بازی دلار در بازار آشفته ارزی

Share Button


چکیده: …دولت و کل حاکمیت کنونی نه تنها قادر به برطرف کردن و از کار انداختن هیچ یک از این دو محرکه ویرانگر نیست بلکه خود، گام به گام به تابعیت آنها در آمده و به تبعیت از آنها رانده و کشانده میشود. حکومت قادر به مبارزه با فساد نیست بلکه فساد میرود تا کل نظام را در جزء و کل تا ۱۰۰% مدیریت کند.

این روزها بیشتر رسانه های خبری و اقتصادی از وارد شدن دلار به کانال نزولی خبر میدهند و برخی کارشناسان پولی و ارزی هم مانند همیشه به تبعیت از نوسان بازار، سیر نزولی این چند روزه دلار را تفسیر و تعبیر میکنند. از جمله عواملی که برای گرایش نزولی دلار ذکر میکنند، تصمیم اتحادیه اروپا و بانکهای مرکزی آن برای ایجاد مکانیسمی که بتواند پس از ۴ نوامبر(۱۳ آبان) که تحریمهای آمریکا رسماً برمی گردند، راهی برای ادامه بازرگانی با ایران بگشاید. دومین عامل در این گونه ارزیابی ها، تصمیم اعلام شده بانک مرکزی است که به نوشته تجارت نیوز: «… در هفته جاری قرار است بانک مرکزی تمامی نیازهای ارزی خدماتی مردم را تامین کند و علاوه بر این، فهرست همه دریافت‌کنندگان ارز دولتی و نیمایی منتشر شده و در کنار این موارد… .»

عامل سوم به تاثیرات احتمالی تصویب لایحه FATF  بر بازار ارزی مربوط می باشد.

هیچ یک از تصمیمات فوق را به معنای واقعی کلمه، نمی توان تصمیم پولی تلقی کرد. تصمیماتی که بر مبنای سطح منطقی و ضرور میزان نقدینگی و تناسب آن با تولید ملی، پشتوانه ارزی پول ملی، نرخ منطقی بهره که متناسب با نرخ بهره در دنیا باشد  دانست.

فرضاَ هیچ نیازی نیست تا بانک مرکزی اعلام کند، که در هفته آینده دلار به بازار سرازیر خواهد کرد، کافیست اعلام کند که پشتوانه ارزی لازم را برای نقدینگی دارد و شعبات بانکها همگی بدون تشریفات امنیتی و دیگر ملاحظات غیر اقتصادی و ارزی پول مشتریان را تسعیرمیکنند، و مردم چنان اطمینانی به این بانک و این ادعا داشته باشند تا بدانند، بانک مرکزی مملکت قادر است بازار را با هر میزان با دلار شارژ کند تا عطش آن برای خرید دلار فروکش کند.

کافیست مردم بدانند که رقم اعلام شده موازنه تجاری مثبت مملکت کاذب نیست و ارزهای ناشی از صادرات به مملکت برمی گردد تا عطش تقاضای ارزی را در بازار بخواباند.

ولی واقعیت مسئله اینست که ادعای بانک مرکزی دایر بر اجابت ارزی نیاز بازار، مانند اعلام بازار ثانویه و بازار آزاد ارزی چیزی جز بلوف پوکری نیست. دولت و بانک مرکزی فکر میکنند با اعلام این خبر و همراه با آن تزریق همزمان مقداری دلار به بازار، و همزمان، هجوم رسانه ای و جنگ روانی ارزی، بخشی از مردم را وادار خواهد ساخت تا دلار هایشان را به بازار بیاورند و این اتفاق با کمی تداوم و استمرار معادله روانی بازار را بسود دولت و بانک مرکزی بهم زده و عملاً آن ادعای بانک مرکزی را متحقق خواهد کرد. ولی البته نه با دلارهایی که بانک مرکزی به بازار تزریق می کند بلکه با دلارهای ناشی از ایجاد پانیک (نزولی) ارزی در جامعه.

تا آنجا که به تصمیم بانکهای مرکزی اروپا مربوط میشود، باید گفت در بهترین حالت آنها میتوانند مکانیسمی برای سیستم پرداختی ایران ایجاد کنند ولی آنها به هیچ وجه نمی توانند شرکتهای بزرگ دنیا را که جریمه های میلیارد ها دلاری آمریکا، وحشت زده اشان میکند را وادار سازند  تا به ایران جنس بفروشند یا نفت و گاز و.. ، از آن بخرند.

آن تصمیم بانک مرکزی دایر به سرازیر کردن دلار به بازار ارزی و تصمیم بانک های مرکزی اتحادیه اروپا، میتواند در خرده پاهای بی تجربه بازار ارزی پانیک ایجاد کند و آنها را وادار به فروش مختصر ارزهای اشان بکند، ولی کلان ارز بازان و گرگهای «اقتصاد جنگلی» مملکت که اطلاعاتشان بسی بیشتر از آنچه هست که به صفحات رسانه ها میرسد و از اوضاع پشت پرده و وخامت اوضاع اقتصادی و ارزی اطلاع دارند، از این فرصت مانند دفعات قبل استفاده میکنند تا دلارهای عرضه شده را با نرخ های ارزان تری بخرند.

تب کشنده ارزی جاری مملکت  دو محرکه دینامیک عمده دارد:

۱ ـ محرکه اقتصادی که ناشی از فلج شدن فعالیت تولید و پروار شوندگی فعالیت های دلالی و سفته بازانه، تحریمهای فلج کننده، دزد بازاری حاکم بر سیستم مدیریتی به از جمله نظام بانکی.

۲ ـ محرکه روانی که برآمده از بی اعتمادی مردم به نظام، به مدیریت خُرد و کلان مملکتی وعدم اطمینان به فردای اقتصادی کشور و پول ملی است.

دولت و کل حاکمیت کنونی نه تنها قادر به برطرف کردن و از کار انداختن هیچ یک از این دو محرکه ویرانگر نیست بلکه خود، گام به گام به تابعیت آنها در آمده و به تبعیت از آنها رانده و کشانده میشود.

حکومت قادر به مبارزه با فساد نیست بلکه فساد میرود تا کل نظام را در جزء و کل تا ۱۰۰% مدیریت کند.

حبیب تبریزیان  

      

No Comments