احتمال فروپاشی کشور از زبان دو صاحب نظر مطرح داخلی

Share Button

احمد زید آبادی: …«در صورت تداوم ناکارآمدی وضع موجود، احتمال بروز هرج و مرج از راه گسترش اعتراض‌های بدون سازماندهی وجود دارد؛ موضوعی که می‌تواند ایران را تا حد سومالی‌لند با مخاطره روبرو کند.»

آقایان احمد زید آبادی و عباس عبدی، دو تن از فعالین سیاسی و رسانه ای داخلی هستند که الابختکی سخن نمی گویند. نظرتحلیلی آنها راجع به اوضاع مملکت اگر کاملاً درست نباشد، قطعاً تا حدود زیادی فضای واقعی مملکت و جهت گیری عمده آنرا نشان میدهد. و اگر مخاطب، خاستگاه و مواضع سیاسی و اجتماعی این دو تحلیلگر را به درستی بشناسد، میتواند تصویری نسبتاً کامل از اوضاع مملکت برای خود ترسیم کند.

در هفته گذشته یادداشتی کوتاه از آقای زید آبادی تحت عنوان:« گزاره های صریح و شفاف در باره شرایط کشور» انتشار یافت که در آن، نگارنده در ۱۹ بند کوتاه نظر خود را راجع به اوضاع کشور بیان کرده بود. دراین تحلیل کوتاه، آقای زیدآبادی از احتمال فرپاشی مملکت، سومالیایی شدن یا یوگوسلاویزه شدن آن(یوگوسلاوی دوران میلوسویچ) و هم چنین از گزینه های احتمالی که ممکنست از دل چنین شرایطی فرا بروید و سرنوشت مملکت را رقم بزند سخن میراند.

تا آنجا که زید آبادی از اوضاع کنونی تحت نظام کنونی سخن میراند، میتوان گفت؛ از ناکامل بودن آن بگذریم ایراد جدی به آن وارد نیست ولی در آنجا که او از گزینه های احتمالی بعدی سخن میراند، او زمینگیری خود را در میدان جمهوری اسلامی نشان میدهد. او نمیتواند یا نمی خواهد درک کند که امکانات و احتمالات دیگری هم از دل این شرایط میتواند برآید برای او مغفول مانده  یا به واسطه زمینگیری در مغناطیس اعتقادات خود نسبت به جکومت اسلامی قادر به تشخیص آنها نیست.

اگر خواننده نقادانه به تحلیل آقای زید آبادی ننگرد، و نا خود آگاه تسلیم منطق و چیدمان استدلال او در این تحلیل شود، به آنجا میرسد که بهترین گزینه دست روی دست گذاشتن است تا شاید دستی از غیب برون آید وکاری بکند.

البته اگر این تحلیل بر جامعه چیره شود، یک سنتز منطقی و قطعی دارد که که آقای زید آبادی یا نمی خواهد بگوید یا به ذهنش نمیرسد تا بگوید و آن هم وارد شدن سپاه به میدان است در زمانی که شیرازه های مملکت از هم گسیخته، فریادرس و  نجات دهنده ای نیست مگر سرداران سپاه!

من قبل از اینکه به نقد بیشتر و تفصیلی تر تحلیل آقای زید آبادی بپردازم اضافه میکنم که آقای عباس عبدی هم در کانال تلگرامی خود تحلیلی نسبتاً مشابه از اوضاع تاریک آینده دارد با عنوان:« در تکمیل مفهوم فرو پاشی اجتماعی» که به آنهم بعداً و تفصیلی خواهم پرداخت.

ولی از آنجائیکه گنجاندن نقدها در این یادداشت و افزون بر مطلبِ خود آقای زید آبادی حجم مطلب را زیاد میکند، نقد تفصیلی خود را در چند یادداشت خلاصه تر به تدریج  در آینده نوشتاری و در همین سایت و کانال تلگرامی سیمرغ درج میکنم.

CimorghIan@

و اینهم یادداشت آقای زید آبادی:

گزاره های صریح و شفاف دربارۀ شرایط کشور!

✍️احمد زیدآبادی


۱٫ به دلیل وخامت وضع اقتصادی، پتانسیل انواع اعتراض‌های اجتماعی در ایران بسیار بالاست.

۲٫ این اعتراض‌ها به علت پراکندگی و ناهمسویی در انگیزه‌ها و منافع، در غیاب رهبریِ کاریزماتیکِ متکی بر تشکیلاتی قدرتمند و فراگیر، استعداد تبدیل شدن به حرکتی سیاسی برای تغییرات ساختاری را ندارند.

۳٫ اگر هم از ضرورت رهبر کاریزماتیک صرف نظر کنیم و ظهور آن را امری منسوخ شده بدانیم؛ ضرورت تشکیلات قوی با توان سازمان دهی بالا بر روی زمین و نه در عالم مجازی، برای هر حرکت سیاسی معنی دار، غیر قابل انکار است.

۴٫ بدون اینگونه سازماندهی، حرکت‌های اعتراضی عموماً جنبۀ سلبی و تخریبی و هرج و مرج به خود می‌گیرد.

۵٫ در داخل ایران، تشکیلات یا سازمانی که بخواهد نقش هدایت اعتراض‌ها را به عهده گیرد؛ دیده نمی‌شود؛ اگر کسی می‌بیند آدرس آن را بدهد!

۶٫ امکان ایجاد چنین تشکیلات و سازمانی در داخل کشوردر حد صفر است. به گمانم هر فردی که نظام سیاسی ایران را از نزدیک بشناسد؛ این موضوع را باور کند؛ اما اگر کسی باور ندارد؛ می‌تواند امتحان کند!

۷٫ اپوزیسیون هزار تکه پارۀ خارج از کشور، توان توافق بر روی هیچ اصل ایجابی ندارد و از این جهت محکوم به تفرقۀ ابدی است.

۸٫ اگر کسی وقت و حوصلۀ شمارش مدعیان ریاست جمهوری آینده را در بین نیروهای مخالف داشته باشد، به راحتی می‌تواند صدها تن از آنان را شناسایی کند! این همه مدعی، محال است در اقلیمی بگنجند و برتری دیگری را بر خود بپذیرند. به همین علت آیندۀ آنان جنگ ۷۲ ملت خواهد بود.

۹٫ از این رو، اقشار آگاهتر جامعه به آنان اعتماد ندارند چرا که به زعم آنها، برخی از همین حکمرانان کنونی بر اثر سال‌ها آزمون و خطا و یا به عبارت بهتر، “آزمون برای خطا”! متوجه شده‌اند که ۲+۲ بیشتر از ۱۰ نمی‌شود؛ اما برخی از اجزای اپوزیسیون خارج از کشور هنوز می‌پندارند که ۲+۲ تحت هیچ شرایطی کمتر از ۲۸ نیست!

۱۰٫ این همه اما نظام حاکم را بیمه نمی‌کند و دو خطر بزرگ آن را تهدید می‌کند.

۱۱٫ در صورت تداوم ناکارآمدی وضع موجود، احتمال بروز هرج و مرج از راه گسترش اعتراض‌های بدون سازماندهی وجود دارد؛ موضوعی که می‌تواند ایران را تا حد سومالی‌لند با مخاطره روبرو کند.

۱۲٫ دولت آمریکا در صورت نومیدی از تغییر رفتار جمهوری اسلامی ممکن است به طور رسمی به سمت سیاست “تغییر رژیم” حرکت کند.

۱۳٫ در آن صورت نارضایتی عمومی می‌تواند اهرم لازم را برای پیشبرد سیاست تغییر رژیم در اختیار اطرافیان ترامپ قرار دهد.

۱۴٫ برای این منظور، دولت ترامپ ممکن است با گردآوری تحکم آمیز و آمرانۀ برخی چهره‌ها و گروه‌ها زیر چتر واحد و هدایت و منضبط کردن آنها از راه تشویق و تهدید، اپوزیسیون پر هیاهویی را سازمان دهد.

۱۵٫ این اپوزیسیون احتمالی با برخورداری از حمایت مالی و دیپلماتیک و  بخصوص رسانه‌ای ایالات متحده می‌تواند با جمعیت ناراضی در کشور ارتباط برقرار کرده و آنها را به سمت و سوی سیاسی دلخواه سوق دهد.

۱۶٫ سرانجام چنین حرکتی ممکن است سرنوشت صربستان عهد میلوشوویچ را در ایران تکرار کند.

۱۷٫ احتمال پیوستن برخی از گروه‌ها و چهره‌های مشهور به این اپوزیسیون از سر ناچاری و یا از باب “اکل میته” محتمل است.

۱۸٫ این سناریو، جنبۀ زشت و کریه سیاست است و از این رو، آن دسته از افرادی که سیاست را با دست‌های پاک جستجو می‌کنند، با آن همراه نخواهند شد.

۱۹٫ بنابر این زمین بازی امثال من نیست.

پایان یادداشت زید آبادی

************************

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

No Comments