تحلیل روز:دوشنبه ۲۲ ا مرداد ماه

Share Button

سیاسی بودن مدیریت بانکی سبب شده است که دولت با آمریت خود، بیشترین حجم نقدینگی سیستم بانکی را، که می بایستی در چرخه تولید و خدمات مملکت و نیز در قالب وامها و اعتبارات مصرفی به مردم بکار می افتاد تا چرخه تولید و توزیع و مصرف را روغنکاری نماید، در اختیار خود گرفته تا بتواند با این استقراض بخشی از کسری درآمدش را جبران کند.

کُل سیستم و شبکه بانکی ورشکسته است

پس از جست و خیز بازار ارزی در چند هفته پیش، حالا نوبت سیستم بانکی است که به تشنج مالی دچار شود. به نوشته نشریه تجارت نیوز؛ کاظم دوست‌حسینی، کارشناس پولی و بانکی در خصوص مسائل روز اقتصاد ایران از جمله نرخ سود بانکی و بسته ارزی گفت: «مساله افزایش نرخ سود بانکی پیش از اینها باید پیش‌بینی می‌شد و در دستور کار قرار می‌گرفت. در حال حاضر با توجه به بازدهی که در بازار سکه و ارز وجود دارد (و اینکه بیش از بازدهی سرمایه‌گذاری در بانک است) طبیعتا اگر نرخ سود بانکی تا ۲۰ درصد یا بیشتر نیز افزایش یابد این امکان وجود دارد که نتواند جذابیتی در بازار به وجود آورد و سپرده‌ها را به سمت بانک سوق ده».

این یک نمونه از رهیافت هایی است که یک کارشناس پولی مملکت برای جلوگیری از خروج سپرده ها از بانکها  توصیه می کند و این توصیه ها خارج از موازین اصول بانکداری نیست به شرطی که سیستم بانکی مورد بحث یک سیستم متعارف و استاندارد باشد.

هر آدم متعارفی به راحتی میتواند درک کند که وفتی نرخ تورم که در درجه اول خود را در نرخ ارزها و طلا نشان می دهد از نرخ بهره بانکی بیشتر است، انگیزه ایی برای سپرده گذاری باقی نمی ماند. در چنین شرایطی سپرده گذار، سپرده خود را از بانک خارج می کند تا آن را به ارز، طلا و اگر مقدور نیست به هر کالای فیزیکی دیگری که به راحتی قابل تبدیل به احسن است، تبدیل کند.

معنای این منطق این است که با وضعیت نابسامان تورمی کنونی، تمایل مردم به تبدیل نقدینگی یا پس اندازهایشان به دلار، طلا و هر جنس نقد شدنی دیگر، بیشتر و بیشتر شده تا به سرحد پانیک اقتصادی برسد.

آنچه قضیه را بیش از اینها و بیش از آنچه آقای دوست حسینی  گفته بغرنج می کند اینست که نزدیک به ۶۰  تا ۷۰ درصد نقدینگی بانکها نه به مشتریان خصوصی و معمولی، تولید کنندگان یا صاحبان واقعی کسب و کار بلکه به دولت و مؤسسات دولتی و نیمه دولتی وام داده شده است که نمی توانند آن را باز پرداخت کنند.

با قطعیت میتوان گفت که اولاً اگر پای تصفیه بانکها و موسسات مالی بمیان آید تقریبا بانکی نیست که بتواند از پس دیون خود برآید و حتی بانک مرکزی مملکت نیز ورشکسته است. اگر بانک مرکزی ورشکستگی خود را اعلام نمی کند به این دلیل است که اختیار چاپ اسکناس دارد و با چاپ اسکناس بی پشتوانه از پس تعهدات خود برمی آید. ولی این سیاست به معنی تشدید تورمی است که موجب خروج بیشتر سپرده ها از بانکها شده و به نوبه خود بیشتر و بیشتر آن را تشدید میکند.  

این کارشناس پولی توصیه میکند که نرخ بهره بانکی باید بطور قابل توجهی افزایش یافته تا مردم سپرده های خود را از بانکها بیرون نکشند ولی بعید است ایشان نداند که ماراتون نرخ بهره و تورم پایانی ندارد و این تورم است که همیشه سبقت گرفته و نرخ خود را به بهره بانکی تحمیل میکند.

مسئله و مشکلات سیستم بانکی مملکت ما به مراتب عمیق تر و علاج ناپذیر تر از آنست که به صرف مانور با نرخ بهره بتوان آن را حل کرد.

یکی از علل اینکه همه کارشناسان سیستم بانکی و پولی از جمله رئیس جدید بانک مرکزی آقای همتی، در باتلاق مشکل بانکی وا مانده اند و راه برون رفت از آن ندارند اینست که تاریخ بانکداری دنیا تا به حال با مشکلاتی نظیر آنچه سیستم بانکی مملکت ما با آن روبروست روبرو نبوده تا بداند چه باید بکند. در صدر همه این مسائل، سیاسی بودن مدیریت سیستم بانکداری مملکت ما می باشد.

سیاسی بودن مدیریت بانکی سبب شده است که دولت با آمریت خود، بیشترین حجم نقدینگی سیستم بانکی را، که می بایستی در چرخه تولید و خدمات مملکت و نیز در قالب وامها و اعتبارات مصرفی به مردم بکار می افتاد تا چرخه تولید و توزیع و مصرف را روغنکاری نماید، در اختیار خود گرفته تا بتواند با این استقراض بخشی از کسری درآمدش را جبران کند.

سیاسی بودن سیستم بانکی و نفوذ سیاسی و فرا قانونی دولتمردان و نهادهای مختلف نیزموجب شده تا بسیاری از دولتمردان و صاحبان قدرت به اعتبار قدرت حکومتی خود وامهای کلان بگیرند که از بازپرداخت آنها هم سرباز زده اند تا آنجا که با دلار ۱۰۰۰ تومانی، حجم این وامهای بازپرداخت نشده اکنون به بیش از یکصد میلیارد دلار میرسد.(از این لحاظ به دلار ۱۰۰۰ تومانی که بیشتر این وامها در زمان دلار ۱۰۰۰ تومانی واگذار شده اند و معادل جنسی آنها امروز ۱۰ برابر گرانتر شده است)

سخن کوتاه:چنین استقراض وسیعی از سوی دولت و موسسات نیمه دولتی و نهاد ها ماهیت کارکردی بانکها را تغییر داده است و آن را به خزانه خصوصی این وام خواران تبدیل کرده است.

در واقع مردم سپرده های خود را نزد دولت سپرده اند و تا زمانی که دولت پول بانکها را ندهد مردم نمی توانند پولشان را از بانکها پس بگیرند. این وضعی است که در ماههای آینده در انتظار بانکهای کشور است. مردم چه خواهند کرد؟ دولت چه خواهد کرد؟ بانکها چه خواهند کرد؟ هیچ کس نمیداند و نمی تواند پیش بینی کند چون این پدیده خاص حکومتی است که در دنیا بی همتا است!

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

 

 

No Comments