از هم اکنون باید برای تحریم همگانی انتخابات آماده شد!

Share Button

مأموریت جدید اصلاح طلبان در ساختار قدرت دموکراتیزه کردن عرصه سیاست نیست بلکه  ایجاد یک خاکریز دفاعی محکم تر در برابر تحول طلبان سیاسی و اقشار اجتماعی پشتیبان آنان و نجات رژیم از بحران عمیق کنونی است.

اصلاح طلبانی که امثال تاجزاده، ازآنها امامزاده سازی میکنند، پرورش یافته همین نظام استبدادی و از جنس همین حاکمیت هستند. آنها آزمون خود را پس داده اند و امروز که فاصله آنها با مردم دهها بار بیش از دوران شادابی گفتمانشان است، در صورت گرفتن حتی زمام دولت و مجلس، قطعاً نمیتوانند کارنامه بهتری نسبت به گذشته ارائه دهند.

سون تسو: یک ژنرال کارکشته، خطر دشمن را قبل از اینکه برآید در نطفه خفه میکند!

در آغاز بگویم، ظرف این ۳۹ سال حکومت جمهوری اسلامی، در هیچ انتخاباتی یا رفراندمی شرکت نکرده و رأی نداده ام. در انتخابات ۸۸  از شرکت در انتخابات به سود کروبی و موسوی دفاع کردم و در انتخابات ۹۲ و ۹۶ از انتخاب شیخ حسن روحانی.

از نظر من انتخابات های پس از انقلاب تا ۸۸ همگی در فضای کاملاً ایدئولوژیک بوده و تحت تأثیر صف بندیهای ایدئولوژیک انجام میگرفت و شرکت در هر یک ازآنها، عملاً آب به آسیاب ایدئولوژی حاکم  ریختن بود

انتخابات ۸۸ فضای جامعه را برای مطالباتی کردن انتخابات فراهم ساخت که آن سرنوشت تلخ را به دنبال داشت ولی این درس را به ملت داد که میتوانند از موضع سلبی و مطالباتی، صفوف حاکمیت را به هم بریزند.

در انتخابات خبرگان گذشته شیخ یزدی و مصباح یزدی، دو مهره ماورای ارتجاعی رژیم حذف شدند که یک شکست حیثیتی و ایدئولوژیک/سیاسی برای رژیم بود.

در انتخابات ۹۲ و ۹۶ شرکت کنندگان دست رد به سینه مهره های مطلوب رهبر زدند و کسی را برگزیدند که هرچند از جنس مردم نبود ولی مهره مورد نظر رهبر هم نبود و همین باعث شد که انتخابات به یک رفراندم علیه رهبر فعلی مملکت تبدیل گردد.

حال ۲ سال پس از انتخابات مجدد شیخ حسن روحانی، به نظر من دیگر دوران شرکت در هر انتخاباتی برای دادن رأی سلبی به طور قطع به پایان رسیده است زیرا، رای سلبی به رژیم و رهبر آن در دو انتخابات گذشته داده شد و تکرار آن نه لزومی دارد و نه مفید به فایده می باشد.

در انتخابات ۹۶ مجموع شرکت کنندگان حدود ۳۸ میلیون بود و تعداد واجدین شرایط طبق آمار خود رژیم بیش از ۵۸ میلیون.

معنای این اعداد این است که قریب ۲۰ میلیون نفر از واجدین شرایط، علیرغم دعوت کسانی مانند امثال من که کمترین اعتقادی به رژیم ندارم یا دعوت اصلاح طلبان و بخشی از سبزها، به شرکت در انتخابات به نفع شیخ حسن، از شرکت در انتخابات خود داری ورزیدند که از آن میان میتوان حد اقل ۱۵ میلیون آنها را در گروه تحریم کنندگان انتخابات قرارداد.

بر این پانزده میلیون تحریم کننده باید اقلاً ۱۰ میلیون از آرای ۲۰ میلیونی روحانی را هم به حساب تحریم کنندگان بالقوه گذارد که فقط سلبی رأی دادند. مجموع این دو گروه میشود  حدود۲۵ میلیون.

از نظر جمعیت شناسی انتخاباتی گروههای اجتماعی، میتوان گفت تمام این ۲۵ میلیونی که انتخابات را تحریم کردند از طبقه متوسط و اقشار تحصیلکرده جامعه هستند.

حال رژیم در شرایطی برای انتخابات آینده زمینه چینی میکند که نه تنها این بخش ۲۵ میلیونی پیشین، انتخابات آینده را فعالانه تحریم خواهند کرد بلکه بخش بزرگتری از توده عادی مردم هم که یا به انگیزه امید به بهتر شدن اوضاع و یا به حکم فتاوی شرعی، در انتخاباتهای گذشته رأی دادند، بطور قطع در آینده از صندوقهای آراء فاصله خواهند گرفت زیرا آنها نه تنها از رژیم بلکه از اصلاح طلبان هم قطع امید کرده اند.

رژیم میداند، که بیزاری و محکومیت «نظارت استصوابی» چنان در بین مردم عمومیت یافته است که حتی بخش عمده ای از اصلاح طلبان همیشه حاضر در صحنه های انتخاباتی هم از هم اکنون تهدید کرده اند که در صورت بقای نظارت استصوابی، شرکت در انتخابات بیهوده است.

به نظر من، بخش عمده هیئت حاکمه و در رأس آن خود خامنه ایی درک کرده است، که تاریخ نظارت استصوابی بطور قطع به پایان رسیده است. و همه اینها در حالی است که همه هیاهوی انتخابات برای هیچ است. زیرا  نه مجلس و نه دولت برآمده از حتی یک انتخابات کاملاً آزاد در این جمهوری آخوندی ، سهم تعین کننده ای در قدرت سیاسی کشور ندارند و سیاست های رژیم اصولا در اتاقهای در بسته دولت پنهان تعین میگردد.

مصطفی تاجزاده  از طرفداران همیشه درصحنه انتخابات میگوید: «و اگر روزی واقعا مردم دیگر به جریان اصلاح‌طلبی اعتماد نکنند…؟
شکست اصلاحات شکل گرفتن انقلاب، دخالت خارجی و احیانا بروز خشونت در کشور را ممکن می‌کند. برای این‌که دچار همین وضعی نشویم می‌گوییم باید اصلاحات را زنده نگهداشت و امید مردم به اصلاحات را حفظ کرد، حتی اگر به قیمت عبور از اصلاح‌طلبان کنونی باشد. بگذاریم مردم بگویند فلان چهره یا بهمان حزب را قبول نداریم و اصلاح‌طلبان کارآمدتری می‌خواهیم؛ عیبی ندارد از ما گذر کنند اما از اصلاحات یعنی از روش غیرخشونت‌آمیز و انتخاباتی ناامید نشوند و از آن طریق تحقق مطالبات خود را دنبال کنند.
نامه‌های اخیر جوانان اصلاح‌طلب معروف به نامه دعوت به اصلاح ‌اصلاحات را هم در همین راستا می‌دانید؟
موضوعی که مطرح کردم گسترده‌تر از اصلاح‌طلبان است؛ چرا که میلیون‌ها نفر ایرانی داریم که نه اصلاح‌طلب هستند و نه اصولگرا. آن‌ها نیز می‌خواهند دیده شوند، در مجلس و شورای شهر و دولت حضور یابند و در اداره کشور مشارکت کنند و معتقدند صلاحیت‌شان اگر از زمامداران فعلی بیشتر نباشد کمتر نیست.جریان اصلاحات چه کمکی می‌تواند به این اقشار بکند؟
اصلاح‌طلبان می‌توانند به باز شدن راه‌ها کمک کنند و ضمن دفاع از حقوق خود، از حقوق دیگران نیز قاطع حمایت کنند. برای این‌که راه باز شود ما صریح‌تر از گذشته باید با حکومت و مردم صحبت کنیم؛ دولت پنهان باید برچیده شود، نظامیان به پادگان‌ها برگردند، انتخابات سالم برگزار شود، تاسیس شبکه‌های خصوصی ممکن شود، فیلترینگ پایان یابد، همه حقوق همدیگر را به رسمیت بشناسند و به سبک زندگی یکدیگر احترام بگذارند.»

تمام شرایط و درخواستهای ذکر شده مصطفی تاجزاده، که سایت خبری کلمه آنرا درج کرده است را به نظر من میتوان، در کادر رویکرد مدیریتی جدید کلیت رژیم طبقه بندی کرد.

طی بیش از ۱۲ دوره انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و خبرگان، امید مردم نسبت به معجزه صندوق آراء در این نظام همانقدر رنگ باخته است که امیدشان به امدادهای غیبی و الطاف خفیه الهی دوران جنگ.

بنابراین میتوان گفت، رژیم خود را برای لغو نظارت استصوابی آماده کرده است و فقط  بخش اندکی از حاکمیت که مستقیماً نان خور این نظارت می باشند ممکن است با لغو آن مخالفت کنند. رژیم میداند با تحریم قطعی نزدیک به ۳۰ میلیون نفر از اقشار متوسط جامعه، دیگر نیازی هم به نظارت استصوابی و فیلترینگ آن ندارد. پس لغو آن را، هم یک پیروزی برای خود میداند و هم روغنی برای چرب کردن سبیل اصلاح طلبانی که پس از دو دهه رانده شدن از گردونه  قدرت امید این را دارند تا در سایه درماندگی رژیم در بحران کنونی مملکت، به مجلس یا حتی سکوی ریاست جمهوری بازگردند. ولی همین اندازه خطر هم برای رژیم وجود ندارد زیرا با تحریم وسیع انتخاباتی، پیروزی دولت پنهان و هسته مرکزی قدرت، حتی به شرط برگزاری یک انتخابات طبق استانداردهای جهانی، تضمین شده است. چون بعید است حتی همین رام شدگان بلوک اصلاح طلبی بتوانند آن میزان از آرای مردم را که برای ورود به مجلس یا پست ریاست جمهوری  لازم است بدست آورند ‌و بنابراین شانسی برای پیروزی نخواهند داشت.

رژیم با الغای نظارت استصوابی در هر صورت برنده است زیرا به فرض برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات، به علت فقدان پایگاه کافی اجتماعی شان، اولاً هیچ گامی برخلاف دولت پنهان نمیتوانند بردارند و در صورت باخت انتخابات هم که به خاطر تحریم وسیع  محتمل تر است، رژیم پُز آزاد ترین انتخابات در منطقه خاورمیانه را خواهد داد بدون اینکه کنترل اوضاع در این رابطه و به خاطر آن از دستش خارج شود.

مأموریت جدید اصلاح طلبان در ساختار قدرت دموکراتیزه کردن عرصه سیاست نیست بلکه  ایجاد یک خاکریز دفاعی محکم تر در برابر تحول طلبان سیاسی و اقشار اجتماعی پشتیبان آنان و نجات رژیم از بحران عمیق کنونی است.

اصلاح طلبانی که امثال تاجزاده، ازآنها امامزاده سازی میکنند، پرورش یافته همین نظام استبدادی و از جنس همین حاکمیت هستند. آنها آزمون خود را پس داده اند و امروز که فاصله آنها با مردم دهها بار بیش از دوران شادابی گفتمانشان است، در صورت گرفتن حتی زمام دولت و مجلس، قطعاً نمیتوانند کارنامه بهتری نسبت به گذشته ارائه دهند.

تا آنجا که به طرفداران تحریم و اپوزیسیون پراکنده فعلی مربوط میشود، بی توجهی و رها کردن این فرایند به یک واکنش خود انگیخته و پراکنده مردمی، عدم مدیریت و بی عملی اپوزیسیون تحول طلب را نشان خواهد داد.

باید برای هرچه بیشتر  آگاه سازی مردم و تحریم همگانی انتخابات آینده کار کرد و از پیش برای مردم روشن نمود که برنده انتخابات های آینده درهر صورت، هسته سخت قدرت و دولت پنهان خواهد بود چه برنده، در کسوت آیت الله قاتل، ابراهیم رئیسی ظاهر شود و یا در کسوت کسی مانند مصطفی تاجزاده اصلاح طلب! که از مردم میخواهد تا از نو آزموده را بیازمایند.

آزموده را برای چندمین بار آزمودن، خطا است!

 

 

    *************

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

 

No Comments