ترامپ همه را به پای میز مذاکره می کشاند

Share Button

استراتژی تهاجمی اقتصادی و گمرکی ترامپ، در یک بزنگاه تاریخی رخ میدهد که در آن فرادستی کنونی آمریکا را نه تنها در عرصه اقتصادی بلکه در عرصه سیاست جهانی، اگر ابدمدت نکند، اقلاً برای دهه های آینده تضمین خواهد کرد و بر قدرت اهرم اقتصادی آمریکا افزوده و تضمینی خواهد شد که آمریکا در موضعی باشد که دیگران را به پای میز مذاکره بکشاند و شرایط خود را بدانان دیکته کند.

 

رویترز امروز گزارشی دارد با تیتر: «ژاپن خُرد نشد ولی در برابر آمریکا خم شد». موضوع  این گزارش است که از آمادگی ژاپن برای مذاکره روی تعرفه های جدید آمریکا حکایت میکند.

رویترز:« ژاپن روی مسائل تجاری خم شد بدون اینکه شکسته شود. دیروز چهارشنبه نخست وزیر ژاپن، شینزو آبه، سرانجام موافقت کرد تا با رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، مذاکره دو جانبه انجام دهد.

نظربه اینکه ملت اتوموبیل ساز ژاپن تا چه اندازه در برابر آمریکا آسیب پذیر است، او گزینه های زیادی نداشت مگر پذیرش مذاکره روی تعرفه های جدید آمریکا.

با اینکه ترامپ «پیمان همیاری ماوراء اقیانوس آرام» را ترک کرده است، ژاپن به عنوان اهرمی همچنان بدان پیمان چسبیده است.

برای کاخ سفید که یک نبرد چند جبهه ای و همزمان را شروع کرده است، این یک پیروزی سریع در بازار جهانی است.

وضع تعرفه ۲۵ درصدی روی واردات اتوموبیل توسط ترامپ، ژاپن را به هدفی آسان تبدیل کرده است. بیش از ⅓  از ۴٫۷ میلیون وسائط نقلیه صادراتی ژاپن در سال گذشته به ایالات متحده صادر شدند. و ۶۹ میلیارد دلار از مازاد تجاری خارجی ژاپن از محل صادرات وسائط نقلیه بود

و تغییر این وضعیت بسیار دشوار است.

آبه، به خاطر خرید ۱۵۰فروند هواپیما سریF مورد انتقاد قرار نخواهد گرفت ولی به خاطر تشویق به انتقال تولید به آمریکا ممکن است. هم اکنون تویوتا و هوندا از تولیدکنندگان بزرگ اتوموبیل در آمریکا هستند که از بازار خوبی برخوردارند.»

خلاصه ترجمه بخشی از گزارش رویترز

…………………..

کامنت:

به اعتبار قدرت کَمّی اقتصادی، ژاپن سومین و به اعتبار قدرت و درجه توسعه تکنولوژیک دومین قدرت جهان است. ولی این کشور برای صادرات خود وابسته به بازار آمریکاست. چین و اروپا نیز همین وضعیت را دارند.

آمریکا، هرگز در تاریخ خود به پایه قدرت امروز خویش نبوده است.

دلار آمریکا در مقایسه با دیگر ارزهای جهان و در برابر طلا، در بالاترین نقطه قدرت خود قرار دارد. میزان بیکاری در آمریکا ظرف ۲۰ سال گذشته هرگز به این نازلی (۳٫۹%) نبوده است و این نرخ مربوط به ماه آوریل امسال است و آمارهای تازه باید از این هم کمتر باشد. با اینکه نرخ بیکاری تا این حد تنزل یافته است و انتظار هم میرود بازهم تنزل یابد، برابر داده های آماری نرخ افزایش دستمزد(۲٫۸) به پای نرخ کاهش بیکاری نمیرسد. در واقع میزان افزایش دستمزد «واقعی» بسی بیش از این است که ناشی از افزایش قدرت خرید دلار و کاهش مالیات ها می باشد.

وضع تعرفه های سنگین توسط ترامپ، نه تنها موضع صنایع آمریکا را در برابر صنایع دیگر ممالک رقیب تقویت کرده است بلکه بسیاری از موسسات تولیدی اروپا و ژاپن هم تولیدات خود را به آمریکا انتقال میدهند تا از پوشش حمایت گمرکی  سیاستهای جدید ترامپ بهره مند شوند که به معنی ایجاد اشتغال بیشتر، مالیات دهنده بیشتر و دلار قویتر و آمریکای قدرتمند تر خواهد بود.

آمریکا ظرف فقط ۵ سال گذشته از یک وارد کننده به صادر کننده نفت و گاز در دنیا تبدیل شده و تولید آن در ماه گذشته از عربستان و روسیه پیشی گرفت.

قیمت جهانی بالای نفت کنونی، ممکن است موقتاً برای ممالک تولید کننده نفت خوشحال کننده باشد ولی در میان و بلند مدت باعث فعالیت بیشتر و قدرتمندتر شدن بیشتر کمپانیهای تولید کننده نفت و گاز «شل» در آمریکا می شود که به آن کشور نقش تعین کننده در عرصه انرژی دنیا را خواهد داد.

وضع تعرفه های جدید گمرکی؛ نیز صدها میلیارد دلار وارد خزانه دولت فدرال خواهد کرد و به استحکام بیشتر مالیه دولت فدرال خواهد انجامید.

استراتژی تهاجمی اقتصادی و گمرکی ترامپ، در یک بزنگاه تاریخی رخ میدهد که در آن فرادستی کنونی آمریکا را نه تنها در عرصه اقتصادی بلکه در عرصه سیاست جهانی، اگربرای همیشه تضمین نکند، اقلاً برای دهه های آینده تضمین خواهد کرد و بر قدرت اهرم اقتصادی آمریکا افزوده و تضمینی خواهد شد که آمریکا در موضعی باشد که دیگران را به پای میز مذاکره بکشاند و شرایط خود را بدانان دیکته کند.

قدرت مانور آمریکا از این هم ناشی و مضاعف می شود که در برابر آن جبهه واحدی از ممالک رقیب وجود ندارد و یکی پس از دیگری مانند ژاپن اگر نمی خواهند خُرد شوند باید خم شوند.

از این روی؛ چین هم به عنوان دومین قدرت بزرگ اقتصادی دنیا(البته به اعتبار وزن کمی اش)اگر نخواهد جای خود را به هند بدهد، دیر یا زود به پای میز مذاکره با ترامپ خواهد رفت.

و وقتی اروپا، ژاپن، هند، کره جنوبی و.. ، به پای میز مذاکره با آمریکا بروند، خودداری رژیم حاکم بر ایران از گفتگو با این بزرگترین قدرت مالی، اقتصادی و نظامی جهان معنایی جز خالی کردن جا برای عربستان و امارات و ندارد و نه تنها نشانه استقلال، خردمندی و شجاعت نیست بلکه نشانه قربانی کردن منافع ملی با هزینه بسیار سنگین تاریخی به حساب ملت خواهد بود.

در فردای امروز که این رژیم دیگر نباشد که نخواهد بود، مهره ها و عوامل امروزی آن؛ کالیفرنیا و لندن و پاریس نشین خواهند بود و به حساب ثروتهای غارت شده از ملت عقب مانده ایران برای بدبختی هایش اشکی هم نخواهند ریخت.

 

No Comments