جبهه متحد ارتجاع جهانی در دفاع از دیکتاتوری مادورو

Share Button

چکیده …«سخن کوتاه: امروز روسیه، ایران و چین و ترکیه (اردوغان) و پروکسی های سیاسی نظامی آنها در اطراف و اکناف دنیا به محور استبداد و دیکتاتوری ارتجاعی تبدیل شده اند. روسیه، ایران و ترکیه اساس استراتژی خود را تقابل با دنیای آزاد و نه از طریق رقابت سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی بلکه بر اساس تهدید نظامی بنا کرده اند. این محور استبداد بیشترین سود را از گسترش تروریسم در دنیا می برد زیرا تروریسم به ممالک عضو این محور میدان بازی و مانور سیاسی میدهد. و دقیقا از این زاویه است که ایران و روسیه و به درجات کمتری ترکیه و قطر حامی تروریسم در دنیا هستند.»

در اینکه در دنیای قرن بیست و یکمی ما، در بسیاری از ممالک دنیا دیکتاتوری، استبداد و ارتجاع حاکم است تردیدی نیست. ولی با قطعیت میتوان گفت که همه این دیکتاتوری ها نقش فعال بین المللی در دفاع از دیکتاتوری های ارتجاعی* بازی نمی کنند حتی مواردی هم هست مانند عربستان که علیرغم رژیم اقتدار گرایش، از جنبش های سکولار دموکراتیک منطقه دفاع میکند و علیه جریانهای  اسلام گرای اخوان المسلمین، حزب الله لبنان، انصارالله یمن، حماس و القاعده و طالبان و رژیم های اسلام گرای ایران و ترکیه و قطر و دیکتاتوری بشار اسد ایستاده است.عربستان در صحنه جهانی هم در کنار آمریکا و اروپا و دیگر ممالک پیشرفته دنیا ایستاده است اگر بپذیریم که این ممالک مروج دموکراسی نوع غربی هستند. عربستان اگر به لحاظ ساختار سنتی جامعه سعودی سیاست محافظه کارانه دارد ولی در عرصه جهانی در کنار جریان عمومی دموکراسی ایستاده است و همین ویژگی نوید این را میدهد که این کشور آرام آرام به سوی باز شدن فضای سیاسی هم پیش رود.

بیشتر دیکتاتوری های جهان سومی در لاک خویش هستند و اصراری بر صدور مدل دیکتاتوری خود به بقیه دنیا ندارند مگر اینکه از ناحیه ای احساس خطر امنیتی کنند.

ولی با تاسف باید گفت که در دنیای امروز سه دولت وجود دارند که نه تنها به لحاظ ماهیت، عملکرد و گرایش نهایی خود دیکتاتوری هستند بلکه  محور دیکتاتوری ارتجاع جهانی را نیز تشکیل داده و فعالانه از هر نیرو و رژیم ارتجاعی که علیه جهان آزاد باشد و یا برای دینا مسئله ساز شود پشتیبانی میکنند که نمونه زنده این رویکرد، دفاع آنها از رژیمهای اسد در سوریه، و نیکلاس مادورو در آمریکای جنوبی می باشد..

ممکن است گفته شود آمریکا  و دول اروپایی هم در موارد و مقاطعی از حکومت های  دیکتاتوری پشتیبانی کرده اند و می کنند که کاملاًدرست می باشد. و به همین دلیل است که من بین دو مدل دیکتاتوری ارتجاعی و توسعه گرا خط فاصله و تفاوت ماهوی قائل هستم.

نمونه تیپیکال دیکتاتوری های ارتجاعی: ـ  رژیم های ایران ولایی، بشار اسد، اردوغان(ترکیه)، نیکاراگوئه(ساندنیستها)، عمر البشیر(سودان) و روسیه.

نمونه  دیکتاتوری های توسعه گرا:ـ  پادشاهی اردن و مراکش و شاه ایران و همچنین دیکتاتوری های نظامی یا نیمه نظامی (سابق) کره جنوبی، تایلند، برزیل، شیلی(دوران پینوشه)  می باشند که یا به دموکراسی های مدرن تبدیل شده اند و یا دینامیکال به سوی دموکراسی و گشایش فضای سیاسی پیش میروند. و نمونه این کشورها، اسپانیا(دوران فرانکو)، پرتقال(سالازار)، در اروپا؛ مصر، اردن ، مراکش، بحرین در خاورمیانه؛ کره جنوبی، تایلند، فیلیپین، سنگاپور، اندونزی، مالزی، در شرق آسیا؛ برزیل، شیلی، مکزیک و آرژانتین در آمریکای مرکزی و جنوبی می باشند.

دیکتاتوری های ارتجاعی را نه صرفا به خاطر دیکتاتوری بودنشان بلکه در درجه اول به خاطر ارتجاعی و ضد توسعه بودنشان باید قویاً محکوم کرد. این دیکتاتوری ها ممالک تحت فرمانروایی خود را علیه جریان عمده و غالب توسعه جهانی و به سوی یک بن بست تاریخی و رویارویی با جهان مدرن پیش میبرند که نتیجه آن می تواند عقب افتادگی مزمن، حتی تا مرحله  فروپاشی سیاسی و اجتماعی باشد.این در حالی است که دیکتاتوری های نوع دوم که گاهاً مورد حمایت غرب قرار میگیرند، بجز عرصه سیاسی کشور تحت فرمانروایی خود که بسته است، در عرصه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مدرن و روبه پیشرفت ونیز در صحنه بین المللی مانع یا موانعی در برابر توسعه جامعه ایجاد نمی کنند و با جریان عمده توسعه در جهان همسو می باشند. و از اینها مهمتر اینکه حتی توسل اینگونه رژیمها به روشهای دیکتاتور مآبانه قبل از اینکه از طبیعت نظام آنها ناشی گردد از گریز ناپذیری تقابل با نیروهای مخرب مقابل خود، که چالشهای امنیتی ایجاد می کنند، می باشد. بطور نمونه در رژیم شاه در ایران، نیروهای واقعأ لیبرال و آگاه  به معنای جامعه شناختی سیاسی ، پشت سر آن رژیم بودند و میدانستند که اگر فضای سیاسی باز شود، این آنها نیستند که  در آن فضای برنده می شوند بلکه  اسلامیستهای آخوندی یا شریعتی(گرا)، چپ های روسی، چینی، آلبانیایی یا کاسترو ایست ها برنده آن فضای سیاسی آزاد خواهند شد که سرانجام هم، با انقلاب اسلامی همینطور شد.

در ارتجاعى یا مترقی دانستن حکومت ها، خطاى اسلوبی بسیار بزرگی است که آنها را بر اساس شکلی و ظاهری و نه بر اساس منطق«حرکت و در حال شدنشان » قضاوت کنیم. قدرت بدنی یک پیرمرد ۸۰ ساله از یک بچه ۸ ساله بیشتر است ولی این مقایسه ی خارج از متن و بستر دینامیک «رشد و شدن» آنها، غیر اسلوبی است.

سخن کوتاه: امروز روسیه، ایران و چین و ترکیه (اردوغان) و پروکسی های سیاسی نظامی آنها در اطراف و اکناف دنیا به محور استبداد و دیکتاتوری ارتجاعی تبدیل شده اند. روسیه، ایران و ترکیه اساس استراتژی خود را تقابل با دنیای آزاد و البته نه از طریق رقابت سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی بلکه بر اساس تهدیدات نظامی بنا کرده اند این محور استبداد بیشترین سود را ازطریق گسترش تروریسم در دنیا می برد زیرا تروریسم به ممالک عضو این محور میدان بازی و مانور سیاسی میدهد. و دقیقا از این زاویه است که ایران و روسیه و به درجات کمتری ترکیه و قطر حامی تروریسم در دنیا هستند.

  

        ***********************************

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

………………………………………………………..

 افزوده ها و ضمایم

Iran Slams U.S. Over Venezuela. Secretly, Some May Be Relieved

…………………………………………………….

لینک ویدوئوی پیام ژنرال نیروی هوایی  فرانیسک یانز  . دعوت او از نظامیان برای پیوستن به خوزه گویدا

رویترز

…………………………

 

No Comments