نگاهی به روابط ایران و عراق

Share Button

نتیجه گیری: پیوند های ایدئولوژیک مانند دوستی های دوران کودکی و جوانی هستند که با بزرگ شدن و عقل رس شدن آدمها، جای گیر شدن افراد در یک کاته گوری و گروه خاص شغلی و اجتماعی، روابط  (جان جانی)گذشته اشان غالباً گسیخته می شود تا روابطی جدید مبتنی بر واقعیات جدید با آدمهای جدید به جای آنها برقرار گردد زیرا دیگر زمینه ها و پیش شرط ها تغییر کرده اند و کمکی به تداوم روابط گذشته نمی کنند.

رسانه های منطقه، از عرب نیوز تا العربیه و الاهرام سفر نخست وزیر عراق، عادل عبدالمهدی به عربستان و پذیرایی گرم ملک سلمان و  محمد ابن سلمان از وی را وسیعاً منعکس کرده اند. نخست وزیر عراق در این سفر، عزم کشور خود، برای  توسعه روابط نزدیک با عربستان را مورد تاکید قرار داد.

عبدالمهدی در این سفر چندین قرارداد با عربستان امضاء کرد که در میان آنها همکاری های امنیتی و اطلاعاتی شایان توجه می باشد. توافقنامه های همکاری های صنعتی، نفتی و در حوزه انرژی بین عراق و سعودی امضاء شد نیز با توجه به اینکه  ایران رقیب اصلی سعودی در منطقه می باشد که برق و گاز به عراق صادر میکند، حائز اهمیت ویژه می باشد.

وابستگی عراق به تحویل گاز و برق از سوی ایران، یک ابزار فشار استراتژیک در اختیار ایران قرار داده بود که حالا با اجرای این توافقنامه ها، از طرف سعودی برطرف خواهند گردید.

 بنا به گزارش آسوشیتد پرس ۴ آوریل، در یک بازدید دو روزه  یک هیئت بزرگ سعودی به رهبری وزیر خارجه سعودی به عراق، دولت سعودی یک کمک نقدی یک میلیارد دلاری به عراق اعطاء کرد و طی این بازدید یک کنسولگری عربستان در منطقه سبز بغداد افتتاح گردید. قرار است  سه کنسولگری دیگر نیز در آینده نزدیک در عراق تاسیس گردد. وزیر سرمایه سرمایه گذاری سعودی در این مراسم گفت که فصل جدیدی در روابط عراق و سعودی آغاز شده است .

خلاصه اینکه همه شواهد حاکی از نزدیکی شتابناک عراق به عربستان می باشد.

رژیم آخوندی و سران سپاه، در تبلیغات خود همواره روی نفوذ سیاسی، نظامی و مذهبی رژیم ایران بر عراق تاکید و به آن مباهات کرده اند و بین مردم چنان وانموده اند که عراق به راستی یکی از استانهای ایران است.

برای روشن شدن عیار پیوند عراق با رژیم در ایران، به سطح روابط  که بسیار متغیر است ابداً نمی توان بسنده کرد بلکه باید به عمق و ماهیت روابط و میل ترکیبی طرفین در یک دوره تاریخی رفت تا پایداری و ماندگاری روابط آنها را ارزیابی کرد.

پس از انقلاب؛ رژیم آخوندی سعی کرد تا از اشتراکات مذهبی (شیعی) با اقلیتها یا اکثریت های شیعی در تمام ممالک منطقه و حتی دنیا برای خود سرمایه سیاسی و پایگاه نفوذ بسازد. و تا هنگامی که شور و حرارتی در انقلاب اسلامی بود، و پیامهای آن نوید بخش یک زندگی بهتر بودند و هنوز فساد، ناکارآمدی، انحصار طلبی و استبداد فردی و فرقه ای همزاد این انقلاب و متولی گری آن خود را نشان نداده بود، در گوشه و کنار دنیا و منطقه جماعت هایی بودند که شیفته و شیدای انقلاب اسلامی نوظهور در ایران شده بودند و به چشم مدینه فاضله اسلامی موعود بدان می نگریستند، همان نگاه شیفته واری که بسیاری از جوانان نسبت به داعش در بدو اظهار وجودش نشان دادند و بدان پیوستند.

این تاثیرگذاری افسون آمیز انقلاب اسلامی، زمانی به اوج خود رسید که رژیم با استفاده از منابع سرشار ارزی مملکت و ذخیره های باقی مانده از رژیم شاه، حراج و غارتِ انباشته های ملی و منابع طبیعی، آن را با دوپینگ دلار و درهم بخشی تقویت کرد.

۷۰ سال قبل از استقرار حکومت آخوندی در ایران، رژیم بلشویکی تازه به قدرت رسیده در امپراطوری روسیه همین رفتار ریخت و پاش گرانه را با منابع آن امپراطوری کرد.

در حالی که مردم سرزمین تحت حکومت حزب  کمونیست، با محرومیت های بسیار دسته و پنجه نرم می کردند و دختران روسی برای چند بسته آدامس، یک شلوار جین یا جوراب نایلون خود را به توریستهای خارجی میفرختند، دولت حزبی شوروی سالیانه میلیاردها دلار کمک اقتصادی و نظامی به اقمار خود یا جریانهای کمونیستی و مبارزان ضد دولتهای غربی میداد. بطور نمونه پس از فروپاشی کمونیسم رهبر حزب کمونیست طرفدار روسیه سوئد، رولف هاگر اعتراف کرد که از دولت شوروی کمک مالی دریافت می کرده است.

ولی تجربه کمونیسم به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی و اسلامیسم یه عنوان یک ایدئولوژی مذهبی نشان داده است که به موازات کهولت و پژمردگی گفتمانی (دیسکورسیو) اینگونه ایدئولوژی ها، پیوندهایی هم که آنها در دوران شادابی و جوانی خود، بر اساس مشترکات اعتقادی ایجاد کرده اند رو به افول گذارده و جای خود را به پیوند های می دهند که زمینه واقعی مادی دارند.

۴۰ سال از استقرار رژیم آخوندی میگذرد و با قطعیت می توان گفت طی این چهل سال، تقریباً همه آنهایی که روزی هوراکش این نظام و رهبری آخوندی آن بودند با آن وداع کرده اند مگر آنها که در این نظامی به جاه و مال رسیده اند که مسئله آنها چه در آغاز و چه در امروز، نه باورهای دینی و پرنسیپ های انسانی بلکه رانتها و امتیازاتی است که از قِبَل انقلاب برده اند و همچنان می برند.

تنها کلان میلیاردرها و به قدرت و منصب رسیده ها نیستند که از این موضع، همچنان از نظام دفاع می کنند بلکه صد ها هزار سپاهی، که در رژیم گذشته حتی شانس قبولی در دوره های درجه داری،  سرجوخگی و پاسبانی را هم نداشتند، در این رژیم سردار شده اند و از این رژیم دفاع میکنند و باید هم بکنند در حالی که از نسل مدافع انقلاب در پشت سر نظام دیگر ابداً خبری نیست.

با انقلاب اسلامی، َخر رژیم جدید از پل تثبیت قدرت گذشت و امروزه دیگر چندان اهمیتی نمی دهد که گفتمان مذهبی آن در بین مردم خریداری دارد یانه؟ چون دیگر بر سرنیزه از یک سو و کنترل بر ثروت ملی از سوی دیگر اتکا دارد که به آن اجازه میدهد هم نیرو بخرد و هم مردم و مخالفین خود را سرکوب کند.

ولی سیاست سرکوب و سرنیزه در آن روابطی فرامرزی که روزی بر پایه هم اشتراکات اعتقادی بنا شده بود دیگر پاسخ نمی دهد تداوم آن سیاست به میلیاردها دلاری نیاز دارد که رژیم دیگر در اختیار ندارد و شیفتگی به مواعید گفتمان انقلاب اسلامی سالهاست که جای خود را به بده بستان مالی و ارتباطات فرقه ای داده است.

به طور نمونه حزب الله لبنان، حماس و حوثی های یمن و .. ، هم رژیم آخوندی را می دوشند و هم می دانند از لحاظ همسرنوشتی با فرقه آخوندی حاکم بر ایران در یک کشتی نشسته اند. برای اینها دیگر بحث، بحث دین و مذهب نیست بلکه نجات اتحادیه این فرقه های تروریستی/ارتجاعی است. ولی همه همپیمانان گذشته رژیم با رژیم هم سرنوشت نیستند و مانند عراق کشتی مشرف به غرق شدن رژیم را به موقع ترک میکنند تا در رزمناو مطمئن رقیب آن جای بگیرند.  

تا آنجا که به رابطه  رژیم با حکومت عراق مربوط می شود، به هیچ وجه از چرخش عراق به سوی عربستان نباید تعجب کرد.

لازم به یادآوری است که سفر نخست وزیر عراق به سعودی پس از سفر او به ایران انجام گرفت که در آن سفر، خامنه ای در دیدار با او گفت که آمریکا باید از عراق بیرون برود و نخست وزیر عراق مودبانه پاسخ داد که حکومت عراق خواهان رابطه سالم با همه دولتها می باشد. ولی او به خامنه ای نگفت که نه تنها آمریکا از عراق بیرون نمی رود بلکه عربستان هم در منطقه سبز بغداد با نمایندگی دیپلماتیک ایران همسایه میشود.

اینک عراق  آخرین گامهای خود را بسوی محضری برمی دارد که در آنجا رژیم خامنه ای را سه طلاقه کند و نباید از این امر شگفت زده شد.

تنها در عراق نیست که باند خامنه ای و فرماندهان سپاه روی یخ عقدنامه نوشته و امضاء کرده اند، حکومت جزیره فسقلی کومور پس از اینکه میلیون ها دلار رژیم را دوشید، ۲ سال پیش با قطع روابط عربستان و امارات با ایران، روابطش را با ایران قطع کرد، عمر البشیر نیز پس از دوشیدن ایران وارد ائتلاف عربی به رهبری عربستان در یمن شد. حکومت بوسنی پس از اینکه همه گونه کمک از رژیم خامنه ای و سپاه در یافت کرد، سرانجام به قطعنامه تحریم علیه ایران رای مثبت داد. تردید نباید داشت که در صورت ماندگار شدن، حکومت بشار اسد هم اگر لگد محکم تری به حکومت ایران نزند سبک تر نخواهد زد.

نتیجه گیری: پیوند های ایدئولوژیک مانند دوستی های دوران کودکی و جوانی هستند که با بزرگ شدن و عقل رس شدن آدمها، جای گیر شدن افراد در یک کاته گوری و گروه خاص شغلی و اجتماعی، روابط  (جان جانی)گذشته اشان غالباً گسیخته می شود تا روابطی جدید مبتنی بر واقعیات جدید با آدمهای جدید به جای آنها برقرار گردد زیرا دیگر زمینه ها و پیش شرط ها تغییر کرده اند و کمکی به تداوم روابط گذشته نمی کنند.

حبیب تبریزیان            

No Comments