تحلیل روز: یکشنبه ۲۱ امرداد

Share Button

اولین ضرر این چنین شعارهای سیاسی زودهنگامی اینست که توده ملت که به آن درجه از ایقان نرسیده است که می تواند و باید رژیم را ساقط کند. ممکن است مردم به لحاظ احساسی از شنیدن چنین شعارهایی احساس وجد کنند ولی در آن شرکت نمی کند. مانند کسی که به تماشای یک فیلم نشسته و از عملیات قهرمان فیلم به وجد می آید ولی حاضر نیست خودش آن عملیات را انجام دهد و جان خود را برای یک آرزو به خطر بیندازد.

گامی به عقب و مطالباتی کردن اعتراضات مردم، یک ضرورت حیاتی و مماتی برای جنبش

تجربه، درس آموزی و کاربُرد خلاق آموزه ها مستلزم نگاه بازبینانه و نقادانه تجربه عملی است. این حکم در تمام عرصه های زندگی صادق است.

من هم مانند بسیاری از مخالفین رژیم، با نگاه به اعتراضات مردم در این چند ماهه، از اینکه شعار های مطالباتی به شعارهای سیاسی علیه کلیت رژیم تغییر می کرد اغلب احساس شادی می کردم.

امروز کلیپ تظاهرات اعتراضی جمعی را در بازار کفاشان را دیدم که در یکی از کانالهای تلگرامی درج شده بود. مشاهده اینکه تعداد حداکثر چند صد نفر در آن بازار شعار مرگ بر دیکتاتور میدهند و مزاحمتی هم برایشان ایجاد نمی شود مرا به فکر واداشت.

حاصل این بیرون آمدن از عالم احساسی و به داوری عقلانی و دور از هیجان پرداختن حاصلش نتیجه گیری زیر بود.

هر مبارزه ای بهر شکلی و با هر مضمونی از قواعدی عام پیروی میکند که عدم رعایت آنها قطعاً موجب شکست میشود. در راس این قواعد، تناسب بین هدف و نیرو در هر پیکار یا تلاشی است.

وقتی جمعی با شعار مرگ بر دیکتاتور به میدان می آیند، یعنی کُلیت رژیم را به مبارزه فرا می خوانند. و برای اینکه یک رژیم دیکتاتوری به مبارزه فراخوانده شود، مستلزم این است که همه نیروهای ضد آن دیکتاتوری، یعنی ملت، مستقیم یا غیر مستقیم پشت سر آن شعار بایستند و حاضر باشند برای آن هزینه بدهند.

زمانی یک ملت با شعار «مرگ بر» که معادل «سرنگون باد» است در یک کشور دیکتاتور زده به میدان می آید که، جو انقلابی با انگیزه های آرمانی بوجود آمده باشد و مردم، هم سقوط رژیم را ممکن بدانند و هم، خواهان آن باشند و هم، انجام آن را در توان خود دانسته و برای سقوط آن آماده پرداخت هزینه باشند.

نباید حتی برای لحظه ایی وجود جو نارضایتی را با وجود جو انقلابی یکسان گرفت. این زمانی است که مسئله سرنگونی یک رژیم از یک مسئله مطالباتی حتی سیاسی سطح بالا، فراتر رفته و به یک آرمان و اعتقاد مبدل شده باشد که به ملت جرأت و جسارت بدهد.

چنین جوّی با خود یک احساس همبستگی عمیق ملی ایجاد میکند، که افراد را به فداکاری وا میدارد چون، در این فضا، فرد خود را در جمع میلیونی ملت مستحیل شده میداند و پیروزی ملت را حتی به قیمت قربانی شدن خود، پیروزی خویش می داند. چنین جوی فقط با استدلال و اقناع سیاسی حاصل نمیشود بلکه علاوه بر آن به کمک انگیزش آفرینی های عاطفی و  احساسی، و به کمک ابزارهای هنری به خشم و خروشی تبدیل میشود که در بستر عقل و عقلانیت ملی انقلابی حرکت میکند.

برای اینکه آحاد میلیونی مردم، خود را در چنین همبستگیبدانند، حداقل دو شرط لازم است. دو شرطی که همزاد می باشند:

۱ـ  وجود یک گفتمان ملی یا گفتمان آرمانی ملی. ۲ ـ وجود یک رهبری واحد ملی که تجسم و تبلور آن آرمان و گفتمان واحد ملی باشد.

یک ملت نمی تواند رهبری دهگانه یا صد گانه داشته باشد و به پیکار علیه دیکتاتوری برخیزد و یا شعار ضد دیکتاتوری بدهد. چنین گله ایی را اگر دهها میلیونی هم باشد گرگ استبداد پاره پاره  و متواری میکند.

اولین ضرر این چنین شعارهای سیاسی زودهنگامی اینست که توده ملت هنوز به آن درجه از ایقان نرسیده است که می تواند و باید رژیم را ساقط کند. ممکن است مردم به لحاظ احساسی از شنیدن چنین شعارهایی احساس وجد کنند ولی در آن شرکت نمی کند. مانند کسی که به تماشای یک فیلم نشسته و از عملیات قهرمان فیلم به وجد می آید ولی حاضر نیست خودش آن عملیات را انجام دهد و جان خود را برای یک آرزو به خطر بیندازد.

شعار مرگ بر دیکتاتور یک شعار استراتژیک است یعنی هدف کلی ملت دیکتاتور زده، در حالی که یک اعتراض محدود و معدود جمعی در بهترین حالت یک نیرویی می باشد که برای خود باید هدف تاکتیکی انتخاب کند و نه هدفی را که  آرمان تمام ملت است و لازمه آن حضور اکثریت مردم در صحنه می باشد.

موضوع این تحلیل در حقیقت بسیار فراتر از ظرفیت تحلیل روز است زیرا مستلزم باز کردن مفاهیم بسیاری مانند تاکتیک، استراتژی، گفتمان و.. ، میباشد. از این روی با نتیجه گیری اختصاری زیر مطلب را پایان میدهم به امید اینکه در آینده مفصل تر بدان بپردازم.

۱ ـ رژیم خوشحال نیست که می بیند جمعی تظاهرات میکنند و بر ضدش شعار میدهند. ولی در شرایط کنونی که در داخل خود دچار تشتت و درگیری جنگ قدرت است، از این گونه اعتراضات حداکثر بهره برداری را برای ترساندن پایگاه اجتماعی و بدنه سیاسی خود و نیروهای حاشیه ای خویش مانند اصلاح طلبان میکند تا صفوف داخلی خود را متحد کند و آنان را از فردا بترساند تا آنها تا آخرین نفس در کنار رژیم در سنگر شان علیه مردم بمانند و بجنگند. سخنرانی آیت الله صدوقی نمونه ای از این رویکرد است.

۲ ـ راه دادن به چنین تظاهراتی، در جامعه سیاسی(اپوزیسیونی) هزار پارچه ما، به حساسیت های داخلی تا سر حد اینکه: نکند فلان فرقه سیاسی رهبری جنبش را در دست بگیرد؟ گروههای اپوزیسیونی را وادار به رفتارهای خود بخودی و عکس العملی علیه هم، بجای رفتار «اسلوبی تاکتیکی» و حساب شده و متحد کننده میکند و به تله مانورهای هلاکت بار نیروهای سرکوبگر می اندازد. نیرویی که خونسرد، حساب شده و با برخورداری از مراکز اطلاعاتی و ستادی عمل می کند.

۳ـ تند کردن تنور مبارزه تا حد سیاسی و استراتژیک کردن آن، بدون اینکه همه سوخت مورد نیاز این تنور، تا مراحل نهایی و حصول نتیجه در دسترس باشد، موجب میشود که اکثریت مردم به تماشا بایستند حتی تشویق کنند بدون اینکه خود جلو بیایند.

۴ ـ تند کردن و سیاسی کردن زود هنگام مبارزه یعنی کم بها دادن به شعار های مطالباتی در سطح انتظارات واقعی مردم عادی در شرایط کنونی است که می تواند دهها میلیون را به میدان کار و زار مطالباتی بکشاند که علیرغم سطح به ظاهر نازل مطالباتی شان، حرکت آنها می تواند نتایج استراتژیک داشته باشد. حرکت مطالباتی میلیونی، ولو پراکنده مردم،  بسیار ثمر بخش تر از یک تظاهرات سرنگون طلبانه حتی چند صد هزار نفری میباشد.

سخن آخر:

جنبش مردم ایران در مرحله کنونی، جنبشِ گروهها، قشر ها و صنف های گوناگون باید باشد برای جبران مادی تورم دو رقمی، برای جلوگیری از بیکار شدن کارگران و کارمندان در اثر بحران اقتصادی کنونی، برای تامین آب آشامیدنی، برای عدم واردات اجناس چینی و در صورت امکان راه اندازی یک کمپین تحریم اجناس چینی، برای پرداخت حقوق بیکاری کافی به همه بیکاران یا افزایش یارانه ها و تعمیم آن به دهک های بالاتری که امروزه دیگر مستحق یارانه شده اند و… . به این فهرست می توان همچنان افزود.

آن روزی که این شعارهای ساده، توده های میلیونی را به حرکت درآورد، ملت ایران، هم به آزادی رسیده و هم به چنان آرایش و سازمانگری مدنی و حرفه ایی دست یافته است که میتواند دموکراسی را بدست آورد و از آن دفاع هم  بکند و در دام پوپولیسم و عوام فریبی سیاسی هم نیفتند.

……………………….

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

 

No Comments