نقدی بریادداشت آقای احمد زیدآبادی(گزاره های ..)بخش ۷

Share Button

برای رژیم و مردم میهن ما، دو ایران و دو ملت وجود دارد. ایران با هویت سرزمین کهن و تمدن ساز و ایران با هویت شیعی به عنوان تیول دینی روضه خوانان حاکم فعلی. و همینطور، دو ملت وجود دارد که یکی مدرن و جهان گرا است که می خواهد بخشی از جامعه ی روبه پیشرفت جهانی باشد و دیگری اُمتی است که با هویت شیعی واپسگرایش  تعریف می شود و این هویت تنها توشه سیاسی و تاریخی او می باشد.  

آقای زید آبادی در ادامه گزاره ۱۱ و احتمالات ناشی از ناکارآمدی وضع موجود(رژیم. ح ت)، در گزاره ۱۲ مینویسند: «دولت آمریکا در صورت نومیدی از تغییر رفتار رژیم، ممکن است به طور رسمی به سمت “تغییر رژیم” حرکت کند.

در درستی این گزاره نمی توان ایراد گرفت. برای یک لحظه تصور کنید که شما در یک مجتمع مسکونی چند صد خانواری زندگی می کنید که اغلب زندگی مدرن و غربی یا در هر حال عرفی دارند.به  یکباره یک خانواده مذهبی و متظاهر به مذهب که کمترین شباهت رفتاری با اهالی آنجا ندارند به آنجا نقل مکان می کنند و اولین کارشان هم اینست که همان روز اول جلوی ساختمان خود یک گوسفند را در برابر دیدگان ساکنین مجتمع از جمله بچه های کوچک، زمین زده و با قساوت ذبح اسلامی، سر آن را میبرند. بعد یک بلندگوی بزرگ جلوی خانه شان نصب می کنند که تمام روز یا قرآن و روضه می خواند یا با آهنگی گوش خراش اذان میگوید آنچنانکه صدای آن تمام آن منطقه را پر میکند.

حال آدم انتظار چه واکنشی را از ساکنین آن مجتمع  باید داشته باشد؟

رفتار جمهوری اسلامی اگر صد بار بدتر از مثال فوق در جامعه جهانی امروز نباشد، به هیچ وجه کمتر از آن نیست. آیا ساکنین دیگر این مجتمع باید کوچ کنند و بروند یا به این خانواده سنتی و فناتیک اخطار کنند: یا خودت را با نظم و نظامات محل تطبیق می دهی! یا ما؛ قانونی و اگر قانونی نشود حتی با گردن کلفتی تو را از خانه ات بیرون می اندازیم!

آقای زید آبادی در فراز ۱۳ ادامه میدهد:« در آن صورت نارضایتی عمومی می‌تواند اهرم لازم را برای پیشبرد سیاست تغییر رژیم در اختیار اطرافیان ترامپ قرار دهد»

من بدترین و در عین حال نا محتمل ترین حالت را در نظر میگیرم و تعارفات سیاسی را کنار میگذارم. فرض کنیم ترامپ و آمریکا قدرت این را داشته باشند که هم رژیم را تغییر دهند و هم یک ژنرال سیاه پوست آمریکایی را بعنوان نایب الحکومه آمریکا بجای سید علی خامنه ای و شرکاء بر رأس حکومت در میهن ما بگذارند. آیا وضع مملکت بهتر میشود یا بدتر؟ آیا آن نایب الحکومه آمریکایی به ملت ایران آرامش و آسایش و توسعه بیشتر میدهد وبه آنها احترام بیشتر میگذارد و حقوق آنها را بهتر رعایت میکند یا رژیم فعلی؟

آقای زید آبادی از اصطلاح رایج شده «ناکارآمدی» نظام سخن میگوید و منهم تا همین چندی پیش بدان باور داشتم ولی دریافته ام، سیاستی که رژیم دارد را دیگر در چارچوب ناکارآمدی آن نمی توان توضیح داد بلکه مسئله، مسئله انتقام کشی تاریخی از ملت و مملکت و بیش از همه طبقه متوسط  آن در میان می باشد. طبقه سومی که همچنان فرهنگ دوران پهلوی را حفظ کرده است.

سید علی خامنه ایی به عنوان یک روضه خوانی که همواره با تحقیر از سوی طبقه متوسط و به ویژه اقشار فرهنگی روبرو بوده است، و سعی کرده تا خود را منورالفکر جا بزند ولی با این حال، هرگز نشانی از حضور تحصیل کردگان و حتی کادرهای میانی بوروکراسی مملکت در پای منبر خود و امثال خود ندیده و فقط کلاه نمدی ها و برخی بازاریان سنتی به او اقتدا کرده و پای وعظ و روضه اش نشسته اند.

در نتیجه او از این کشور، طبقات متوسط  جامعه و رهبری سیاسی مملکتی که رژیم سکولار پادشاهی سابق آن، او و امثال او را به حاشیه جامعه راندند، کینه ای شتری و عقده ای بدخیم در دل دارد.

مسئله؛ مسئله سوء مدیریت و صرفاً نا کارآمدی در کار نیست.

دشمنی رژیم اسلامی با تاریخ و فرهنگ ایرانی و افتخارات تاریخی میهن ما، که در سالهای رواج و چیرگی گفتمان دینی علنی بود، امروز به  صورت نیمه پنهان، ضدیت خود را با مظاهر فرهنگ ایرانی از جمله ضدیت با مراسم نوروز، دشمنی با مراسم سیزده بدر، چهارشنبه سوری و ضدیت با روز کوروش کبیر نشان داده و میدهد.

گردانندگان این رژیم آخوندی، عقده به بازی گرفته نشدن خود از سوی اقشار مدرن دوران پهلوی را در دل دارند و این عقده،  جدای از عقده آنان نسبت به ایران به عنوان سرزمین مادری امان نیست.

رژیم حاکم، ایران شیعی را می خواهد و آن را دوست دارد و هرگاه دم از ایران می زند، منظورش همآن ایران ولایی و امت شیعی چند میلیونی آنست نه ایران دهها میلیونی که چند هزار سال پیش از حمله اعراب و ظهور روضه خوانان وجود داشته است و قطعاً پس از اینها هم وجود خواهد داشت.

برای رژیم و مردم میهن ما، دو ایران و دو ملت وجود دارد. ایران با هویت سرزمین کهن و تمدن ساز و ایران با هویت شیعی به عنوان تیول دینی روضه خوانان حاکم فعلی. و همینطور، دو ملت وجود دارد که یکی مدرن و جهان گرا است که می خواهد بخشی از جامعه ی روبه پیشرفت جهانی باشد و دیگری اُمتی است که با هویت شیعی واپسگرایش  تعریف می شود و این هویت تنها توشه سیاسی و تاریخی او می باشد.  

 

***********************

توجه!

 

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

  

No Comments