رژیم از مردم عبور کرده است!

Share Button

!با چهره سوزی و تخریب همدیگر هیچ هرمی درست نخواهد شد تا برای هرم و راس آن اعتمادی بین جامعه ساخته شود و فقط میدان و فرصت برای رژیم مهیا میکند تا مهره های خود را در پشت ماسکهای سیاسی مختلف، از کمونیست سه آتشه تا مصدق طلب دو آتشه و سلطنت طلب جنگ طلب به میدان تفرقه بفرستد و خود به ریش همه ی این جمع ساده لوحِ  تو سرهم زن بخندد.

باید آسیب شناسی کرد؛ سازمان داد و گفتمان سازی کرد!

اصطلاح «عبور» جامعه و مردم از این یا آن جریان سیاسی  یا رژیم برای ما چندان بیگانه نیست. ولی اینکه برعکس، رژیم از مردم عبور کرده است را باید به عنوان مفهومی جدید در توضیح وضعیت جدید مملکت و رژیم حاکم کرد.

چرا جدید؟  ـ در طول تاریخ، حتی بدترین دیکتاتوری ها در بدترین شرایط حاکمیت خود در عین اینکه سعی می کرده اند مخالفین سیاسی خود را سرکوب کنند، رفتارشان با توده مردم به گونه ای بود که تمام پلهای برگشت و آشتی با مردم را تخریب نکنند و در تحلیل نهایی در تلاش تجدید کسب حمایت آنها بودند.

در دوران ما در این قاعده کلی دو استثناء ظهور کرده است. دو رژیم سرکوبگر که میتوان گفت آنها از این فاز گذشته و نه تنها ابداً به فکر آشتی با مخالفین خود نیستند بلکه اساسا قید آشتی با مردم را هم زده اند و بطور کامل امید اینکه بتوانند نظر مردم  یا حتی بخشی از آنها را نسبت به خود تغییر دهند از دست داده اند.

اولین نمونه از این دو، رژیم بشار اسد است که برای قلع و قمع مخالفین سیاسی و مسلح خود از کشتار جمعی مردم سوریه هم شرم نکرد و نیم میلیون بیگناه را کشت ونمونه دوم آن، رژیم خامنه ای است که حاکم بر سرنوشت میهن ماست.

طرح عبور رژیم از مردم تنها یک یافته سیاسی نیست، بلکه به طوری که در ادامه نشان خواهم داد حائز اهمیت راهبردی به ویژه در فعالیت سیاسی و سازماندهی جنبش توده ای می باشد.

به صحنه سیاسی و اجتماعی مملکت نظر بیاندازیم. رفتار رژیم و دولتمردان را دقیقا رصد کنیم، آنها به بی پرواترین وجهی به مردم دروغ می گویند و دروغهای آنها رسانه ای می شود و آنها باز هم دروغ میگویند و ادامه می دهند. به اظهارات عجیب و غریب برخی آخوندها توجه کنیم که بی پروا، پرده دری می کنند و ادعاهایی می کنند که  در آغاز انقلاب هیچ آخوندی جرات ابراز آن را نداشت. یکی از همین آیت الله ها که در چند ارگان حکومتی هم عضو هست دیروز در سخنرانی خود گفت”آمریکا و غرب از “عمامه ضربه خورده اند” دیگری چند سال پیش ادعا کرده بود که رهبر موقع دنیا آمدن با صدای بلند گفته است «یا علی» سردار مصطفوی از بلندپایگان نظامی، دیروز در یک سخنرانی گفت؛ من در یک جمع غیر مسلمان وارد شدم و آنها بمجرد دیدن من صلوات فرستادند و آیاتی از قرآن خواندند، جهانگیری معاون اصلاح طلب شیخ حسن روحانی امروز در یک مصاحبه گفت که ایران آزادترین کشور دنیا است.

مسئله ساده است همه اینها خود می دانند که مردم ذره ای از این ادعا ها و گفته ها را باور نمیکنند ولی با این حال دروغ میگویند.

قضیه ساده است اولاً همه این دروغها برای مصرف آن بخشِ” خریده شده” از جامعه است که به نحوی بر سر سفره رژیم نشسته اند و قدری هم دسر خوشمزه این چنینی نیاز دارند تا شیرین کام تر شوند.این افراد سر سفره نشسته می تواند یک گشت بسیجی ساده باشد و یا وزیر، قاضی، وکیل یا کاردار عالیرتبه دیوانی یا نظامی رژیم یا دلالهایی چون بابک زنجانی و رضا ضراب ها.

رژیم قصد پل زدن بین خود با مردم را ندارد چون میداند که برای این کار دیر شده است. پس چاره دیگر رژیم تکیه صد در صدی روی نیروهای سرکوبگریِ نرم، گرم و یا  سخت از یک سو و مهمتر از آن، تکیه بر اقدامات و تدابیر بازدارندگی کامل هرگونه وحدت عملیاتی، سازمان یافتگی سیاسی و مدنی مخالفین است.

این عملیات بازدارندگی در درجه اول معطوف به خنثی سازی اپوزیسیون است که متاسفانه در این جبهه، رژیم تاکنون تا ۱۰۰% موفق بوده است. سازمانهای سیاسی معارضی که تا ۳۰ ـ ۴۰ سال پیش کلی هوادار داشتند همگی بدون کمترین افتخاری عملاً به حاشیه رانده شده و از هواداران و اعضاء تکیده شده اند ولو اینکه خودشان نخواهند بپذیرند. تمام تلاشهای این ۴۰ ساله برای متحد کردن مخالفین رژیم بی نتیجه و گاه خفت آمیز با شکست مواجه گردیده است و یکی از دلایل عمده آن پهلوی ستیزی کورِ و موروثی همان سازمان های سیاسی قدیمی بوده است که  به درون رگ و پی مخالفین امروز هم جریان یافته و یا به عروق آن پمپاژ شده است.

برای مدتهای مدید، ((مصدق طلبی و جمهوریخواهی))، عصای مخرب تفرقه افکنی رژیم بود تا از نزدیکی این دو(( گرایش فکری مصدق طلبی و پهلوی گرایی)) جلوگیری کرده و بین این دو بلوک سیاسی یک دیوار چین بسازد. با اینکه شاهزاده رضا پهلوی بارها و بارها گفته است که آینده نظام سیاسی مملکت را آراء آگاهانه مردم  تعیین می کند، عوامل پنهان و آشکار رژیم در ماسکهای رنگارنگ سیاسی، گفتمان پادشاهی را با تکیه بر تاریخ نویسی ایدئولوژیک، سیاسی و حزبی به لجن کشیده اند تا در حقیقت موضع رضا پهلوی را، که سعی میکند گلوگاه و نقطه اشتراک نارضایتی مردم و جریانهای های گوناگون سیاسی ضد رژیم باشد، را بکوبند.

امروز اگر سلسله قاجار و محمد علیشاه هم لجن مال می شود و تاریخ کهن ایران به مسخره گرفته میشود، باز هم هدف واقعی پشت سر آن کوبیدن رضا پهلوی است چرا؟  چونکه تنها کسی است که در شرایط کنونی می تواند در راس جنبش آزادیخواهانه مردم قرار گیرد و کوچکترین پیشینه منفی هم ندارد تا مخالفین و رژیم نیز روی آن انگشت بگذارند. بنابراین پدرش را لجن مال میکنند تا  از این رهگذر بتوانند وجهه پاک او را لجن مال کنند.

بر حسب وقت و ساعت؛ مخالفین رژیم، روزانه صد هزار ساعت وقت صرف میکنند  تا جنایات، حق کشی ها، دزدیها، اختلاس های داخل این رژیم را برملا کنند. روزی نیست که صدای فریاد و اعتراض یا اعتصاب غذایِ این یا آن زندانی سیاسی صفحات رسانه های مجازی را پر نکند.و روزانه دهها  شکوائیه از بد رفتاری زندانبانان و قضات با زندانیان سیاسی انتشار نیابد. اینها همه نشان میدهند که اپوزیسیون در زمین بازی رژیم گرفتار شده است و شبانه روزش را صرف بازتاب ناله و فریاد و نوحه خوانی برای قریبانیان مستقیم ستم های رژیم  می کند.

باید گفت هشدار:ـ ای رهبران اپوزیسیون بس است این همه نوحه خوانی! نه رژیم برای این ناله ها و روضه های دردناک اشکی میریزد یا تره ای خُرد میکند و نه تکرار بازتاب این ستم گریها چیز بیشتری بر معلومات توده مردم و افکار عمومی دنیا نسبت به ضد مردمی بودن این رژیم می افزاید.

آنچه امروز مهم است در درجه اول این می باشد که جنبش اعتراضی این ۴۰ ساله و فعالیت اپوزیسیون طی این مدت آسیب شناسی شود. بر مبنای این آسیب شناسی معلوم شود چرا ما نتوانسته ایم تا کنون متحد شویم؟  چرا نتوانسته ایم هرمِ ارگان واحد رهبری(جبهه و سازمان) برای جنبش بسازیم؟ و از اینها دردناک تر اینکه در این زمینه دائم عقب تر هم رفته ایم. ما نه تنها بین خود به سوی واگرایی رفته ایم بلکه به سهم خود در سست شدن عواطف و پیوند های اجتماعی مردم هم سهیم می باشیم.

آنچه گفتمان آزادی خواهی ملی از ما می طلبد، طرح های سازماندهی، تدوین یک استراتژی راهبُردی است تا نقشه راهی برای فعالیت میدانی و تاکتیکی مردم باشد تا آنها برای مبارزات روزمره خود یک نقشه راه شفاف داشته باشند. ما در جایی نیستیم که تعین کنیم آینده ایران جمهوری یا مشروطه سلطنتی باشد، ما در جایی نیستیم که تعین کنیم حقوق اقلیت های قومی، ملی یا مذهبی یا هرچه می خواهیم آن را بنامیم در ایران آینده چیست. اپوزیسیون ایران، حتی خصم های تاریخی اشان، می توانند در عرصه عملی روی مسائل مشخص که هیچگونه بار فرقه ای سیاسی ندارد، اشتراک عمل میدانی و مقطعی داشته باشند. بدون یک چنین اتحاد های موقتی و مقطعی، هرگز هیچ یک از گروههای اپوزیسیون کنونی شانسی برای مطرح شدن در جامعه ایران ندارد تا چه رسد بخواهد نظام ساز و رهبر شود.

و نکته مهم در مرحله کنونی اجماع روی هرم رهبری است. این یعنی مطرح کردن و برجسته کردن چهره هایی که میتوانند ستونهای زیرین این هرم رهبری باشند تا از درون آنها، به راس هرم جنبش برسیم.

با چهره سوزی و تخریب همدیگر هیچ هرمی درست نخواهد شد تا برای هرم و راس آن اعتمادی بین جامعه ساخته شود و فقط میدان و فرصت برای رژیم مهیا میکند تا مهره های خود را در پشت ماسکهای سیاسی مختلف، از کمونیست سه آتشه تا مصدق طلب دو آتشه و سلطنت طلب جنگ طلب به میدان تفرقه بفرستد و خود به ریش همه ی این جمع ساده لوحِ  تو سرهم زن بخندد.

سخن آخر! فراموش نکنیم که رژیم از مردم عبور کرده است! و باکی از این همه افشاگریها و اعتراضات حقوقی و حقوق بشری ندارد.

باید آسیب شناسی کرد؛ سازمان داد و گفتمان سازی کرد!

اتحاد عمل میدانی، تاکتیکی موقت و مقطعی تنها مسیر بسیج مردم تا سطح یک جنبش ملی است.

                    

**********************************

توجه!

ر کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

No Comments