رسانه های جهان، تحریم نفت ایران و «تیم اقدام روی ایران»

Share Button

 چکیده … تهدید ترامپ به خفه کردن صادرات نفتی جمهوری ایران و بستن گلوگاههای مبادلات مالی آن را، بنظر من، نباید در چارچوب رویارویی فقط  با ایران خلاصه کرد بلکه باید آن را در متن تهاجم همه جانبه ی اقتصادی دید که در شرق آسیا و خاور دور، کره را (هم شمالی و هم جنوبی)، چین، ژاپن را در خاور دور، کانادا را در قاره آمریکا، و در جنوب اروپا روسیه را، و در اروپا اتحادیه اروپا را هدف گرفته است.

……………………

ظرف یک ماهه اخیر، رسانه های بزرگ دنیا گزارش های بسیاری درباره جوانب مختلف تحریمهای نفتی ترامپ داشته اند.

دونالد ترامپ  پس از خروج از قرارداد هسته ای با ایران، در مناسبت های مختلف، با تأکید و قاطعیت گفته است که هدفش متوقف کردن صادرات نفت ایران تا حد صفر میباشد.

ابزار یا سلاحی که او در چالش با ایران بکارگرفته است، یعنی حربه تحریم، هرچند به لحاظ سابقه تاریخی ابزارجدیدی نیست و از دهه ها پیش علیه شوروی سابق، کوبا، کره شمالی و بالاخره ایران اسلامی و برخی ممالک دیگر بکار رفته است ولی، محور سازی ابزار تحریم  تا این اندازه در سالهای اخیر، هرگز سابقه نداشته است.

در واقع ما با یک تغییر فاز یا بهتر است گفته شود تغییر پارادایم در عرصه رویاروئی های بین المللی روبرو هستیم. تغییری که میتوان آن را به دوران فرادستی گرفتن دلارو ابزار مالی بر زرادخانه اتمی و موشک قاره پیما در رویا روئیهای جهانی توصیف کرد.   

ایالات متحده در کنار متحدین غربی خود، از پایان جنگ اول جهانی علیه نظام نوظهور کمونیسم در شکل دولتی اتحاد جماهیر شوروی و یا در چالش هایش با آلمان نازی، میلیتاریستهای ژاپن و فاشیسم ایتالیایی، عمدتاً روی قدرت نظامی خود تکیه کرده بود.

در دوران جنگ سرد؛ آمریکا در برخورد با اتحاد شوروی، ضمن سرگرم کردن آن دولت و کل پیمان ورشو در میدان گرد و خاک گرفته ای که حریف را بدان کشانده و او را مشغول کرده بود، خود پیوسته به توسعه همه جانبه خویش ادامه میداد.

در این مسابقه بدون بُرد برای اتحاد شوروی، آمریکا این کشور را به میدان رقابت هسته ای، مسابقه فضایی، سناریوهایی اکشن مانندی نظیر جنگ ستارگان و بمب های نوترونی کشانده بود در حالی که خود بطور مداوم  بر قدرت اقتصادی خویش می افزود تا امروز که به بزرگترین قدرت جهان تبدیل شده است. در حالی که حریف عمده نظامی آن درغرقاب فلاکت اقتصادی، عقب ماندگی جبران نشدنی تکنولوژیکی و اتکاء به نفت و گاز، عقب ماندگی در کشاورزی و تحقیقاً در همه عرصه های دیگر حتی تولید ودکای بازار دنیاپسند، دست و پا میزند و حریف دیگر اقتصادی آن، چین، به نحوی حیاتی به بازار ایالات متحده برای فروش کالاهای وابسته است.

هراز گاهی در رسانه های دنیا یا منطقه، صحبت از خطر یا امکان حمله نظامی آمریکا یا اسرائیل و رویارویی نظامی با جمهوری اسلامی به میان می آید. و رسانه های محافل پادگانی ایران هم با اشتیاق آن مطالب را فرصتی می یابند که به آنها امکان می دهد قدرت نظامی خود را نمایش دهند در صورتی که آمریکای ترامپ، نه به حمله نظامی بلکه به حمله موشکی مالی و اقتصادی می اندیشد و دست میزند که در آن فرادستی بی چون و چرا دارد.

باید درک کرد که قرن بیست و یکم نه قرن لشکرکشی های بزرگ یا حتی جنگ اتمی و موشکی بلکه، قرن جنگ قدرت اقتصادی با استفاده از زرادخانه علمی و فنی است.

تهدید ترامپ به خفه کردن صادرات نفتی جمهوری اسلامی ایران و بستن گلوگاههای مبادلات مالی آن را، بنظر من، نباید در چارچوب رویارویی فقط  با ایران خلاصه کرد بلکه باید آن را در متن تهاجم همه جانبه ی اقتصادی دید که در شرق آسیا و خاور دور، کره را (هم شمالی و هم جنوبی)، چین، ژاپن را در خاور دور، کانادا را در قاره آمریکا، و در جنوب اروپا روسیه را، و در اروپا اتحادیه اروپا را هدف گرفته است.

در این کادر،  تحریم هایی که قرار است علیه جمهوری اسلامی به اجرا گذارده شوند را اگر در چارچوب پارادایم تقابل قدرت در دوران دنیای دو قطبی بدانیم، باید آنرا در حکم بمباران اتمی کامل ایران تلقی کنیم درحالیکه، جمهوری اسلامی ایران کمترین امکانی برای گارد گیری، تهاجمی که هیچ، حتی دفاعی در این میدان را ندارد.

اگر یک تحلیلگر سیاسی/اقتصادی رفتار اخیر رژیم تهران و دولتمردان آن را زیر ذره بین بگذارد، به خوبی متوجه میشود، که خود رژیم هم بر بی دفاعی خود کاملاً واقف است و علی رغم های و هو کردنهایش شدیداً دُچار ترس گردیده است منتها رژیم در هل من مبارز طلبی های خود آنقدر به جلو تاخته است که راه عقب نشینی آبرومندانه را هم به روی خود بسته است.

تکرار میکنم، سیاست ترامپ نه یک رویارویی کلاسیک با یک دشمن آمریکا یا غرب بلکه، بطور کامل، تغییر پارادایم تقابل در عرصه بین المللی است که مضمون آن جایگزین شدن موشک دلاری های سیستم مالی دنیا به رهبری خزانه داری آمریکا بجای استفاده از زرادخانه اتمی و موشکی است.

امروزه آمریکا در چنان موقعیت تاریخی قدرتمندی از نظر اقتصادی و سیطره مالی در جهان قرار گرفته است که می تواند قدرتمند ترین حریفان خود را هم به پای میز مذاکره بکشاند و شرایط خود را بدانها دیکته کند.

بی جهت نیست که تحلیلگران بلومبرگ در یادداشتی که من ۳ روز پیش آن را ترجمه کردم با عنوان:«تیم اقدام روی ایران، نیروی خود را پشت سر ترامپ میگذارد» نوشتند:

این تیم  تمرکز خود را بر اثبات این نکته نهاده است که قدرت اقتصادی آمریکا و دلار آن در سیستم اقتصاد جهانی چنان نقش مرکزی یافته اند که که فقط  تحریم های آمریکا به تنهایی می توانند اقتصاد ایران را به انزوا برانند. این رویکرد در نقطه مقابل رویکرد مورد چالش عقل گرایانه ای بود که دولت اوباما نسبت به ایران برگزیده بود که بر اساس آن، تحریمهای آمریکا فقط هنگامی کارآمد خواهند بود که از سوی دولتهای دیگر، به ویژه دول هم پیمان آمریکا پشتیبانی شوند. یوآن  زراته سرپرست شبکه بهم پیوسته مالی و مشاور امنیت ملی در دولت بوش میگوید: «برای مدتها من فکر میکردم که ما توانایی خود را در کاربرد ابزارهای آمریکا به هنگام رویارویی با دولتهای یاغی در دنیا دست کم گرفته اییم.» این استدلال که قدرت ما از کنترل مان دارد خارج میشود و توانمندی ما برای اِعمال و حفظ تحریم ها رو به فرسایش است، با توجه به جائی که در آن قرار داشتیم یک استدلال نادرست بود.»

حبیب تبریزیان

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

   

 

 

 

No Comments