بحران کارگری هفت تپه پایان نخواهد یافت!

Share Button

بحران مجتمع نیشکر هفت تپه هر چند در صورت ظاهر به یک واحد تولیدی با چند هزار کارگر مربوط میشود، ولی در عمق و محتوای خود تناقضات لاینحل ساختار اقتصادی و سیاسی نظام حاکم را نمایان میسازد. بحران هفت تپه بحران کل رژیم است!  

حرکت چند هفته ایی اخیر کارگران کشت و صنعت هفت تپه، سر زخمی عفونی را گشوده است که ریشه های آن تمام نسوج و عروق بخش صنعتی و خدماتی اقتصاد مملکت را به نحوی درمان ناپذیر در برگرفته است. این حرف ابداً به این معنا نیست که بخش های دیگر اقتصادی و غیر اقتصادی مملکت فاسد و عفونی نیستند بلکه بررسی آنها هدف این نوشتار نیست.

درباره مُفت خرکردن یا مفت واگذاری کردن این مجتمع بزرگ اقتصادی، تقریبا زیاد گفته شده و هدف ما واکاوی و نشان دادن آن نیز نمی باشد.

ولی به اختصار بگویم که این مجتمع اقتصادی با ۶۰۰۰ کارگر در شهر کوچک هفت تپه، یعنی قلب اقتصادی این شهر، آن چنان که گفته میشود با قیمتی معادل ۵% ارزش واقعی اش از سوی دولت به بخش خصوصی واگذار شده است. دو جوان  یکی ۲۵ ساله و دیگری ۳۵ ساله بی تجربه در یک مزایده مشکوک برنده شده و این واحد را خریده اند. آنها یک قلم به عنوان گسترش این واحد، ۸۰۰ میلیون دلار، با نرخ دلار ۴۰۰۰ تومان وام گرفته و حالا هم همچون سایر کلاهبرداران نظام فاسد، به خارج از کشور گریخته اند.

موضوع این است که تنها مشکل، کارخانه نیشکر نیست که خوابیده  و از پرداخت دستمزد کارگران و بدهی های دیگرش وامانده است، بلکه با توقف پرداخت مزد کارگران این واحد، تمام شهر که اقتصادش تا حدود زیادی به فعالیت این مجتمع وابسته بوده راکد است. بی جهت نیست که این چنین همبستگی دامنه داری از سوی اقشار مختلف شهر نسبت به حرکت اعتراضی کارگران نشان داده میشود.

و اما تا آنجا که به چشم انداز این حرکت مربوط می شود، مسئله بسیار پیچیده تر از عدم پرداخت دو یا سه ماه حقوق معوقه کارکنان این مجتمع است. این مؤسسه هزاران میلیارد تومان بدهی به بانکها، بیمه، دولت و دیگر موسسات بدهکار است.

اگر قرار شود که کارگران این مجتمع حقوق و مزایای معوقه خود را دریافت کنند: اولاً از چه منبعی؟ و در ثانی در صورت پرداخت، یعنی راه اندازی یک موج دومینویی در میان دهها هزار کارگر دیگر در سراسر کشور که با همین مشکل روبرو هستند. آنها نیز خواهان دریافت دستمزدهای معوقه خود از همین منبعی که مزد کارگران نیشکر از آنجا پرداخت خواهد شد و با همین روش کارگران نیشکر هفته تپه خواهند شد.

ثالثاً در صورت اتخاذ چنین گزینه ایی، بازپرداخت دیون این گونه بنگاههای اقتصادی به بانکها، که معمولا عمده تسهیلات خودشان را در اختیار این بنگاهها قرار داده اند، مقدور نخواهد بود.

نتیجه اینکه دامنه و میزان دستمزد و حقوق های پرداخت نشده به کارکنان موسسات مختلف، اعم از صنعتی تا خدماتی و شهرداریها چنان حجیم است که اگر دولت بخواهد این معوقات را  از بودجه خود پرداخت کند، مجبور است صدها نفر را استخدام کند که شبانه روز در بانک مرکزی اسکناس چاپ کنند تا بانک مرکزی این اسکناسهای بی ارزش را به دولت وام دهد.

دولت مطلقا در شرایطی نیست تا بتواند زیر بار پرداخت دستمزد معوقه کارکنان اینگونه موسسات  اقتصادی برود.

پرداخت حقوق معوقه صرفا کارکنان مجتمع هفت تپه از طرف دولت ممکن است کمر دولت  را نشکند ولی این امر مساوی پذیرش( دوفاکتوی) مسئولیت پرداخت همه دستمزدهای معوقه در سراسر کشور است. یعنی بدعتی که عملاً شکل قانون  نانوشته را به خود خواهد گرفت. دولت نمیتواند یک بام و دو هوا با جامعه کارگری رفتار کند.

بدبختی رژیم در اینست که چون تا کنون هر حرکت اعتراضی و اعتصابی را با ترفند و سرکوب خفه کرده است، ماشین سرکوبش امکان خفه کردن این حرکت کارگری را که بهانه و زمینه ای برای سرکوب به رژیم نداده و اساساً دولت آمادگی مدیریت  آن را هم ندارد و چه بسا هر واکنش نسنجیده ای اوضاع را بحرانی تر کند.

رژیم با حرکتی اعتراضی سرو کار دارد که اولاً ریشه بسیار عمیق و ساختاری دارد و در ثانی، رژیم در چنان موضع ضعیف حقوقی، سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است که کمترین توجیهی برای سرکوب خشونت بار چنین حرکتی ندارد مگر به قیمت رسوایی بسیار بزرگ و تکان دهنده ای که میتواند به واکنش وسیع اجتماعی و گسترش جنبش کارگری در سطح کشور بیانجامد.  

کارگران هفت تپه با آرامش و شکیبایی چند سال است که به اینگونه اعتراضات دست میزنند و در اغلب موارد هم خود را در زیر شمایل رهبر و امام راحل قرار داده و گفته های آنها را پلاکارد کرده اند.

مسئله ای که از معوقات دستمزدی بسیار مهمتر است، ارتقای سطح مطالبات کارگران به بازگرداندن مجتمع به دولت یا واگذاری آن به خود کارگران است. دولت زیر بار هیچ یک از این دو راه حل نمی رود زیرا در آن صورت موجی در سراسر جامعه کارگری کشور ایجاد می کند. چون کارگران سایر واحد های مشابه را در سراسر کشور تشویق میکند با همین مطالبات دست به اعتراض بزنند و صدهها واحد صنعتی ورشکسته را با هزاران هزار میلیارد تومان بدهی به گردن دولت بیاندازند.  

گزینه دوم یعنی واگذار کردن این مجتمع به کارگران،  فقط به جنگ تمام عیار اقتصادی و مالی بی پایان بین دولت، بانکها و طلبکاران شرکت از یک سو و کارگران از سوی دیگر منتهی می شود.

کارگران بر درخواست خود دایر بر خلع ید صاحبان خصوصی کارخانه، چنان مصر به نظر می رسند که بعید است عقب بنشینند، بویژه اینکه تا اینجای کار، خود را پیروز مبارزه میدانند.

بحران مجتمع نیشکر هفت تپه هر چند در صورت ظاهر به یک واحد تولیدی با چند هزار کارگر مربوط میشود، ولی در عمق و محتوای خود تناقضات لاینحل ساختار اقتصادی و سیاسی نظام حاکم را نمایان میسازد. بحران هفت تپه بحران کل رژیم است!  

این توضیح را بدهم که نه دولتی شدن موسسات ونه خصوصی سازی در مملکت ما معنای واقعی کلاسیک خود را ندارند. بنابراین در تایید یا رد خصوصی سازی یا دولتی سازی در ایران نمیتوان به مراجع تئوریک یا کلاسیک مراجعه و استناد کرد.

این مسئله در ایران فقط جنبه مبارزه سیاسی دارد و با نگاه از این زاویه در شرایط کنونی باید با تمام قوا از دولتی شدن واحدهای واگذار شده با تمام قدرت دفاع کرد.

نظم و نظامات بوروکراتیک، حداقل میزانی از محدودیت را به بوروکراتهای حکومتی تحمیل میکنند که به مافیای علنی نمی توانند تحمیل کنند.

تحریمهای دونالد ترامپ، ضربه چندان جدیدی به رژیم نزد بلکه فقط کانون های عفونی فساد آن را برملا ساخت که این موضوع بدون تحریمها ممکن بود ده سال دیگر وقت ملت را به امید های واهی برای بهبود شرایط بگیرد و تازه آن وقت مردم دریابند که این نظام تا چه حد کپک زده و تا بُن استخوانش فاسد بوده است.

 

**********

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

 

 

No Comments