقات اجتماعی با آن را مورد بررسی قرار می دهد و دومی موضوع و نوع مالکیت را در اقتصاد و نقش طبقات اجتماعی را در مالکیت، تولید و توزیع بررسی میکند.

از منظر جامعه شناسی سیاسی، انقلاب صنعتی قدرت سیاسی را از دست ملاکین و مالداران و بازاریان(سنتی) گرفت و به صاحبان صنایع و بانکداران و بازرگانی مدرن داد.

و اگر بخواهیم سیر تحول اقتصادی ایران را در قالب اقتصاد و جامعه شناسی سیاسی قرار دهیم، باید بگوییم، برخلاف انقلابات بورژوازی در غرب و تبعات اقتصادی آن، انقلاب اسلامی ایران، قدرت سیاسی را از طبقه نوپای سرمایه داری مدرن دوران شاه گرفت و به دست طبقه دلال، تجارسنتی داد که آنها هم خود نقشی عملا مانند دلالها داشتند چون دخالتی در تولید نداشتند.

رژیم شاه با انقلاب سفید و مدرنیزه کردن کشاورزی و توسعه سیستم بانکداری، تمام امکانات مملکت را در خدمت اقتصاد مترقی  قرارداد و رژیم دلال پرور و دلال بنیاد پس از انقلاب اسلامی همان صنایع مدرن دوران شاه را هم به پوشش و مکانیسمی برای رانت خواری و رانت بری تبدیل کرد.

رژیم اسلامی برآمده از آن انقلاب حتی پیشرفته ترین بخش آن، که اصلاح طلبان باشند بند نافشان در اقتصادیات رانتی و دلالی بند است و در زهدان اقتصاد دلالی پرورش یافته اند.

بنابراین باید گفت، تمام دستگاه دولت پنهان و علنی و رسمی و تمام بوروکراسی دولتی برآمده ازاین اقتصاد دلالی و رانتی حتی در آنجا که بصورت تولید در می آید در خدمت توزیع رانت از منابع  مختلف و به صورت های مختلف میباشد.

صاحب صنعت در این اقتصاد ارتجاعی، در پروسه تولید، ارزش افزایی نمیکند بلکه رانت دریافتی را به ارزش مصرفی (کالا) جدیدی تبدیل میکند و سود(رانت) میبرد.

سود سرمایه صنعتی ناشی از ارزش اضافی یا افزوده نیست زیرا مدیریت غلط کلان کشور و هزینه سنگین بوروکراسی بر گرده تولید، انرژی بکار رفته و نیروی کار استثمار شده را در سیستم ناکارآمد  مدیریتی مستهلک و ضایع میکند.

اگر در اقتصاد ما عرصه ای وجود دارد که در آن ارزش افزایی می شود همان تولیدات کارگاهی سنتی و کشاورزی سنتی است که سرو کاری با رانت خواری ندارند مثل قالی بافی و دباغی، گیوه بافی و دامداری و کشاورزی سنتی.

بنابراین اقتصاد ایران طی چهل سال بعد از انقلاب یک مسیر ارتجاعی تاریخی را طی کرده است و از خود یک ماشین مهیب و عظیم بوروکراسی دلال را ایجاد کرده است که هر گوشه آن از سوی نوعی منابع رانت آفرین و رانتخوار حمایت میشوند.

جناح بندی های درون بوروکراسی حاکم، در حقیقت نه جناح بندی سیاسی بر اساس منافع طبقاتی و یا ناشی تعلق به این بخش یا آن بخش اقتصادی مانند دیگر ممالک صنعتی بلکه، جناح بندی براساس رانت و دلال بازی است که هر جناح تکه ایی از این گوشت قربانی را گرفته گاز میزند و گاه بگاه بین آنها روی همین گوشت قربانی درگیری هم میشود.

اقتصاد دولتی در حکومت پس از انقلاب، بوروکراسی حاکم را به ماشین رانت ساز گروه بندیهای سرمایه های دلالی تبدیل کرد و اگر در درون این بوروکراسی درگیری هست ناشی از همین تقسیم رانت است.

امروز که مملکت با چالش بحران ارزی روبرو شده است اغلب اقتصاددانان و کارشناسان پولی و ارزی با نسخه های خود که هر یک از طرف پزشک جناح خاصی نوشته شده به میدان آمده اند ولی ریشه این بحران در کل نظام رانتی و دلالی حاکم است که هیچ یک از جناح های حاکم عزمی برای درافتادن با آن ندارد زیر درختی است که هر جناح روی شاخه ای از آن نشسته است و بن شاخ را نمی خوارد ِببُرد.

برخی هم روشنفکرانه رویکردهای نولیبرالیستی را باعث بحران می دانند که این دیگر عین بی خبری است چون بطور کل، اقتصاد ایران در کادر هیچ یک از مکاتب اقتصادی کلاسیک یا مدرن قابل توضیح نیست. زیرا همانطور که گفتم اقتصادی است دلالی که در کنار رانت رایج نفتی و گازی از رانتِ ثروت و سرمایه ملی و انباشت تاریخی و طبیعی که بیشترشان یکبار مصرف هم هستند تاراجگرانه استفاده میکنند.

این اشتباه است که فکر کنیم فقط درآمد نفت و گاز است که وارد شبکه رانت میشود. در زیر به دیگر منابع درآمد رانتی اشاره میکنم.

۱ ـ رانت  مصادره های دوران انقلاب که سر به هزاران میلیارد دلار میزند.

۲ ـ رانت  ادامه آن مصادره ها بصورت فروش صنایع دولتی سابق به سرمایه دارن

۳ ـ  رانت واگذاری معادن از معادن مرمر گرفته تا قلع و سرب و مس و خاک مانند خاک های   رنگی جزیره قشم.

۴ ـ  رانت واگذاری اراضی جنگلی و مراتع به قیمتهای بسیار نازل و نسبتاً رایگان

۵ ـ رانت منابع بانکی و تورم. کلان دلالان با گرفتن وامهای صدها و هزاران میلیاردی با بهره های نازل در مقایسه با نرخ تورم، و یا حتی نپرداختن آنها عملاً هزاران میلیارد از دارایی مملکت را مستقیما از بانکها و رمق کشی ناشی از تورم که فشارش روی دوش مزد بگیران به صورت میافتد،

۶ ـ رانت تراکم که ناشی از وجود تسهیلات شهری است. ساخت و سازهای بی رویه در مناطق مختلف شهرها و فروش بسیاری اماکن دولتی و نیمه دولتی با موقعیت های خوب ملکی(تراکمی) به مالکیت خصوصی رانت خواران آخرین نمونه آن بذل و بخشش هزاران میلیارد اراضی شهری متعلق به شهرداری به خواص از سوی شهردار سابق تهران محمد باقر قالیباف بود. پرونده این چپاول مانند بسیاری دیگر نمونه های مشابه بایگانی شد. پایان یادداشت

 

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

 

No Comments