خاطره ای از گذشته دور که جشن چهلمین سال انقلاب آنرا در من زنده کرد

Share Button

رژیم به زور یا با ساندیس اُمت خود را به خیابانها میکشد در حالی که در طرف دیگر آن خیابان های مسیر تظاهرات مردم ایستاده اند که علناً به رژیم بد و بیراه میگویند. و در بسیاری  از شهرها در حاشیه همین تظاهرات ها مردم با جسارتی تحسین آمیز با شعار های ضد رژیم به خیابانها آمدند و رسانه های رژیم آنها راهم جزء شرکت کنندگان این جشن حکومتی معرفی کردند.

سالهای ۴۲ـ۴۳ شمسی بود و من در تهران در نیروی هوایی خدمت وظیفه را انجام میدادم. هر تعطیلی پیش یکی از بستگان دور که اطاقی در یک  آپارتمان ۵ ظبقه در خیابان شهناز آنروز که نمیدانم حالا به نام کدام قدیس یا قدیسه نام گزاری شده، اجاره کرده بود می آمدم. او راننده تاکسی بود. این آپارتمان ۵ طبقه در واقع یک فاحشه خانه بود و تنها استثناء در میان  همه مستأجرین زنانه آن یکی فامیل راننده تاکسی ما بود و یکی هم مرد دیگری که می گفتند مأبون است و ِسَمتِ دولتی بالایی دارد  و برای همخوابگی های  خود یک نیم طبقه را اجاره کرده است.

هر طبقه این ساختمان از دو نیم طیقه تشکیل میشد که در هر نیم طیقه ۳ اطاق و یک توالت وجود داشت خبری از حمام و آشپزخانه نبود .مستأجرین برای استحمام به حمام های عمومی میرفتند و خبری هم از آب گرم و آشپزخانه نبود هرکس در اطاق خود یک چراغ نفتی داشت که روی آنها پخت و پز میکرد.

در این نیم طبقه که قوم ما زندگی میکرد یک رقاصه کافه های لاله زار نو دو اطاق و فامیل ما یک اطاق را  در اجاره داشتند. رابطه ما با این رقاصه رابطه گرم همسایگی بود. چون در طبقه مشترکی زندگی میکردیم.

اکثر مستأجرین یا رقاصه های ارزان قیمت کافه های لاله زار نویی و شاه آبادی بودند یا فاحشه های لوکس خیابانی یا تلفونی. اینها را به این خاطر تعریف میکنم تا به صاحب خانه برسم.

صاحب خانه یک حاجی مقدس مآب بود که اغلب با یک پالتوی بزرگ و یک کاه شاپو در زمستان و یک شبه پالتو یا قبا در تابستانها، همیشه در آن اطراف ولو بود و شبکه مستقلاتی خود را مدیریت میکرد. او بجز این آپارتمان ۵ طبقه؛ بخش بزرگی از آپارتمانها و خانه های آن منطقه را هم، ورزشگاه و ناصری در خیابان شهناز را مالک بود. برای حاجی پول اجاره ها مهم بود و نه شغل مستأجرین.

این قوم ما، برخلاف شغل و تحصیلات زیر دبستانی اش که در حد کلاس ۴ ابتدائی بود، ظاهری مدیریتی و داشت همیشه کراوات میزد و یک عینک پنسی هم میزد که ژست او را خیلی غلط انداز میکرد.

عید بود و من مرخصی داشتم و آمدم پیش این خویشاوندمان. چون خانواده پدری من هنوز در ملایر زندگی میکردند من جایی به جز پیش این فرد فامیل نداشتم بروم.  اول روز عید، او کت و شلوار و کراواتش را پوشید و عطر و ادکلن هم زد گفت من برای عید مبارکی میرم پیش حاجی غلامعلی! تو خانه باش تا برگردم  و آنوقت یک برنامه ای بگذاریم. پس از ساعتی برگشت. پرسیدم چطور بود؟  گفت یک عمله دیگه مثل من اومده بود عید دینی او، اونو به عنوان مهندس … به من معرفی کرد و مرا که سرو وضعم از او بهتر بود به عنوان دکتر … به او معرفی کرد.

ولی من فهمیدم که آن یارو همانقدر مهندس است که من دکتر! و فکر میکنم هردوی ما بازدید کنندگان حاجی هردو میدانستیم که او هم یک پا انداز و عشرتکده دار معمولی است که از این طریق کار خود را می گرداند.

از این داستان یا خاطره واقعی میتوان فهمید، که حاجی نمی خواست غیر حاجی و یک عشرتکده دار نمایانده و معرفی شود. او نمی خواست بازدیدکنندگان او هم کمتر از مهندس و دکتر باشند. آن مهندس و دکتر هم میدانستند که با عناوین دروغین به هم معرفی می شوند ولی از نسبت این عناوین به خود نارحت نبودند.. مخرج مشترک این اپیزود یعنی دروغ و خالی بندی هر سه طرف!

و اما شباهت شگفت انگیز آن حاجی آقای عشرتکده دار و میهمانان دکتر و مهندس او را با جمهوری اسلامی و نظام ولایی آن در این چهلمین سال انقلاب اسلامی آخوندی شده  ما و تبلیغات تماماً قلابی پیرامون حضور میلیونی و دهها میلیونی امت اسلامی را می توان به خوبی دید.

رژیم به زور یا با ساندیس اُمت خود را به از هیت ها و حسینه ها، از مساجد و از پادگانها به نمایش خیابانی میکشد در حالی که  همان جمعیت اتوبوسی به خیابان آمده همه میدانند که به زور و از روی اجبار آمده اند و در حالی که در طرف دیگر آن خیابان های مسیر تظاهرات، مردم دیگری از تیپ دیگری ایستاده اند و علناً به رژیم بد و بیراه میگویند. و در بسیاری  از شهرها در حاشیه همین تظاهرات ها مردم با جسارتی تحسین آمیز با شعار های ضد رژیم به خیابانها آمدند و رسانه های رژیم آنها را هم جزء شرکت کنندگان این جشن حکومتی معرفی کردند.

به این تیتر سایت پادگانی تابناک نگاه  کنید:

«بازتاب گسترده جشن چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی در رسانه های جهان»

«به گزارش تابناک، خبرگزاری اسپوتنیک روسیه با پخش مستقیم مراسم ۲۲ بهمن اعلام کرد: مردم شهر تهران برای برگزاری چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به خیابان ها آمدند.»

تابناک از خیرگزاری بی اعتبار روسی اسپوتنیک، حاجت گرفته و میخواهد مراسم را مشعشع نشان دهد.

سایت امنیتی پادگانی تسنیم نیوز نیز در گزارش های خود، تلاش دارد مشارکت مردم را در این نمایش حکومتی بی محتوا گسترده نشان دهد و خود بهتر از هر کس میداند دروغ می بافد و میداند که مردم هم میدانند که همه این شبکه دروغ میگویند ولی بازهم دروغ میگویند و راه دیگری ندارند چون اعتراف به انزجار و دوری مردم از این مراسم حکومتی یعنی خودکشی و اعتراف به شکست.

ولی باید در خاتمه این یادداشت بگویم به نظر من و هر شخص منصف دیگری، دروغگویی و خالی بندی آن حاجی آقای عشرتکده دار، هزاران بار بر این خالی بندان و مبلغان رژیم  اسلامی و شخص مقام معظم بر ما  شرافت دارد. چون خالی بندی آن حاجی فقط پوشش اخلاقی به کاری که در دنیای امروز  چندان نامرسوم نیست میدهد و خالی بندی مقام عظما و حواریون رجاله سیرت او  و لومپن منش او علیه ملت ماست.

**********************************

توجه!

ر کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

No Comments