شبح بازگشت پادشاهی، اردوگاه ارتجاع سرخ و سیاه را، سراسیمه کرده است

Share Button

ولی همه این شوها و تشدید حمله و هجوم به خانواده پهلوی؛ ۳۸ سال پس از درگذشت شاه، فقط و فقط یک چیز را نشان میدهد! و آن هم این است که شبح بازگشت نظام شاهنشاهی و مطرح شدن هر روز بیشتر شاهزاده رضا پهلوی در بین طیفهای وسیعی از مخالفان رژیم، به عنوان یک شخصیت فرا فرقه ای و چتر فراگیر یک گفتمان رهایی ملی از شّر این نظام،  تمام منظومه سیاسی رژیم حاکم و اقمار آن را به سختی هراسان کرده است. این شبح به کابوس شبانه روزی رژیم و آنهایی که پنهانی، ستون پنجم آن در درون اپوزیسیون بوده اند تبدیل گردیده است.

Bildresultat för ‫عکسهای شاه ایران‬‎

اگر همه میخانه ها زمن طلب کارند

دوستی در تلگرام فایل مصاحبه شخصی بنام احمدعلی مسعود انصاری، که خود را پسر خاله شهبانو فرح پهلوی و محرم ترین فرد به شاه فقید و شاهزاده رضا پهلوی معرفی می کند را برایم فرستاد.

اگر این مصاحبه کننده، در داخل ایران زندگی میکرد، بی تردید تصور میکردم این مصاحبه هم یکی دیگر از همه مصاحبه های تلویزیونی است که این رژیم و دستگاه تواب ساز تفتیش عقایدی آن، طی این ۴۰ سال با تهدید و مرعوب سازی اسیران سیاسی خود به آنها تحمیل کرده است. ولی گویا این مصاحبه گر در خارج زندگی می کند.

پس از شنیدن مصاحبه، کمترین تردیدی برایم باقی نماند که مصاحبه صد در صد مهندسی و اطلاعاتی پرداخته شده است. ولی چرا یک مهاجر سیاسی دیگر؟

سون تسو، ژنرال و استراتژ نامدار چین باستان، برای بکارگیری جاسوسها و نحوه گزینش آنها رهنمود های ارزنده ای دارد که کلاسیک شده اند و تا امروز معتبر هستند و به طوری که توضیح خواهم داد همین فرد مصاحبه گر نمونه ای از آن است که در چارچوب آموزه های سون تسو می گنجد.

ولی قبل از ادامه بحث این را بگویم که این ژنرال نابغه در اثر درخشان خود «هنر جنگ» تاکید زیادی روی نقش جاسوسها میکند. او بر این اعتقاد بود که یک ژنرال میتواند یک جنگ را، به کمک جواسیس که او آنها را در ۵ نوع تعریف می کند، با کمترین هزینه و تلفات (حتی برای دشمن) با پیروزی به پایان برساند.. یکی از این نوع جواسیس، جاسوسهایی هستند که از درون صفوف افسران ارتش دشمن به کار گرفته میشوند.

او میگوید در همه ارتشها و حکومتها همواره افسران و دولتمردانی وجود دارند که درست یا نادرست  مورد تبعیض قرار گرفته اند یا چنین احساسی دارند. یا درجه نگرفته اند یا پاداش نگرفته اند یا نسبت به فرماندهان خود به هر دلیلی کینه دارند.

 

برای باز کردن بیشتر مطلب، اول این سوال را مطرح میکنم: «گوییم که شاه بد، ضعیف و توسری خور آدمهایی مانند تو! آیا اینها دلیل میشود که پس از قریب ۳۸ سال و نیم از درگذشت او، بیایی و با یک رسانه رژیم (رسمی یا غیر رسمی) مصاحبه بگذاری و هرچه لجن می توانی بر سر و روی او، پسر و همسرش بریزی؟ با اینکه میدانی اینها همه یعنی هیزم  رساندن به تنور پهلوی ستیزی رژیم که در آن تافتون شیرین حقانیت و مشروعیت تاریخی و سیاسی رژیم پخته میشود؟!.

بنا به ضرب المثل«گدا شب جمعه را گم نمیکند»، کسی نیستم که پس از عمری پیراهن پاره کردن در میدان سیاست، شب جمعه«مصاحبه های سفارشی بودار و مزدورانه»را گم کنم. بر حسب تجربه و قرار دادن مصاحبه این فرد در متن شرایط سیاسی روز، که او سعی میکند کوچکترین تکه لجن مالی نشده ای در تمام پیکر خانواده پهلوی باقی نگذارد و با بیانی هنرپیشه وار و تئاتریکال،: هم شاه را مواجب بگیر پادشاه سعودی میداند؛ هم او را  آدمی که ترس بر او چنان چیره گشته است که به هذیان گویی و لکنت زبان گرفتار شده، و همه اطرافیان او، آدمهایی نوکر منش، دروغگو هستند و سر آخر هم با اینکه عفریت سرطان دم درب اتاقش ایستاده است، پزشکانش او را می کشند و منتظر نمی مانند تا سرطان کار او را بسازد. او که از ترس فلج شده است، حتی اراده نگارش یک وصیتنامه سیاسی چند سطری را ندارد.

تمام حرفهای مصاحبه گر از چنان نفرت و کینه ای لبریز است که دقیقاً  وی در کادر رهنمود سون تسو برای بکارگیری به عنوان جاسوس کاملاً می گنجد.

البته سون تسو میداند که برای جذب این نوع جاسوسها چرب کردن سبیل هم  لازم است والا بی مایه فطیر می باشد. روی این اصل میگوید؛ باید همه گونه پاداش به چنین جاسوسهایی داد، و حتی در امنیت جانی و تأمین آتی آنها کوشید تا نمونه خوبی برای نشان دادن به جاسوسهای آینده باشند.

 

بر چنین بنیادی، سون تسو ادامه می دهد: « آن ژنرالی که با کُشت و کُشتار، ویران کردن  شهرها و هزینه زیاد، یک جنگ را می برد، ژنرال برجسته ای نیست. بلکه آن ژنرالی شایسته عنوان ژنرالی است که با عملیات جنگ روانی و مهمتر از همه دیس اینفُرماسیون و هدف گیری مغز و استراتژی دشمن، او را چنان از داخل تخریب روحیه کند که بتواند جنگ را بدون جنگ ببرد.» بُردن جنگ بدون جنگیدن هنر است.

و با این پیش فرض مبتنی بر تجربه و مطالعه باید دانست که سبیل این آقای انصاری به قدر کافی از سوی جمهوری اسلامی چرب گشته است تا چنین مصاحبه ای را برای لجن مال کردن کل خانواده  پهلوی، چون یک هنرپیشه حرفه ایی در صحنه مناسب به اجرا بگذارد.

بی هیچ تردیدی، برای اجرای این شو، هم ایشان تمرین زیادی باید کرده باشد و هم استادید جنگ روانی دستگاه های اطلاعاتی رژیم زحمت زیادی برای این شو تلویزیونی کشیده باشند.

ولی همه این شوها و تشدید حمله و هجوم به خانواده پهلوی؛ ۳۸ سال پس از درگذشت شاه، فقط و فقط یک چیز را نشان میدهد! و آن هم این است که شبح بازگشت نظام شاهنشاهی و مطرح شدن هر روز بیشتر شاهزاده رضا پهلوی در بین طیفهای وسیعی از مخالفان رژیم، به عنوان یک شخصیت فرا فرقه ای و چتر فراگیر یک گفتمان رهایی ملی از شّر این نظام،  تمام منظومه سیاسی رژیم حاکم و اقمار آن را به سختی هراسان کرده است. این شبح به کابوس شبانه روزی رژیم و آنهایی که پنهانی، ستون پنجم آن در درون اپوزیسیون بوده اند تبدیل گردیده است.

جا داشت مورد به مورد به ادعاهای این کارگزار خریده شده  رژیم می پرداختم ولی انجام این کار مطلب را طولانی میکند. بنابراین فقط به یک نکته اشاره میکنم و میگذرم. انصاری در این مصاحبه میگوید که شاه پس از خروج از کشور ۲۰ میلیون دلار از عربستان و ۵  میلیون دلار از شاه مراکش کمک مالی گرفت.

یکی از دلایلی که مخالفین شاه   همواره علیه او و پدرش مطرح میکردند این بود که آنها ایران را چاپیدند و در بانکهای خارج گذاشتند. تبلیغ می شد که او یکی از ثروتمندترین مردان جهان است.

باید از این مصاحبه کننده پرسید آیا اتهامات آن موقع به شاه دروغ بود یا اتهامات اخیر این مرد؟ چون رضا شاه و فرزندش، در صورت غارت ۴۰ ساله ایران  نبایسنی اینقدر درمانده مالی بوده باشند که دست تکدی به سوی شاه سعودی و مراکش دراز کنند. و اگر از روی احتیاج این کار را کرده اند باید گفت زهی به شرفشان! زیرا  پس از ۲۷ سال پادشاهی چنان تهی دست از مملکت خارج شد ه است که مجبور گردیده از متحدین سابق خود کمک بگیرد.

البته این اولین بار نیست که، راست یا دروغ، شاه متهم به کمک گرفتن مالی میشود. در سال ۳۲ که او از ایران به رم رفت، دو برادر به نام برادران رشیدیان ۳۰٫۰۰۰ تومان به او داده بودند و طبق اسناد انتشار یافته این خبر درست است. به این میگویند اوج شرف ملی نه چیز دیگری.

 

 

خود این گواه بر اعتبار من است

اگر که مفتی شهرم به کفر فتوا داد

 خود این گواه زاعتقاد من است

ز بعد مردن من دیدی ار زمینی را

که شعله خیزد از آنجا

بدان مزار من است

آری! نه از مزار محمد رضا شاه بلکه از روح همیشه در پروازش بر فراز سرزمین اهورایی ما چنان شعله هایی زبانه می کشند که تو گویی تمام آسمان میهن ما به آتشکده زرتشت تبدیل گردیده است و تا آتش زدن به کاخ بیداد این روضه خوانان، این روح و شبح سرگردان و سوزان بر فراز این سرزمین آرام نخواهد گرفت..

به عنوان اختتام مطلب، فقط بگویم من کمترین تماسی نه با شاهزاده رضا پهلوی دارم و نه با هیچ گروه مشروطه طلبی که با عقاید سیاسی من شریک باشد ولی در اشاره به پول گرفتن شاه و شاهزاده رضا پهلوی می گویم؛ من نمیدانم این اتهام چقدر بر او و پدرش وارد است ولی در قیاس با رفتار احتمالی خودم اگر در چنین وضعیتی قرار می گرفتم می گویم:« من، حبیب تبریزیان، زندانی سابق سیاسی در زمان شاه، شکنجه شده ساواک، که تمام جوانی و زندگیم در مبارزه با آن رژیم و سپس با این رژیم به انگیزه آزادی و سرافرازی میهنم گذشته است، با صدای بلند میگویم و اعلام میکنم؛ اگر هر دولت یا ارگان خارجی، چه آمریکا، چه اسرائیل، چه شاه عربستان و چه سلطان مسقط  یا شیخ شارجه به من پیشنهاد کمک مالی کند، با ابراز تشکر بطور قطع می پذیرم بدون اینکه این کار را ابداً پنهان کنم یا آن را نفی شرافت خود بدانم. ولی اینقدر عزت نفس و غرور دارم که دیناری از آن کمک را به مصرف شخصی خود نرسانم و تمامی آن را به اضافه آنچه در بضاعت خود دارم صرف مبارزه با این رژیم کنم.

این یک شارلاتاریسم  و شیادی آخوندی و شبه آخوندی و چپی و یک قداست کاذب مزورانه است که از کمک گرفتن از دیگران، با هدف صرف آن در مبارزه با رژیم کنونی تابو بسازیم.

گرفتن کمک از ممالک دیگر که در دشمنی با رژیم ایران (که مطلقاً دشمنی آنان با میهن ما در این رابطه از اساس  دروغ است) با ما هم جبهه و هم سنگر هستند و آنها نیز از تروریسم صادراتی این رژیم به ستوه آمده اند، کاملاً مشروع  می باشد و رد کردن چنین کمکی تزویر و قداست سیاسی کاذب است.

هوشی مین قهرمان جنگ ضد آمریکایی و جبهه آزادیبخش ویتنام طی دهها  سال از شوروی و چین کمک گرفتند و با آمریکا جنگیددند، نهضت مقاومت فرانسه و ژنرال دوگل، در طول جنگ دوم  از آمریکا، انگلیس کمک گرفت و با آلمان هیتلری جنگید، همین حالا اروپا و آمریکا به مخالفین نیکولاس مادورو کمک میدهند و این ها بیشتر هم طلب میکنند و از مردم هم پنهان نمی کنند.

اگر آزادی خواه هستیم، اگر نمی خواهیم ریاکارانه قداست آفرینی برای خودکنیم و اگر به میهن پرستی خود باور داریم باید بدانیم؛ رژیم آخوندی کنونی یک سرطان بدخیم منطقه ایی و بین المللی است که همه دولت های صلح دوست، همان اندازه حق دارند با آن دشمن باشند و مبارزه کنند که ما ایرانیان مبارز راه آزادی. و این غده بدخیم سرطانی فقط با کوشش و مساعی جمعی و مشترک همه ما کنده و آثار شوم آن درمان خواهد شد و نه مبارزات انفرادی هر یک.

نمیدانم میتوانم کلیپ ویدئویی مصاحبه موضوع این یادداشت را کپی و در اینجا درج کنم یا نه ولی بعد از ویرایش و درج این یادداشت تلاش خود را خواهم کرد والی کاربران گرامی میتوانند آنرا  در شبکه های مجازی ببینند. کانالی که این مصاحبه به عنوان یک خبر داغ انتشار داده “ خبر فوری” در تلگرام است. رژیم از این گونه کانالهای ماسکدار برای انتشار مواد گمراه ساز و دیس اینفُرماتیو خود زیاد دارد.  

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه فال بنام من دیوانه زدند

به اعتبار پیشینه سیاسی، نامناسب ترین شخص برای دفاع از خاندان پهلوی هستم ولی در برابر وجدان میهن پرستانه خود نمی توانم ساکت بمانم، جز این، انگیزه دیگری برای نگارش اینگونه مطالب در کار نیست.

*******************

توجه!

ر کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

No Comments