رژیم و سپاه قدس در تله بی بازگشت سوریه

Share Button

چکیده … ایران در سوریه  دقیقا به وضعیتی افتاده است که نه توان روی یا رویی با اسرائیل را دارد و نه میتواند حملات آن را دفع کند و به به خاطر حیثیتی کردن حضور نظامی اش در سوریه دیگر میتواند پس بکشد. فقط میتواند بماند تا له و خُرد شود و همه نفرات خود را شربت خور کند.

Netanyahu and Khamenei

سون تسو: « …و بنابراین، آنها که در جنگ کار کشته اند، دشمن را به میدان نبرد می کشند و نه اینکه توسط او به به میدان کشانده شوند … ، تو تعین کن که دشمنت در چه وضعیتی باید قرار بگیرد و میدان نبرد را با این کار برای خودت قابل اطمینان کن(چنان مانورهایی بده تا دشمنت در آن وضعیتی که تو میخواهی قرار گیرد. در این صورت به برتری ات در میدان اطمینان مییابی.م) .»

سون تسو:«.. بنابراین، یک فرمانده  کارکشته مواضعی را میگیرد که در آنها شکست نمی خورد و در عین حال هیچ فرصتی را برای چیره شدن به دشمن از دست نمی دهد.»

سون تسو: «آن کس که میداند کی باید بجنگد و کی نه باید، پیروز میشود.»

سون تسو: «خود را ضعیف نشان بده و به نخوت دشمنت دامن بزن»

سون تسو: « ژنرال دشمن را عصبانی کن و مغز او را مغشوش کن»

سون تسو: « شکست ناپذیری در دفاع  است در حالی که پیروزی در حمله فقط یک احتمال می باشد»

سون تسو: «آنها که کار کشته اند، دشمن را از طریق صحنه سازی و مانور  در موقعیتی قرار میدهد تا وادار به حرکاتی شود که منطبق با انتظار می باشد. آنها با یک طعمه او را اغوا می کدند، چیزی که او یقین دارد به آسانی به آن میرسد و با انداختن آن طعمه زود دست یافتنی(هدف تاکتیکی بی اهمیت. م)، با قدرت در انتظار او می نشینند.»

سون تسو: « سردرگمی آشکار، نشانه وجود یک نظم اساسی در پشت سر آن سردرگمی است  و ضعف و ترسیده نشان دادن، نشانه قدرتمندی است.»

اینها گزیده های بودند از آموزه های ژنرال و استراتژ نامدار چین باستان که میتوان گفت در حملات روزهای اخیر اسرائیل به نیروهای ایران، موبه مو از سوی اسرائیل علیه  نیروهای سپاه قدس و زیرمجموعه های افغانی و لبنانی اش رعایت شده اند و رژیم و سپاه قدس درست برعکس آنچه سون تسو توصیه کرده است رفتار کرده اند..

اسرائیل به ایران حمله نکرده است بلکه ایران را به سرزمینی کشانده است که حضورش در آنجا  هیچ گونه توجیهی ندارد و پشت گوش اسرائیل و تمام قدرت نظامی آن می باشد. با افزایش تلفات رژیم و سپاه قدس در سوریه، به دلیل توجی همین توجیه ناپذیری حضور نظامی در آن کشور، فقط بر دامنه نارضایتی مردم افزوده می شود  که حتی به درون خود نیروهای نظامی رژیم هم کشانده خواهد شد.

مطابق با  آموزه سون تسو، اسرائیل با زدن خود به موش مردگی بر غرور کور نظامی و بی پشتوانه رژیم از رهبری گرفته تا رئیس جمهور و سران سپاه، دامن زد. همین امروز فرمانده نیروی هوایی ارتش عزیز  نصیرزاده در اظهاراتی که خبرگزاری پادگانی تسنیم آن را منعکس کرد، گفت:«بی صبرانه در انتظار نبرد با اسرائیل هستیم.». این رجز خوانی مستانه دقیقا همان چیزی است که سون تسو گفت، یعنی دشمنت را به خودش غرّ ه  کن و او را به میدان مورد نظر خود که بر آن احاطه داری بکشان.

اگر همین حملات دیروز را که به کشته شدن(آخرین آمار  کشته ها) ۲۱ نفر که ۱۵ نفرشان از سپاه قدس بوده اند و ۶ نفر از نظامیان سوری، اسرائیل به خاک ایران انجام داده بود، دنیا علیه اسراییل و حامی عمده آن آمریکا عصیان می کرد. ولی اسرائیل ایران را به خاک سوریه کشانده است تا در آنجا به همه نفرات آن شربت شهادت بنوشاند بدون اینکه اعتراض بین المللی را به دنبال داشته باشد و افکار عمومی دنیا و مردم  منطقه را تحریک کند. و معلوم نیست چه تعداد دیگر از مجروحین این حمله زنده بمانند.

ایران در سوریه  دقیقا به وضعیتی افتاده است که نه توان روی یا رویی با اسرائیل را دارد و نه میتواند حملات آن را دفع کند و به به خاطر حیثیتی کردن حضور نظامی اش در سوریه دیگر میتواند پس بکشد. فقط میتواند بماند تا له و خُرد شود و همه نفرات خود را شربت خور کند.

تابناک، سایت پادگانی دیگر، امروز در گزارشی تحلیلی نوشت، که وضع در سوریه خطرناک شده است و احتمال درگیری مستقیم بین ایران و اسرائیل وجود دارد. گزارش نویس در ادامه با لحنی که ناخودآگاه گلایه آمیز است  می نویسد، اسرائیل تا حملات این روزهای اخیر، اولاً راجع به حملات خود سکوت اختیار می کرد و در ثانی آنها را از پیش اطلاع میداد و به اهداف انسانی هم حمله نمیکرد ولی حالا دیگر هم به نفرات نظامی ما حمله میکند و قبلاً هم دیگر اطلاع نمی دهد.

معنای حرف تابناک که باید نظر حاکم بر محافل نظامی ایران باشد، در واقع چنین است: ـ مشکل کار این است که اولاً حالا دیگر اسرائیل با اعلام آشکار حملات خود به نیروهای سپاه قدس، ایران را در موضع خفت آوری قرار میدهد. که این، هم درست  است و هم، نه از روی قمپز در کردن، مانند نظامیان ایران، بلکه برای تحقیر ایران است با هدف اطمینان آفرینی در میان اعراب منطقه تا آنها هم در برابر ایران اعتماد به نفس پیدا کرده و به اسراییل هم بیشتر نزدیک شوند. ولی هدف مهمتر این حملات که میتوان آنها را پروواکاتیو(تحریک آمیز) تلقی کرد، تحریک ایران به واکنش متقابل نظامی نیز می باشد  تا به اسرائیل برای حملات مرگبارتری و حتی در ادامه، به خاک ایران بدهد و در عین حال ایران را پیش قدم در درگیری معرفی کند.

نیروی قدس تنها مانده در سوریه  که ارتش سوریه هم کمترین پشتیبانی از آن نمی کند، در برابر ارتش اسرائیل، در مجاورت خاک آن کشور، یک لقمه یک روزه ارتش اسراییل می باشد. هدف اسرائیل اینست که (باز هم طبق آموزه سون تسو) نیروهای ایران را به آن حرکت و واکنشی وادار سازد که بیشترین مزیت را برای دولت اسرائیل دارد.

بنا بر این در واقع این ارتش و دولت اسرائیل است که  با مانور های «وضعیت آفرین تحمیلی خود به نیروهای ایران» تصمیم می گیرند سپاه قدس و رژیم ایران، چه حرکتی بکنند.

عربده کشی های سران سپاه و رهبر ایران و شیخ حسن روحانی رئیس جمهور، دقیقا آن چیزی است که اسرائیل میخواهد و ایران را وادار به انجام آن میکند.

حملات مرگبار این روزهای اسرائیل که بنا به نوشته  ژرُزالم پست امروز، در ادامه بیش از ۳۰۰ فقره حمله ی به سکوت برگزار شده گذشته می باشند، بیش از این که نوشتم معنا دارد و تحلیل می طلبد  ولی در این پست بیش این خسته کننده میشود.

 

فرمانده نیروی هوایی ارتش ایران: بی صبرانه در انتظار نبرد با اسرائیل هستیم

To approve a single suggestion, mouse over it and click “✔”
Click the bubble to approve all of its suggestions.
To approve a single suggestion, mouse over it and click “✔”
Click the bubble to approve all of its suggestions.
To approve a single suggestion, mouse over it and click “✔”
Click the bubble to approve all of its suggestions.
To approve a single suggestion, mouse over it and click “✔”
Click the bubble to approve all of its suggestions.
To approve a single suggestion, mouse over it and click “✔”
Click the bubble to approve all of its suggestions.

No Comments