جنجال تبلیغاتی روی مسئله تنزل نرخ دلار

Share Button

چکیده … با تأسف باید گفت، مسئله ارز و طلا اگر برای سوپر میلیاردر ها، سود های میلیاردی نجومی است برای، آن بخش از مردم که نگران اندوخته های ناچیز ریالی اشان هستند، مسئله نان سفره آنها میباشد. و دولت و بانک مرکزی با ناجوانمردی نسبت به این اقشار اجتماعی و معیشت آنها رفتار می کنند در حالیکه کلان ارزبازان که سر در شبستان قدرت و ستادهای تصمیمگیری دارند، در تله شامورتی بازیهای بانک مرکزی و دولت نمی افتند. 

اگر ترمز اتوموبیلی با سرعت ۱۵۰ کیلومتر سرعت در ساعت پاره شود، به ضرس یقین نمی توان گفت که حتما فاجعه ترافیکی برای آن رخ میدهد چون این بستگی به این دارد که راننده چقدر ماهر است و از آن مهمتر، جاده اتوبان چند بانده است یا جاده ای تنگ و دو بانده، کوهستانی و مارپیچ یا سر راست و مهمتر اینکه سرازیری است یا سربالایی.

در یک جاده باریک سرازیری و پرتگاهی مارپیچ، کار نکردن ترمز ،حتی با سرعت ۱۵  یا ۲۰کیلومتر، رخدادن فاجعه قطعی است.

مثال دیگر:

قیمت کالایی مانند شکر در بازار، در یک شرایط عادی، به نسبت فاصله جغرافیایی و سطح هزینه زندگی، در تمام دنیا با تفاوتی حداکثر۳۰ تا ۳۵% ی، در تمام دنیا، در یک کانال قیمتی واحد قراردارد. ولی اگر بهر دلیلی مردم فکر کنند، کمبود شکر رخ میدهد، یا ممنوعیت واردات یا تشویق‌های مالی صادراتی وضع میشود که به خروج این کالا از کشور می انجامد، آنها برای خرید شکر و انبار کردن آن به بازار هجوم می برند و در این حالت، درصد های فوق میتواند تا آنجا بهم بخورد که با نرخ های جهانی این کالا  تا چند برابر متفاوت باشد، چون اگر یک خانم خانه دار میتواند جای شکر را با خرما یا شیره انگور پر کند، ولی یک شیرینی فروشی نه!

در این دو مثال فوق تعین نقطه منطقی و طبیعی قیمت شکر، چنان سیال، متغیر و مشروط به شرایط دیگر میشود که پیش بینی خروجی مسئله ابدا آسان نیست.

بسیاری از صاحبنظران و مفسرین اقتصادی و پولی مملکت، بویژه آنهایی اشان که ماموریت ویژه در این زمینه ها دارند تا از بازار التهاب زدایی کنند در روزهای اخیر برای آرامش بخشیدن به بازار ارز وارد میدان شده اینگونه استدلال می کنند که؛ بر حسب سطح قیمتها و موازنه نقدینگی و ارز در کشور، نرخ واقعی دلار بین ۷ تا ۸ هزار تومان است.

صرفنظر از اینکه در این زمینه هیچ آماری و ارقام  قابل اعتمادی در اثبات این ادعای خود نمی دهند نظراتشان کلی گوئی و فقط بر اساس حدسیات است. باید از این کارشناسان پولی پرسید، اگر میزان ورودی ارزی بعلت تحریم نفتی و دیگر تحریمها، چنان تقلیل یابد که موجودی ارزی کشور فقط کفاف واردات کالاهای اساسی و استراتژیک را بکند و چیزی برای واردات مواد اولیه، واسطه ای و وسایل یدکی کارخانجات، ارزهای مسافرتی و خیلی ساده تقاضا برای خارج کردن ارز از مملکت باقی نماند، که نمی ماند، آنگاه آن معادله طبیعی و منطقی فوق چگونه خود را در بازار نشان خواهد داد. چگونه میتوان نسبت نقدینگی و سطح قیمتهای بازار داخلی و خارجی را مبنا قرار داده و  به شرایط غیرعادی حاکم بر میهن ما تعمیم داد و از آن نرخ واقعی دلار را استخراج کرد؟ وقتی خود مقامات بالای مملکت از جنگ اقتصادی سخن میرانند!؟

به این کارشناسان باید گفت اگر این چنین است که شما می فرمایید! بسم الله! به بانک  مرکزی توصیه کنید تا به جای راه انداختن جارچی در رسانه ها حکومتی، دایر بر اینکه از فلان روز بانکها می توانند و مجازند تا ارزهای مردم را بخرند، اعلام کند: تمام بانکهای کشور از فلان روز تحت شرایط آزاد بازار، باید به متقاضیان ارز، هر چقدر دلار و درهم می خواهند بفروشند.

اگر حرف های آن اساتید پولی درست باشد، در اثر چنین اطلاعیه ای از سوی بانک مرکزی و اجرای آن در عمل،  طبعا نرخ دلار با تفاوتهای اعشاری در همان کانالی که این کارشناسان ادعا میکنند خواهد افتاد.

البته بانک مرکزی هفته پیش اعلام کرد که از فلان روز بانک مرکزی دلار به بازار سرازیر خواهد کرد و بانکهای  کشور میتوانند به متقاضیان هرچه میخواهند ارز بفروشند ولی معلوم نشد و کسی هم نپرسید چرا اطلاعیه بانک مرکزی دایر بر مجوز فروش و عرضه ارز از سوی بانکها درعمل معکوس شد و به اعطای مجوز به بانکها برای خرید ارزهای مردم تغییر یافت، گویی مردم برای فروش دلارهایشان تا کنون مشکل داشته اند و نیازمند فرمان بانک مرکزی بوده اند تا به بانکهای تابعه دستور دهد به کمک آنان شتابیده و دلارهای روی دستشان مانده را از آنها بخرند!

روی اینکه نرخ واقعی دلار در یک مقطع و لحظه معین زمانی ۲۰ هزار تومان نیست و شاید ۱۸ یا حتی ۱۰ و ۵ هزار تومان باشد، نمی توان حکم قطعی صادر کرد. همچنان که قواعد و قوانین برآورد میزان دقیق جریان آب در یک لوله با کالیبر و با فشار معین در دقیقه را نمی توان به جریان یک سیلاب بهاری شتابنده یا کاهنده تعمیم داد،

وضعیت ارزی مملکت را هم در شرایط کنونی که به متغیرهای بی شماری مربوط و مشروط میشود نمیتوان پیش بینی کرد. این متغیرها؛ از قاچاق ارزی و مرزی گرفته تا خروج ارز بصورت صادرات و بخورـ بخورِ دست اندرکاران در این آنارشی پولی و ارزی؛ و وضعیت کاملاً نامعلوم میزان صادرات نفتی در ماههای آینده، نحوه و شکل پرداخت بهای آن و هجوم مردم برای بیرون کشیدن سپرده هایشان از بانکها برای تبدیل آنها به دلار و درهم، طلا و سهام بورس،  مسکن و مستقلا ت را در بر می گیرند.

یک کارشناس اقتصادی در شرایط کنونی فقط میتواند از روی حال و هوای روانشناختی جامعه، وضعیت سیاسی و.. ، فقط سمت و سو و میزان شتاب گرایش صعودی یا نزولی ارزها و در مقابل آنها ریال را پیش بینی کند و نه بیشتر.

با تأسف باید گفت، مسئله ارز و طلا اگر برای سوپر میلیاردرها، سودهای میلیاردی نجومی است برای آن بخش از مردم که نگران اندوخته های ناچیز ریالی اشان هستند، مسئله نان سر سفره آنها میباشد و دولت و بانک مرکزی با ناجوانمردی نسبت به این اقشار اجتماعی و معیشت آنها رفتار میکنند در حالیکه کلان ارز خواران که سر در شبستان قدرت و ستادهای تصمیمگیری دارند، در تله شامورتی بازیهای بانک مرکزی و دولت نمی افتند.

حبیب تبریزیان     

 

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر بیشترتی از هم میهنمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفندها و بد کرداریهای آن نداریم!

 

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

No Comments